در پیچ و خم روابط انسانی

پرداختن به رابطه انسانی و تعامل بین افراد ، از مهمترین و اصلی ترین نکاتی است که فیلمها و سریال های تلویزیونی آن را مدنظر قرار می دهند.
کد خبر: ۶۶۱۱۱

به بیان دیگر تقریبا به نوعی تمامی فیلمها ارتباط بین انسانها را به عنوان هدف یا بستر داستان خود قرار داده و از میان فرآیند داستان و دنیای آن ارتباط و چگونگی آن را بررسی می کنند.
حتی در خاص ترین شرایط که فیلمها تنها یک بازیگر و شخصیت اصلی دارند ، به نوعی رابطه انسان با خودش ، مورد بررسی قرار می گیرد.
بدین جهت شاید علت قطع ارتباط مخاطب با بسیاری از این سریال ها یا فیلمها نپرداختن صحیح این روابط باشد.
اما آن چیزی که در پخته تر شدن این گونه روابط تاثیر بسزایی داشته و به نوعی دست فیلمساز را برای هر گونه مانور باز می گذارد عنصر «شخصیت پردازی» است.


فیلمساز با قرار دادن ویژگی های گوناگون و گاها متعارض در شخصیت های داستانی خود آنها را به تعامل با یکدیگرو وا می دارد. این ویژگی ها خود باعث می شود تا روابط انسانی ، انگیزه ، حرکت و در نتیجه داستان به سمت خاصی پیش برود و از این رو موضوعی کاملا جهانشمول از زاویه ای خاص مورد بررسی قرار گیرد. بنابراین می توان گفت که شخصیت پردازی از مهمترین عناصر درام است که از طریق آن می توان حتی شخصیت ها را در مکانی محدود و بسته نگاه داشته و به بیننده این نکته را گفت که تو باید این شخصیت یا شخصیت ها را در این مکان بسته همراهی کنی . گرچه حتی این گونه فیلمها می توانند هیچ گونه کنشی نداشته (البته به لحاظ فیزیکی) و تنها از طریق رابطه بین شخصیت ها باشد که داستان به سمت جلو هدایت شود. روابطی که خود می تواند تنش را تا بالاترین حد خود انتقال دهد. سریال تلویزیونی «مشق عشق» با محوریت تعامل بین شخصیت ها و بررسی روابط انسانی سعی می کند در این مسیر حرکت کند. در این سریال ، تقریبا همه نوع رابطه ای می توان مشاهده کرد؛ رابطه الهه و همسرش امید که قبلا قهرمان والیبال بوده و اکنون فلج شده وروی صندلی چرخدار می نشیند، خواهرزاده الهه یعنی شهاب و پدرش سیروس که تضاد فکری عمیقی بین آنها حکمفرماست و در آخر رابطه پیمان برادر الهه که از خارج برگشته و به ظاهر از همسرش جدا شده ، با خواهر امید، مرضیه که از قضا او نیز از همسرش جدا شده است . گرچه شخصیت های دیگری مانند مادر امید، مادر پیمان و نیز خواهر او در خط روایی داستان حضور دارند، اما به نظر می رسد این 3رابطه محور و اساس روایت را شکل می دهند. در میان این روابط نیز رابطه الهه و امید به عنوان خط اصلی داستان و شخصیت هایی که توان تغییر رویدادهای داستان را دارند، مورد توجه قرار می گیرد. گرچه شخصیت ها و ویژگی های آنهاست که به عنوان محور روایت مورد توجه قرار می گیرد، اما تعامل آن با موقعیت های دراماتیک است که تاثیر این روابط را در نزد مخاطب خود دوچندان می کند. کارگردان ، در این سریال نیرویی دوچندان برای جذب بیننده خود باید صرف کند چرا که رویداد آنچنانی در طول داستان مشاهده نمی کنیم . امید در موقعیتی قرار گرفته که حس نوستالژیک توام با یاس را برای بیننده خود به تصویر می کشد، این موقعیت آنقدر دراماتیک است که بتواند رابطه او با همسرش یعنی الهه را تحت الشعاع قرار دهد، از این رو باوجود وقایع متعدد در طول داستان شاهد ارتباط کاملا موثر شخصیت پردازی و موقعیت های دراماتیک هستیم . به بیان دیگر ویژگی های شخصیت ها در بستری دراماتیک است که توانسته تعامل و ارتباط بین افراد را با تاثیری دو چندان به بیننده خود انتقال دهد. از این روست که باوجود ظاهری ساده و خط داستانی بدون پیچیدگی ، بیننده نه تنها جذب ارتباط بین شخصیت ها می شود بلکه تحت تاثیر این ارتباط نیز قرار می گیرد. همین نکته باعث می شود که شخصیت ها باورپذیر شوند و اعمال و واکنش های آنها برای مخاطب کاملا توجیه پذیر باشد. به عبارت دیگر شخصیت ها در طول داستان ، گسترش می یابند و با گذشت زمان از یک سو خود را کامل می کنند و از سوی دیگر داستان را به پیش می برند. این ویژگی داستان است که به کارگردان اجازه می دهد تا بتواند قدرت لازم برای مانور روی شخصیت های دیگر را به تناوب داشته باشد. هنگامی که رابطه امید و الهه به سطح قابل قبولی از تنش می رسد و بیننده دوست دارد بداند که آیا الهه خانه را ترک می کند یا خیر، فیلمساز به سراغ رابطه پیمان و مرضیه رفته و حسی نوستالژیک را برای بیننده بازگو می کند، 2تجربه شکست که اکنون دوباره با یکدیگر مواجه شده اند و اینک در سطحی کاملا متفاوت از علاقه . از سوی دیگر شهابی که همگان به عنوان شخصیتی شوخ و ساده در نظر دارند، آنقدر پتانسیل دارد تا روبه روی پدر خود یعنی سیروس قدعلم کند و با او و تفکراتش به مقابله برخیزد. این چنین ویژگی هایی است که علاوه بر جذب مخاطب ، با ایجاد تنوع در خطوط داستانی و البته با بهره گیری از شخصیت های دراماتیک خود، بیننده را تا انتهای روایت به دنبال خود می کشد. نکته دیگر در تعامل این شخصیت ها، زمینه تغییر آنهاست که قرار است از طریق چنین تغییر شخصیتی پیام به بیننده انتقال یابد، امید که قهرمان بوده و اکنون روی صندلی چرخدار می نشیند، بسیار سخت با چنین شرایطی برخورد می کند. کارگردان توانسته از یک سو اوج چنین موقعیتی را توام با تنش به تصویر کشد و از طرف دیگر بستری را که از قضا از ویژگی های شخصیت امید الهام گرفته ، مهیا کند تا بتواند در انتها او را وادار به پذیرش شرایط فعلی کند. بدین جهت است که شخصیت امید هم باورپذیر می شود و هم تاثیرگذار، شخصیتی که با تفکرات خود، بیننده را به دنیایی می کشد که خود را در یک لحظه جای او گذاشته و می خواهد تصمیم بگیرد. اما نکته ای که از قضا با نام سریال نیز کاملا تناسب دارد، «تم» داستان و روابط بین شخصیت هاست ، عشق درونمایه تمامی روابط در سریال است . عشق یک زوج به یکدیگر، عشق پدر و فرزند، عشق مادر و فرزند و.... چنین ارتباط تماتیکی در تمامی روابط خود عامل دیگری در جذب مخاطب است . بدین منظور که فیلمساز روابط را در قالب مشخصی و با تم معینی طراحی کرده تا بیننده دایم در تغییر فضا سیر نکند. مشق عشق قابلیت های بسیاری برای جذب مخاطب خود دارد، گرچه ممکن است در نگاه اول ریتم داستان روند حرکتی آن کند به نظر رسد اما شخصیت پردازی ، تم و اساسا روابط میان انسان ها بدون در نظر گرفتن رویدادهای متوالی است که تاثیر مضاعفی روی بیننده خود می گذارد. کاری که گرچه در نگاه اول ساده به نظر می رسد اما به تدریج و با پیچیده شدن روابط شخصیت ها تنها تسلط بر سینما است که می تواند آن را انتقال دهد. در میان تمامی این نکات ، آن چیزی که بیننده را مجذوب این سریال می کند، بازی با انتظارات اوست . روابطی که از ابتدای روایت به آن پرداخته شده ، به تدریج و رفته رفته در جهتی پیش می رود که تماشاگر حدس های متفاوت را در یک جهت و مسیر خاص مدون می کند ، اما به ناگاه با تغییر مسیر (که البته باورپذیر نیز است) تمامی این انتظارات در جهت دیگری هدایت می شوند. رابطه پیمان و مرضیه با وجود انتظار بیننده که فکر می کند آن دو مانند سابق ارتباط نزدیک و حتی در مقام زن و شوهر خواهند داشت ، به یکباره با آمدن سارا از خارج به سمت دیگری پیش می رود. در این بین تنها حس غافلگیری است که ذهن مخاطب را به خود معطوف می دارد و یا امید که با رفتن به باشگاه ، خیال مخاطب را از این خط داستانی راحت می کند اما به یکباره با بروز مشکلی دیگر باز هم او را دچار غافلگیری می کند. بدین ترتیب فیلمساز روابط انسانی را که در واقعیت نیز غیرقابل پیش بینی است در روایتی دراماتیک و غیرقابل پیش بینی به معرض نمایش می گذارد؛ روابطی که هر لحظه آن قابل تامل است.

احمد جزایری
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها