در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
فرهنگ و جامعه نمیتوانند جدا از همدیگر وجود داشته باشند و هیچ جامعهای را نیز نمیتوان بدون فرهنگ ویژه خود، متصور شد. فرهنگ دارای عناصری همچون نگرشها، باورها و اعتقادات، ارزشها، آداب و رسوم، عادات و عرفهاست. کارشناسان هم بر این باورند که انجام هر نوع کار فرهنگی باید با شناخت دقیق از این عناصر فرهنگی باشد. اما این تعریف کلاسیک جامعهشناسانه از فرهنگ، با توجه به حضور بازیگر جدیدی به نام فضای مجازی و شبکههای اجتماعی نیازمند بازنگری است. اکنون هر لحظه امکان دارد با ایجاد یک موج در فضای مجازی، یک رفتار مشترک از سوی گروهی بروز کند که چندان امکان پیشبینی آن برای جامعهشناسان وجود ندارد. میتوان در این زمینه به سخن گوته، شاعر شهیر آلمانی نظری داشت؛ «با بچه داشتن، شما پدر و مادر نمیشوید» وی گر چه اعتقاد داشت در هنگام تولد، نوشتن داستان زندگی هر کودک آغاز میشود و در هفت سالگی کامل خواهد شد و بزرگسالی تنها زمانی برای مرور و ایفای آن است، اما کودکان امروز داستانی را زندگی و بازی میکنند که قصه آن در لحظه و حتی جای دیگر نوشته میشود؛ جایی نزدیک، مثل دورترین نقطه زمین.
نعمتالله فاضلی، استاد دانشگاه و انسانشناس ضمن اشاره به مجاری مختلف کسب داده و تجارب میگوید: «این تجارب چون لزوما با یکدیگر همسان، همسو و هم جهت نیستند، امکان اینکه بتوان مجموعه این تجارب انباشت متراکم را در یک مسیر واحد و یکپارچه هدایت کرد و از آنها برای شکل دادن به یک شخصیت یکپارچه کمک گرفت نیز وجود ندارد.» شاید این مساله نوعی ضرورت بازنگری در نوع و شیوه فرهنگسازی را از سوی متولیان، ایجاب کند.
در فضای کنونی نمیتوان پشت درهای بسته یک اتاق نشست و نسخههای فرهنگی برای مردمانی که مسیر متفاوتی را طی میکنند، نوشت. نسخه اصلاح فرهنگی را چگونه مینویسند؟ برخی قصه را کوتاه میکنند و یک نسخه برای فرآیند پیچیده فرهنگ و فرهنگسازی میپیچند؛ «خودمان را اصلاح کنیم». برخی دیگر نیز اما بیتوجه به مقام عالی خود به خواهش و تمنا روی میآورند؛ مثالش هم وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات است که از مردم «خواهش» کرد تا فرهنگ استفاده از شبکههای اجتماعی را رعایت کنند. در برخی موارد افرادی هم «فرهنگ درست را فرهنگی میدانند که خود در آن دست و پا میزنند». گاهی هم از سر شاهکار چنین نسخهای برای فرهنگ یک جامعه نوشته خواهد شد؛ « فلان چیز بد است چون بد است»؛ آیا با این نسخههای اغلب بد خط میتوان به ساختن و به روز کردن فرهنگ امیدوار بود!
اهمیت فرهنگسازی
نمیتوان تردید داشت که همواره برخی از رفتارهای فردی و اجتماعی نیازمند بازسازی و حتی نوسازی است. تولید علم و دانش چنان سرعتی به خود گرفته است که بارانی از اطلاعات بر سر انسانها در حال فرو ریختن است. شبکه اینترنت و تبادل اطلاعات در تحول عادات و آداب جامعه سبقتی غیرمجاز دارد؛ در یک لحظه اندیشهای را به بینهایت اندیشههای دیگر متصل میسازد. نه جغرافیا میشناسد و نه زمان دارد. دو یا سه دهه پیش بود که میآموختیم چگونه کسب اطلاعات و جمعآوری داده کنیم، اینک نیازمندیم که بیاموزیم به چه روش از سیلاب دادهها در امان بمانیم. این بهداشت اجتماعی بیتردید نیازمند بازخوانی دوباره است که راهش ممانعت از تکنولوژی نیست؛ طرحی نو باید در انداخت طرحی از جنس فرهنگ.
دوباره این پرسش مهم، تکراری و اساسی مطرح خواهد شد که کدام نهاد یا سازمان در سطح کلان باید هنجارهای فرهنگی و اجتماعی را سامان دهد؟ متولی این فرهنگسازی کدام نهاد است؟ چه استراتژی یا برنامه راهبردی با توجه به عناصر فرهنگی اندیشیده و اتخاذ کردهاند؟
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، رسانه ملی و وزارت ورزش و جوانان از جمله نهادهای مهم و مسئول در حوزه فرهنگ و فرهنگسازی کشور هستند که باید علاوه بر این موارد بخش فرهنگی همه وزارتخانهها و سازمانهای دولتی و غیر دولتی دیگر را نیز افزود. در این میان پاس دادن وظیفه فرهنگسازی از میدان هر نهاد به دیگر سازمانها، امری عادی و معمول است؛ غافل از این که جامعه بی آنکه در آفساید قرار گیرد خود شوت نهایی را به درون دروازه میزند. در حالی که کارشناسان تا مدتی پیش اذعان میکردند با توجه به این که تغییر فرهنگ یا فرهنگسازی به معنای ایجاد نگرش و تغییر و اصلاح آن است، انتظار تغییر فرهنگ و نگرش مردم به آسانی نخواهد بود؛ اما امروز باید در این نظریه خود با توجه به ایجاد موج مجازی، تجدیدنظر کنند.
در جستجوی هویت گمشده
عصر کنونی را نمیتوان نامی برایش یافت، همه چیز در حال دگرگونی است و گاه این تغییرات تا مقابله و حتی شکست فرهنگهای سنتی پیش خواهد رفت. فراموشمان نشود پیش از هر سازمان و نهادی باید خود خانواده سررشته کار را در دست گیرد. چندی پیش یکی از مسئولان استانی با اظهار تاسف از این که هنوز متولی اصلی فرهنگ جامعه مشخص نشده است، گفته بود: دستگاههای مختلف اجرایی با موازی کاریهای بیحاصل در این امور دخالت میکنند. اولین کاری که باید در حوزه فرهنگ اتفاق بیفتد، خارج کردن این حوزه از موازیکاری و ناهماهنگی بین دستگاههاست زیرا این موضوع صدمات جبران ناپذیری را به این عرصه وارده کرده است.
دهه دیگر یا حتی پنج سال آینده چه اتفاقی خواهد افتاد؟ پاسخش را کسی نمیداند یا نمیتواند به یقین بیان کند؛ اما با این روند میتوان نمایی از آینده نه چندان دور را در آیینه حال یافت و آن گم کردن بسیاری چیزهاست، چیزهایی از جنس سنت و رسم، عید و عزا و... آن روز ما دنبال گمشدههای بسیار خواهیم بود، مباد که چنین شود.
سامان عابری / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: