در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم

گل، محصول و هدف هر مسابقه فوتبال است و بدون آن، این ورزش گاه دوستداشتنی و زیبا و زمانی جنجالی و دردسرآفرین، فلسفه وجودی خود را از دست میدهد.
اما گلزنان چه آدمهایی هستند؟ آیا یک ژن مخصوص و ذاتی باید داشته باشد یا هر کس با آموزش و تمرین به سطوح مورد نظر میرسد؟ آیا مربیان با تعویضهای به موقع و آوردن مهاجمان تازهنفس در زمانهای لازم نقش نخست را در روانتر و پرثمرتر شدن بازی تیمهای خود ایفا نمیکنند و آیا تصادفها و حوادث در جریان یک مسابقه بیشترین سهم را در گلزنیها و ایجاد لحظات شاد برای بینندهها ندارند؟
برای یافتن پاسخ، خوانندهها را به واقعه ویژهای در سال 1996 متوجه میسازیم. بازی فینال جام ملتهای اروپا در انگلیس بین آلمان و چک با نتیجه دور از انتظار یک بر صفر به نفع چک پیش میرفت و چک در راه تکرار اتفاق بزرگ فینال سال 1976 این رقابتها قرار داشت، موقعی که با نام چکسلواکی، ژرمنها را در فینال پیکارها با ضربات پنالتی شکست داد و مانع از دومین قهرمانی مجدد آلمان غربی شد. برتی فوگتس در سال 96 سرمربی وقت آلمان 20 دقیقه مانده به پایان زمان عادی مسابقه دست به یکی از کلیدیترین تعویضیهای تاریخ فوتبال زد. او اولیور بیرهوف قدرتی را که تا آن زمان گلزنی گمنام در باشگاه متوسط اودینزه ایتالیا بود وارد میدان کرد و بازی تیمش را از روی زمین به هوا برد و از شاگردانش خواست توپها را بلند برای بیرهوف بفرستند. فقط دو دقیقه بعد از ورود بیرهوف، این تعویض ثمر داد و یک ضربه سر سنگینتر از شوت این مهاجم بلند بالا (سرپرست فعلی تیم ملی آلمان) بر تور دروازه چکها بوسه زد و بازی را 1 ـ 1 کرد و آلمانیها را از شکست در وقت عادی رهانید. در وقت اضافی بیرهوف یک بار دیگر و این مرتبه روی توپی سرگردان و ریباند شده گل دوم ژرمنها را هم با یک ضربه پای چپ زد و چون در آن زمان قانون گل طلایی اجرا میشد، بازی در همان لحظه به پایان رسید و 1 ـ2 و قهرمانی آلمان اعلام شد. یکی از بزرگترین فتوحات آلمان ظاهرا با شم گلزنی یک مهاجم جنگنده، ولی به واقع با بازیخوانی عالی و تعویض بموقع سرمربی این تیم شکل گرفت. کارها و تعویضهای برتی فوگتس در سالهای بعد همینقدر خوب از آب درنیامد و وی بعد از جامجهانی 98 رفتنی شد، اما واقعه «انگلیس 96» و آن تعویض طلایی و گلهای بیرهوف به تاریخ پیوست. اینها گلهایی هستند که سرنوشت را تغییر داده و تاریخ فوتبال را نوشتهاند. درست است که کریس رونالدوی پرتغالی با زدن 203 گل در 201 مسابقه رسمی رئال مادرید از زمان عضویتاش در این تیم و لیونل مسی آرژانتینی با به ثمر رساندن بیش از 200 گل در لالیگا برای بارسلونا این فلسفه را نفی و ثابت کردهاند بالاتر از مربیان و به خودی خود سرنوشت سازند، اما آنها هم در نهایت اسلحههایی در خدمت مربیان خود هستند و نوع و چگونگی استفاده از آنهاست که میتواند رئالمادرید و بارسلونا را در اخص و ورزش فوتبال را در اعم متعالیتر سازد.
میتوان نتیجه گرفت در کنار قدرت و شم ذاتی برای گلزنی، نمیتوان از کنار عامل تاثیرگذاری به نام مربیان گذشت.
وصال روحانی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: