غول پست مدرن

استفاده از ادبیات کلاسیک در تلویزیون و سینما و اقتباس نویسندگان فیلمنامه از این آثار غنی فرهنگی امری است که فیلمسازان ایرانی کمتر به آن توجه می کنند
کد خبر: ۶۷۶۷
چراغ جادو از جمله کارهایی است که نویسنده فیلمنامه توانسته با بهره گیری از اثر با ارزش کلاسیک هزار و یک شب ، اقتباسی آزاد و برداشتی پست مدرن از آن متن داشته باشد آشنا بودن مخاطبان به داستان چراغ جادو و غول درون آن که علاوه بر مکتوب بودن ، سینه به سینه به هر نسل منتقل شده ؛ و در نهایت استفاده کارگردان از این برداشت ذهنی و عینیت بخشیدن به آن یکی از نقاط قوت این مجموعه است بیننده با شنیدن اسم غول موجودی مهیب ، بزرگ و سایر جنبه های معمول غول بودن را تصور می کند؛ اما در این سریال قرار نیست هر چه مخاطب تصور می کند، عینیت یابد.بر خلاف آنچه از گذشته در ذهنها باقی مانده است ، غول چراغ جادو جثه ای کوچک و شکلی انسانی تر در این مجموعه دارد تنها مشخصه غول بودن غول چراغ جادو در این سریال داشتن ابروانی بلند و سفید و حلقه ای بر گوش است که تا حدودی نوستالوژیک بودن این موجود اسطوره ای را یادآور می شود در غیر این صورت ، ادا کردن کلمات و دیالوگ ها و سایر کارهای این غول آدم نما تاکیدی بر خارق العاده بودن آن ندارد شخصیت غول با بازی مهدی هاشمی که در بعضی موارد ساده لوحی های شخصیت شبان سریال به یادماندنی سلطان و شبان را به یاد می آورد، کاراکتری محوری است غول تنها چیزی است که بیننده در هر قسمت به عنوان یک شخصیت آشنا با آن برخورد می کند؛ اما همین شخصیت محوری وقتی در قالب یک سیر داستانی قرار می گیرد، توسط شخصیت های میهمان به حاشیه رانده می شود و محوری بودن آن به عنوان یک شخصیت اصلی کمرنگ می شود غول چراغ جادو تنها این توانایی را دارد که اربابان خود را در فضاها و قالبهای دلخواهشان قرار دهد؛ اما هرگز تضمین نمی کند که بتواند در حل مشکل جدید کمکشان کند غول در حد یک انسان معمولی نزول می کند و تنها جنبه ماوراءالطبیعی این موجود ظاهر شدنش از دهانه چراغ و یا تغییر شرایط شخصیت فرعی به وضعیتی دلخواه است ؛ البته این طرز نگاه به هدف کارگردان در به کارگیری از این شخصیت در کل مجموعه باز می گردد. به نظر می رسد هدف اصلی سازندگان سریال چراغ جادو نشان دادن آدمها در قالبهای دلخواه آنها است که همیشه فقط در محدوده ذهنی آنها قرار دارد؛ با این دید که در هر شرایط، انسانها با پیچیدگی ها و مشکلات زیادی رو به رو می شوند. غیر از پیام اجتماعی که پشت این نگاه وجود دارد، قرار گرفتن آدمها به جای یکدیگر و یا در فضاهای دیگر، بهترین امکان برای استفاده از ترفندهای کمدی موقعیت است.یکی از مشکلات سریال "چراغ جادو" کند بودن ریتم کلی مجموعه است . هر داستان در3 قسمت دنبال می شود که این سبک ، مجموعه را به ترکیبی از مجموعه های "تک متنی چند متنی " تبدیل می کند. تک متنی از آن جهت که یک موضوع در3 قسمت طرح می شود و مخاطبی که از ابتدا با داستان همراه نباشد با از دست دادن یک قسمت از آن به نوعی دچار سردرگمی میشود.نبودن امکانات لازم در خلق جلوه های ویژه بویژه هنگام ظاهرشدن غول و سایر اعمال ماوراءالطبیعی که قرار است توسط این موجود انجام شود، غول بودن این موجود را در نظر کمرنگ می کند طنز تنیده شده در کل مجموعه از نوع کمدی موقعیت ظریفی است که اصلا احتیاج به انجام اعمال فیزیکی خنده دار ندارد؛ تنها ساده لوحی غول چراغ و جابجایی مکانی و موقعیتی شخصیت های مرکزی داستان باعث به وجودآمدن طنزهای کلامی آگاهانه و یا غیرآگاهانه در خلال مجموعه شده است کمدی موقعیتی این سریال بیشتر در جهت به نقد کشیدن عادی ترین روابط اجتماعی میان انسانهاست.یکی از ترفندهای کارگردان در این هزار و یک شب پست مدرن ، رویارویی شخصیت ها با مخاطب )دوربین ( به طور مستقیم و انجام حرکاتی است مبنی بر این که بیننده از نگاه تلویزیون )شهرزاد قصه گو( صرفا یک قصه می بیند. به عبارت دیگر؛ شخصی که غول چراغ بر وی ظاهر می شود تا خواسته اش را برآورده کند، می داند که چه می خواهد و دست تکان دادن در مقابل دوربین و یا گذاشتن علامت تعجب و غیره راه حلی برای کشیدن مخاطب به این پازل رویاگونه است . در مقابل شخصیت آگاه ، شخصیت ناآگاه قرار دارد؛ کاراکتری که ندانسته و نخواسته در موقعیتی جدید قرار می گیرد هرلحظه احساس می شود که این کاراکتر باید از کابوس خود بیدار شود و یا حداقل شخصیتش تغییر کند همیشه این اتفاق نمی افتد، اگر قرار است کسی تغییر کند، این شخصیت آگاه است که با قرار گرفتن در موقعیتی جدید به جای شخصیت ناآگاه ، خود و پیرامونش را تغییر می دهد و در نهایت به خود بودن راضی می شود در این قالب ، افزایش تعلیق در طول داستان یکی از ارکان مهم است ؛ اما در غول چراغ جادو قرار نیست تمام توجه بیننده صرف تعلیق های نفسگیر شود، بلکه تعلیق به گونه ای در بطن داستان گنجانده می شود تا مخاطب را به اولین برخورد شخصیت های مرکزی داستان در مواجهه با گره های ایجاد شده راهنمایی کند همیشه این تعلیقها به یک صحنه کمدی و یا طنز کلامی ختم می شود.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها