در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
خوانندگان گرامی سایت جام جم سرا!
بخش «جرعهای مهربانی» محل انتشار دلنوشته ها و متن های زیبایی است که شما برایمان می فرستید. از طریق پنجره زیر نوشته های خود را به شکل کوتاه برایمان ارسال کنید تا پس از تایید منتشر شود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت:
میخواهم زمین را بغل كنم و با خودم ببرم و در كهكشان دیگری بگذارم؛ جاذبهاش كم شده!
(واقعاً از چاردیواری راضیام. مطالبش عالیعالیه، جلو میره، طوریه كه وقت نیازت به دادت میرسه. از همه، مخصوصاً پاسخگو تشكر میكنم).
دوستی با بعضی آدمها مثل خوردن چای خارجی است.پر از رنگ و بو .این دوستها جان می دهد برای مهمان بازی برای جوكهای خنده دار تعریف كردن برای فرستادن اس ام اس صد تا یك غاز.برای خاطره های دم دستی. اولش هم حس خوبی به تو می دهند. این چای زود دم خارجی را می ریزی در فنجان بزرگ. می نشینی با شكلات فندقی می خوری و فكر می كنی خوشحال ترین آدم روی زمینی.فقط نمی دانی چرا باقی چای كه مانده در فنجان بعد از یكی دوساعت می شود رنگ قیر یك مایع سیاه و بد بو كه چنان به دیواره فنجان رنگ می دهد كه انگار در آن مركب چین ریخته بودی نه چای .
دوستی با بعضی آدمها مثل نوشیدن چای سر گل لاهیجان است.باید نرم دم بكشد.باید انتظارش را بكشی.باید برای عطر و رنگش منتظر بمانی باید صبر كنی.آرام باشی و مقدماتش را فراهم كنی باید آن را بریزی در یك استكان كوچك كمر باریك.خوب نگاهش كنی.عطر ملایمش را احساس كنی و آهسته جرعه جرعه بنوشی اش و زندگی كنی
گلوله های سربی، از ششلول حرفهایت تمام مغز نداشتهام را سوراخ كرده اند... مگر نمیدانی مدتهاست این نوع سلاح، غیر قانونی اعلام شده است؟
.باید پایان را دور زد...(خ)
پاسی دیگه به ایمیلت نفرستیم یعنی؟
نخوانده ام رها نكن
باشد كه فصل تلخی ست
تك برگ آخر دلم
دانم كه شعر نابیست
تمام دستی كه از تو كوتاه شده را برای رؤیاهایم قدغن كرده تا یادم باشد اعترافهایم را پیش كسی ببرم كه سرش برای خوابهای من درد میكند. همیشه كسی هست كه میخواهد مرا بردارد، ببرد زیر یك چتر، مرا از رفت و آمد عابران خالی كند، میخواهد حماقتهای هر روزهام را یك وجب آنطرفتر پرت كند و بگوید: ببین! دنیا بیشتر از تو هم گلیمش را دراز كرده! تو قدمهایت را كوتاه بردار! همیشه یك من هست كه اصلاً به خودم نمیآید! به هیچكدام از حرفهای رسوبشده روی لبم نمیخندد. حتی پای یك قاصدك لال را وسط نمیكشد تا به دو جین حرف نگفته از تو دلخوش شوم!
اینجا یك «من» هست كه عجیب با تمام آنچه از من دیدی فرق میكند. یادت باشد وقتی میآیی كمی جا بخوری!
نظر تو چیه؟ موافق گفتههام كه هستی!؟
این دله منتظره منتظره دیدنه دیدن چشای ناز كه میاد از دور و دراز
این دله منتظره منتظره چشیدنه چشیدن یه طعم خوب كه طعم زندگی میده
این دله منتظره منتظره بو ییدنه بوییدن یه عطر خوب كه بوی عطر تو میده
این دله منتظره منتظره یه اغوشه اغوشی كه گرمی اون گرمی دست تو میده
این دله منتظره منتظر هرسیدنه رسیدنی كه بعد اون امید زندگی میده
رؤیاییترین عكس لحظههای من همین است، اینكه هر روز، اینجا بنشینم و لمس بودنت را تكرار كنم! ظاهر شدنش بماند. همین كه تو هستی و خامی خیال خواستنت و من، خودش میارزد به یك بار ظاهر شدن لبخندت. راستی! چه ژست زیبایی گرفته لبهایت! با حفظ همان شیرینلبخنده، بیبهانه بگو: سیب!
.من تو را خواهم سرود.من تو را از میان تمام خاطرات غبار گرفته ،شفاف می یابم.
ای نایاب ترین هستی،تو بگو،تو را از میان بلورهای اشك شور و گرم ... چگونه بیابم تو را؟
به یك احوالپرسی ساده...به یك دلداری كوتاه ...
به یك "تكان سر"...یعنی...تو را می فهمم...
... به یك گوش دادن خالی ...بدون داوری!
به یك همراه شدن كوچك ...
به حتی یك همراهی كردن ممتد آرام ...
به یك پرسش :"روزگارت چگونه است ؟"
به یك دعوت كوچك به صرف یك فنجان چای!
... به یك وقت گذاشتن برای تو...
به شنیدن یك "من كنارت هستم "...
به یك هدیه بی مناسبت ...
به یك" دوستت دارم "بی دلیل ...
به یك غافلگیری :به یك خوشحال كردن كوچك ...
به یك نگاه ...به یك شاخه گل...
_دل آدم گاهی ...چه شاد است ...
به یك فهمیده شدن ...درست !
به لبخند!به یك سلام !
به یك تعریف به یك تایید به یك تبریك ...
و ما چه بی رحمانه این دلخوشی های كوچك و ساده را از هم هم دریغ می كنیم و تمام محبت و دوست داشتن مان را گذاشته ایم كنار تا به یك باره همه آنها را پس از مرگ نثار هم كنیم ...
تنها روزنه امیدی كه هیچگاه بسته نمی شود، تنها كسی كه با دهان بسته هم می توان صدایش كرد ، با پای شكسته هم می توان سراغش رفت ، تنها خریداری كه اجناس شكسته را بهتر برمی دارد، تنها كسی كه وقتی همه رفتند می ماند ، وقتی همه پشت كردند آغوش می گشاید ، وقتی همه تنهایت گذاشتند محرمت می شود و تنها پادشاهی كه دلش با بخشیدن آرام می گیرد نه با تنبیه كردن . خدا را برایتان آرزو دارم ...
دوستی با بعضی آدمها مثل خوردن چای خارجی است. پر از رنگ و بو. این دوستیها جان میدهد برای مهمانبازی برای تعریف كردن لطیفههای خندهدار. برای فرستادن اس ام اسهای صد تا یك غاز. برای خاطرههای دمِ دستی. اولش هم حس خوبی به تو میدهند. این چای زود دم خارجی را میریزی در فنجان بزرگ. مینشینی با شكلات فندقی میخوری و فكر میكنی خوشحالترین آدم روی زمینی. فقط نمیدانی چرا باقی چای كه مانده در فنجان بعد از یكی دو ساعت میشود رنگ قیر. یك مایع سیاه و بد بو كه چنان به دیواره فنجان رنگ میدهد كه انگار در آن مركب چین ریخته بودی نه چای.
دوستی با بعضی آدمها مثل نوشیدن چای سرگل لاهیجان است. باید نرم دم بكشد. باید انتظارش را بكشی. باید برای عطر و رنگش منتظر بمانی. باید صبر كنی. آرام باشی و مقدماتش را فراهم كنی. باید آن را بریزی در یك استكان كوچك كمر باریك. خوب نگاهش كنی. عطر ملایمش را احساس كنی و آهسته، جرعه جرعه بنوشیاش و زندگی كنی.
عشــق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد
بالاترین نــقطه ی زمین، شــانه های پـدر بــود ...
بدتـرین دشمنانم، خواهر و برادر های خودم بودند .
تنــها دردم، زانو های زخمـی ام بودند.
تنـها چیزی كه می شكست، اسباب بـازیهایم بـود
و معنای خداحافـظ، تا فردا بود...
بلكه باورش این است كه طعمه اش دیگر ارزش خوردن ندارد........................
سیم بانان را خبركن شاید كاجی افتاده باشد.
این قسمت راكجا فرستادی كه هروقت نوبت من می شود می گویند قسمت نیست؟
تمام كینه هایت هم می ریزد
و تمام آن غم های بزرگ
و همه حسرت ها و آرزوهایت
آخر می دانی؟ او همان دختر رویاهای دیروزت است كه به آشپز خانه زندگی امروزت آمده!
باور كن بدون او اجاق خانه ات حسابی كور كور است
*
در هوایی كه نفس های تو نیست
آمینش را من میگویم
شاید به حرمت دعای تو من نیز اجابت شدم.
گاهی آرزو می كنم ای كاش دلی نبود تاتنگ شود ،تا خسته شود،تا بشكند...
در سیلوی قلبم ذخیره و پنهانت میكنم... بگو كنعانیان منتظر نباشند ، تقسیم شدنی نیستی....
حتی اگر یعقوب بیاید...
هوا بی دوست سرد تر از این حرف هاست....!
همین روز هاست كه "تمام شوم..."
در این دنیای فانی و تباهی / برای هم اگر مردیم زیباست
دل تو را می خواهد..
مدام می گوید به دنبالت بیایم..
و غرور پاهایم را بسته..
تو نترس..
جایت امن است..
قربانی این جنگ منم.?
" سید مهدی حسینی"
یك روز رسد غمی به اندازه دشت /
افسانه زندگی چنین است عزیز /
در سایه كوه باید از دشت گذشت /
شكمت را در سر سفره مردم
زبانت را در جمع
چشمت را در خانه دوستان
نیم ساعت بعد در خانه جلوی آیینه ایستاده بودم. صورتم مثل گچ سفید بود. دستهایم یخ زده بود اما قطرات عرق روی پیشانیام میدرخشید. زبانم را درآوردم. شوك بزرگی در انتظارم بود! دندانهای نیشم به طرز وحشتناكی بلند شده و رشد كرده بودند. نگاه دزدانهای به چشمانم انداختم. نگاهم شرورانه و در عین حال غمگین بود.
روز بعد بود كه آن دو جای نیش را روی گردنم دیدم. روزهای بعد روزهای سنگین و سختی بودند؛ خواب?های طولانی و آشفته، تب و لرز... تمام خاطرات كودكیام را بوضوح و با جزئیات به یاد میآوردم. آن روزها تمام تلاشم این بود كه با آن تغییر بزرگ سازگاری پیدا كنم؛ اما خب... از آن روز تا به حال من یك خونآشام بودهام؛ یك خونآشام بیآزار!
دنبال یك دوست خوب و همدرد میگردم تا از تنهایی دربیایم، آیا به طور اتفاقی شما خونآشام خوب سراغ ندارید؟
از قول من به بچهها بگو دردهای من موروثی نبود، اینها عفونت تاریخ بود. بگو در تاریخ ثبتش كنند. از قول من به بچهها بگو بیست و چند سال گذشت از خندیدن من به «تمدن» و بگو شكست كه میخوری، فرقی ندارد چطور جنگیدهای؛ قضاوت محیط یك چیز است: «انسان وازده بیمصرفی بود»! البته برای من قضاوت محیط بیارزش بود اما از قول من به «قضاوت محیط» بگو من با همه چیز جنگیدم، با یك سقف برای كمی خواب و آرامش و مطالعه، از یك حمام داغ و یك فنجان چای ساده، از كفشی كه همیشه پاره بود و پایی كه همیشه بو میداد، از خرید لباسهای دست دوم، تا حافظهام كه بیتابانه به مشتاقِ «آلزایمر» رفت، . از قول من به «صد كلمه بیشتر ننویسید» بگو واژگانِ من برای همیشه «باردار» بودند، سقطش نكن. بگذار بگویند. شاید با گفتن، كمی از «نداشتنها» و «نتوانستنهایم» كم شود.
منطقه ی زندگیت مهم نیست . منطق زندگیت مهم است
امروز بنای خانه ها سنگ شده / دلها همه با بنا هماهنگ شده
به تو بیش از حد آسیب می رسونه .
«تو» كه آمدی، طعم گس غصههایم از یادم رفت، تردید از نوشتههایم خط خورد و «تو» مثل یك خورشید میان سطرهایم درخشیدی. روزها كه از پی هم گذشتند، تازه فهمیدم انگار برای بودنم دنبال بهانه میگشتم و تو بهانه همه بودنهایم شدی...
هیچ نگو؛ بگذار یك بار هم كه شده چشمهایمان جای لبهایمان سخن بگویند؛ شاید بشكند سردی این همه فاصله
مرابه موی سپیدت ببخش مادر
دستان پر مهرت را بوسه باران می كنم .
امروز زندگی كن
به آینده امیدوار باش
مرگ فقیر - ظلم غنی - چوب خدا
بی آنكه بدانیم بابا چه سخت برای نان همه جوانیش را داد
وقتی عصبانی هستید جواب ندهید
وقتی ناراحت هستید تصمیم نگیرید
هیچ وقت با نبودنت كسی رو امتحان نكن
بخوری. تمام میشه نخوری. حروم میشه
از زندگیت لذت ببرچون در هر صورت تمام میشه
از اینكه همیشه تو هر شرایطی باتمام انرژی در كنارم هستی ازت ممنونم وهمیشه دوستت خواهم داشت .
یارو ودوست وهمسرت بهنام
مرا راهنمایی كنید
ولی برایم تصمیم نگیرید
نه درس عبرتشان.
اگرآسمان دلت ابری است
مطمئن باش به اندازه كافی پرواز نكرده ای.
ـ آنهایی كه اندیشیدند اما عمل نكردند!
ـ آنهایی كه عمل كردند اما پیشاپیش فكرنكردند!
ولی فقط یكبار.
و از وجود كسانی كه ما را می خواهند بی خبریم
شاید این باشد دلیل تنهایی مان
رنج حرمان نكشیدی كه بدانی چه كشیدم-با دلی تنگ به جبران گناهی كه نكردم-گریه ها كردم و بر آتش دل اشك فشاندم-یادگار تو همان حلقه ی زیبای طلا را-نگهی كردم و ز آن پس-روی آن چند نگین از گهر اشك نشاندم-من به تو زنده ام و بی تو دلم خانه ی مرگ است-تو مرا گرمی عشقی تو مرا نور امیدی-زندگی بی تو مرا نیست به جز شام سیاهی-تو مرا پرتو مهری تو مرا بخت سپیدی
فرستنده:سیده سیمارضویان از قم
اگرخنده است چراگریه میكنیم؟
اگرگریه است چراخنده میكنیم؟
اگرمرگ است چرازندگی میكنیم؟
اگرزندگی است چرا میمیریم؟
اگرعشق است چرا به آن نمیرسیم؟
اگرعشق نیست چراعاشقیم؟
ګفت طلب نیازازبی نیاز
-التماس دعاچیست
-خوبان رادردرګاه خداواسطه قراردادن التماس دعا
چنانچه كسی روبدون لبخنددیدی یك لبخندبهش هدیه بده
فاصله ات رو بامردم این دورزمونه حفظ كن یهوترمزمیزنند اونوقت تومیشی مقصر
همیشه دعاكنیدچشمانی داشته باشیدكه بهترین هارادرآد مهاببینید
قلبی كه خطاكارترین هاراببخشد
ذهنی كه بدیهارافراموش كند
وروحی كه هیچ وقت ایمانش به خداراازدست ندهد
و گاه از جنس بغــــــــض
گاه سكـــوت میشوند و خاموش میمـــــــانند
گاه هــق هـــق می شوند و می بارند
دلتنگــــی من برای تــــــــو
اما جنس غریبــــــــی دارد...
گفت ما گم شدیم . من گفتم همه ما گم شده ایم ، افسوس كه خودمان خبر نداریم .
نه دانه داشت نه دام . و من شادترین پرنده اسیری كه نه به آزادی اندیشه كرد نه پرواز . و تا ابد برای تو خواهم خواند ، آوازی كه سراپا عشق به اسارت است ، نه پرواز .
پـائیز مــهری دارد كـه بـــَر دل هـر كسی مینشیند.
بدنامی حیات دور روزی بیش نبود ، آنهم با تو بگویم چه سان گذشت . روزی صرف بستن دل شد به این و آن ، روز دگر به كندن دل از این و آن گذشت.
( سروده ای زیبا از كلیم كاشانی )
شتابِ عجیبی داریم كه بزرگ شویم و سپس برای كودكی از دست رفته مان دلتنگی می كنیم.
برای كسب پول خودمان را بیمار می كنیم و آنگاه پولِ مان را خرج می كنیم تا سلامتی مان برگردد.
طوری زندگی می كنیم كه گویی هرگز نمی میریم و چنان می میریم كه انگار هرگز زندگی نكرده ایم.(پائولو كودیلو)
از دریچه قشنگ چشم روشنت می باره
خوشبختی بیشتر مستلزم تلاش بیشتر است .
خوشبخت بودن ، جزئی از وجود انسان است ، كافیست آنرا باور و احساس كنیم .
برای خودمان زندگی كنیم، برای دیگران زندگی باشیم.
هیچوقت،هیچكس شبیه تونبوده ونیست...
تونیستی واین بی رحمانه ترین امتحان خداست...
من از نزدیك بودن های دور میترسم...
آنجا پشت خاكریز بودیم... واینجا در پناه میز
دیروز دنبال گمنامی بودیم... وامروز مواظبیم ناممان گم نشود
الهی نصیرمان باش تا بصیر گردیم و بصیرمان كن تا اسیر بر نگردیم و آزادمان كن تا اسیر بر نگردیم.
توصاحب آرزویی هستی كه شیرینی تعبیرش برای دیگریست.!!!
اینكه هستیو كنارم نیستی دیوانه ام میكند!!!
خطوط را با امید بكشید
اشتباهات را با آرامش پاك كنید
قلم مو را در صبر غوطه ور كنید
و با عشق رنگ بزنید
ثالثا شما بدفعات زیاد در این سایت اظهار ارادت به همسر محترمتان و یا اظهار دوست داشتن و یا درخواست چاپ عكس دخترتان را مطرح نموید در حالیكه اینگونه موارد هیچ
ربطی به دیگران ندارد چون این سایت باید در خدمت همه افراد برای درج مطالب زیبا و دلنشین ادبی و نكته های آموزنده باشد .
جناب فرهودی عزیز یكی از باسابقه ترین كاربران محترم سایت جام جم سرا است
مراقب حرفهایمان باشیم
نه همان نقش و نگاری كه خودت میخواهد /
نقشه را اوست كه تعین كرده /
تو در این بین فقط می بافی /
نقشه را خوب ببین نكند آخر كار قالی زندگی را نخرند .
درصد قبولی ات بیشتر میشود .
از ثروت خود ببخشید ،
و اگر كم دارید .....
از قب تان ببخشید ......!
انسان های زیادی هستندكه ،
حاضرند هركاری انجام دهند تا ،
موفقیت تو را داشته باشند ....
هم اینك ؛
بابت هرچه كه هستی ،
و هر چه داری ،
خدار را شكر كن !
قلب بزرگ میخواهد ......
دسته اول: آنهایی هستند كه منافع شان را به دیگران ترجیح می دهند
و دسته دیگری آنهایی هستند كه دنبال منافع آنها هستند...
بلكه مهم این است كه من ، در خلوت دلم سر شار از صداقت و
در نهایت قلبم خویش را داوری می كند .
هنگامی كه برای كسی وقت می گذاری،
قسمتی از زندگیت را به او دادی،
كه باز پس نمی گیری…
بخشنده باش
دوست باش
مشوق كسی باش
بگذار كلماتت شفا دهنده باشند
و زخم نزنند !
و روز تولد دخترم بنیتا رو به یادماندنی تر كردنــــــــــــــــــــد....
تشكر ویژه ای هم از جناب حمید كلباسی عزیز داشته باشم.سلامتی همه شما عزیزان را از خداوند متعال خواستارم.
سرزمین من، بی تو، همیشه بارانی ست.من اینجا از سردترین نقطه دوری،به گرم ترین شكل ممكن دوستت دارم...
سیده سیمارضویان از قم
تا وقتی داریمشان انگار نه انگار، اما واای از آن لحظه كه دیگر نباشند...
واای از آن بغض....
وای از آن گریه های بی دا...
وای از آن دلتنگی ها...
انسان است، فراموشكار كار است...
تنهایی اش را كه رد كند، تنهایی ات را نادیده میگیرد... حتی میرسد روزی كه به (تو) میگوید: شما...
سالها در حال گذر است
و اكنون بیست سال از آن دوران میگذرد
و چه سخت با تمام تلخیها و شیرینیها گذشت
هنوز نمود و تجلی ای رخ ننموده
هنوز منتظرم
و انتظار صرفاً فقط صبر است و رضا
چه كنم حرف دگر یاد نداد استادم
هدی حسن نژاد ، كارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی هستم. برای مجلات و نشریات قلم میفرسایم. آمادگی خودم را برای همكاری اعلام مینمایم.
مامان عزیزم تو این سالها شما برای ما هم پدر بودی هم مادر, اونم بهترین و دوست داشتنی ترین كسی هستی كه توی زندگی همهون هستی... میبوسمت.
سحر سامان سمیرا محمد.
از ما نیست كسی كه به رحمت ما ایمان نداشته باشد.
آتشی ست كه خوبیها را می سوزاند،
و ثروت
پرده ای ست كه بدیها را می پوشاند ...
و چه بی انصافند آنانكه
یكی را میپوشانند به احترام داشته هایش،
و دیگری را میسوزانند
به جُرم نداشته هایش...
پیروزی های غرور آفرین كاروان ورزشی پارا المپیكی ایران بر ملت ایران مبارك باد
شد منور آسمان از جلوه مولا علی ، یا علی و یا علی و یا علی
شیر یزدان ، ماه تابان ، بنده رب جلی ؛ یا علی و یا علی و یا علی
شیعیان دارند امید شفاعت از علی ، یا علی و یا علی و یا علی
فرا رسیدن ماه محرم الحرام را به عاشقان ابا عبدالله الحسین(ع) و قمر بنی هاشم(ع) تسلیت می گوئیم
شفاعت كننده بر سر پل ، یعنی به نام احمد ، محمود ، ابوالقاسم ، محمد صلوات
كجایی؟ وقت است كه از سفر بیایی . در مكتب عشق و بی وفایی؟ وقت است كه از سفر بیایی . مائیم و نوای بی نوایی ، ای سرور
انس و جان كجائی؟ فرخنده سالروز امامت منجی عالم بشریت ، فرزند برومند حضرت ختمی مرتبت ، حضرت مهدی موعود(عج) بر ارادتمندان حضرتش تهنیت باد
بیا مهدی پر و بالم شكسته ، سرشك غم به رخسارم نشسته
هر چند امسال رو نوروز كنار هم نیستیم واین برای من غم انگیز ترین اتفاق است كه بی تو كنار سفره هفت سین بشینم .
مهربانم به حرمت روزهای قشنگمون
پیشاپیش عید نوروز رو بهت تبریك میگم
برات بهترین ها رو آرزو میكنم یار قدیمی من
كاش مثل اون زمانها به جام جم سرا یه سر میزدی
ولی برای دل من همین هم كافیست.
هر كجا هست خدایا بسلامت دارش(حافظ)
من بِه راهنمایی نیاز دارم شما به مسائل جنسی هم پاسخ میدهید
من یه دختره ٢٦ساله هستم و مهندس برق قدرتم. تا به حال با كسی رابطه ای نداشتم و درواقع ترجیح نمی دادم رابطه كوتاه بی هدف داشته باشم. یكسال و نیم پیش علی رغم میل باطنیم خواستگاری داشتم كه شش سال از من بزرگتر بود و افسر دایر جنایی آگاهی . پذیرفتم بیان و باهم آشنا بشیم. جلسه اول فقط معارفه بود و شناخت سطحی ...جلسه دوم به فاصله یك هفته بعد اتفاق افتاد كه با هم رفتیم حرف زدیم و ایشون در برخورد اول متاسفانه در مورد حقوق من پرسید و من بسیار جا خوردم از این نوع شروع شدن صحبت !تقریبا تو جلسه اول از اون آقا خوشم اومد ولی جلسه دوم خودش بد پیش رفت جلو و ... دیگه ادامه پیدا نكرد و منم برام مهم نبود الان بعد اون همه اتفاقات ایشون رو با نامزدش دیدم و كلی حالم بده ... برای خودش خوشحالم اما برا خودم نمیدونم ....میخوام كمك كنید علت حال بدم رو بدونم و این كه بتونم به ارامش برسم