
شبکه سوم سیما امسال سریال ماه رمضان خود را به جواد افشار سپرده تا در مقام کارگردان و در کنار محمدرضا شفیعی و سعید نعمتالله که همکاری در مجموعههایی چون رستگاران، جراحت، شیدایی، خونبها و روحالله را در کارنامه دارند، بتوانند باز هم موفقیت سریالهای گذشته خود را ادامه دهند.
مجموعه «مادرانه» در 30 قسمت 40 دقیقهای برای پخش در ماه مبارک رمضان در نظر گرفته شده است داستان یک خطی آن درباره اردلان تمجید است که 20سال پیش پس از رها کردن نامزد سابقش مریم، با زنی متمول به نام رعنا ازدواج میکند و حاصل ازدواجشان، رها و ارسلان هستند؛ حالا این ازدواج به جدایی رسیده و زن، بچههایش را میخواهد اما مرد امتناع میکند.
برای تهیه گزارشی از پشت صحنه مجموعه تلویزیونی «مادرانه»، در یکی از روزهای دهه اول خرداد، به لوکیشن خانه سارا، دوست رها میروم؛ خانهای سه طبقه در خیابان فرجام. گروه دو طبقه از خانه را برای کارهای تولیدی در نظر گرفته است. طبقه زیرزمین مختص تمرین، اتاق گریم و لباس است و طبقه دوم، مکان تصویربرداری خانه سارا. گروه شبکار است و از ساعت 17 تا صبح روز بعد، مشغول کار خواهد بود. سکانسی که در حال ضبط است، سکانس 45 و مربوط به رها و ساراست. جواد افشار برای تکتک سکانسها در کنار بازیگران قرار میگیرد و علاوه بر راهنمایی درباره نقش، نحوه دیالوگ گفتن را با آنها تمرین میکند. جواد افشار با وسواس خاص، صحنهها را ضبط میکند و حتی با کوچکترین مشکل، برداشتها را تکرار میکند. در این سکانس ندا فرهنگ نقش سارا، علی فتحعلی نقش پدر سارا و مهری پرهیزگار نقش مادر سارا را بازی میکنند.
فرشید رئوفی مدیر تولید مادرانه میگوید: تولید این سریال را از بیستم فروردین در لوکیشن آسایشگاهی در محدوده شرق تهران آغاز کردیم و تاکنون در لوکیشنهایی چون منزل اردلان (خانهای در مهرشهر کرج)، خانه محمدجواد، خانه سارا دوست رها و خانه مریم نامزد سابق اردلان تصویربرداری کردهایم.
رئوفی ادامه میدهد: تدوین سریال، همزمان با تولید انجام میشود، اما هنوز هیچ قسمتی از این کار را بهطور کامل جمع نکردهایم و سکانسهای کوتاهی از هر قسمت مانده است.
در فاصله بین ضبط دو سکانس سریال، با محمدرضا شفیعی که پیشتر تهیهکنندگی سریال شاخصی چون وضعیت سفید را در کارنامه هنریاش داشته، همکلام میشوم. او درباره درونمایه مادرانه میگوید: مجموعه مادرانه، یک ملودرام اجتماعی با نگاه کاملا تربیتی است و برای نگارش متن آن، زمانی طولانی را در نظر گرفتیم و با برخی از روانشناسان و جامعهشناسان مشورت کردهایم. سعی ما بر این بوده تا قصهای را به تصویر بکشیم که در آنچه به نزدیکشدن به سبک زندگی اسلامی شاخص است، تأثیرگذار باشد و مهمترین ارتباطهایی که در این مجموعه به آنها اشاره کردهایم، روابط میان زن و شوهر فرزندان با پدر و مادر است. ما با بررسیهای میدانی به سراغ این روابط رفتهایم و از نزدیک مدلهای رفتاری جامعه را بررسی کردهایم. در اصل قصد داریم که در مادرانه، برخی مشکلات اجتماعی را نشان دهیم و از این طریق آنها را آسیبشناسی کنیم. در کنار این مبحث، یکسری آسیبهای بیرونی و خارج از رفتار افراد (مثل اعتیاد که از معضلات روز جامعه است یا دوستیهای خارج از عرف دختران و پسران) را در نظر داشتهایم.
وی درباره مناسبتی بودن این سریال تلویزیونی میگوید: من معتقدم که باید از فضای حاکم بر ماهمبارک رمضان استفاده کرد و کاری را برای مردم ساخت که فضای فرهنگی خوبی را رقم بزند. از همان روزهای ابتدایی که قرار شد کار را کلید بزنیم، به ما گفتند این سریال برای ماه رمضان تولید میشود. در حقیقت ماه رمضان به جهت فضای معنوی حاکم بر آن، باعث میشود که مردم به تامل بیشتری برسند.
شفیعی که همکاریاش با سعید نعمتالله بیشتر از سایر نویسندهها بوده است، در مورد اینکه آیا مادرانه هم میتواند موفقیت همکاریهای قبلی ایندو را تکرار کند، میگوید: همکاریهای من و سعید نعمتالله کمکم یک سابقه هنری را رقم زده است که این قضیه برایم بسیار لذتبخش است و معتقدم تمامی این همکاریها، کارهای درخور توجهی بودهاند و این بار نیز با مادرانه امکان تکرارشان وجود دارد.
سکانس بعدی در جلوی در ورودی ساختمان ضبط میشود. ابتدا سعید نعمتالله و جواد افشار قبل از هرسکانس با بازیگران مربوط به همان سکانس تمرین میکنند و نعمتالله با ریزبینی خاصی که دارد، نحوه بیان بازیگران را با آنها تمرین میکند. پس از تمرین دو بازیگر حاضر در سکانس (رها و سارا) جلوی دوربین میروند و چند بار کات داده میشود و افشار و نعمتالله کنار بازیگران قرار میگیرند تا سکانسها را طوری که مدنظرشان است، ضبط کنند.
جواد افشار که تاکنون کارگردانی سریالهایی چون لبه آتش، سیامین روز، روز رفتن، جابربن حیان و... را بهعهده داشته، این روزها با وسواس بالایی مشغول کارگردانی مادرانه برای ایام ماه رمضان است. در فرصتی که برای صرف شام گروه در نظر گرفته شده، به سراغ او میروم تا درباره اثر جدیدش با او صحبت کنم.
به گفته این کارگردان، مادرانه علاوه بر داشتن ظاهری پرتنش و تلخ، فضایی اخلاقی با خود دارد و ناهنجاریهایی را به تصویر میکشد که حرفهای اخلاقی و انسانی زیادی را در خود دارد.
او درباره همکاری تازهاش با محمدرضا شفیعی و گروهی که پیش از این هم با یکدیگر همکاری داشتهاند، میگوید: سابقه آشناییام با آقایان شفیعی و نعمتالله که از همکاران خوب من در این طرح هستند، برمیگردد به سالهای قبل که ما تلهفیلم «همان نور معروف» را با هم کار کردیم. جدای از کار با این دو عزیز، ما ارتباط دوستانهای با هم داریم و منتظر چنین فرصت خوبی بودیم که این همکاری دوباره تکرار شود تا این که سالگذشته سعید نعمتالله طرحی به صورت حضوری، برایم تعریف کرد و همان زمان هر دو دوست داشتیم که از فرصت به دست آمده استفاده کنیم و من مشتاق شدم که این طرح را با هم کار کنیم. پس از این جریان، چند ماهی گذشت و من در مقدمات یک کار سینمایی بودم و سعید نعمتالله هم مشغول کار دیگری بود که از دفتر تهیهکننده با من تماس گرفتند و فیلمنامه را خواندم و دیدم خیلی بهتر از حتی چیزی بود که سعید برایم تعریف کرده بود. در این یکی دو سال اخیر تصمیم گرفته بودم تا زمانی که فیلمنامه خوبی پیشنهاد نشده، کار نکنم اما بهتر است بگویم متن مادرانه آنقدر قوی بوده است که مرا به کار کردن ترغیب کند.
افشار که پیشتر مجموعههایی چون روز رفتن و سیامین روز را برای ماه رمضان ساخته و روی آنتن برده است، درباره استرس پخش در تولید کارهای مناسبتی میگوید: به هر حال این یک واقعیت است که تولید کارهای مناسبتی، استرس و درگیریهای خاص خود را دارد، اما این نباید از کیفیت کار کم کند و نباید بهانهای برای دور شدن کار از کیفیت لازم باشد. به عقیده من همیشه کیفیت کار در دست سازندگان آن است و من شخصا تا نیازهای کار را برآورده نکنم، کار را جلو نمیبرم. این درمورد همه کارهایم صدق میکند چرا که حتما نیازم را برای رسیدن به کیفیت و استاندارد دلخواهم در نظر میگیرم. البته در کلیت قضیه، در تولید کارهای مناسبتی، نمیتوان فشار و استرسی را که کل گروه سازنده متحمل میشوند، منکر شد.
جواد افشار که خود از سازندگان یکی از سریالهای ماورایی پخش شده در ماه رمضان سالهای گذشته بوده است، درباره فروکش کردن تب تولید این دست کارها در سیما، میگوید: خدارا شکر که این تب از بین رفت. خود من هم برای مجموعه «سیامین روز» درگیر آن بودم که آخرین سریال در این ژانر بود و با یک سال تأخیر از زمان تولیدش پخش شد. در کل معتقدم که قصههای اجتماعی ارتباط بهتری با مخاطب برقرار میکنند چراکه در قصه اجتماعی و بهروز، مردم خودشان را با تک تک کاراکترها نزدیک میبینند و بهتر میتوانند با کاراکترها همذاتپنداری کنند؛ البته با وجود این که کارهای اجتماعی دستاورد بهتری برای جامعه دارند، اما این را هم باید در نظر بگیریم که رواج یک تب در تلویزیون و بعد به یکباره حذف آن نیز کار صحیحی نیست، بلکه ما باید طیفی از موضوعات مختلف را داشته باشیم. ماه رمضان فرصت خوبی برای ایجاد یک ویترین است که همه موضوعات و اشکال مختلف قصهگویی را دربرگیرد. ما براساس تعداد و طیف مخاطبان شبکههای ملی، به مخاطب خوراکی را ارائه میدهیم که در روزهای ماه رمضان، حدود سه تا چهار ساعت او را سرگرم میکند و بهتر آن است که یک نوع گونهگونی در محتوای آثار وجود داشته باشد تا مخاطب بتواند از همه آنها بهره ببرد و به طور مثال این طور نباشد که همه به کارهای کمدی یا اجتماعی رو بیاورند. اگر ما بتوانیم این تعادل را رعایت کنیم، به نتایج بهتری میرسیم. تلفیقی از تنوع مضامین سبب میشود که موضوعات سریالها به هم نزدیک نشوند و مخاطب سبد بهتر و متنوعتری را برای تماشا داشته باشد.
بسیاری از کارشناسان معتقدند که کارکردن با سعید نعمتالله سختی و آسانی خاص خود را دارد. سختی از این جهت که دیالوگها خاص ذهن خودش است و آسانی از این جهت که میتوان گفت نیمی از کار کارگردان را انجام میدهد. کارگردان سریال مادرانه این نظر را تائید میکند و میگوید: این نویسنده شعور دراماتیک و دیالوگنویسی بالایی دارد، دیالوگهایش ملموس و روان است چون از درون آدمها میآید و این طور نیست که کلمات و جملاتش نایاب باشد؛ البته کار او در عین حال، پیچیدگیهای خاص خود را هم دارد و به هر حال، وجود چنین نویسندهای برای تلویزیون غنیمت است. خوشحالم که او همیشه سر صحنه فیلمبرداری حضور دارد و این یکی از امتیازات همکاری با اوست. من طی سالهایی که کار تلویزیونی کردهام، از برخی نویسندهها لطمه خوردهام، چرا که معمولا پیگیری لازم را در این بخش نداشتند، اما سعید نعمتالله در این بین یک استثناست چرا که در درست روایتشدن قصه تاثیرگذار است، باری سنگین را از دوش کارگردان برمیدارد و سبب میشود کارگردان، دغدغه کمتری داشته باشد ضمن آن که اگر احیانا در متن فیلمنامه، نکتهای نیازی به اصلاح داشته باشد، سر صحنه این کار را انجام میدهد.
کارگردان سریال مادرانه، در پاسخ به این پرسش که آیا در این سریال نیز، روند فیلمنامههای مرسوم سعید نعمتالله (ریتم آرام در شروع، ریتم تند در میانه و ریتم آرام در پایان) وجود دارد یا نه، میگوید: روند فیلمنامه مادرانه، کاملا برعکس این روش روایت است. یعنی بسیار توفانی، مهیج و پرماجرا آغاز میشود به حدی که مخاطب از پیگیری روند قصه باز میماند، اما از میانههای داستان، فضا آرام، عاشقانه و مادرانه میشود.
او درباره علت انتخاب عنوان مادرانه برای سریال تازهاش میگوید: این را خود نویسنده باید جواب دهد، اما به تعبیر من مادرانه، به دامن گرم و محبتآمیزی اشاره دارد که فرزند به آن تکیه میکند. محور و ستون کانون گرم خانواده، مادر است و نبود این ستون، ناهنجاریهایی را به بار میآورد.
هستی مهدویفر، بازیگر نقش رها در سریال مادرانه درباره همکاری در این کار تلویزیونی میگوید: در این مجموعه، نقش رها را بازی میکنم که دختری دبیرستانی است، مادرش هفت سال پیش از پدرش جدا شده و از ایران رفته و او با پسری به نام فرزاد در ارتباط است که عباس غزالی آن را ایفا میکند. او در این میان درگیر مسائلی میشود و برای مقابله با آنها میجنگد.
او با اشاره به این که برای ایفای نقش در این کار، با افراد متخصص مشورت کرده، میگوید: رها از نظر شخصیتی خیلی به من نزدیک است و شاید تنها مقولهای که من و او را از هم جدا میکند، مشکلی باشد که در اواسط سریال برایش پیش میآید.
شقایق فراهانی بازیگر نقش مریم در این سریال نیز بهویژگیهای این نقش اشاره میکند و میگوید: با مریم خیلی همذاتپنداری میکنم، چرا که بخشهایی از زندگیاش به زندگی خودم نزدیک است و فکر میکنم که این سریال با این کاراکتر پیام بزرگی را برای خیلی از آدمها با تجربیات مختلف آنها از زندگی مثل طلاق و... دارد.
او با اشاره به اولین تجربهاش در کارهای مناسبتی میگوید: خیلی دوست داشتم این اتفاق رخ دهد؛ چراکه این دست کارها معمولا بیشتر دیده خواهد شد. الان طوری شده که مردم بیشتر سریالهای روتین شبانه را پیگیری میکنند و در بیشتر اوقات به دلیل مشغلههایشان دیدن سریالهایی که هفتهای یکبار پخش میشود، از دست خواهند داد و هر شب پخششدن یک سریال قطعا به دیدهشدنش کمک بسیاری خواهد کرد.
فراهانی میگوید: بعد از سریال خانه پدری تصمیم گرفتم بیشتر در آثار تاریخی و مذهبی حضور داشته باشم و کمتر کار اجتماعی بازی کنم که خوشبختانه کلاه پهلوی پیشنهاد شد و حدود پنج سالی درگیر آن طرح بودم تا الان که پیشنهاد مادرانه را داشتم. حقیقتش این بود که متن کار را خیلی دوست داشتم و همین باعث شد تا این نقش را قبول کنم.
