در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در حالت اول شرکت خدمات اینترنتی (ISP) بوق مشغول میزد. به این معنا که کاربران زیادی داشتند از اینترنت دایالآپ (Dial – Up) استفاده میکردند و تو باید در صف انتظار میایستادی. در حالت دوم ارتباط شما با مرکز برقرار میشد. علامت دو مانیتور را روی صفحه میدیدی که با سیم به هم وصل شده بودند. موجی جادویی فاصله این طرف و آن طرف سیم را طی میکرد و در این رفت و برگشت، نوایی امیدبخش گوشها را مینواخت. صدای لحظه وصال در اینترنت دایال آپ را نمیتوان به صدای دیگری تشبیه کرد. صدایش منحصربهفرد بود. حس میکردی یک نفر دارد تلاش میکند کاری را انجام دهد و در این مسیر همه زورش را میزند. هنگامی که صدای «قیژ و قیژ» به هدفش میرسید، سکوت میکرد و اجازه میداد از نعمت اینترنت بسیار کم سرعت لذت ببری. صدا که میرفت آیکون کوچکی نمایان میشد که شبیه یک دستگاه مانیتور بود. آن مانیتور تا زمانی که چشمک میزد و خاموش و روشن میشد تو میتوانستی با خیال راحت وبگردی کنی. حداکثر سرعت در این روش برای اتصال به اینترنت 56 کیلوبیت بر ثانیه بود.
اولین سالهایی که اینترنت در شهرها عمومی شده بود (اوایل دهه 80) استفاده از آن به راحتی امروز نبود. باید کارتی را میخریدی و شماره کاربری و رمز عبور و شماره تلفن را وارد میکردی. پدر و مادرها با این صدای قیژقیژ میانه خوبی نداشتند. چون میدانستند تلفن منزل تا زمان وصل بودن رایانه فرزند دلبندشان به اینترنت بوق اشغال میزند. پول تلفن آخر ماه هم البته در نارضایتی کمتاثیر نبود. با توجه به سرعت کند اینترنت و جوگرفتگی بچههای آن دوره، حداقل زمان آنلاین شدن معمولا دو سه ساعت طول میکشید. در این چند ساعت اگر بخت یارت بود شاید میتوانستی یک ترانه چند دقیقهای را دانلود کنی. البته قطعا فقط فایل صوتیاش را!
سروش امیدوار
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: