در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم

حسین سحرخیز، بازیگر و کارگردان در سریالهایی همچون ریحانه، تا صبح و ترانه مادری بازی کرده است.
او در سری دوم هوش سیاه هم نقش یک زندانی مرموز را بازی میکند که از شبکه سه پخش میشود. سحرخیز سعی کرده نقش زندانی را بهگونهای بازی کند که شخصیتاش برای مخاطبان تعلیق داشته باشد. با او درباره نقشش در این سریال صحبت کردیم.
شما در سریال هوش سیاه 2 نقش یک زندانی را به عهده داشتید و تلاش کردید این نقش را مرموز و پیچیده به تصویر بکشید. دلیلتان برای این کار چه بود؟ آیا میخواستید شخصیت این زندانی برای تماشاگر تعلیق داشته باشد؟
بخشی از بازی ما به طراحی شخصیت در فیلمنامه برمیگردد و تعریفی که نویسنده از شخصیت داشته و بخشی دیگر هم به برداشت و تحلیل بازیگر مربوط میشود که چگونه نقش را ایفا میکند. طبیعی است وقتی من هم نقشی را میپذیرم، برای خودم شخصیت را تحلیل میکنم.
یکی از ویژگیهای بچههای تئاتر، تحلیل و رفتارشناسی نقشهایشان است و با توجه به اینکه من هم بیشتر در تئاتر فعالیت کردم این مساله را همیشه رعایت میکنم. نمیخواهم بگویم بازیگران سینما اینگونه عمل نمیکنند، ولی اگر بخواهیم قیاس کنیم بازیگران تئاتر در مقایسه با بازیگران سینما بیشتر روی تحلیل نقش کار میکنند و میتوان گفت تئاتریها به این روش عادت کردهاند. این اتفاق هم برای من افتاد. در واقع احساس کردم باید سعی کنم نقــــش زندانی را تا حدودی پیچیده و مرموز نشان بدهم تا برای مخاطب هم تعلیق بیشتری داشته باشد.
در مجموع، زمانی که فیلمنامه هوش سیاه 2 را خواندم به این نتیجه رسیدم که باید نقش زندانی را این گونه بازی کنم. طبیعی است اگر بازیگر دیگری میخواست این نقش را بازی کند، طور دیگری آن را ایفا میکرد. خوشبختانه کارگردانی این سریال به عهده مسعود آبپرور بود که از دوستان قدیمی من است. او این اجازه را به من داد تا بتوانم نقشم را براحتی ایفا کنم.
فضای زندان و لباس زندانیان در سریال هوش سیاه واقعی نیست و با واقعیت فاصله دارد. زمانی که لباسها را پوشیدید، این نوع لباس برایتان عجیب نبود؟
اتفاقا برایم جای سوال داشت، اما وقتی با مسعود آبپرور، کارگردان صحبت کردم کاملا قانع شدم. او علاقهمند بود در این سریال یک فضای متفاوت را به تصویر بکشد و چون زمان و مکان مشخص نبود، ایرادی نداشت. به همین دلیل، طراحی زندان و لباس زندانیان کاملا با دیگر کارها تفاوت داشت. زندانی که در این سریال به تصویر کشیده شده، واقعی نیست و میدان اسبدوانی در شرق تهران برای این کار بازسازی شد و بهعنوان زندان هوش سیاه انتخاب شد. حسین مجد، طراح صحنه برای بازسازی این زندان زحمت زیادی کشید. در مجموع، وقتی من با تحلیلهای کارگردان بیشتر آشنا شدم، این مساله برایم قانعکننده شد که زندان قصه و لباس زندانیان به این شکل باشد.
با توجه به اینکه شما سالها سابقه کارگردانی تئاتر هم دارید به نظرتان به تصویرکشیدن چنین قصهای در یک زندان تخیلی برای مخاطبان قابل باور است و با آن ارتباط برقرار میکنند؟
بله میپذیرد. کافی است به سینمای دنیا نگاه کنید تا شبیه سریال هوش سیاه را در آن ببینید. شخصیتهای تخیلی را میتوان به حدی واقعگرا به تصویر کشید که برای مخاطب هــــم قابل لمس و باور باشد. ایــــــن اتفاق در سریال هوش سیاه 2 افتاده است. با وجود اینکه فضای زندان مثل زندانهای واقعی نیست و زندانیان لباسهایشان طور دیگری است، اما شخصیتها و قصه آن قدر واقعی است که کاملا مخاطب با آن ارتباط برقرار میکند.
خوشبختانه بازخوردهای مردمی نشان میدهد این سریال مورد توجه آنها قرار گرفته و آن را دوست دارند. این هنر کارگردان است که بتواند اثری را قابل باور بسازد. من به مسعود آبپرور برای ساخت این سریال تبریک میگویم، چرا که توانسته مخاطبان بسیاری را پای تماشای این سریال بنشاند. به نظرم سریال هوش سیاه 2 خیلی موفق است.
با توجه به اینکه شما جزو کارگردانان و بازیگران گزیدهکار در تلویزیون هستید و بیشتر در تئاتر فعالیت میکنید، چطور بازی در سریال هوش سیاه 2 را پذیرفتید که فیلمنامه آن تا روز آخر تصویربرداری نوشته میشد؟
طبیعی است وقتی فیلمنامه آماده نباشد کار برای بازیگر سختتر میشود؛ بویژه اینکه همه سکانسها پشت سر هم ضبط نمیشود. ممکن است صحنههای آخر در ابتدای کار ضبط شود و صحنههای اول در انتهای کار. آنچه در این مواقع برای بازیگر اهمیت دارد و باید نسبت به آن توجه داشته باشد، ادامه حس و ساختار شخصیت است.
تجربه در این مواقع، کمک زیادی به بازیگر میکند. از سوی دیگر، من اعتماد زیادی به مسعود آبپرور داشتم و میدانستم این اعتماد جواب میدهد. در مجموع با هدایت کارگردان و کمکگرفتن از تجربه در این سریال بازی کردم. برای ادامه حس، خط انحنا را باید در نظر گرفت که نیاز به تحلیل دارد و اگر این تحلیل درست انجام شود، مسلما این حس به هم نمیریزد و بازیگر میتواند بازی حساب شده ارائه کند.
این اعتماد به مسعود آبپرور چگونه شکل گرفت؟
او از دوستان قدیمی من است، اما در طول این سالها به دلیل مشغله فرصت همکاری کمتر پیش آمده است. تا اینکه پیشنهاد بازی در سری دوم هوش سیاه به من شد، با وجود اینکه فیلمنامه آماده نبود، به دلیل دوستی چند ساله میدانستم او اشتباه نمیکند و میتواند این کار را به سرانجام مشخصی برساند. در مجموع در انتخاب بازی عوامل زیادی همچون کارگردان، بازیگران، قصه و... در نظر گرفته میشود و این مساله هم در من صدق پیدا میکند.
فاطمه عودباشی/ گروه رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: