در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در این میان عدهای نیز استیصال خود را نه به آدمهایی که میشناسند که برای آدمهایی میشکافند که جمع شدهاند تا گره از کار دیگران باز کنند.
خیریهها و موسسات نیکوکاری اگر از نوع قلابیاش نباشند دستگیر آدمها در روزهای سختاند، اما هر کدام از آنها غربالی به دست دارند و نیازمندان واقعی و غیرواقعی را سرند میکنند. دولتی یا غیردولتی فرقی ندارد، چه آنها که ساز و برگی دولتی دارند و تشکیلاتی گسترده، متقاضیان دریافت کمک را دستهبندی میکنند و چه آنها که ساختاری مردمنهاد دارند و تشکیلاتی کوچک؛ دولتیها و غیردولتیها هر دو تحقیق میکنند، نیازمندان واقعی با نیازهای اورژانسی را شناسایی میکنند و تاآنجا که امکاناتشان اجازه دهد دست آنها را میگیرند.
در دولت البته نهادی با عنوان خیریه وجود ندارد، اما سازمانهایی هستند که زیر چتر دولت کار میکنند و در قالب انجام وظایف تشکیلاتی، به مددجویان ارائه خدمت میکنند، مثل وقتی که در حوزه توانبخشی کار میکنند یا زمانی که کودکان یتیم را تحت پوشش میگیرند یا امور خانوادههایی را که سرپرست ندارند یا سرپرست آن از کار افتاده و بیمار است، سرو سامان میدهند. پرداخت وام به مددجویان برای راه انداختن کسب و کار، پرداخت کمک هزینه و عرضه محصولات خودکفایی مددجویان نیز از جمله کارهای این نهادهای حمایتی است که با این هدف برپا شدهاند که به نیازمندان خدمات حمایتی، معیشتی و فرهنگی ارائه دهند و کاری کنند تا آنها روی پای خود بایستند و با تقویت خوداتکایی، کرامت انسانیشان حفظ شود.
البته بیان این اهداف به معنی تحقق همه آنها نیست که دیده شده آدمهای نیازمند نیز به نهادهای حمایتی دولتی مراجعه میکنند، ولی در نهایت دست خالی برمیگردند یا اگر طعم حمایتی را چشیدهاند آن قدر کوچک بوده که شیرینیاش در زندگی آنها احساس نشده است. این نهادهای حمایتی میگویند اعتباراتشان اندک است و امکاناتشان محدود که ناگزیر به گزینش متقاضیان یا سبک و سنگین کردن کمکها شدهاند. اما هرچه هست نیازمندان چشم یاری از این نهادها دارند و وقتی دست خالی برمیگردند دوباره خودشان میمانند و دنیای پرمشکل خویش.
از تهیدستان آبرومند تا آنها که میخواهند مستقل شوند
دولت هر چه قدر هم که بزرگ باشد از مشارکت مردم در امور خیریه بینیاز نیست، نه به این معنا که مردم باید جور نارساییهای بخش دولتی را بکشند بلکه با این مفهوم که نیکوکاری موضوعی عمومی است و همه افراد جامعه باید درگیر آن باشند.
برای همین است که خیریههای مردمنهاد متولد شدهاند، خیریههایی که گاه با مشارکت دو سه نفر فعالیت میکنند و گاه با حضور صدها نفر که فکر و اراده و توان و سرمایههایشان را روی هم گذاشتهاند. البته منظور خیریههای واقعی است نه آنهایی که صورتک خیریه به چهره زدهاند و در باطن اخاذی میکنند و کمکهای مردمی را به جیب میریزند. منظور خیریههای خوشنام و با اسم و رسم است که عملکردشان واضح است و غشی در کارشان نیست. این خیریهها دستگیر مردم در روزهای سخت هستند، گرچه بعید نیست اگر همه متقاضیان دریافت کمک دست پر از آن خارج نشوند.
خیریههایی که خوب کار میکنند تا به حال توانستهاند آبروی تهیدستان آبرومند را حفظ کنند، زنان سرپرست خانوار را زیر بال و پرشان بگیرند و در بخشی از روستاهای محروم طرحهای توانمندسازی را پیاده کنند تا دیگر مردم به واسطه فقر، راهی شهرها نشوند. این خیریهها به مردم وامهای قرضالحسنه نیز میدهند و از اعطای تسهیلات فرهنگی، درمانی، بهداشتی، آموزشی، اجتماعی، خانوادگی، حقوقی، اشتغال و ازدواج دریغ نمیکنند که البته شرط ارائه این کمکها، صداقت فرد متقاضی است که باید احراز شود.
با این حال دست نهادهای حمایتی و خیریهها برای زیر پوشش بردن همه نیازمندان کشور باز نیست. منابع مالی در اختیار اینها محدود است و اگر هر سال منابع جدیدی جذب نکنند توان حمایتیشان تحلیل میرود. پس چاره کار مشارکت همگانی و ترویج این فرهنگ در جامعه است که تکتک ما نسبت به سرنوشت همنوعانمان مسئولیم و نباید بیاعتنا از کنار آنان - که دست یاری دراز کردهاند - بگذریم، چه آدمهای متمولی هستیم و چه در زمره آدمهای معمولی.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: