در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
از نظر روانشناس معروف اریک اریکسون، آخرین تعارض دوران زندگی انسان، انسجام در برابر ناامیدی است و کنار آمدن با زندگی را شامل میشود. در دوران سالخوردگی افرادی که به انسجام دست مییابند از دستاوردهای خود احساس کامل بودن و رضایت میکنند. آنها با ترکیب پیروزیها و ناامیدیها (که بخش گریزناپذیر روابط عاشقانه، فرزندپروری، کار و فعالیت، روابط دوستی و اجتماعی و آمیختگی با جامعه است) سازگار میشوند و میپذیرند مسیرهایی را که دنبال کردهاند، کنار گذاشتهاند یا انتخاب کردهاند برای داشتن زندگی هدفمند لازم بوده است. توانایی در نظر گرفتن زندگی در بافت بزرگتری که تمام انسانها را شامل شود برای رسیدن به آرامش و خشنودی که با انسجام همراه است، کمک میکند.
پیامد منفی این مرحله زمانی روی میدهد که افراد سالخورده احساس کنند تصمیمات اشتباه زیادی در طول زندگیشان گرفتهاند و زمان برای یافتن مسیری دیگر به سمت انسجام خیلی کم است؛ فرد ناامید بدون داشتن فرصتی دیگر به سختی میتواند بپذیرد که مرگ نزدیک است و غرق در اندوه، باخت فرصتها و نومیدی میشود و ممکن است حوادثی را به بار بیاورد. به عقیده اریکسون این نگرشها معمولا به صورت عصبانیت و ناخشنودی از دیگران و نفرت از خود ابراز میشود. رفتار جنجالی و عیبجویانه، سرزنش دیگران به علت شکستهای شخصی و دیدگاه حاکی از تاسف نسبت به زندگی، این احساس ناامیدی عمیق را منعکس میکند. همه روانشناسان قبول دارند رشد موفقیتآمیز و ثمربخش در سالهای آخر زندگی انسجام و تعمق بیشتر شخصیت را دربرمیگیرد.
رابرت پک روانشناس دیگری است که سه وظیفه را از آن انسجام من میداند:
1ـ تمایز من در برابر دلمشغولی به کار ـ نقش: این تکلیف از بازنشستگی حاصل میشود و افراد سالخوردهای که بشدت خود را وقف شغلشان کردهاند ملزم میدارد راههای دیگری را برای تائید کردن احساس ارزشمندی پیدا کنند. کسی که برای انسجام تلاش میکند باید یک رشته نقشهای خانوادگی، دوستی و اجتماعی را متمایز کند که به اندازه شغل او رضایتبخش باشند.
2ـ استعلای بدن در برابر دلمشغولی به بدن: پیری تغییراتی در ظاهر و ضعفهای جسمانی و مقاومت در برابر بیماری به همراه دارد؛ برای کسانی که سلامت روانیشان بشدت به حالت بدنشان وابسته است، اواخر بزرگسالی میتواند دوران سختی باشد؛ سالخوردگان باید با تاکید بر تواناییهای شناختی و اجتماعی خود، محدودیتهای جسمانیشان را تعالی بخشند.
3ـ استعلای من در برابر دلمشغولی به من: در این دوره مرگ عزیزان و آشنایان، یادآوری مداوم مرگ میشود و دستیابی به انسجام من، میتواند از طریق تلاش برای بهبود زندگی دیگران باشد که بعد از مرگ فرد، زنده خواهند بود؛ آنها باید از خردمندی خود کمک بگیرند و طوری به فکر دیگران باشند که زندگی آنها را بهتر کنند. موفقیت آنها در حالت درونی، رضایت خاطر و تاثیر سودمندی که بر دیگران میگذارند، آشکار میشود.
رابعه موحد
روانشناس
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: