در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
تو هم کمی که بزرگتر شوی برایت تبلت میخرند، بتمن و مرد عنکبوتی همدمت میشوند و تو هم مثل آنها بیشتر و بیشتر در خودت فرو میروی و در دنیایی غرق میشوی که مجازی بودنش تو را از دنیای واقعی اطرافت جدا میکند. تنهایی دنیایت را پر میکند و تو آنقدر به تنهاییات عادت میکنی که قدم زدن در خیابانها و لبخند زدن به عابران برایت بیمعنی شود؛ هرچند همین حالا هم آن گوشه تنهایی آرام زیر پوستت خزیده و شاید بغضی نهفته در گلویت داشته باشی.
چقدر خوب که تو کوچکی و هنوز وابسته این شبکههای اجتماعی نشدهای که محکومم کنی به نادیده گرفتن خوبیهای آنها. چقدر خوب که شاید همین لحظه دلت برای آغوش مادرت تنگ شده باشد و درک کنی که شبکههای اجتماعی با همه خوبیهایی که میتواند داشته باشد، حق ندارد آغوش مادر و دستهای پرمهر پدر را از تو دریغ کند.
چشمهایت را ببند و خوابی خوش ببین. خواب آغوش مادرت را، خندههای پدرت را. نه... نه.... چشمهایت را باز کن. نگاه کردن به دنیا را از خودت دریغ نکن. آرام و بیصدا به جهان اطرافت نگاه کن. به فضای سبز، به خیابانها، به آسمان و به آدمها. نگذار چشمهایت به ندیدن عادت کند. نگذار چشمهایت زیباییهای اطرافت را فراموش کند. نگاه کن و نگاه کن و فردا را مثل ما رقم نزن... .
زینب مرتضاییفرد / گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: