در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شباهتی که میان بدبختی و بیچارگی شخصیتهای این دو اثر وجود دارد آنها را به هم شبیه کرده است. داستان همه افتادگان شامل سه اپیزود مجزا از هم است که باهم ارتباط مکانی و زمانی دارند. داستان حوادث هتلی به نام زیتون، در منطقهای از شمال کشور است که یک شب، سه زوج در آن اقامت میکنند. هر سه زوج گرفتاریهای خاص خود را دارند. زوج اول خیلی جوان و رمانتیک، زوج دوم میانسال و طناز و زوج سوم جوان و جنایتکار هستند.
بدتر از آنچه فکر کنید
زوج اول (مژگان خالقی و شهروز دلافگار) برای ماه عسل به این سفر آمدهاند، ولی تنها چیزی که در رفتارشان دیده نمیشود شادمانی آغاز یک زندگی است. فضای سرد و مهگرفته هتل، بسرعت به ما نشان میدهد شک و سوءظن در کمین آنهاست. عروس، عبوس و بداخلاق شده و به مکالمات تلفنی شوهرش مشکوک میشود. او را دنبال میکند ولی از بد حادثه، ماجرا از آنچه تصور میکند دردناکتر و وخیمتر است. متوجه میشود شوهرش با همدستی همکارش اختلاس کرده و همکارش متواری شده و حالا باید در ابتدای زندگی روانه زندان شود. عروس سیاهبخت، وفاداری به همسرش را اعلام میکند و صبح روز بعد هر دو با قبول بدبختی پیش آمده از هتل خارج میشوند.
عدو شود سبب خیر
ماجرای دوم، داستان دو زوج میانسال (کاظم هژیرآزاد و شمسی صادقی) است که بعد از 11 سال جدایی دوباره با هم زندگی جدیدی را شروع کردهاند. بریدگی سیم ترمز خودرو آنها را شبانه به این هتل میکشاند. هر دو، تمام سعیشان را میکنند خوشحال به نظر برسند، اما هر دو به گذشته خود رجوع میکنند و اختلافات گذشته را به میان میکشند و مانند کودکان دوباره دعوا را از سر میگیرند. زن و مرد که فرتوت و بهانهگیر شدهاند مدام یکدیگر را بازخواست میکنند. برای تعمیر خودروی خود از زوج اول کمک میگیرند ولی جوابی نمیگیرند. به زوج سوم هم مراجعه میکنند و با پرخاش آنها مواجه میشوند به همین دلیل به آنها مشکوک میشوند. صبح روز بعد متوجه میشوند خودرویشان را دزدیدهاند، ولی کمی بعد از اینکه داخل خودرو نبودهاند خوشحال میشوند.
بدتر از بد
زوج سوم (امیر آقایی و الهام پاوهنژاد) گرفتارتر از بقیه به نظر میرسند. صحنههای فیلم هرچه به آخر میرسد، مخوفتر میشود. سایهها تندتر شده و رفتار شخصیتها مرموزتر میشود. زوج سوم پشت خودروی خود جسدی را حمل میکنند و قرار است نیمههای شب او را مخفیانه در جنگل دفن کنند. شب را در هتل اقامت میکنند. مقدار زیادی پول را از مقتول دزدیدهاند که قرار است با آن از کشور خارج شوند. نیمهشب هنگام حفاری زمین، جسد جان گرفته و قاتل خود را به قتل میرساند و فرار میکند. به هتل میرسد و برای فرار خود خودروی ترمزبریده را انتخاب میکند و فردا صبح اهالی روستا ماشین را ته دره پیدا میکنند.
وقتی فرم بر محتوا میچربد
در کنار قالب و فرم مناسب فیلم همه افتادگان محتوا چندان قوت ندارد. طراحی صحنه این فیلم از نقاط قوت آن به شمار میرود و در هر سه اپیزود فضای مخوف شک، حادثه و جنایت را به خوبی منتقل کرده است. همچنین فرم اپیزودیک داستان به روایت فیلم و ریتمش کمک بسیاری کرده است.
جداسازی فضای فکری این آدمها حکایت از فاصله آنها دارد. چه بسا افراد در کنار هم در یک فضا، مکان و زمان زندگی میکنند، ولی از احوال هم بیخبرند و حتی حوصله شنیدن دردهای یکدیگر را ندارند. به بنبست رسیدن این سه زوج ناشی از نشنیدنها و ندیدنهاست. نادیده گرفتن کسانی که با آنها زندگی میکنیم گاهی ما را به بنبست میرساند.
چیزی که در کلیت سه اپیزود مشترک است، ساختار تئاتری مبتنی بر تصویر است که دیالوگهای کم و بیربطی جملهها از قوت آن کاسته است. به نظر میرسد شکوه بازیهای تئاتری آنقدر فیلمساز را درگیر خود کرده است که از توجه به متن و انتقال محتوای آن کاسته است. بخصوص در اپیزود سوم که دو بازیگر مطرح مثل الهام پاوهنژاد و امیر آقایی اجرای آن را به عهده دارند.
دیالوگها ضعیف و نارساست به طوری که ارتباط و نسبت شخصیتها با یکدیگر و دلایل رفتارشان که حاکی از انزجار از مقتول است، اصلا مشخص نمیشود. حتی پایان باز و نامشخص اپیزود سوم آن را از دو اپیزود قبل منفک کرده است. چیزی که حائز اهمیت است بازی بازیگران باتجربهای مثل کاظم هژیرآزاد، شمسی صادقی، آقایی و پاوهنژاد در کنار جوانان تازهکاری مثل شهروز دلافگار و مژگان خالقی در این تلهفیلم است.
سعیده نیکاختر / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: