در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
جدای از کاربردهای غیرجدی و مبتذل، موسیقی بیشک از جانمایه گذاشته است تا بتواند تاثیرگذار باشد و در شتابدهی حرکتهای قومی و اجتماعی نقشآفرینی کند. نمودهای عینی فراوانی میتوان از این مدعا به صورت مستند ارائه کرد. در دوران شکلگیری انقلاب 57 موسیقی طلایهدار ابزار مردمان تحولخواه و تظاهرکننده بود. در این باره سخن بسیار رفته است. در دوران دفاع مقدس هم شورانگیزی آثار موسیقایی غیرقابل کتمان و انکار است. در دوران حاضر هم موسیقی امیدبخش، در دستور کار بسیاری از متخصصان و کارگزاران این عرصه قرار دارد و تلاشهایی جدی در این زمینه شده است.
اما موسیقی کمی آن سوتر از مرزها، پشت دیوارهای بلند و نمور اردوگاههای عراق در دوران حکمرانی صدامیان، شاید کمی بیش از همه مواردی که در بالا گفته شد نقش بازی میکرد. در جایی سیمهای خاردار، خط حامل نغمههای تکراری اسارت بودند و گرسنگی و باتوم و تحقیر، سازهای ارائه شده از سوی ماموران دژخیم صفت بود، موسیقی در ژانر سرود کاری میکرد کارستان. جایگزین همه نداشتنها بود. جایگزین همه جاهای خالی و سکوت اجباری.
تعریف سرود
موسیقی هنر بیان احساسات به وسیله صداهاست. مهمترین عوامل تشکیلدهنده موسیقی، صدا و وزن است. در فرهنگ فارسی معین به شعر آهنگداری که جنبههای حماسی، ملی و وطنی داشته باشد سرود گفته میشود، اما در نگاهی کلی، سرود نوعی موسیقی است که در آن گروه همسرایان به اجرای آواز گروهی میپردازند. واژه سرود از ریشه سروت به معنای آوازخواندن و سراییدن است. مضامین و محتوای اشعار و ملودی سرودها عموما حماسی، توصیفی، ملی و مذهبی است. به بیانی سادهتر به مجموعه صدای چند انسان که به طور هماهنگ و منظم به بیان کلام در قالب ملودی و متناسب با مضمون کلام بپردازد سرود گفته میشود.
هنر پرطرفدار
از آنجا که سرود در اردوگاهها برای اسرا یکی از بهترین محملهایی برای گرفتن انرژی، حفظ انسجام و فراموشی مشکلات بود، گروههایی که در این زمینه فعالیت میکردند، تلاش داشتند که این ژانر موسیقایی را با خلاقیتهای خود ادغام کنند و فضایی پویا و غیرکلیشهای را در آن به وجود آوردند. به عنوان مثال، برای برخی سرودها، حرکات نمایشی نیز در نظر میگرفتند و چیزی شبیه به نماهنگ امروزی ارائه میکردند که مورد استقبال اسرا نیز قرار میگرفت. عبدالمجید رحمانیان از اسرای دوران دفاع مقدس که کتابی با عنوان «تئاتر در اسارت» را نیز تالیف کرده، درباره سرودهای آن دوران میگوید: «سرودها متناسب با مناسبتهای مختلف تولید و اجرا میشدند. مثلا در دهه فجر از آنجا که برنامههای ویژهای تدارک دیده میشود جایگاه مهمی برای سرود در نظر میگرفتند. اغلب سرودها در این دهه به صورت نماهنگ و با مضمون اهداف انقلاب اجرا میشد.»
خلاقیتهای روحیهبخش
نوآوریها تا آنجا پیش رفت که گروههای هنری به فکر ارائه سرودهایی با اشعار طنز و البته با مضامین جدی افتادند. این اتفاق آنقدر تاثیرگذار بود که روحیه و انرژی غیرقابل وصفی را در میان اسیران به وجود میآورد و حماسه مقاومت را در اردوگاههای دشمن به کمال میرساند. باقر عباسی از آزادگان دوران دفاع مقدس که بهعنوان بازیگر نقشهای کمدی در میان اسرای اردوگاههای مختلف کاملا شناخته شده است، در این باره توضیح میدهد: «در اردوگاه موصل تصمیم گرفتیم که یک گروه سرود طنز اردوگاهی داشته باشیم. این کار مورد استقبال بچهها قرار گرفت. نخستین سرود را به بیتالمال روی ملودی سرود معروف ای ایران اجرا کرد. بیت آغاز این سرود این طور بود: بیتالمال ای مسئول خوراک / ای که پارسال کردهای کولاک.»
وی ادامه میدهد: «من به عنوان مدیر گروه سرود و تکخوان در این مسیر جدید فعالیت میکردم. نحوه اجرا، نوع شعر، موضوع و آهنگ این سرودها، همه را شیفته کار ما کرده بود و روحیه عجیبی در میان اسرا به وجود آورده بود. سرودهای زیادی به صورت طنز ساخته شد که هر کدام از آنها مورد استقبال قرار میگرفت. مثلا برای مسئول آشپزخانه که او را حاجی صدا میکردیم این طوری میخواندیم: «حاجی آش داد دیگه شعار ما نیست/ حاجی سوپ داد حاجی سوپ داد/ پشت مطبخ که ما یخ میکردیم/ حاجی گوش داد حاجی گوش داد... .»
خلاقیتهای دیگری هم در عرصه سرود به وجود میآمد. مثل به اصطلاح اکویی کردن صدا در سرودها، اسرا را به وجد میآوردند و شوری غیرقابل وصف برایشان به وجود میآوردند. شاعران اردوگاهها همیشه آمادگی خود را برای ساختن سرودها اعلام میکردند و مسئول سرود در معرض خطرهای شدیدی قرار داشت بویژه آن که سرود با سر و صدایی که ایجاد میکرد عراقیها را به سوی خود میخواند. واژه «نشید» که همان معنای سرود را داشت پیامدهای سختی از طرف عراقیها برای اسرا به ارمغان میآورد. بیتردید اگر آن سرودهای متنوع، حماسی، آموزشی، روحیه بخش و جذاب بازسازی شود تاثیرات عمیقی خواهد گذاشت و جو اسارت بیشتر درک خواهد شد.
پوششهای تمرین
از آنجا که محدودیتهای زیادی در انجام کارهای فرهنگی بویژه سرود و تئاتر در اردوگاههای بعثی وجود داشت، قطعا انجام تمرینات آن هم ممنوع بود. بنابراین اسرا با روشهای مختلف این کار را انجام میدادند. غلامرضا ضیا آزاده بیرجندی ـ که در سال 62 و در عملیات والفجر 4 به اسارت درآمده و از اعضای گروه سرود بود ـ درباره نحوه تمرین گروه سرود این گونه تعریف میکند: «از آنجا که یکی از کارهایی که انجام آن برای ما مهم بود یادگیری زبانهای خارجی بود. من طی 33 روز توانستم انگلیسی در حد سخن گفتن روزمره یاد بگیرم. این امر بهانهای بود تا تمرینات سرود را در پوشش یادگیری زبان انگلیسی انجام دهیم. از این طریق ماموران عراقی پی به تمرین سرود ما نمیبردند.»
او درباره سرودهایی که در دوران دهه فجر اجرا میشد، میگوید: از آنجا که گرامیداشت دهه فجر برای ما بسیار مهم بود، همواره برنامههای ویژهای در این دوران داشتیم. برای آن که آن روحیه و شور انقلابی در میان اسرا همچنان حفظ شود، اغلب از سرودهایی استفاده میکردیم که در دوران انقلاب اجرا شده و برای همه آشنا بود. برای آن که به تکرار نیفتیم علاوه بر اجرای تازه، دکلمههایی هم آماده میکردیم که در کنار سرودهای معروف انقلابی اجرا میشد. این کار یکنواختی را رفع میکرد و اسرا را راضیتر میکرد.
نکته دیگری که این آزاده به آن اشاره میکند، نبود خبرچین در مورد تمرین و اجرای سرود بود. از آنجا که سرود روحیه بسیار خوبی به اسرا میداد بنابراین معدود کسانی که در میان اسرا دست به جاسوسی میزدند، در این زمینه کاری نمیکردند و اغلب برنامههای ما لو نمیرفت.
ضیا همچنین به جای خالی سرود آزادگان در جشنوارهها هم اشاره میکند و معتقد است: حمایت و توجه، دو گمشده سرود آزادگان است که متاسفانه در محفلهایی همچون جشنواره فجر هم این بیتوجهی صورت میگیرد. اگر آزادگان تجربه حضور در چنین جشنوارههایی را به دست آورند قطعا میتوانند آثاری را ارائه کنند که هم در عرصه موسیقی و هم در سطح جامعه، به مرور زمان تاثیر خودش را همچون دوران اسارت خواهد گذاشت.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: