شصت سال هنر و صداقت

اردیبهشت سال 1381 ، شصتمین سال فعالیت هنری مرتضی احمدی است بیش از40 سریال تلویزیونی ،16 تئاتر و نیز خواندن 65 ترانه در رادیو و600 آهنگ ضربی و دوبله دهها فیلم
کد خبر: ۷۱۶۵
و انتشار2 کتاب با عنوان های "من و زندگی " و "کهنه های همیشه نو" کارنامه درخشان فعالیت هنری اوست مرتضی احمدی در سال 1303 در یکی از جنوبی ترین محله های تهران متولد شد و همراه با فرهنگ و سنت و صدق و صفای مردمان جنوب تهران رشد کرد و بالید. در دبستان منوچهری تحصیلات ابتدایی را به اتمام رسانید و در دبیرستان شرف تحصیلات دبیرستان را پی گرفت اولین اجرای تئاتری اش در همان دوران مدرسه بود با آن که مردم آن روزگار نظر خوشی نسبت به هنرهای نمایشی نداشتند، با وجود این ، تئاتر بچه دبستانی ها با استقبال بسیار خوبی روبه رو شد؛ بویژه نقش احمدی که یک نقش کمدی بود.سیزده ساله بود که آوازهای لالایی مادر برای فرزندان در وجودش رسوخ کرد و گرایش وافر به خواندن در او جان گرفت عاشق ترانه های مرحوم بدیع زاده بود و هر ترانه ای که بدیع زاده می خواند، حفظ می کرد ریشه اصلی خواندنم مادرم بود؛ مجذوب صدای او بودم لالایی های او که بیشتر مشتمل بر اشعار مذهبی بود، با روح و جانم گره خورده بود پس از آن ، خواندنم با بدیع زاده و قوام دوام پیدا کرد.احمدی در سال 1322 وارد تئاتر فرهنگ شد؛ با پیش پرده خوانی شروع کرد و پس از آن تئاترهای مختلفی را بازی نمود. سال 1328 بود که برای همکاری به تئاتر تهران دعوت شد حضور در تئاتر فرهنگ و تئاتر تهران که از تئاترهای منظم آن زمان بودند، برای احمدی جوان موفقیت بسیار چشمگیری بود کار تئاتر بسیار دشوار بود و البته ما هم عاشق دشواری بودیم باور کنید اجرای صحنه ای را با نقشهای دو یا سه خطی شروع کردم کارگردان های آن زمان بسیار سختگیر بودند این طور نبود که سر تمرین دیر حاضر شویم یا کار را جدی نگیریم شخص غیر منضبط، سریعا عذرش خواسته می شد از ساعت 4 عصر تا یازده شب در حال تمرین یا اجرا بودیم . دست آخر پس از پایان کار، چون پول کرایه ماشین یا حتی کالسکه را هم نداشتیم ، مسافت های بسیار طولانی را با پای پیاده در دل شب طی می کردیم با جدی تر شدن فعالیت هنری اش ، از جانب خانواده که علاقه چندانی به کار هنری نداشتند و حتی آن را عیب می دانستند، بسیار محترمانه از خانه رانده شد در اثنای کار تئاتر و پیش پرده خوانی ، به رادیو نیز برای ترانه خوانی دعوت شد و اجرای نمایشنامه های رادیویی را به طور پیگیر دنبال کرد؛ همان نمایشنامه هایی که شادروان پرویز خطیبی بنیان نهاد و افرادی چون اکبر مشکین ، خانم پرخیده و خانم کنی در این نمایشنامه ها بازی می کردند این جمع ، اولین بازیگران رادیو بودند کم کم با شکل گیری نمایش های رادیویی ، مردم ارتباط بسیار خوبی با آن برقرار کردند و مرتضی احمدی در کنار فعالیت رادیویی ، کار تئاتر را هم انجام میداد؛ چرا که تئاتر خانه اول او بود. اما دیری نپایید که فعالیتی این گونه ، برای همیشه از هم گسسته شد؛ چرا که وضع تئاترهای منظم با کودتای بیست و هشت مرداد بکلی به هم ریخت کودتای بیست و هشت مرداد پیش از آن که یک کودتای سیاسی اجتماعی باشد، یک کودتای فرهنگی بود در کودتای بیست و هشت مرداد شدیدا به مجامع هنری حمله شد و تئاترهای ما را تخریب کردند ما بهترین و منظم ترین تئاترهای کشور را داشتیم ؛ تئاتر تهران ، تئاتر فرهنگ این تئاترها در سه گروه هنرپیشه منظم در استخدام داشتند؛ یک گروه تمرین می کرد و گروه دیگر روی صحنه بود.365 روز سال ، ما تئاتر داشتیم مردم برای رفتن به تئاتر، برنامه خاصی داشتند که متاسفانه 28 مرداد همه آنها را تخریب کرد و همان تئاترهای منظم ، لانه زنان آن چنانی شد مواد مخدر، الکل و بی بند و باری حاکم گردید و دیدیم که تئاتر لاله زار ما به چه روزی درآمد با حاکم شدن چنین فضایی در تئاتر آن زمان ، هنرمندان تئاتر که چنین فضایی را همگام با خط مشی فکری و هنری خود نمی دیدند، برای همیشه از تئاتر جدا شدند و به رادیو پیوستند؛ زیرا در آن زمان رادیو تنها جایی بود که توانایی پرورش استعداد هنری را داشت رادیو، مامن بزرگان تئاتر شد مرحوم اصغر تفکری کمدین مطرح آن زمان مرحوم هوشنگ سارنگ که هنگام اجرا روی صحنه ، هم صحنه و هم تماشاچی را صاحب بود، مرحوم تقی ظهوری نصرت الله محتشم و بالاخره مرتضی احمدی که با خواندن بحر طویل، جانی تازه و دمادم به رادیو میداد.متاسفانه از نسل اول هنرمندان رادیو، جز تعدادی انگشت شمار باقی نمانده است من یکی از بازماندگان آن جمع قدیم هستم وقتی به گذشته نگاه می کنم ، افسوس تمام وجودم را فرا می گیرد واقعا جای هنرمندان از دست رفته را کسی نتوانست پر کند از دست دادن این هنرمندان ، بسیار دشوار است ؛ چرا که جایگزین نداشتند چه کسی می تواند جای تفکری را پر کند؛ چه کسی صدایی شبیه محتشم داشته است که بتواند جای او را پر کند؛ قطعا هیچ کس جای زرندی چه طور؛ برخی می گویند ما با قصه های صبحی بزرگ شدیم . اینها چه کسانی بودند که وارد رادیو شدند؛ واضح است ؛ آن ها بزرگان تئاتر آن زمان بودند محتشم ، نقشهای نادرشاه ، آقا محمدخان قاجار و شاه عباس را بازی می کرد و هنگام بازی ، صحنه را می لرزاند در فاجعه رمضان ، کسی مثل هوشنگ سارنگ نیامد که ابن ملجم بشود؛ هنوز هم نیامده و نخواهد آمد. فکر می کنید مهین دیهیم کم کسی بود؛ در شما و رادیو یک پای ثابت بود؛ برنامه ای که 72 درصد شنونده داشت وقتی مرتضی احمدی این جملات را می گفت ، شوری غم آلود تمام تار و پودش را فراگرفته بود.همان طور که اشاره شد، احمدی و جمعی دیگر از هنرمندان پس از کودتای 28 مرداد برای همیشه از صحنه تئاتر کناره گیری کردند امیر ارسلان نامدار، به تعبیری آخرین اجرای تئاتری مرتضی احمدی به شمار می آید احمدی با گشایش اولین شبکه تلویزیونی ، وارد تلویزیون شد او از اولین هنرپیشه های تلویزیون محسوب می شود کار رادیو همچنان ادامه داشت پرویز خطیبی می نوشت طنز، شعر، کار جدی ، ترانه های فکاهی و مرتضی احمدی همراه هنرمندانی چون محمدعلی سخی ، جمشید شیبانی ، مجید محسنی و دیگر بزرگان نام برده شده ، آن را اجرا می کردند یک نسخه خطی داشتیم همگی می رفتیم جاده قدیم شمرون و برنامه اجرا می کردیم ؛ آن هم به صورت زنده خیلی مشکل بود، ولی ما عادت کرده بودیم تمام هوش و حواسمان به کار بود تا تپق نزنیم مرتضی احمدی کار دوبله را نیز از سالهای دور آغاز کرد؛ یعنی از همان زمان که دوبله هنوز به طور جدی پا نگرفته بود احمدی دوبله را با مرحوم عطاءالله زاهد و خطیبی شروع کرد همراهان او در دوبله ، همان کسانی بودند که در تئاتر و رادیو جمعی صمیمی را راه انداخته بودند بزرگان و نامهایی چون حمید قنبری ، منوچهر زمانی ، قدکچیان ، هوشنگ بهشتی ، خانم پرخیده ، تقی ظهوری و اولین دوبلر زن ایران ، خانم مهین بزرگی پایه دوبله را هم هنرپیشه های تئاتر بنیان گذاشتند ما عاشق کارمان بودیم ، بسیار جستجوگر بودیم میان مردم می رفتیم و صداها را گوش می کردیم تیپ ها را از میان مردم می گرفتیم و برای کار هنری ، صبر و حوصله فراوانی خرج می کردیم تقلیدی در میان نبود، تیپ دزدی نمی کردیم هر کس باید یاد بگیرد که خودش را پیدا کند کلام آخر:وصیت کرده ام پس از مرگم اگر حقی داشته باشم ،حسن کچل را پخش کنند.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها