
فصل 2013 لیگ جهانی همین سه روز پیش به پایان رسید، اما طعم شیرین پیروزیهای درخشان ملیپوشان والیبال در مرحله گروهی این رقابتها را هنوز میتوان با همان حلاوت قبل احساس کرد.دو هفته پیش و قبل از بازی با آلمان که تیم ملی در تکاپوی صعود به مرحله نهایی بود، خیلی افسوس خوردیم که چرا باید با یک امتیاز اختلاف نسبت به روسیه، به کارمان در همان مرحله اول پایان دهیم، اما حالا که روسها قهرمان لیگ جهانی شدند، نهتنها آن افسوسها از بین رفته که بیش از پیش، به قدرت و توانمندی والیبالیستهای ایرانی پی میبریم؛تیمی که در نخستین حضورش در لیگ جهانی، در همان دو بازی اول مقابل این قدرت بزرگ والیبال ایستاد و حتی در یک گیم با امتیاز خیرهکننده 25 بر 17 پیروز شد. ما شش گیم هم به روسها واگذار کردیم، اما در چهار گیم تا امتیازهای 21، 22 و 23 پیش رفتیم تا فقط به یک یا دو امتیاز تجربه بیشتر این قدرت بزرگ والیبال ببازیم.هرچند بعد از پیروزیهای با ارزش تیم ملی مقابل صربستان، ایتالیا و کوبا، خیلیها گفتند در مقابل روسیه نباید هر دو بازی را واگذار میکردیم، اما حالا باید بابت همان دو شکست نزدیک هم، به ستایش از والیبالیستهای خوب کشورمان پرداخت. روسها در فینال لیگ جهانی، برزیل، قهرمان 9 دوره لیگ جهانی را در سه گیم متوالی با اقتدار شکست دادند و قهرمان شدند، آن هم در ماردل پلاتای آرژانتین که بیشتر ظرفیت 5000 نفری سالن را برزیلیهای زردپوش تشکیل میدادند.پرونده لیگ جهانی را باید بست. بدون شک موفقیت تیم ملی والیبال ایران که حالا به پدیدهای نوظهور در دنیای والیبال تبدیل شده است، حاصل یک برنامهریزی حسابشده و بلندمدت بوده است. چیزی که تا قبل از این حداقل در رشتههای گروهی کمتر در کشورمان شاهد آن بودیم. در این میان شاید خیلیها نقش ولاسکو را پررنگتر از همه ببینند، اما وقتی پای صحبتهای محمدرضا داورزنی، رئیس فدراسیون مینشینیم، ما را قانع میکند که ولاسکو با وجود دانش بالایش، فقط یکی از چند عامل موثری بوده که در این موفقیتها ایفای نقش کردند، همچون میزی که پایههایش به یک اندازه در حفظ تعادل آن نقش دارند.داورزنی نگران بالا رفتن توقعات مردم از والیبال نیز نیست چون ظاهرا هدفهای فدراسیون، فراتر از حضور در لیگ جهانی و بردن ایتالیا و کوبا در خاکشان است. والیبال ایران میخواهد جایگاه خود را میان قدرتهای بزرگ این رشته تثبیت کند، هر سال دو قدم جلوتر از سال قبل باشد، به المپیک برود و بر مدال با ارزش والیبال در المپیک بوسه بزند. وقتی اتفاقات این چند سال اخیر را مرور میکنیم، این باور در ما ایجاد میشود که رسیدن به چنین اهدافی نمیتواند دور از دسترس باشد.آنچه در ادامه میآید ماحصل گفتوگوی ما با محمدرضا داورزنی، رئیس موفق فدراسیون والیبال است؛کسی که این روزها نامش به عنوان یکی از برنامه محورترین مدیران ورزش کشور سر زبانهاست.
زمانی دغدغه اصلی در والیبال رسیدن به توفیقاتی همچون حضور در لیگ جهانی و عرض اندام مقابل قدرتهای اول دنیا بود، اما حالا اصلیترین دغدغه کنار آمدن با توقعات بالای مردم از والیبال است. قبل از هر چیز میخواهم بدانم برای آینده چه برنامهای دارید؟
بله، توقع مردم از والیبال بالا رفته است، به طوری که حالا همه انتظار دارند چند ماه بعد که به رقابتهای قهرمانی آسیا میرویم براحتی قهرمان شویم، اما واقعیت این است که ما در میانههای مسیری هستیم که آن را شروع کردهایم و هنوز به نوک قله نرسیدهایم. پس باید به این راه ادامه داد تا به ثبات رسید. والیبال ایران زمانی جایی میان 20 تیم برتر دنیا نداشت، اما حالا به واسطه نتایجی که در لیگ جهانی گرفتهایم جزو 12 تیم برتر دنیا هستیم و باید تلاش کنیم این جایگاه را هر سال ارتقا دهیم. اگر این اتفاق بیفتد دیگر نگران برد و باختها نخواهیم بود. به هر ترتیب در ورزش، همه تیمهای بزرگ دنیا یک روز میبازند و تیم ملی والیبال ایران هم از این قاعده مستثنا نیست.
با این حال، از امروز مسئولیت شخص شما و دیگر عوامل اجرایی فدراسیون در قبال تیم ملی چند برابر خواهد بود...
این را قبول دارم، اما جای نگرانی نیست. زمانی اگر تیمهای آسیایی تیمهای بزرگ دنیا را میبردند میگفتند تصادفی بوده است. تیمهای بزرگ دنیا هم در صورت شکست مقابل تیمهای آسیایی آن را یک اتفاق قلمداد میکردند. خوشبختانه ما از این مرحله گذر کردهایم و از جمع تیمهای درجه سه و درجه دو، وارد حریم تیمهای درجه یک دنیا شدهایم. امروز به بعد قرار است معادلات برعکس شود. اگر چهار سال پیش یک تیم بزرگ را شکست میدادیم و تصادفی تلقی میشد، اما حالا شرایط کاملا تغییر کرده و باید پاسخگوی دلایل شکستهایمان مقابل قدرتهای برتر دنیا باشیم. البته میان تیمهای بزرگ دنیا برد و باخت وجود دارد. شما لهستان را نگاه کنید. سال گذشته یکی از مدعیان اصلی قهرمانی بود، اما امسال حتی از گروه خود نیز صعود نکرد. یا قهرمان المپیک به آلمان میبازد و همین آلمان هم در تهران مغلوب ما میشود. ایتالیا که از قدرتهای بزرگ دنیاست در شهر خودش به ایران میبازد. ما وارد مرحله جدیدی شدهایم و حالا فقط کافی است سال به سال در این مرحله پختهتر و آبدیدهتر شویم.
نکته مثبتی که درباره والیبال ایران وجود دارد سیر صعودی این تیم طی سالهای اخیر است. ورزش ایران طی سالهای گذشته در کمتر رشته تیمی شاهد چنین پیشرفت ملموسی بوده است. قطعا شما به عنوان رئیس فدراسیون بهتر میتوانید این روند صعودی را تشریح کنید.
والیبال ایران برای پیشرفت بیشتر و رسیدن به تجربههای بینالمللی موثرتر گام به گام در حال حرکت کردن است. این حرکت شیبدار باید دارای یک نظم متناسب باشد تا درنهایت به تجربه و پختگی والیبال ایران کمک کند. ما زمانی تیم ششم آسیا بودیم، اما رشد کردیم و با مربیان ایرانی تا نایبقهرمانی آسیا پیش رفتیم. البته استارت کار را در تیم ملی بزرگسالان، زوران گائیچ زد. در این سطح چند سال کسب تجربه کردیم تا این که ولاسکو را به خدمت گرفتیم و برای اولین بار قهرمان آسیا شدیم. با این حال این اوج آمال و آرزوهای ما نبود. آن قهرمانی گام اول بود برای این که بتوانیم به جمع بزرگان آسیا بپیوندیم. در گامهای بعدی در جام جهانی والیبال همه شاهد درخشش والیبالیستهای کشورمان بودیم که تیمهای بزرگی مانند لهستان، صربستان و آرژانتین را شکست دادند و باعث شگفتی همگان شدند. آنجا شاید این باور وجود داشت که این پیروزیها یک حادثه بود ولی خودمان این اعتقاد را داشتیم که اگر به مرزی از تلاش و پختگی برسیم میتوانیم تیمهای بزرگ دنیا را شکست بدهیم. به عبارتی از 2011 تا 2013 دو سال طول کشید تا به اینجایی که الان حضور داریم برسیم. در این مدت دائم تجربه کسب کرده و نقاط ضعف را برطرف کردیم.
با این حال به نظر میرسد هنوز هم نقاط ضعفی هست که باعث میشود بازی برده را به ایتالیا ببازیم یا در تهران مغلوب تیم آلمان شویم...
قطعا همین طور است. فاصله ما با تیمهای بزرگ دنیا در حال حاضر فقط کمبود تجربه است. در جریان بازیهای دو سال اخیر، چه مسابقاتی که در جام جهانی داشتیم، چه نرفتنمان به المپیک و چه بازیهایی که در لیگ جهانی داشتیم در بسیاری از بازیها فقط به یک امتیاز تجربه بیشتر حریفان نتیجه را واگذار کردیم. ما به دنبال جبران آن یک امتیاز کسب تجربه هستیم و این خواسته هم محقق نخواهد شد جز طی کردن مسیری که پیش رو داریم. باید در والیبال به جایی برسیم که میان تیمهای برتر دنیا قرار بگیریم و اگر قرار است فراز و فرودی داشته باشیم در میان همان شش یا هشت تیم برتر باشد. برای قرار گرفتن در این موقعیت نیاز است به یک پختگی کامل برسیم. این پختگی و بلوغ نه در یک بازیکن و یک تیم که در کل مجموعه والیبال کشور باید ایجاد شود. یعنی همه ما باید به این سطح از تجربه بینالمللی برسیم و این دامنه آنقدر باید گسترده شود که دارای سه یا چهار تیم قدرتمند ملی باشیم. زمانی دامنه بازیکنان طراز اول والیبال ایران به پنج یا شش بازیکن خلاصه میشد، الان شاهد حضور 22 بازیکن همسطح در لیگ جهانی هستیم و آمار باید در آیندهای نزدیک به 40 یا 60 بازیکن برسد. 60 بازیکنی که همهشان در سطح اول والیبال دنیا باشند. این که یک بازیکن یک اسپک یا یک سرویس خوب بزند، یک بحث است، اما این که بازیکنی باید در همه پارامترها خوب باشد و با اعتماد به نفس مقابل تیمهای بزرگ دنیا بازی کند، بحث دیگری است. بازیکن ما دیگر نباید سقف آرزوهایش گرفتن یک ست از تیم بزرگ ایتالیا باشد. باید این موضوع در ذهن و فکر بازیکنان ما نهادینه شود که دیگران آرزوی بردن ایران را داشته باشند. ذهن بازیکن باید پرورش پیدا کند و به آن خودباوری و اعتماد به نفسی برسد که در درون خودش احساس کند میتواند.
به نظر میرسد لیگ جهانی 2013 در نهادینه شدن چنین ذهنیتی نقطه آغاز باشد...
همین طور است. همین که مربی ایتالیا گفت ما بسختی از دست ایران رهایی پیدا کردیم واقعا برای والیبال ایران ارزشمند بود. این جملهها در وصف بازیهای خوب والیبالیستهای ایرانی باید بارها و بارها در آینده تکرار شود. برزیل، روسیه و دیگر قدرتها هم باید بدانند وقتی با ایران بازی میکنند یک سر آن شکست خواهد بود.
نتایجی که تیم ملی والیبال در لیگ جهانی گرفت چقدر با باورهایی که شما قبل از شروع این رقابتها داشتید همخوانی داشت؟ آیا از نگاه رئیس فدراسیون هم این تیم فراتر از انتظار ظاهر شد یا همه چیز همانطور که میخواستید پیش رفت؟
ما قبل از شروع لیگ جهانی بین 10 یا 12 امتیاز را برای تیم ملی پیشبینی میکردیم. البته بیشتر امیدمان روی پیروزی در بازیهای خانگی بود، اما بردن ایتالیا و کوبا در این دو کشور نتایج باارزشی بودند که نمیشد براحتی آنها را پیشبینی کرد. در مجموع من هم این نتایج را فراتر از انتظار میدانم. ملیپوشان ما حتی مقابل روسیه هم با توجه به این که بازی اولمان بود، بد کار نکردند. البته مهمتر از همه این برد و باختها، حضور والیبال ایران در لیگ جهانی این امکان را برای ما فراهم کرد که بتوانیم تا المپیک 2016 هرسال با قدرتهای بزرگ دنیا بازی کنیم. ما امسال ده بار با این قدرتها بازی کردیم که تا المپیک حداقل میشود 40 مسابقه. تازه این بدون احتساب بازیهای ما در جام جهانی است. خب خروجی این بازیهای پرتعداد، افزایش تجربه بینالمللی است. بههمیندلیل تیم ما با ادامه این روند در رقابتهای مقدماتی المپیک بعدی به سطح بالاتری از تجربه خواهد رسید و حرفهای زیادی برای گفتن خواهد داشت. از همین الان میگویم صرفا صعود به المپیک بزرگترین آرزوی والیبال ایران نیست. ما تلاشمان این است که رویداد به رویداد جایگاهمان را میان بزرگان بهتر کنیم. مثلا اگر الان میان 12 کشور گروههای A و B، نهم شدیم باید تلاش کنیم این جایگاه را سال آینده ارتقا بدهیم. همان طور که امسال در رنکینگ جهانی چهاردهم بودیم، اما توانستیم بهعنوان پدیده لیگ جهانی خودمان را تا رده نهم بالا بکشیم.
اما در همین لیگ جهانی خیلیها به صعود تیم ملی به مرحله نهایی خوشبین بودند. چهبسا این تیم با همین پتانسیل میتوانست روی سکوی جهانی هم برود. شما هم مثل خیلیهای دیگر از بابت نرفتن تیم ملی به مرحله نهایی افسوس خوردید؟
قدیمیها یک ضربالمثل دارند که میگوید غوره نشده مویز شده. در والیبال هم اول باید غوره شویم و بعد مویز. آدمی که زود تب میکند زود هم سرد میشود. ما باید از والیبال به مرزی از پختگی برسیم که درصد خطاهایمان کاهش پیدا کند. الان در پروسهای قرار گرفتیم که مجموعه عوامل فدراسیون، مجموعه کادر فنی و مجموعه بازیکنان دائم در حال رشد کردن هستند. همین امسال همه میگفتند بازی با تیمهایی همچون ایتالیا و کوبا و صربستان سخت است، اما الان همه به این خودباوری رسیدهاند که با تیمهای بزرگتر هم میتوانیم بجنگیم و پیروز شویم.
یعنی رقابتهای امسال برای شما هیچ افسوسی باقی نگذاشت؟!
اصلا و ابدا. ما سال گذشته هم میتوانستیم با بردن استرالیا که خیلی دور از انتظار نبود به المپیک برویم، اما اگر به المپیک میرفتیم و با چند باخت به کشور برمیگشتیم چه دستاوردی عایدمان میشد؟ هیچی، جز اینکه گفته میشد والیبال ایران هم به المپیک راه پیدا کرد. الان والیبال ایران را بهعنوان پدیده نوظهور والیبال دنیا میشناسند، اما ما میخواهیم در آیندهای نزدیک به یکی از قدرتهای دنیا تبدیل شویم.
حضور موفق والیبال ایران در لیگ جهانی سوای برد و باختهایی که برایمان داشت، چه تاثیری در شناساندن ایران به دنیا داشت؟
رویکرد ورزش قهرمانی در این سطح از ورزش دنیا همین است و ملتها به دنبال این هستند که خودشان را از این طریق به دنیا معرفی کنند. اکثر ملتها رشتههای مختلف ورزشی را یک هویت ملی برای خود میدانند. بارها برای خود ما اتفاق افتاده که اسم برخی کشورها را برای اولین بار در همین تورنمنتهای بزرگ ورزشی میشنویم. البته ایران میان کشورهای دنیا شناخته شده است، اما همین کشور با 7000 سال تاریخ و تمدن، آنقدر در این 30 سال اخیر مورد هجمه تبلیغات منفی قرار گرفته که مردمان خیلی از کشورهای دنیا شناخت خوبی از ما ندارند و چهره مثبتی از کشور ما در ذهنشان نیست. مثلا وقتی اسم ایران میآید آن را کشوری در خاورمیانه میدانند مثل عراق، افغانستان و پاکستان. خیلیها ایران اسلامی را چیزی شبیه اسلام طالبانی میدانند. در این فضا حضور ورزشکاران ایرانی در بالاترین سطح ورزش دنیا کمک میکند این ذهنیتها پاک شود. در همین لیگ جهانی که 500 میلیون بیننده تلویزیونی داشت، مردم دنیا دیدند ایرانیها چگونه با امنیت کامل از مسابقات لیگ جهانی میزبانی میکنند. همین که 15 هزار تماشاگر در سالنی با گنجایش 12 هزار نفر بدون کوچکترین مشکل از تیم ملی کشورشان حمایت میکنند و حتی به تشویق تیم مهمان میپردازند، خودش گویای بسیاری از واقعیتهاست یا زمانیکه ما ایتالیا را در ایتالیا شکست میدهیم و مطبوعات این کشور تیتر میزنند ایتالیاییها باید والیبال را از ایران یاد بگیرند. برای کشوری که در طول این چند سال گذشته مظلوم واقع شده بسیار ارزشمند است. حتی در معادلات سیاسی و مذاکرات بینالمللی هم این حضورهای قدرتمندانه ورزشی تاثیرگذار است. بدون شک وقتی این موفقیتها به دفعات تکرار شود مسئولان سیاسی کشور هم در مذاکرات سیاسی خودشان قدرتمندانهتر حرف میزنند. چراکه افکار عمومی دیگر کشورها نسبت به ایران تغییر میکند و ایران را کشوری با توان و پتانسیل بالا میشناسند که مثلا در رشتهای گروهی همچون والیبال پا به پای قدرتهای بزرگ این رشته میجنگند و پیروز میشوند.
آینده خولیو ولاسکو را چطور ارزیابی میکنید؟ آیا تیم ملی والیبال با این مربی آرژانتینی به کارش ادامه میدهد؟
قرارداد ولاسکو تا پایان مسابقات قهرمانی جهان سال 2014 است و بعد از آن هم تلاش میکنیم تا المپیک 2016 برزیل او را در راس تیم ملی حفظ کنیم. این قراردادها معمولا دو سال به دو سال تمدید میشود و به توافق طرفین برمیگردد. این علاقهمندی از طرف ما وجود دارد که با ولاسکو به کارمان ادامه دهیم. خود ولاسکو هم به ادامه این همکاری علاقهمند است، ولی این که ما مسیر رشد والیبال را فقط با نام ولاسکو گره بزنیم از نظر من مورد قبول نیست.
چند درصد از این موفقیت را سهم ولاسکو میدانید و چند درصد را سهم خودتان؟
نمیشود این دو مقوله را از هم جدا کرد. مانند این میماند که شما با ماشین مسافرت کنید و بعد بگویید چنددرصد رسیدن من به مقصد به موتور برمیگردد، چند درصد به گیربکس، چند درصد به تایرها. چرخها شاید یکی از کماهمیتترین اجزای ماشین باشند، اما همین قطعه اگر پنچر شود شما را به مقصد نمیرساند. موتور نقشی کلیدی دارد، گیربکس هم همین طور.
با این توصیف نقش ولاسکو مثل نقش کدام یک از اجزای این ماشین است؟
ببینید همه را باید با همدیگر دید. من میگویم ترکیب همه این عوامل در کنار یکدیگر ترکیب خوبی ایجاد کردند و همین هماهنگی باعث شد به این موفقیتها برسیم. به هر عاملی باید یک نقش صد درصدی داد که اگر نبود، این موفقیت حاصل نمیشد. با این تعریف ولاسکو به تنهایی نمیتوانست این قهرمانیها را به دست بیاورد، کما این که در اسپانیا این تجربه را داشت. او برای این موفقیتها به بازیکنانی مستعد و توانمند و همینطور فدراسیونی با برنامه و پشتیبان نیاز داشت. بازیکنان هم به تنهایی نمیتوانند موفق باشند، چراکه به مربی خوب نیاز دارند و حمایتهای خوب. فدراسیون هم به تنهایی نمیتوانست موفق باشد چراکه ابزارهایش بازیکنان خوب و مربی خوب است. در این شرایط باید گفت همه این عوامل در کنار هم این موفقیت را رقم زدند. درست شبیه میزی که چهار پایه دارد، اما یک پایه آن را بریده باشند. ایستادگی این میز به دلیل این چهار پایه است و هر کدام به یک اندازه در حفظ تعادل میز نقش دارد. یعنی اگر هرکدام را بردارید میز سر جای خودش نمیایستد. ما هم در این موفقیت همه عوامل را باید با هم ببینیم.
مساله دیگری که درباره ولاسکو مطرح است تعامل او با مربیان ایرانی است. شما از این تعامل رضایت دارید؟
نکتهای را باید به شما بگویم. در همه جای دنیا این اختلافنظر بین مربیان وطنی و آنها که از بیرون میآیند وجود دارد، حتی در کشورهای پیشرفته والیبال دنیا. این که توقع داشته باشیم همه مربیان وطنی نسبت به حضور ولاسکو در ایران واکنش منفی نداشته باشند توقع بجایی نیست. حتی مربیان یک استان نسبت به مربیای که از استان دیگر میآید هم این موضعگیری را دارند و آن جایگاه را حق خودشان میدانند. آنها میگویند بیشتر زحمات با ما بوده است. ما این والیبالیست را شناساییکرده و برای نخستینبار اصول بازی را به این بازیکن آموزش دادهایم. طبیعی است مربیان داخل کشور این احساس را داشته باشند که باید دیده شوند و بیشتر مورد توجه قرار بگیرند.
در کنار این قضیه، فدراسیون والیبال هم این فرصت بزرگ را ایجاد کرده که مربیان داخلی بتوانند از تجربیات ولاسکو استفاده کنند تا در آینده بتوانند جای این مربی خارجی را بگیرند. چه موقع این اتفاق میافتد؟ زمانیکه آنها هم مثل ولاسکو با تجربه شوند. در حقیقت مربیان ایرانی با ارتقای دانش فنی خود در این سالها باید شرایط احراز را پیدا کنند تا جایگزین ولاسکو شوند.
اما در این میان برخی نقدها و صحبتها هم قابل تامل بود. مثلا ایرج مظفری به عنوان سرمربی تیم والیبال نوجوانان در اظهارنظری عنوان کرد ولاسکو 125 برابر من دستمزد میگیرد...
این صحبتها نه قشنگ بود و نه منطقی. اولا چنین چیزی صحت ندارد، ثانیا قیاسکردن تیمی در سطح نوجوانان با تیمی که برای نخستینبار به لیگ جهانی رفته یک قیاس نادرست است. این صحبتها نه در خور شان آقای مظفری است و نه در خور شأن والیبال ایران. من این حرفها را از سر ناپختگی و بیانصافی میدانم که بگویند تیم والیبال ایران چون در لیگ جهانی در گروه خود پنجم شده، شایسته دریافت پاداش نیست.
این صحبتها جایگاه ایشان را به عنوان سرمربی تیم والیبال نوجوانان به مخاطره نمیاندازد؟
آقای مظفری یکی از بازیکنان قدیمی و مربیان خوب والیبالماست. فدراسیون این فرصت را در اختیار او گذاشت که دو سال با تیم نوجوانان کار کند. هم در آسیا این تیم را هدایت کرد و هم در جهان و الان هم قراردادشان به پایان رسیده است. من فقط امیدوارم ایشان در نگرش خود تجدیدنظر کند.
حال که به صحبتهای مظفری اشاره شد بد نیست نقدی به عملکرد تیم والیبال نوجوانان هم داشته باشیم. همزمان با درخشش تیم ملی در لیگ جهانی، والیبالیستهای نوجوان در رقابتهای جهانی تا نیمهنهایی صعود کردند و در نهایت چهارم شدند. از عملکرد این تیم راضی بودید؟
من معتقدم همین قدر که به عنوان نماینده اول قاره آسیا میتوانیم وارد مسابقات جهانی بشویم گام مثبت و خوبی است. در این سطح چیزی قابل پیشبینی نیست، چراکه همه تیمها بکر و ناشناخته هستند. ما در این سطح از مسابقات قهرمان جهان شدهایم، اما در همان سالی که قهرمان شدهایم دو سه باخت داشتیم. سالی هم بوده که دهم شدهایم. در مجموع فکر میکنم با توجه به حضور نوجوانان والیبالیست در مرحله نیمهنهایی رقابتهای جهانی باید گفت عملکرد آنها خوب بوده است. تیم ما حتی میتوانست روی سکوی سومی قرار بگیرد، اما در جریان آن رقابتها، کتف یکی از تاثیرگذارترین بازیکنان در رفت تا هم خودش را از دست بدهیم و هم روحیه کل تیم به دلیل این اتفاق افت کند.
تیم نوجوانان ایران در این رقابتها فقط دو باخت داشت، اما هر دو باخت به روسیه بود و هر دو هم با نتیجه 3 برصفر. این ایراد به کادر فنی و آنالیزورهای تیم وارد نیست که در بازی نیمهنهایی مقابل روسیه نتوانستیم عملکردی بهتر از بازی مرحله گروهی داشته باشیم؟
من این فرضیه را قبول ندارم. ضمن این که اگر بازی دوم ما با روسیه در فینال برگزار میشد شاید نتیجه دیگری رقم میخورد. همیشه بازیهایی که در نیمهنهایی یا حذفی برگزار میشود شرایط خاص خودش را دارد. به هر حال تیمی که میانگین قدیاش 192 سانتیمتر است حتما در مقابل تیم روسیه با میانگین قدی بالای دو متر مشکل خواهد داشت. تیم نوجوانان روسیه بهتر از ما بود و ما باید تلاش کنیم این فاصله جبران شود. در این میان توجه بیشتر به مساله استعدادیابی میتواند به ما کمک کند.
این انگ زمانی متوجه والیبال ایران بود که با دوپینگ و صغر سن در ردههای سنی پایه به موفقیتهایی میرسد، اما در رده سنی بزرگسالان این موفقیتها تکرار نمیشود. چقدر در پاککردن این ذهنیت تلاش کردید؟
فدراسیون مرجع صادرکننده شناسنامه یا پاسپورت نبوده و نیست. فدراسیون در هیچ مقطعی برای کسی شناسنامه صادر نکرده است و ملاک سن افراد برای ما همان مدرکی بوده که خود آن فرد ارائه کرده است. البته نظارتها را بیشتر کردهایم و مستندات دیگری هم از افراد میگیرد تا جعلی صورت نگرفته باشد. ضمن این که عملکرد تیم ملی بزرگسالان در این پنج یا شش سال گذشته ثابت کرد اینحرفها خیلی محلی از اعراب ندارد.
سه سال پیش منتقدان زیادی داشتید؛ در برههای که هنوز ولاسکو به ایران نیامده بود. چقدر از آن نقدها را منصفانه میدانید؟
روش مدیریتی من مبتنی بر هدف است و براساس برنامه کار میکنم. طبیعی است وقتی شما هدفی را میگذارید و طبق برنامه حرکت میکنید امکان دارد در میانههای راه با موانع زیادی برخورد کنید، اما هدف را نباید گم کنید. وقتی شما در این مسیر این باور را داشته باشید که هدفی که انتخاب کردهاید درست است و مسیرتان هم مسیر درستی است دیگر نباید نگران باشید. بحث من این است که والیبال ایران با عملکرد خود همه چیز را ثابت کرد. کارنامه مشخص میکند مسیری که طی کردهایم درست بوده یا غلط. احساس من این است که این برنامه و مسیر درست بوده است. البته بعضی جاها نقدها درست بوده که از آنها استفاده کردهایم. بعضی جاها هم شاهد نقدهای غیرمنطقی بودهایم. برخی مواقع هم اصلا بحث نقد نبوده، بلکه منتقدان به دنبال تخریب بودهاند که آنها را به خودشان واگذار میکنیم. مردم خودشان بهترین کارشناس هستند و قضاوت میکنند.
بحث اهدای مجوز خودرو به والیبالیستها همچون اهدای این پاداش به فوتبالیها با انتقادهای زیادی همراه بود. هرچند خود شما هم از این پاداش منتفع خواهید شد، اما این واقعیت هم وجود دارد که بخشی از این پاداش به جیب دلالها یا نمایشگاه داران اتومبیل میرود.
در همه جای دنیا به قهرمانان ملی، جهانی و المپیکی توجه ویژهای میشود. من اعتقاد دارم اگر یک ورزشکار قله هرم قهرمانی را ببیند با انگیزه بیشتری به سمت آن حرکت میکند. قاعده این هرم را یک جمعیت 75 میلیون نفری تشکیل میدهد که 60 درصد آنها جوان هستند و برای ورود به دنیای قهرمانی به انگیزه نیاز دارند. چنین پاداشهایی شاید یک اثر نقدی برای ملیپوشان داشته باشد، اما تاثیرگذاری اصلیاش برای میلیونها جوان ایرانی است که روزی میخواهند جای این قهرمانان را بگیرند. توجه دولت به قهرمانان ملی باعث میشود آن نوجوانی که در مدرسه درس میخواند با انگیزه بیشتری به سمت ورزش قهرمانی گرایش پیدا کند. من از این جهت چنین پاداشهایی را مفید میدانم.
به عنوان سوال پایانی در آمال و آرزوهایتان به عنوان رئیس فدراسیون والیبال مدال المپیک هم هست؟
قطعا. این اوج موفقیت یک کشور است و ما هدفی مهمتر از این در والیبال نداریم. البته این درست نیست که از الان درباره المپیک صحبت کنیم. اگر حرکت بر مبنای هدف و استراتژی باشد، مجموعه رفتارها، تفکرات و ذهنیت میتواند ما را به هدفی بزرگی چون مدال المپیک برساند.
رضا پورعالی / گروه ورزش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: