در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم

«شاید برای شما هم اتفاق بیفتد» از مجموعههای تلویزیونی است که در سالهای اخیر تولید و پخش آن تداوم داشته و اکنون بعد از تولید و پخش چند سری از آن، مخاطبان زیادی پیدا کرده است. شاید چهار سال پیش کسی تصور نمیکرد این سریال بتواند چند سال دوام بیاورد. این مجموعه را کارگردانان زیادی مقابل دوربین بردهاند، اما در میان سازندگان این اثر، احمد معظمی بیشتر از کارگردانان دیگر در این سریال سهم دارد. او که بیش از 118 اپیزود این مجموعه را کارگردانی کرده، در سری جدید این مجموعه که ماه رمضان امسال پخش میشود نیز حضور دارد. البته او قصد دارد از این مجموعه جدا شود و میدان را به جوانترها واگذار کند. با او درباره این مجموعه به گفتوگو نشستیم.
آقای معظمی! شما بیش از 118 اپیزود از مجموعه شاید برای شما هم اتفاق بیفتد را کارگردانی کردهاید و میتوان گفت به نوعی بیشترین سهم را در این سریال دارید؛ اما شنیدهایم میخواهید بعد از چهار سال کار، با این گروه خداحافظی کنید. برای این تصمیم دلیل خاصی دارید؟
من از کارگردانانی بودم که از حدود چهار سال پیش و از ابتدای آغاز تولید این سریال با آقای تحویلیان، تهیهکننده همراه بودم و شاید بتوان گفت این سریال با ما شروع شد و تا امروز ادامه یافته است. تاکنون حدود 180 اپیزود برای این سریال ساخته شده که حدود 118 اپیزود آن را من ساختهام. خوشبختانه در این مدت توانستهام داستانهای متنوعی کار کنم. ساخت هر کدام از این داستانها برایم یک تجربه ارزشمند و مفید بود. همه عوامل این سریال تلاش میکردند به نحوی پیامهای اخلاقی را با قصههای متنوع در این سریال منعکس کنند. سری رمضانی این مجموعه، آخرین همکاری من با گروه سازنده شاید برای شما هم اتفاق بیفتد است. میخواهم میدان را برای جوانترها فراهم کنم. من به واسطه کارگردانی این سریال توانستم درسهای زیادی یاد بگیرم. دلم میخواهد کارگردانان جوانتر هم با ساخت اپیزودهای این سریال این فرصت را پیدا کنند.
داستانهای این مجموعه برگرفته از اتفاقاتی است که ممکن است برای هر کدام از ما پیش بیاید. گرچه برخی داستانها در فیلمنامه و کارگردانی خوب است، اما بعضی داستانها هم در حد متوسط است. فکر میکنید بعد از گذشت چهار سال این سریال باز هم میتواند نظر مردم را با خود همراه کند؟
این مساله طبیعی است که میان 180 اپیزودی که برای این مجموعه ساخته شده، تعدادی از داستانها خوب یا متوسط باشند. ولی همیشه در جریان فعالیتهای تهیهکننده و گروه سازنده بوده و از نزدیک دیدهام که چگونه تلاش میکنند یک اثر خوب را تولید کنند.
قبول کنید ساخت چنین مجموعهای اپیزودیک کار راحتی نیست. وقتی داستان یک قصه پیوسته باشد، تکلیف ما هم مشخص است، اما در یک سریال اپیزودیک باید داستانهای متنوع را انتخاب کرد تا جذابیت لازم را داشته باشد. حال تصور کنید این مجموعه چهار سال هم ادامه پیدا کند. بدون تردید سختیهای کار بیشتر میشود. در انتخاب فیلمنامههای این مجموعه سعی شده قصههایی انتخاب شوند که برای مردم باورپذیر و واقعی بوده و به زندگی مردم و جامعه نزدیک باشند. به همین دلیل داستان محور بودن هر قسمت از اهمیت بالایی برخوردار بود.
پس با این تعریف معتقدید ساخت سریال اپیزودیک سختتر از یک سریال دنبالهدار است؟
بله، ساخت مجموعههای اپیزودیک نسبت به سریالهای دنبالهدار فوقالعاده سختتر است، زیرا در یک سریال دنبالهدار، خط ساختار و محتوا مشخص است، اما در آثار اپیزودیک دشواری کار بیشتر میشود.
لوکیشنهای متنوع برای هر قسمت، بازیگران متعدد، بودجه محدود و طراحی شخصیتهای متعدد همگی دست به دست هم میدهد که ساخت یک سریال اپیزودیک را سخت کند. در حالی که در نهایت خروجی کار یک قسمت 40 تا 45 دقیقهای است و در هر صورت باید قصه را کامل و خوب روایت کرد.
وقتی کارگردانی چند تا از اپیزودهای این مجموعه را چند سال پیش آغاز کردید، تصور میکردید این مجموعه چهار سال تداوم داشته باشد؟
وقتی ساخت مجموعه شاید برای شما هم اتفاق بیفتد شروع شد، خیلیها به تداوم آن امید نداشتند اما این کار ادامه یافت و من به تنهایی حدود 118 اپیزود ساختم و کارگردانان دیگری نیز با این مجموعه همکاری کردند و کار به گونهای پیش رفت که امروز دیگر بین مردم شناخته شده است. خوشبختانه این سریال در این چهار سال توانسته نظر مخاطبان را جلب کند و با آن ارتباط برقرار کنند و حتی برخی مخاطبان پای ثابت این مجموعه هستند. خوشحالم این اتفاق افتاد و مجموعه تا این میزان مورد توجه مخاطبان قرار گرفته است.
سری جدید این مجموعه که ماه رمضان امسال پخش میشود نسبت به رمضانهای سال قبل تفاوت دارد و میتوان گفت داستانها تلخ نیست. در حالی که قبلا داستانهای این مجموعه تلخ بود.
وقتی تولید یک سریال به مدت چهار سال تداوم دارد، بدون تردید گروه سازنده باید به عنصر جذابیت و تازگی فکر کند تا به روزمرگی نیفتد. به همین دلیل قرار شد قصههایی برای این مجموعه ویژه ماه رمضان امسال انتخاب شود که فضایی متفاوت از گذشته داشته باشد و دیگر داستانهای آن تلخ نباشد. سعی شده روند داستانهای این مجموعه نرمتر، باورپذیرتر و منطقی باشد. فکر میکنم روایت داستانها امسال بهتر از گذشته شده است. همچنین سعی کردیم با انتخاب بازیگران اعم از بازیگران چهره و غیرچهره داستانها را به واقعیت نزدیک کنیم و اکنون بعد از حدود چهار سال میتوان گفت مجموعه شاید برای شما هم اتفاق بیفتد به یک برند در برنامههای تلویزیونی تبدیل شده است.
استفاده از بازیگران غیرچهره نگرانکننده است، چراکه ممکن است مخاطب خیلی نتواند با آنها ارتباط برقرار کند. استفاده از بازیگران غیرچهره برای شما در این مجموعه نگرانکننده نبود؟
استفاده از بازیگران اعم از اینکه چهره باشند یا نباشد به کیفیت کار و کارگردان بستگی دارد. بسیاری از فیلمسازان خیلی راغب به استفاده از بازیگران چهره نیستند و برعکس برخی نیز ترجیح میدهند با بازیگرانی کار کنند که برای مخاطب شناخته شده نیستند. معتقدم گاهی استفاده از بازیگرانی که خیلی چهره مطرح در سینما و تلویزیون نیستند، بهتر جواب میدهد و نقش را باورپذیرتر میکند، چون من از ابتدا با این مجموعه همراه بودم، فکر میکنم در این سریال استفاده از بازیگران غیر چهره بیشتر جواب میدهد و قصه را به واقعیت نزدیکتر میکند.
مواردی هم داشتیم که حضور و استفاده از بازیگران غیرچهره کار را موفقتر کرده و بین مردم نیز بهتر دیده شده است. میتوانم بصراحت بگویم حدود 80 بازیگر از همین سریال به عرصه سینما و تلویزیون وارد شدند و به بازیگران پرکار تبدیل شدهاند، زیرا بازیگرانی به این کار دعوت شدند که با وجود ناشناخته بودن، توانایی بالایی داشتند و بازیهای خوبی از خود به نمایش گذاشتند.
چرا کمتر از بازیگران چهره در این سریال استفاده میکنید؟
استفاده از بازیگرانی که صدها بار در نقشهای تکراری دیدهایم و گاهی همزمان در چند فیلم نقش یکسان بازی میکند، شاید آنچنان به کار کمکی نکند، بههمیندلیل من ترجیح میدهم بازیگرانی را انتخاب کنم که برای مخاطب جدید باشد.
شما در صحبتهایتان اشاره کردید این مجموعه به یک برند در تلویزیون تبدیل شده است. فکر میکنید باز هم چنین مجموعههایی میتواند شکل بگیرد؟
هرچند مجموعه شاید... موافقان و مخالفانی دارد، اما میتوان گفت این سریال به یک برند در تلویزیون تبدیل و ماندگار شده است. البته دیگر مثل این مجموعه نمیتواند شکل بگیرد، زیرا ساخت این سریال زمان خوبی آغاز شد و نیروهای جوان و با انگیزه آن را شروع کردند و از آن زمان تاکنون این شیوه جواب داده است.
من تاکنون ندیدهام سریالی در 200 قسمت آن هم به شکل اپیزودیک در تلویزیون ساخته شود و مردم هم با آن ارتباط برقرار کنند. گروه سازنده این کار، از ابتدا یک تیم قوی و جوان بود و دیگر سخت است چنین اتفاقی بیفتد. امروز هر جای ایران که بروید مجموعه شاید... برای مردم شناخته شده است و این خود یک موفقیت برای سریال تلویزیونی است.
یکی از ویژگیهای سریال شاید برای شما هم اتفاق بیفتد این است که با هزینه اندک ساخته شده است. فکر میکردید همه عوامل با این دستمزدهای پایین حاضر به همکاری با این مجموعه شوند؟
هرچند قصه در هر کاری حرف اول را میزند، اما در کنار قصه باید شرایط خوبی برای تولید فراهم شود که این اتفاق درباره این مجموعه افتاد و علاوه بر قصه نسبت به همه سریالهایی که ساخته میشود، فرم خوبی دارد. همانقدر که قصه در ساخت یک اثر نمایشی مهم است، فرم و ساختار نیز اهمیت دارد؛ زیرا در هر قسمت با یک فیلم سینمایی روبهرو هستید و باید یک سر و گردن از کارهای معمول بالاتر باشید و در عین حال قصه را در 40 تا 45 دقیقه روایت کنید.
هرچند بودجه این سریال نسبت به سریالهای دیگر خیلی پایینتر است، اما همه عوامل با دل و جان کار میکنند و با وجود دستمزدهای پایین فضای کار را دوست دارند.
البته ناگفته نماند تهیهکننده هم همراه خوب گروه تولید است و وجود یک تهیهکننده باثبات که مشاور خوبی برای کارگردان است و تکتک اپیزودها را زیر نظر دارد، بزرگترین امتیاز هر کار سینمایی یا تلویزیونی است.
حتی در مواردی تهیهکننده از گروه تولید میخواست سکانسها را تکرار کنند، زیرا آنگونه که باید ساخته نشده بود و این مدیریت آقای تحویلیان یکی از موفقیتهای مجموعه بود. به نظرم اگر کار دست تهیهکننده دیگری بود، نمیتوانست به این خوبی مدیریت کند.
اینکه همزمان حدود هشت گروه تولید کار کنند، یعنی اینکه تهیهکننده با حدود 500 نفر عوامل روبهروست و تنها مدیریت خوب میتواند شرایط را برای تولید فراهم کند.
فکر میکنید این سریال تا چه زمانی میتواند ادامه پیدا کند؟
به نظر من میتوان تا هزار قسمت هم این مجموعه را ادامه داد، زیرا بعد از این چهار سال به جایی رسیده که مخاطبان آن را دوست دارند و میتوان با تنوع بخشیدن به قصهها آن را ادامه داد. داستانهای این مجموعه برداشتی از زندگی عادی مردم است و اگر پای درددل تکتک آدمها بنشینید به یک قصه میرسید که میشود آن را دستمایه تولید یک اثر کرد.
امروز یک گروه نویسندگان برای این مجموعه شکل گرفته که همگی از نیروهای جوان و پر از ایده هستند و میتوانند قصههای متنوعی تعریف کنند. من از ابتدای کار همراه این گروه بودم و امسال آخرین سالی است که برای این مجموعه اپیزود ساختم، اما اکنون باید میدان را برای جوانترها باز کنیم. وقتی جوان بودیم به ما میدان داده شد و امروز هم این مجموعه بیش از هر چیز نیازمند خون تازه و نیروی جوان است تا ایدههای نو بدهند.
ساخت مجموعه شاید ... نسبت به تمام سریالها و فیلمهای سینمایی سختتر است، چون هر قصه انرژی یک فیلم را از کارگردان میگیرد و چون هر قصه براساس قصه دکوپاژ (نمابندی) میشود و شباهتی به دیگر اپیزودها ندارد، کار سخت میشود. هنر واقعی این است که بتوانید با کمترین امکانات و پایینترین بودجه بهترین اثر را ارائه کنید.
سیر تکاملی
امسال ماه رمضان برخلاف سالهای گذشته، شبکۀ تهران، سریال مناسبتی جدیدی برای پخش آماده نکرد. اما سریال «شاید برای شما هم اتفاق بیفتد» که پای ثابت این ایام است، مثل چند سال گذشته از این شبکه پخش میشود. البته به خاطر این که عنوان این سریال تکراری است و فصلهای قبلی آن تعریف خود را به تماشاگر ارائه کرده، کنجکاوی برای دیدن چیستی و چگونگی این سریال وجود ندارد. مسیری که این مجموعه انتخاب و طی قسمتهای پرتعدادش آن را دنبال کرده، تا به حال یا مخاطبانش را جذب کرده یا آنها را از دیدن سریال منصرف کرده است. روند تثبیت شده و عوض نشدنی این مجموعه باعث شده مخاطب آن را در ادامۀ قسمتهای پیشین ببیند و تلاشی برای کشف دوبارۀ آن انجام ندهد. اما شاید برای شما... طی چند فصلی که از آن گذشته، تحولاتی را تجربه کرده است. درست است که مسیر اصلی همانی است که قبلا بوده، درست است که خطاها، ندانمکاریها و پا کج گذاشتنها و نتایج و عواقب آنها موضوع اصلی هر قسمت از سریال است، اما با انجام مقایسهای بین قسمتهای اخیر مجموعه و قسمتهای اول آن، میتوان تفاوتهایی در ساختار و نوع پردازش قصهها پیدا کرد. قسمتهای جدید، از سهلانگاری و ساده پنداری کمی دورتر شدهاند و داستانها خط سیر منطقیتری را دنبال میکنند تا به نتیجه برسند؛ گرچه هنوز به خاطر هدفی که مدنظر سازندگان است، پایان تمام داستانها از اواسط آن قابل پیشبینی است و این نقطه ضعفی برای مجموعه محسوب میشود. اما مساله اینجاست که این نقطه ضعف، میان بیشتر سریالهای امروزی ما مشترک است. در بسیاری از سریالها، از نیمههای کار میتوان نه تنها آخر و عاقبت شخصیتها را حدس زد، بلکه مسیر زندگی آنها را هم پیشبینی کرد. در ضمن رسیدن به پایان قصه ـ که از همان ابتدا روشن است ـ چند قسمت طول میکشد. فیلمنامه با طول و تفصیل و آب و تاب فراوان، طی چند قسمت داستانی را تعریف میکند که در شاید برای شما... در یکی دو قسمت مطرح میشود، اوج میگیرد و به پایان میرسد. داستانکها و شخصیتهای فرعی هم در این مجموعه به اندازه آن سریالها نقش دارند و داستان همیشه روندی خطی و بدون فراز و فرود ندارد. بنابراین در قیاس با سریالهای دیگر آن چه برای شاید برای شما... امتیاز محسوب میشود این است که از حرافی و حاشیه رفتن پرهیز میکند، البته اگر حکایت از آن طرف بام افتادن پیش نیاید و سر و ته داستانها به کوتاهترین و سردستیترین شکل به هم نرسند که این اتفاق در فصلهای پیشین و قسمتهای اول بیشتر رخ میداد تا حالا که پشت این مجموعه، مجموعهای از تجربه و آزمون و خطا وجود دارد.
شاید برای شما... پختهتر میشود اگر این روند صعودی ادامه پیدا کند، ساختار کمی پیچیدهتر شود و هدف داستانها با ظرافت بیشتری دنبال شود و در آینده این مجموعه به یک سریال اپیزودیک موفق تبدیل خواهد شد.
فاطمه عودباشی / گروه رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: