jamejamsara
سرا خواندنی ها کد خبر: ۶۶۸۰۷۲ ۰۹ ارديبهشت ۱۳۹۳  |  ۱۳:۰۰

خانم معلم توی کلاس مشغول درس دادن بود. همه دانش‌آموزان به او نگاه می‌کردند و به نظر می‌آمد که به حرف‌هایش گوش می‌دهند، اما نرگس تمام حواسش به کفش‌های همکلاسی‌اش بود. کفش‌های قرمز قشنگی که یک گل کوچک و زیبا به کنارش چسبیده بود.

جام جم سرا:

سه روز قبل دوستش این کفش‌ها را خریده بود و از همان روز اول که چشم نرگس به آنها افتاد آرزو کرد که‌ ای‌کاش او هم یک جفت کفش به همان قشنگی داشت. روز گذشته او موضوع کفش‌ها را برای مادرش تعریف کرده بود، اما احساس می‌کرد که کار خوبی نکرده و باخودش فکر می‌کرد که نکند مامان نتواند برایش کفش بخرد و شاید از شنیدن این ماجرا و این‌که نرگس چقدر کفش‌ها را دوست دارد ناراحت شده باشد. برای همین تصمیم گرفته بود که فقط تا پایان امروز به کفش‌ها نگاه کند و به خودش قول داده بود که دیگر در موردش فکر نکند و توی خانه هم هیچ حرفی نزند. دلش می‌خواست حالا که این تصمیم را گرفته خوب به آنها نگاه کند. به همین دلیل هر چند دقیقه یک‌بار یواشکی نگاهی می‌انداخت. به نظرش می‌آمد که کفش‌ها و گل‌های خوشگل آن از روز‌های قبل قشنگ‌تر شده‌اند. اما بازهم به خودش می‌گفت که حواست جمع باشد که امروز قول دادی که روز آخر باشد‌! زنگ که خورد او برای آخرین‌بار کفش‌های قرمز را نگاه و با آنها خداحافظی کرد و از مدرسه بیرون آمد و به طرف خانه به راه افتاد. توی راه به کفش‌های بقیه بچه‌ها و حتی آدم بزرگ‌ها هم نگاه می‌کرد تا ببیند کفش‌های آنها بهتر است یا کفش‌های خودش؛ بعضی‌ها کفش بهتری داشتند و بعضی‌ها کفش‌های خوبی نداشتند و او متوجه شد که کفش‌هایش خیلی هم بد نیستند. اما خوب می‌دانست که اگر پدرش پیش خدا نرفته بود و می‌فهمید او از این کفش‌ها خوشش آمده حتما برایش یک جفت می‌خرید. توی همین فکر‌ها بود که به خانه رسید و زنگ را زد و داخل شد و بعد از سلام و احوالپرسی با مادرش رفت تا برای خوردن ناهار آماده شود. کنار جا کفشی چشمش به جعبه‌ای افتاد و با کنجکاوی به طرف آن رفت. به جعبه که نزدیک شد از مادرش پرسید: مامان‌جون این چیه؟

مادرش با لبخند نگاهی به او انداخت و گفت: خب معلومه دختر گلم کفشه.

ـ کفشه!؟ خب برای کیه؟

مادر چند لحظه‌ای سکوت کرد و بعد با مهربانی گفت: معلومه دیگه، برای شماست؛ بازش کن و ببین.

نرگس با تعجب گفت: مال منه؛ راست می‌گی!؟

ـ بله که راست می‌گم.

نرگس با خوشحالی در جعبه باز کرد و چیزی را که می‌دید باورش نمی‌شد. مامان یک جفت کفش صورتی شبیه کفش‌های همکلاسی اش با همان گل‌های زیبا برایش خریده بود.

اینقدر ذوق کرده بود که نمی‌دانست چه بگوید. کفش‌ها را از توی جعبه در آورد و بغل کرد و به مادرش گفت: مامان جون خیلی خوشحالم؛ ممنونم، خوشحالم؛ خدایا شکرت.

مامان هم خندید و گفت: خواهش می‌کنم گلم؛ حالا زود بیا ناهارت رو بخور که سرد شد.

نرگس در حالی که باز هم از مادرش تشکر می‌کرد به بالا نگاه کرد و آهسته گفت: خدایا پس شما صدای منو می‌شنوی؛ دست شما درد نکنه؛ شکرت.

رضا بهنام

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
کنترل کرونا با تشویق و تنبیه

کنترل کرونا با تشویق و تنبیه

نقش‎ها را باید جدی گرفت. اگر می‎‌خواهیم پروتکل‎های بهداشتی مقابله با بیماری کرونا رعایت شود، آمار ابتلا به بیماری کاهش پیدا کند یا کمک کنیم آمار مرگ و میر کم شود، باید هر کسی نقش خود را درست انجام دهد.

چرا اصلاح الگوی مصرف را جدی نگرفتیم؟

چرا اصلاح الگوی مصرف را جدی نگرفتیم؟

دقیقاً 10سال پیش، رهبر معظم انقلاب با اشراف کامل از شرایط محیطی و محاطی کشور و آگاهی از آینده جامعه، مهم‌ترین مسأله روز اقتصادی را شیوه مصرف آحاد مردم ومسؤولان و راه برون‌رفت از مشکلات پیش‌رو را صرفه‌جویی عمومی و اصلاح الگوی مصرف دانستند و بر این اساس، شعار سال 88 را «حرکت به سمت اصلاح الگوی مصرف» نام نهادند و فرمودند: «من آنچه را که می‌خواهم در این برهه عرض کنم این است که ملت عزیز جداً از اسراف و زیاده‌روی پرهیز کنند. چون وضع جامعه ما از لحاظ مصرف، وضع خوبی ندارد...عادت‌های ما، سنت‌های ما، روش‌های غلطی که از این و آن یاد گرفته‌ایم، ما را سوق داده است به زیاده‌‌روی در مصرف به نحو اسراف. یک نسبتی باید در جامعه میان تولید و مصرف وجود داشته باشد. امروز در کشور ما اینجوری نیست.»

این ۵۰ ثانیه تلخ

این ۵۰ ثانیه تلخ

با ذهن ده دوازده سالگی‌ات نگاه کنی، فکر می‌کنی زنگ تفریح یک مدرسه خورده و بچه‌ها دارند هوریز می‌کنند توی حیاط مدرسه که از بوفه ساندویچ مزخرف کالباس خشک بخرند و نوشابه فانتای تگری و این یک ربع وقت آزاد را خرج شکمشان کنند و بادگلوهای سوزنده را توی کلاس بزنند و بینی‌شان تا مغز سرشان تیر بکشد و بسوزد و کیف کنند.

چند نکته درباره اتفاق روز یکشنبه مجلس

چند نکته درباره اتفاق روز یکشنبه مجلس

تصویری که روز یکشنبه از حضور وزیر خارجه در مجلس شورای اسلامی منعکس شد، چگونه تصویری بود؟ وزیر خارجه به عنوان مهمان و از باب معارفه و تحلیل وضعیت سیاست خارجی به مجلس دعوت شد؛ اما در لابه‌لای بحث، مکرر همهمه و داد و فریاد از اطراف و اکناف مجلس بلند بود، وزیر خارجه نیز متقابلاً بر حرارت کلام خود می‌افزود، فضای جلسه از حالت گفت‌وگو به جدل میل کرد و درنهایت تصویری متشنج از سطوح بالای حکمرانی در کشور به افکار عمومی مخابره شد.

شما باید پاسخ بدهید

شما باید پاسخ بدهید

در ماه‌های اخیر برخی چهره‌ها و شخصیت‌های سیاسی در قالب نامه‌نگاری و مصاحبه و اظهارنظرهای مطبوعاتی و... و با لحنی طلبکار در مورد وضع موجود کشور اعلام موضع کرده‌اند.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر

پیشخوان

بیشتر