آلاله ای دیگر از سرزمین گرم و تفتیده جنوب ، فضای والیبال ایران را معطر کرد؛ بازیکنی که در کوچه پس کوچه های دزفول باگوی سپید آشنا و در سرزمین فوتبال برفراز تور والیبال به پرواز در آمد.
کد خبر: ۷۴۵۲۵
سید محمد موسوی عراقی در شرایطی در نهمین دوره پیکارهای نوجوانان جهان جایزه بهترین آبشار زن دنیا را به خود اختصاص داد که بیمار بود و تا روز آخر نتوانست حتی 50درصد موجودیت و توانمندی های خود را بروز دهد. موسوی در رقابت های الجزیره 59بار اقدام به اسپک کرد و در مجموع 92امتیاز به طور انفرادی به دست آورد. الساندرو، گزارشگر و خبرنگار روزنامه معتبر و بین المللی گازتادلو اسپورت ایتالیا با دیدن بازی این جوان گفت : او خیلی خوب می تواند در لیگ ایتالیا بازی کند و این یعنی مهر تاییدی بر شایستگی های این جوان جنوبی. در الجزیره و روزی که وی کاپ ویژه ای را به نشانه افتخار ایرانیان بالای دست برده بود، گفتگوی ما با وی شکل گرفت. کلاس پنجم ابتدایی بودم که با توپ والیبال آشنا شدم. پدرم والیبالیست و دبیر ورزش بود و نخستین جرقه اشتیاق را او در وجودم ایجاد کرد. بعد برای تیم ابتدایی آموزشگاه های خوزستان دعوت شدم . آقای خاکپور مربی تیم ، پسر رئیس هیات را خط زد و مرا برگزید. او را به خاطر این اقدام کنار گذاشتند؛ اما نام و مرام این مربی گمنام خوزستانی برای همیشه در ذهنم باقی مانده است ، از مستر ایوان هم بگویم . او دروازه تیم ملی را به رویم گشود. از اول اسپک را دوست داشتم و حالا هم تنها جاذبه والیبال را در آبشار می بینم. وقتی دچار استرس یا نگرانی می شوم با چند بار پریدن و توپ زدن عقده هایم خالی می شود و حالی به من دست می دهد که وصف نشدنی است. در دزفول زیاد مرا نمی شناسند. آنجا همه دنبال فوتبال و تا حدودی کشتی هستند. والیبال خیلی برای همشهری هایم جاذبه ندارد؛ اما شاید از فردای روزی که به ولایت برمی گردم ، دیدگاه ها عوض شود. صغر سنی نیستم. شناسنامه ام 66واقعی است. فکر می کنم خیلی باید کار کنم ، اما آرزویم پس از حضور در تیم ملی ، ورود به لیگ حرفه ای ایتالیاست. نخستین بازی ملی را مقابل کره جنوبی در دوحه قطر انجام دادم .من بد بازی کردم. تیم 3برصفر باخت. آن درس بزرگی برایم شد. ست کوویچ مربی بزرگی است که مرا پذیرفت. او خیلی سختگیر است ؛ اما دلش به حال والیبال می سوزد و می خواهد به ما کمک کند. ایوان و حتی ناصر شهنازی که خیلی هم با من خوب تا نکرده مربیان خوبی هستند.دلم می خواست جایزه بهترین دفاع را بگیرم ، اما قسمت نبود. کاپم و افتخارم را مدیون لیبروی تیم هستم.عبدالرضا علیزاده با وجود بیماری شدید، دشوارترین سرویس ها را مهار کرد تا صابر نریمان نژاد پاسهای بیشتری را به من بدهد. همه هم تیمی های من بویژه 2نفر یاد شده به من کمک کرده اند. می توانستیم روی سکو بایستیم.همه به تیم ما امیدوار بودند، اما بدشانسی آوردیم. من ، منصور (زادون ) و عبدالرضا با بیماری از هند برگشتیم. نتوانستیم آن گونه که لازم بود تیم را مدد دهیم. بدترین خاطره ام باخت به ایتالیا در مسابقه های ماقبل نیمه نهایی پیکارهای نوجوانان جهان بود. اشتباهات فردی ، کم تجربگی و نداشتن بازیهای تدارکاتی با تیمهای خارجی باعث بروز اشتباهات شد. در الجزیره هیچ خاطره خوبی جز همان یک کاپ نداریم. شبها به دلیل وضعیت بد خوابگاه و نامناسب بودن خورد و خوراک نمی توانستیم بخوابیم . از سرعتی زن های تیم ملی علیرضا نادی و سعید رضایی را الگوی خود قرار داده ام. آنها در سطح عالی دفاع می کنند و اسپکهایشان حساب شده است ، بخصوص علیرضا نادی که مانند ندارد. فوتبال را دوست ندارم اما بسکتبال ورزش دوم من است. در کل هیچ ورزشی مثل والیبال ظریف و دارای جنبه های رقابت شرافتمندانه نیست. تا حالا فقط 11میلیون تومان از والیبال درآمد داشته ام . روی پولش اصلا حساب نکرده ام. یک ورزشکار حرفه ای اول باید به ورزش علاقه داشته باشد. از استانم خوشم می آید، اما مایل نیستم ذخیره بنشینم. از سربازی معاف شده ام و بزودی گواهینامه رانندگی هم می گیرم. راستش برای آینده برنامه ای ندارم. اگر توانم رسید، اول به خانواده ام کمک خواهم کرد. فردی انتقادپذیر هستم و هر کس مرا راهنمایی کند با کمال میل می پذیرم. کما این که الان خیلی خوب با ست کوویچ کار می کنم و به رفتار خشن وی عادت دارم. سختگیری لازمه کار مربیگری است . بزودی وارد دانشگاه خواهم شد. می خواهم درس تربیت بدنی بخوانم و به طور علمی با آن آشنا شوم. بنویسید، در الجزایر اصلا از خودم راضی نبودم و فکر نمی کردم که جایزه ای به من تعلق بگیرد.