jamejamsara
سرا خواندنی ها کد خبر: ۶۴۰۲۵۳ ۰۸ بهمن ۱۳۹۲  |  ۱۶:۳۰

باورتان می‌شود زنی که در تصویر می‌بینید، فقط ۲۵ سال دارد؟ داستان الهام‌بخش و خواندنی زندگی «لیزی ولاسکوئز» را که زمانی به او لقب «زشت‌ترین زن دنیا» دادند اما او تصمیم گرفت شرایط را به نفع خودش تغییر دهد، در ادامه بخوانید.

لیزی در ۱۳ مارس سال ۱۹۸۹ (۲۲ اسفند ۱۳۶۷) در تگزاس در ایالات متحده متولد شد و نخستین فرزند خانواده‌اش بود. او یک ماه زود به دنیا آمد و هنگام تولد فقط یک کیلو و دویست گرم وزن داشت. خودش می‌گوید در بیمارستان به والدینش گفتند دخترتان ممکن است هرگز نتواند چهاردست‌وپا برود، راه برود، حرف بزند، فکر کند، یا هیچ‌کاری را خودش انجام بدهد. شاید طبیعی بود اگر مادر و پدر جوان شکایت می‌کردند که چرا باید نخستین فرزند ما به همه‌ی این گرفتاری‌های ناشناخته مبتلا باشد؟ ولی مادر و پدر لیزی به پزشکان گفتند می‌خواهند نوزادشان را ببینند، او را در آغوش بگیرند، به خانه ببرند، به او عشق بورزند، و تمام تلاش و توانایی‌شان را برای خوب بزرگ‌کردنش به کار بگیرند. او می‌گوید والدینم دقیقاً همین کار را کردند.

لیزی مبتلا به نوعی سندرم نادر و ناشناخته است که به‌جز او فقط دو نفر دیگر در دنیا به آن مبتلا هستند. بدنش صفر درصد چربی دارد و هرگز، هرچقدر هم که غذا بخورد، چاق نمی‌شود. او هرگز بیش از ۲۹ کیلوگرم وزن نداشته است. هرچند که به بی‌اشتهایی هم مبتلا نیست و درواقع دریافتی انرژی بدنش روزانه ۵۰۰۰ کیلوکالری است (مقایسه کنید با میانگین دریافتی انرژی در آمریکا که ۳۷۷۰ کیلوکالری است). او باید هر ۱۵ دقیقه غذا بخورد. ولی از این غذایی که می‌خورد چربی‌ای در بدنش تولید نمی‌شود. خودش این را موهبتی خدادادی می‌نامد که هرچه دوست دارد می‌خورد و چاق نمی‌شود.

او از چشم راست نابیناست و این نابینایی از چهارسالگی آغاز شد. دید چشم چپش هم چندان واضح نیست. با این حال همواره سعی می‌کند نکات مثبت خودش و شرایطش را ببیند و بر آن‌ها تأکید کند. بنابراین چاق‌نشدن یا کوچک‌بودن بیش از اندازه‌ بدنش را مفید می‌داند و هرگز نمی‌گوید یک چشم من نابیناست، بلکه می‌گوید من دنیا را با یک چشم می‌بینم و این هیچ ایرادی ندارد. چون در عوض وقتی لنز می‌خرم به جای پول یک جفت باید پول یکی را بدهم!

شرایط بیماری او شبیه بسیاری از بیماری‌های خاص دیگر مثلاً سندرم پروگریا (سندرمی که مبتلایان به آن به پیری زودرس دچار می‌شوند) است اما بیماری‌اش لاعلاج یا کشنده تشخیص داده نشده. نکته‌ جالب درباره‌ او این است که ظاهراً استخوان‌ها، دندان‌ها، و اندام‌های داخلی بدنش کاملاً از این سندرم در امان مانده و اکنون سالم‌اند.

حتی دانشمندان بر این باورند که او می‌تواند به‌طور طبیعی ازدواج و تولیدمثل کند و بیماری‌اش را به فرزندانش منتقل نخواهد کرد. هرچند که سیستم ایمنی ضعیفی دارد و آسان بیمار می‌شود.

او در رشته‌ مطالعات ارتباطات از دانشگاه تگزاس فارغ‌التحصیل شده و تاکنون دو کتاب منتشر کرده و سومین کتابش را در دست تحریر دارد. کتاب نخست زندگی‌نامه‌ خودنوشت او، با عنوان «لیزی زیبا؛ داستان لیزی ولاسکوئز» (Lizzie Beautiful; The Story of Lizzie Velásquez) است که در سال ۲۰۱۰ به دو زبان انگلیسی و اسپانیایی منتشر شد.

کتاب دومش با عنوان «زیبا باش، خودت باش» (Be Beautiful, Be You) در سال ۲۰۱۲ منتشر شد و مضمونش آگاه‌سازی مردم از این موضوع است که زیبایی ظاهری مهم نیست و هرکس باید برای آن‌کسی که هست خودش را دوست داشته باشد.

لیزی در کودکی همراه با  والدینش

او در ویدئویی  شرح می‌دهد که پدر و مادرش با درک عمیقی که داشتند او را همچون کودکی عادی بزرگ کردند و اکنون برای هرآنچه هست و انجام داده خودش را مدیون آن‌ها می‌داند. خودش را مدیون مادرش می‌داند که این جرات و اعتمادبه‌نفس را در او ایجاد کرده که حالا مقابل تماشاچیانش بایستد و بگوید زندگی سختی داشته ولی به آنچه به دست آورده می‌ارزیده است.

لیزی  می‌گوید :من ۱۵۰ درصد عادی بزرگ شدم. آن‌قدر عادی که وقتی به مهدکودک رفتم هیچ تصوری از این نداشتم که چهره‌ام با کودکان دیگر فرق دارد. در نخستین روز مدرسه وقتی به سراغ نخستین کودک نزدیکش می‌رود او چنان واکنشی نشان می‌دهد گویا وحشتناک‌ترین هیولای عمرش را دیده. اما واکنش لیزی این بوده که «من که بچه‌ بامزه‌ای هستم، این دختره چقدر بی‌ادبه». اما انتظارش برای بهترشدن برخوردها در مدرسه نه‌تنها به سر نرسید ، بلکه همه‌چیز بدتر و بدتر شد و او می‌دید که همه از او دوری می‌کنند. اما نمی‌فهمید چرا؟! او که در حق کسی بدی نکرده بود. وقتی این موضوع را با ناراحتی با پدر و مادرش مطرح کرد آن‌ها به او گفتند که «علتش فقط اینه که تو از بقیه کوچک‌جثه‌تری. تو مبتلا به این سندرم ناشناخته و نادری ولی قرار نیست این سندرم تو رو تعریف کند. پس برو مدرسه، سرت رو بالا بگیر، لبخند بزن و خودت باش، تا بقیه ببینند تو هم مثل اونایی» و او هم چنین کرد.

او از تماشاچیانش می‌خواهد با خود فکر کنند و ببینند چه‌چیزی آن‌ها را تعریف می‌کند؟ جایی که متولد شده‌اند، پیشینه‌ خانوادگی‌شان، دوستان‌شان، یا چه‌چیز دیگری؟ لیزی می‌گوید برای خودش مدت‌ها طول کشید تا تعریف خودش را پیدا کرد. او مدت‌ها از قیافه‌ خودش بیزار شده بود. وقتی صبح‌ها جلو آینه آماده‌ رفتن به مدرسه می‌شد، پاهای کوچک، دست‌های نحیف، و صورت بیش از حد لاغرش را زشت می‌دانست و دلش می‌خواست بتواند به‌نوعی از شر این سندرم خلاص شود.

با خودش فکر می‌کرد،‌ «اگر و فقط اگر به این سندرم مبتلا نبودم چقدر زندگی ام آسان‌تر می‌شد.» می‌گوید: «مدت‌ها آرزو کردم، دعا کردم،‌ امید بستم که روزی از خواب بیدار شوم و ببینم قیافه‌ای عادی دارم. این چیزی بود که هر روز خواستم و هر روز از به‌دست‌آوردنش ناامید شدم.»

اما پدر و مادرش حامیان بزرگ او بودند. کسانی که هروقت ناراحت بود به او تسلی دادند و وقتی خوشحال بود با او خندیدند و به او آموختند که باوجود داشتن این بیماری و  شرایط بسیار سخت زندگی، نباید اجازه بدهد که این بیماری او را تعریف کند. باید به یاد داشته باشد که زندگی‌اش در دستان خودش قرار دارد و خودش تصمیم می‌گیرد که به کدام‌سو هدایتش کند. او می‌داند و می‌گوید که رسیدن به این نقطه بسیار سخت است.

لیزی وقتی دبیرستان می‌رفته، روزی ویدئویی از خودش روی اینترنت پیدا می‌کند که کسی او را «زشت‌ترین زن دنیا» لقب داده بوده است. چهار میلیون نفر آن ویدئوی هشت ثانیه‌ای صامت را دیده بودند. هزاران نفر زیر ویدئو کامنت گذاشته بودند: «لیزی، لطفاً، لطفاً به دنیا لطفی بکن. تفنگی روی سرت بگذار و خودت رو بکش.»

او از تماشاچیانش می‌خواهد به این جمله فکر کنند.

اگر افرادی کاملاً غریبه چنین نظری درباره‌ شما داشته باشند،‌ چه می‌کنید؟ مسلماً او از خواندن این نظرات غمگین شده و حتی به فکر جواب‌دادن به آن ویدئو افتاده ولی همان لحظه دریافته که خودش مسئول انتخاب‌های زندگی‌اش است. می‌تواند این ویدئو و نظراتش را عاملی برای افسردگی و خشم کند، یا از آن نردبانی برای ترقی بسازد. با خودش فکر می‌کند آیا باید اجازه بدهد مردمانی که او را هیولا خطاب می‌کنند تعریفش کنند؟ یا کسی که پیشنهاد کرده بود که باید او را در آتش سوزاند!

لیزی به این نتیجه می‌رسد که داشته‌هایش باید او را تعریف کنند نه نداشته‌هایش؛ یک چشمش نمی‌بیند، در عوض چشم دیگرش می‌بیند. خیلی زودبه‌زود مریض می‌شود، در عوض موهای خوبی دارد. همان‌جا تصمیم می‌گیرد برای اثبات خودش به دیگران هرکاری می‌تواند بکند تا از هر جهت آدم بهتری شود،چون به نظرش بهترین راه برای جواب‌دادن به آن آدم‌ها این بود که نکات منفی حرف‌های‌شان را بگیرد، برعکس کند و از آن‌ها نردبانی برای رسیدن به اهدافش بسازد. لیزی تصمیم گرفت به دانشگاه برود، درسش را تمام کند، مجموعه‌ای از سخنرانی‌ها را برای انگیزه‌بخشیدن به مردم آغاز کند و کتابی بنویسد. حالا او همه‌ این کارها را کرده و برای مردم از راه‌های موفقیت می‌گوید و از رازهای زیبابودن و خوشحال‌بودن  و احساس خوشبختی در زندگی…|ایسنا|

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:
نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۲۱
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
زهرا
Iran, Islamic Republic of
۱۲:۰۸ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۹
عالی بود.ایمان واقعی به این میگن
۰
۰
الی
Iran, Islamic Republic of
۱۲:۱۰ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۹
فوق العاده بود
امیدوارم به دركی برسیم كه از كسی برای چیزهایی كه خدا به او كمتر داده دوری نكنیم
۰
۰
sona
Iran, Islamic Republic of
۲۰:۲۳ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۹
كاش همه این مطلبو میخوندند
كاش ...
ممنون از مطلب جالبتون
۰
۰
elahe
Iran, Islamic Republic of
۲۰:۳۲ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۹
ali bod
۰
۰
مژده
Iran, Islamic Republic of
۱۱:۵۹ - ۱۳۹۲/۱۱/۱۰
وای عسلممممممممممممممممممممم. كوچیكیاش چقد بد بوده امیدوارم زود خوب بشه
۰
۰
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۳:۲۴ - ۱۳۹۲/۱۱/۱۰
زیبا بود ماهمه چیز داریم بازم ناشكریم
۰
۰
حالا.....
Iran, Islamic Republic of
۱۳:۴۲ - ۱۳۹۲/۱۱/۱۲
منم زیبا نبودم.... تقریبا از همه آدمای دوروبرم زشت تر.... همیشه بخاطر قیافه نا زیبا حرفایی رو میشنیدم كه فقط مجبور بودم به روی خودم نیارم... تو ذهنم كلی خاطره بد از نگاها و حرفای دیگران دارم.. در عوضش توانایی های خاص خودمو دارم.... از طرفی هم با زیبا نبودن كنار اومدم و دیگه اذیتم نمیكنه.... همیشه هم سعی میكنم خیلی مرتب و تمییز باشم كه خیلی تاثیرای خوبی توو زندگیم داشته.... شاید زیبا نبودم.... ولی نكات مثبتی دارم كه هم سن و سالام ندارن.. من بخاطر زشتی خیلی رنج كشیدم و این رنج به من درك بالایی بخشید.. تواناییه درك همه.. از نظر ذهنی خیلی قوی بودم..درس هم خوندم.. تحصیل كرده هستم و تقریبا كار میكنم..چون خودم خیلی اذیت شدم همیشه سعی مبیكنم به دیگران كمك كنم.. خلاصه سعی میكنم ادم بدی نباشمو و همیشه هم سعی میكنم تا جایی كه میتونم تمییز و مرتب باشم كه ازینور جبران بشه.. یه جورایی حس میكنم خیلی قوی هستم و آدم موفقی هستم.. سعی میكنم زندگیمو بهتر هم كنم.. قلب حساسی داشتم.. خیلیا قلبمو شكستن.. گذشت.. من فقط قوی شدم.. اما یادتون باشه.. اگه از كسی به خاطر زشت بودنش خوشتون نمیاد عیب نداره ولی دل نشكنین.. هیچ وقت كینه ای نبودم ولی بارها دیدم وقتی كسی دلمو میشكست خدا از طرف خودش و بدون مشورت با من جوابشو میداد..
۰
۰
الهام
Iran, Islamic Republic of
۱۶:۱۱ - ۱۳۹۲/۱۱/۱۲
میتونم بگم افرین به مادر لیزی كه از فرزندش به بهترین نحو مراقبت كرد ودخترش تونست به مدارج عالی برسه . افریده خدا هیچوقت زشت نیست
۰
۰
محمد
Iran, Islamic Republic of
۰۸:۴۷ - ۱۳۹۲/۱۱/۱۳
خیلی خیلی جالب بود ممنون امید وارم به زودی كتابش درایران ترجمه و چاپ بشه
۰
۰
هانا
Iran, Islamic Republic of
۱۰:۴۲ - ۱۳۹۲/۱۱/۱۳
آفرین بر این دختر.
زشت یا زیبا
مهم اینه كه تو از زندگیت لذت ببری حتی اگر دیگران دوستت نداشته باشند
امیدوارم هیچ وقت افسرده نشه و همین روحیه را داشته باشه وهر چی كه میخواد برسه.
با ارزوی سلامتی همه بیماران
۰
۰
جاوید
Iran, Islamic Republic of
۱۴:۳۳ - ۱۳۹۲/۱۱/۲۱
ارزش و معنای وجودی انسان به زیبایی ظاهری آن نیست
این دختر ثابت كرد كه ارزشی به مراتب بیش از آن هزاران نفری را دارد كه در ویدئو منتشر شده اش در اینترنت كامنت «لیزی، لطفاً، لطفاً به دنیا لطفی بكن. تفنگی روی سرت بگذار و خودت رو بكش.» گذاشته بودن
۰
۰
مرجان
Iran, Islamic Republic of
۰۹:۴۴ - ۱۳۹۲/۱۱/۲۳
عالی بود ... كاش همه ی پدر و مادر ها بجای تاكیدد رو یه سری چیزای بی ارزش این چیزا رو تو كله ی ما فرو میكردن
۰
۰
عباس ظفری
United States
۰۹:۴۵ - ۱۳۹۲/۱۱/۲۳
آفرین به لیزی و امثال او ! خیلیا بااینكه ظاهرزیبا دارند ولی درونشون زشته! ولی امثال لیزی علیرغم ظاهرشون باطن زیبایی دارند:-)
۰
۰
بارام
Iran, Islamic Republic of
۱۳:۰۷ - ۱۳۹۲/۱۱/۲۶
تن آدمی شریف است به جان آدمیت اگه كسی ادعا میكنه زیباترینه و یا ته خوشگلی تو وجوش هست و بتونه همچین همتی داشته باشه به خودش افتخار كنه ولی غیر از این حق اظهار نظر نداره هر كسی تو این دنیا حق زندگی كردن داره و ما این حقو نداریم كه بخواهیم كسیو ناراحت كنیم شاد زندگی كردن به زیبا بودن نیست عزیزان .
۰
۰
نیلا...
Iran, Islamic Republic of
۱۴:۵۴ - ۱۳۹۲/۱۲/۰۲
عالی بود..
۰
۰
شیوا
Iran, Islamic Republic of
۱۷:۳۴ - ۱۳۹۲/۱۲/۰۲
افرین خیلی ارده میخواد
۰
۰
جزیره سرگردانی
Iran, Islamic Republic of
۱۱:۲۲ - ۱۳۹۳/۰۲/۲۱
لیزی ، تو قدرتمندترین زن روی زمینی. از اینكه همجنس توام خوشحالم و توانایی هات احسنت میگم. ضمنا پیرو نظر دوست خوبم الی میخوام بگم خدا به لیزی چیزی كم نداده، اگه دقت كنیم نعمتهایی بیشتر از ماها كه خودمونو عادی می پنداریم، از خداوند دریافت كرده.
۰
۰
الناز
Iran, Islamic Republic of
۱۱:۵۰ - ۱۳۹۳/۰۲/۲۱
عالی بود كسایی كه به نظر ما كمبود هایی دارن همیشه ثابت كردن چیزی دارن كه اكثرا نداریم اونم فهمه درست نسبت به واقعیات زندگیه كه باعث شده ما به خودمون تاثف بخوریم.
۰
۰
الناز
Iran, Islamic Republic of
۱۱:۵۴ - ۱۳۹۳/۰۲/۲۱
عالی بود كسایی كه به نظر ما كمبود هایی دارن همیشه ثابت كردن چیزی دارن كه اكثرا نداریم اونم فهمه درست نسبت به واقعیات زندگیه كه باعث شده ما به خودمون تاثف بخوریم.
۰
۰
فرزانه
Iran, Islamic Republic of
۲۲:۳۵ - ۱۳۹۳/۰۲/۲۴
افرین بهش...زیبایی و زشتی كاملا نسبیه و ما خودمون به اونا معنا میبخشیم...
۰
۰
ملیكا
Iran, Islamic Republic of
۲۰:۱۲ - ۱۳۹۳/۰۲/۲۹
واقعا نمی دونم دربرابر این بزرگی چی بگم...
۰
۰

یادداشت

بیشتر
چرایی پیک زمستانی کرونا

چرایی پیک زمستانی کرونا

وزیر بهداشت اعلام کرد پس از پیک پاییزه کرونا، یک پیک زمستانی نیز خواهیم داشت که به‌خصوص در استان‌های جنوبی کشور، باعث افزایش شیوع بیماری می‌شود.

یک افسوس همیشگی

یک افسوس همیشگی

سینماگرانی که بیانیه محکومیت ترور شهید فخری‌ زاده را امضا کرده‌اند و نیز تمام آنهایی که نتوانستند آن را امضا کنند، بدون تردید باور دارند که ترور در هر شکلی محکوم است، چه رسد به ترور بزرگمردی که خدمات ارزنده‌ای به کشور داشته و فردی موثر بوده است.

فرق چرا با چگونه

فرق چرا با چگونه

در یک عملیات تروریستی، ترور شدیم. این دومین اتفاق مهم تروریستی در بازه‌ یک‌ساله بود که مردم از دوربین رسانه مشاهده‌‌اش کردند، غرورشان جریحه‌دار شد و ناراحت شدند.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر

پیشخوان

بیشتر