
نوجوانی و دورانهای دیگر هم همین حالت را دارند، همه جزئیات و همه کارها خودآگاه نبودهاند و خیلیها هم که بودهاند طبیعی است که دیگر یادمان نباشد. لزومی هم ندارد؛ چرا که آن لحظهها شاید بیانگر چیزی حقیقی در زندگی ما نباشند اما لحظات و رخدادهایی هست که در ذهن ثبت میشود و زدودنی نیست. لحظاتی که برخی از آنها بین همه ما مشترک است و برخی دیگر خاص خود ماست و البته لحظاتی که میشد مثل همه لحظات دیگر فراموش شدنی و بیاهمیت باشند اما به واسطه یک تصمیم یا تصادف بشدت مهم شدهاند و ما را تغییر دادهاند. اینها نقاط عطف زندگی ما هستند. این نقاط عطف از تولد آغاز میشوند و شروع مدرسه، امتحان، بلوغ، کنکور، ازدواج، انتخاب شغل، اولین خانه، فرزند و بازنشستگی را در برمیگیرند. اگر بتوانیم ذهنیتی روشن و تحلیلی دقیق از این نقاط عطف داشته باشیم، آنگاه راحتتر تشریح میکنیم که چه شد به اینجا رسیدیم و هویت امروزمان را چه چیزها و دلایلی شکل داده است. به همین منظور کتابی از رابرت رولاند اسمیت را برای جمعه پر از پرسش شما پیشنهاد میکنم. نام کتاب گشتی با افلاطون است و عنوان فرعیاش «معنای نقاط عطف زندگی» است. کتاب را هدی زمانی سرزنده، ترجمه و انتشارات ققنوس چاپ کرده است. نویسنده با زبانی روان و تحلیلی متفاوت، نقاط عطف زندگی را پیش چشم میآورد، توضیح میدهد و توان تحلیل آنها را به خواننده میآموزاند. یکی از چالشهای چنین کتابهایی بهطور قطع روان و ساده توضیح دادن موضوعات پیچیده و دشوار است و سرراست کردن مسائلی ضروری که به نظر انتزاعی و نامربوط میرسند. گشتی با افلاطون ساده است اما زاویه دید متفاوت و تازهای برای خواننده ایجاد میکند.
یکی از نکاتی که در باب نقاط عطف وجود دارد این است که تنها عشق، دوری از والدین، بچهدار شدن، بازنشستگی و چیزهای فردی دیگری از این دست نیست که سازندهماست. تجربیات اجتماعی همچون رأی دادن، انقلاب کردن، فعالیتهای عمومی و خیریه و چیزهایی از این دست هم با اینکه اجتماعی و به نظر صرفا همگانی میرسند، در ساختن شخصیت و ایجاد نقطه عطف در زندگی فردی هر انسانی ـ بخصوص آدمهای دنیای جدیدی که ما متعلق به آن هستیم ـ مؤثر است.
این کتاب بخوبی نشان میدهد کارهای در ظاهر اجتماعی، خشک و عصا قورت داده چگونه میتواند جزئی از شخصیت انسان شود و بر روابط خصوصی او به اندازه بلوغ و طلاق و میانسالی تأثیر بگذارد.
بله این جمعه ممکن است با هر چیز مصنوعی و دلخوشکنک و گذرایی درست نشود، بخصوص برای شمایی که سخت قانع میشوید و از خود شاکی هستید اما سر زدن به نقاط عطف زندگی باعث میشود احساس کنیم روندی عجیب و منحصربهفرد را گذراندهایم و در زندگی چیزهایی را تجربه کردهایم که متفاوت بودنش هیجانانگیز و پر ارزش است. در یک کلام، زندگی به مرورش میارزد. (ضمیمه چمدان)
علیرضا نراقی
گواردیولا چگونه برترین مربی تاریخ شد؟
خرید و فروش غیرقانونی انواع حیوانات و پرندگان کمیاب ادامه دارد