دوست دارم علی کابوی باشم

مهدی پاکدل متولد 1359 اصفهان ، بازیگری را از تئاتر آغاز کرده است در ابتدا کار گرافیک انجام می داد ولی حالا دغدغه اصلی اش بازیگری است.
کد خبر: ۶۸۳۸۵
پاکدل در کار تئاتر تجربه های موفقی داشته از جمله نمایش سیاه ها، ریچارد سوم ، بی شیر و شکر و قهوه تلخ. علاوه بر تئاتر 4 فیلم سینمایی هم در کارنامه او جای دارد؛ آبی ، ماهی ها عاشق می شوند، شبانه و چای نت که یکی در اکران است و بقیه در نوبت پخش.
پاکدل بازی در تلویزیون را با سریال بامن بمان در نقش فرهاد در یک کاراکتر فرعی آغاز کرد و حالا با سریال مرواریدهای سرخ در نقش علی مقدم حضور پیدا کرده است.


برای بازی در نقش اول از انتخاب یک کار فانتزی واهمه ای نداشتید؛
اسمش را ترس نمی گذارم ولی یک چیزی در وجودم بود که می گفت اگر نتوانم چه می شود؛ این وجود داشت ولی ترس نبود. یک استرس که برای کار بازیگری وجود دارد.
این که مدام از خودم بپرسم چه می شود، چطور خواهد شد و چکار کنم تا بهتر شود. در مورد فانتزی بودن کار خیلی فکر نکردم به خوب بودن اثر اهمیت دادم.

زمانی که پیشنهاد بازی در سریال مروارید سرخ به کارگردانی آقای قریب را دادند چه فکر می کردید؛
برای من کار با ایشان یک افتخار بود، ایشان تاریخ زنده سینمای ما هستند و سالها در این حوزه حضور داشته اند و بودن در کنار این آدمها یعنی تجربه سینما، کار با رسام هم خیلی خوب بود یکی از سریال های ماندگار تلویزیون یعنی همسران کار ایشان است ، رسام مدیوم تلویزیون را خوب می شناسد که از کارهای قبلی او کاملا مشخص است.
برای من کار با این گروه یک موقعیت خوب بود.

زمانی که نقش علی مقدم به شما پیشنهاد شد، چه تلاشی برای رسیدن به آن کردید و چه تصوری از آن داشتید؛
در زمان پیش تولید تا فیلمبرداری ، فیلمهای زیادی دیدم و دنبال کارهای وسترن گشتم به طوری که روی مدل خندیدن ، راه رفتن و حتی حرف زدن کار زیادی انجام دادم.
در این مدت 7ماه ، فیلمبرداری دیگر مهدی نبودم کاملا علی کابوی بودم.

از کار خودتان راضی هستید؛
یک جاهایی وقتی کار را دیدم افسوس خوردم و گفتم کاش می شد جور دیگری کار کرد ولی در کل راضی ام. چون انرژی لازم را گذاشتم. ضمن این که شرایط کار خیلی سخت بود. کار در زمستان در منطقه دماوند با شرایط بد جوی مشکل بود.

به نظر شما علی چه جور آدمی است؛
فضای این سریال فانتزی است و نمونه عینی آن را من در جامعه ندیده ام چون کمی دور از تخیل است. داشتن آن زمین و استخر یعنی 20میلیارد سرمایه و کسی که چنین سرمایه ای داشته باشد، فکر نمی کنم دچار چنین مشکلاتی شود که مثلا با همسرش دچار مشکل شود و غیره.

دوست داشتید جای علی بودید؛
آره ، دوست داشتم چنین موقعیتی داشتم و در آرامش کامل یک آتلیه می زدم و کار می کردم. طبیعت آن منطقه بی نظیر است. آن محیط را خیلی دوست دارم.

این کار را به خاطر فیلمنامه قبول کردید یا به خاطر گروه؛
گاهی آدم در موقعیتی قرار می گیرد که لازم است خودش را نشان دهد مخصوصا در کارهای اول فیلمنامه صرفا مهم نیست. ممکن است 4سال دیگر کاری را به خاطر شخص قبول کنم ، ولی الان می خواهم دیده شوم تا موقعیت بهتر پیدا شود.
ضمن این که می دانستم مطمئنا کار بدی نمی شود و یک استارت خوب است.

چقدر شخصیت علی ، شما را به تکاپو انداخت؛
آدمهایی که در تئاتر تربیت شده اند، عادت دارند وقتی نقش را بازی می کنند، تمام حواس خود را درگیر کار کنند و من هم مستثنا نبودم و با شخصیت علی درگیر شدم.
حتی خریدهایی که در آن زمان انجام می دادم طبق سلایق علی بود ولی بعد از پایان کار همه چیز به حالت اول خود بازگشت و شخصیت علی هم به پایان رسید.

در بازیگری قصد دارید به کجا برسید؛
هنر انتهایی ندارد و حدی برای خودم در نظر نگرفتم. احساس می کنم تا صدسالگی می توانم جایگاه خودم را بالا ببرم و زمانی که بفهمم مخاطبم پذیرا نیست ، کنار می روم.

بین سینما، تئاتر و تلویزیون کدامیک را انتخاب می کنی؛
مطمئنا تئاتر، ولی علاقه اصلی ام کارگردانی سینماست و آرزو دارم که روزی فیلم بسازم. بازی کردن در سینما و تلویزیون یک جور اعتبار است چون در تئاتر حداکثر تماشاچی که کار را ببیند شاید 10 هزار نفر باشد، اما در تلویزیون 60 میلیون براحتی کارت را می بینند و در سینما هم به همین شکل و این اعتبار به بقای کار هنری کمک می کند.

چه معیارهایی برای انتخاب نقش دارید؛
مهمترین آنها فکر کردن درباره توانایی های خودم است این که آیا می توانم در این نقش بازی کنم یا نه و دوم این که نقشی که بازی می کنم تمام اتفاقات و خاطرات خوب قبلی ام را ازبین نبرد و لطمه ای وارد نکند.

از این حرفه چه چیزی بیشتر مورد پسندتان قرار گرفته است؛
در فیلم پرده آخر دیالوگی هست که جمشید هاشم پور به داریوش ارجمند می گوید: بالاخره ما نفهمیدیم شما چکاره هستید؛ و او در جواب پاسخ می دهد. شغل ما همین است یک موقعی می خندانیم و مواقعی هم اشک همه را درمی آوریم این حکایت کار ماست.

سمیرا افتخاری
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها