چرا تظاهر خشونت طی سالهای اخیر در کشورمان تغییر کرده است؟ یعنی اینکه نه تنها دیگر همچون گذشته بیشتر به خشونت فیزیکی معطوف نمیشود، بلکه از سوی زنان نیز نسبت به مردان اعمال میشود.
پرسشها و مواردی که در مبحث خشونت خانگی مطرح است، ما را بر آن داشت تا با دکتر امیرحسین جلالی، روانپزشک و عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی ایران به گفتوگو بنشینیم.
خشونت و بویژه خشونت خانگی از نظر روانپزشکی چه تعریفی دارد؟
خشونت پدیدهای است با بار منفی که تعریف آن بشدت از فرهنگهای مختلف تاثیر میگیرد، اما بر اساس یک تعریف کلی و پذیرفته شده هر نوع رفتار عمدی که باعث وارد آمدن آسیب روحی، روانی و جسمی به خود یا دیگری شود، خشونت نامیده میشود. نکته بسیار مهم در مورد خشونتهایی که علیه زنان یا حتی مردان و کودکان و بهطور کلی در چارچوب خانواده صورت میگیرد این است که حتی اگر قربانی خشونت یک شخص مشخص باشد، آثار و پیامدهای ناشی از آن به بقیه اعضای خانواده و حتی دیگر افراد جامعه تسری پیدا میکند و از این نظر ریشهیابی، کنترل و کاهش عوامل موثر در بروز خشونتهای خانگی بسیار پر اهمیت است.
رایجترین خشونتهای خانگی در ایران چیست؟
بیشتر افراد و بویژه ایرانیها وقتی صحبت از خشونت میشود، ذهنشان معطوف به آسیبهای فیزیکی میشود. در حالی که هر رفتاری که به وارد آمدن آزار یا آسیب جسمی، روحی و روانی به دیگری منجر شود، خشونت تلقی میشود. بر این اساس هر نوع خشونت کلامی و روانی مانند توهین و تحقیر نیز از اشکال خشونت میان همسران، والدین و فرزندان و نیز نسبت به سالمندان تلقی میشود. حتی اگر یکی از زوجین، دیگری را از رفت و آمد با خانوادهاش منع کند یا محدودیتهایی برای اشتغال یا ادامه تحصیل همسرش ایجاد کند نسبت به او مرتکب خشونت شده است. به بیان دیگر هر نوع رفتار یا مقرراتی در چارچوب خانواده که تبعیضآمیز باشد و افراد خانواده را از حقوق نابرابری برخوردار کند، خشونت تلقی میشود. البته باید در مبحث خشونت، بویژه خشونت خانگی در ایران به این نکته توجه داشت که جامعه ما جامعه سرکوبشدهای است که حاصل آن بروز خشم از سوی افراد جامعه است، یعنی ایرانیها اصولا مهارت کنترل خشم را نیاموختهاند. از همه مهمتر، جامعه و بویژه زنان به سوی فردگرایی رفتهاند، یعنی تمایل به استقلال پیدا کردهاند و زمان زیادی را بهواسطه تحصیل یا شغل خود در خارج از خانه سپری میکنند که این مساله به نوبه خود آسیبهای فراوانی را نسبت به باورهای همسرانشان به همراه داشته و به رفتارها و عکسالعملهای خشونتآمیزی از جانب آنها منجر شده است.
بر اساس نتایج پژوهشهای صورت گرفته، خشونت کلامی و روانی از رایجترین خشونتهای خانگی است. با این مساله موافقید؟
بله، درست است. تحقیقات نشان میدهد که بتدریج در خانوادهها از خشونت فیزیکی کاسته و به خشونتهای روانی و کلامی افزوده میشود.به بیان دیگر شکلهای متفاوتی از خشونت جایگزین خشونت فیزیکی شده است.
ریشه این نوع خشونتها به چه عواملی باز میگردد؟
گرچه به طور کلی میزان پرخاشگری، رفتارهای نابهنجار و فشارهای عصبی در میان افراد جامعه بالا رفته است که این مساله را نیز میتوان در رفتار و کردار مردم در سطح جامعه مشاهده کرد، اما ریشه خشونت خانگی را نه تنها در ابعاد روانشناختی که در مسائل زیستی، اجتماعی، فرهنگی و حتی ناکامیهای اقتصادی نیز باید جستجو کرد. چنین تضادهایی را بهوضوح، بهدنبال پررنگشدن حضور اجتماعی زنان و منافات آن با باورهای سنتی شوهرانشان میتوان مشاهده کرد.در واقع این تضادها به بروز احساس ناکامی و پرخاشگری منجر میشود. فراموش نکنید آستانه تحمل مردم ما نیز بهدلیل ناکامیهای اقتصادی و اجتماعی بسیار کم شده است که این مساله تعارضاتی را در مردم جامعه بوجود آورده است که حاصل آن تخلیه حس خشم ناشی از این ناکامیها در خانواده است.
چرا وقتی صحبت از خشونت خانگی میشود اولین تظاهر آن خشونت علیه زنان به نظر میرسد، در حالی که ما شاهد خشونت زنان نسبت به همسرانشان یا مرد خانواده نیز هستیم؟
این برداشت تا حد زیادی درست است، زیرا بررسیها نشان میدهد 90 درصد موارد خشونت نسبت به زنان در خانوادهها رخ میدهد. البته خشونت فیزیکی علیه زنان در حال کاهش و خشونتهای روانی در حال افزایش است. بعلاوه موارد خشونت علیه مردان نیز در سالهای اخیر افزایش یافته است.
حتی جالب است بدانید در طرح ملی که سال 83 انجام شده و بیش از 12 هزار زن را شامل میشده است، میزان خشونت از ابتدای زندگی 66.3 درصد بوده که 10.5 درصد از آنها خشونت شدید بوده است. به بیان دیگر 66.3 درصد زنان ایران، حداقل یک بار در طول زندگی خود یک نوع از انواع خشونت را تجربه میکنند.
در اینجا منظور از خشونت شدید، صرفا خشونت فیزیکی است؟
در تعریف جهانی، خشونت علیه زنان شامل تهدید، تمایل یا اقدام به استفاده از نیروی فیزیکی یا قدرت علیه دیگری میشود، یعنی این تعریف فراتر از خشونت فیزیکی است، چون حتی تهدید به آن را هم شامل میشود. سازمان ملل هم خشونت علیه زنان را اینطور تعریف کرده که هر نوع رفتاری که منجر به رنج شود، با تهدید به انجام رفتار خشونت آمیز یا محروم کردن یک زن از آزادیاش همراه باشد خشونت تلقی میشود، اما ما در جامعه خودمان برای رسیدن به تعریف مشخصی از خشونت نسبت به زنان با شرایط پیچیدهای روبهرو هستیم. یعنی در برخی موارد، خانمی که خشونتی بر وی اعمال میشود خود را مستحق آن میداند. به بیان دیگر براساس تعریف پذیرفتهشده در جامعه ما رفتارهایی که فرد آن را خشونت تلقی نمیکند یا حتی ابرازشان نمیکند، خشونتآمیز شناخته نمیشود. بعلاوه باید توجه داشت الگوی رفتار خشونتآمیز در قربانی، آثار روانی جدی به همراه دارد که به تداوم خشونت منجر میشود.
پس چرا گفته میشود که خشونت کلامی و روانی نسبت به مردان در جامعه امروزی ما افزایش یافته است؟
این درست است که خشونت درباره مردان نیز در حال گسترش است. البته خشونتهای فیزیکی در ایران بیشتر شامل کودکان و زنان میشود، اما مردان بیشتر قربانی خشونتهای روانی میشوند، به این معنی که زن مثلا به آنها اجازه رفت و آمد با خانوادهاش را نمیدهد. اما زنان همچنان قربانی اصلی خشونت هستند، به طوری که بر اساس آمار سازمان ملل هنوز 90 درصد زنان و 10 درصد مردان قربانی این خشونتها هستند.
در مورد خشونت والدین نسبت به فرزندان چه تحلیل روانپزشکی یا روانشناسی وجود دارد؟
بررسی خشونت علیه فرزندان نیز پیچیدگیهای خاص خود را دارد. در واقع مشکل خشونت در مورد کودکان آن است که بسیاری از والدین در خصوص رفتارهای خشونتآمیز با فرزندانشان خود را محق میبینند و خشونت را امری سازنده در تربیت فرزند تلقی میکنند.
البته عوامل متعددی در بروز خشونت علیه کودکان نقش دارد که برخی محیطی و فرهنگی است و در برخی موارد از خود کودک نشأت میگیرد، یعنی باید کودک نیز مورد درمان قرار بگیرد که یافتن این عوامل به بررسیهای روانشناختی نیاز دارد، اما نکته مهم آن است که آثار باقیمانده ناشی از رفتارهای خشونتآمیز نسبت به کودک، مادامالعمر است. به همین دلیل نسبت به ریشهیابی و کنترل چنین رفتارهایی نباید بیتوجه بود.
درباره بروز رفتارهای خشونتآمیز فرزندان نسبت به والدین پیرشان به چه نتایجی دست یافتهاید؟
در زمینه رواج سالمندآزاری، تاکنون تحقیقات دقیقی در جامعه ما صورت نگرفته است، اما مصادیق چنین خشونتی فقط شامل برخوردهای فیزیکی نمیشود، بلکه هر نوع امتناع و تاخیر از ارجاع سالمند برای مراقبتهای پزشکی، تهیه داروها، تنها گذاشتن و ایجاد محدودیت در رفتار و آمد سالمند، خشونت تلقی میشود.
مهار یا محافظت از خشونتهای خانگی با بهرهگیری از چه مهارتهایی ممکن است؟
در مورد خشونت، پیش درآمد هر نوع درمانی، آگاهی عمومی، آشنایی با مصادیق خشونت و آسیبهای ناشی از آن است.عوامل متنوعی در درمان و کنترل خشونت باید مورد ارزیابی قرار بگیرد، اما مهمترین راهکار درمان آن، یادگیری مهارت کنترل خشم و افزایش تحمل است که در چنین مسیری بدون شک، فرد باید از متخصصان روانشناس و روانپزشک کمک بگیرد. متاسفانه در کشور ما روانپزشک و روانشناس و کلینیکهای خبره روانشناسی به اندازه کافی وجود ندارد. حتی ما برای پاسخ دادن به 10 درصد نیاز واقعی جامعه نیز با مشکل ارائه خدمات رواندرمانی حرفهای روبهرو هستیم، اما نشانههایی از شکلگیری عزم ملی برای پرداختن به این موضوع در مسئولان بهداشت و سلامت عمومی کشور دیده میشود. بعلاوه امیدواریم که با اجراییشدن سند تدوین شده، پیشگیری از خشونت خانگی در کشور، شاهد کاهش 20 درصدی خشونتهای خانگی، طی پنج سال آینده باشیم.
پونه شیرازی / گروه جامعه
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب در گفتگو با جام جم آنلاین مطرح کرد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
گفتوگوی عیدانه با نخستین مدالآور نقره زنان ایران در رقابتهای المپیک
رئیس سازمان اورژانس کشور از برنامههای امدادگران در تعطیلات عید میگوید
در گفتوگوی اختصاصی «جامجم» با دکتر محمدجواد ایروانی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام بررسی شد