عباس غزالی، بازیگر نقش فرزاد در مادرانه به سومین تجربه مشترک خود با گروه سازنده این سریال اشاره میکند و میگوید: من با این گروه در چند کار خوب مثل رستگاران، وضعیت سفید و... همکاری داشتهام، ضمن اینکه حضور سعید نعمتالله هم بیشتر از هر چیز مرا برای بازی در این طرح ترغیب کرد. او از معدود نویسندههایی است که در قصهاش همه عناصری که باعث جذابیت بیننده میشود، وجود دارد و هر شخصیتی که در قصههایش خلق کرده منهای اجرایش، رنگآمیزی خاص خود و شروع و پایانی دارد و همین اتفاق خوبی است و برای بازیگر جای کار میگذارد. من از زمان سریال رستگاران، به سعید نعمتالله مدیونم و باید دینم را ادا میکردم و سریال مادرانه بهترین جا برای ادای این دین بود و خوشحالم که دوباره با ایشان همکاری میکنم.
او درباره شخصیت فرزاد در سریال مادرانه و فراز و فرود موجود در آن، میگوید: نقش فرزاد قطعا خیلی بالا و پایین دارد. من از آن دسته بازیگرانی هستم که با نقشهای سطحی و معمولی ارتباط برقرار نمیکنم و احساس میکنم باید نقشهای پر فراز و نشیبی بازی کنم تا بتوانم خودم را نشان دهم، اما شرایط برایم تا حدودی سخت است، چراکه در پروژه خوب «وضعیت سفید» ـ که به عقیده من شاهکاری در تلویزیون ما بود و همه عناصرش استاندارد بودند ـ بازی کردهام و حضور در آن کار، برایم تجربهای بسیار خوب بود. بعد از آن، از هر نظر کار برای من سخت شده و از آنجایی که هرکاری ویژگیهای خاص خود را دارد، باید روی نقشهایم حساس باشم؛ البته نباید این نقشها را با هم قیاس کنیم. شخصیت فرزاد هم فراز و فرودهای خود را دارد و تنها چیزی که به من امید میدهد تا کارم را با ایمان و اعتماد انجام دهم، نویسنده این سریال است که مطمئنم به تمام ویژگیهای نویسندگی اشراف دارد. در مرحله بعد، کارگردانی جواد افشار برایم مطرح است که میدانم روایتی درست از این قصه دارد.
او ادامه میدهد: یکی از ویژگیهای شخصیت فرزاد این است که هم منفی است و هم مثبت و همین مرا بسیار جذب کرد، شاید خیلیها با دیدن فرزاد بگویند که این نقش منفی است، اما خودم که آن را ایفا کردم معتقدم که هم منفی است و هم مثبت، چراکه آدمهای منفی از اول منفی به دنیا نیامدند و افرادی بودند که در شرایطی قرار گرفتهاند و حالا کارهای منفی انجام میدهند.همه آدمهای منفی به این اعتقاد ندارند که کار منفی انجام میدهند و خودشان خلاف این باور را دارند، اما کسی که از بیرون به او نگاه میکند میگوید که او منفی است. فرزاد هر قدمی که در زندگیاش برمیدارد برای خانوادهاش است و از این باب فرد مثبتی است.
بازیگران اصلی مجموعه تلویزیونی «مادرانه» عبارتند از: مهدی سلطانی (اردلان تمجید)، لعیا زنگنه (رعنا)، شقایق فراهانی(مریم)، مهرداد ضیایی(محمدجواد)، عباس غزالی(فرزاد)، هستی مهدوی(رها)، شهربانو موسوی(گل بانو)، شهین تسلیمی(اکرم مادر فرزاد)، نوید پورفرج، علی فتحعلی، مهری پرهیزگار و...
از دیگر عوامل این سریال میتوان به: مدیر تصویربرداری: خسرو دادگرمرام، مدیر صدابرداری: هادی افشار، طراح صحنه و لباس: شیرین بوریایی، طراح چهرهپردازی: مهری شیرازی، مدیر تولید: فرشید رئوفی، دستیار تهیهکننده: سعید پروینی، دستیار اول کارگردان: داوود باقری، مدیر برنامهریزی: حبیب قلیزاده و مجری طرح: موسسه فرهنگی هنری وصف صبا اشاره کرد.
3 چهره ویژه «مادرانه»
جواد افشار در سینما و تلویزیون سریالهایی چون غروب بیپایان، سایه سکوت، پول کثیف، روز رفتن، گل یا پوچ، روزهای زیبا، سیامین روز و لبه آتش را کارگردانی کرده است.
یکی از شاخصترین کارهای افشار مجموعه سیامین روز بود که حرف و حدیثهایی پیرامون خود داشت. این مجموعه که برای ماه رمضان سال 88 تهیه شده بود، بنا به دلایلی با یک سال تاخیر پخش شد. یکی از این دلایل تغییر کارگردان اولیه اثر بود، اوایل ضبط سریال پرویز شیخطادی کارگردانی را به عهده داشت، اما اواسط تولید پروژه این کار به جواد افشار سپرده شد و افشار با همان گروه قبلی، کار خود را جلوی دوربین برد.
سیامین روز هم یکی از سریالهای مناسبتی و البته ماورایی سیما بود که آخرینشان نیز پس از کمکم کن، او یک فرشته بود و اغما بود. قصه داستان درباره سیاوش کیانی با بازی هومن سیدی بود که سهوا مرتکب قتل شده بود و درست زمان اعدامش، طناب دار پاره شد و او از مرگ حتمی نجات پیدا کرد و فرصتی برای دوباره زندگی کردن به او داده شد.
یکی دیگر از سریالهای افشار «لبه آتش» نام داشت که به مناسبت دهه فجر آماده پخش شد، این مجموعه درباره توطئهای است که در روزهای بحرانی پیش از پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ سه نظامی را درگیر میکند.
بازیگران اصلی این مجموعه حسن پورشیرازی، فرهاد قائمیان، امیررضا دلاوری بودند که همگی در یک پادگان نظامی باهم زندگی میکردند و ناخواسته درگیر این جریان میشدند.
چهره ویژه دیگر سریال «مادرانه» محمدرضا شفیعی تهیهکننده سریال است که پیش از این سریالهای پربینندهای چون رستگاران، شیدایی، جراحت و وضعیت سفید را تهیه کرده که از کارهای خوب تلویزیون به شمار میروند و از بهترین و شاخصترینشان باید به مجموعه «وضعیت سفید» اشاره کرد. این مجموعه که طبق گفتههای شفیعی، یکی از سختترین و بهترین کارهایش است، به یک اثر ملی مبدل شده چراکه جنگ را از زاویهای دیگر بررسی کرده که تا به حال هیچ یک از سازندگان سراغ چنین مفهومی نرفته بودند. علاوه بر این ریزبینی حمید نعمتالله در مقام کارگردان به جذابیتهای کار افزوده بود. یکی از ویژگیهایی که جذابیت این مجموعه را برای مخاطب بالا میبرد، استفاده از عناصر و موقعیتهایی بود که حس نوستالژی عمیقی را در دل او بیدار میکرد و همین باعث شده بود این مجموعه ارزشی مخاطبان بیشتری را با خود همراه کند. وضعیت سفید حاصل همکاری مشترک حمید نعمتالله و هادی مقدمدوست در مقام نویسنده بود.
نکته دیگری که در مورد این تهیهکننده بیش از همه به چشم میخورد، همکاری مشترک با سعید نعمتالله و در بیش از ده اثر است. سریالهایی چون رستگاران، جراحت، خونبها، شیدایی، روحالله و تلهفیلمهای: روز بعد از خوشبختی، ثانیهشمار، روزهای به هم ریخته، بوی گل سربی، همان نور معروف، پاتوق و... از آثار مشترک این دو است.
سعید نعمتالله نیز از معدود نویسندههای جوان است که در این چند ساله اخیر میتوان گفت بهترین آثار تلویزیون را از آن خود کرده است. همکاری او در این چند سال با شفیعی و سیروس مقدم بیشتر از دیگران بوده است. مجموعه زیرهشت و دیوار که هر دو به کارگردانی مقدم روی آنتن رفت، از جمله کارهای مشترک او با این کارگردان است.
مجموعه «مادرانه» دومین همکاری مناسبتی نعمتالله و شفیعی است که قرار است مهمان شبهای ماه رمضان مخاطبان باشد.
مائده میری/ قاب کوچک
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: