در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
رادیو نمایش در کنار پخش نمایشهای رادیویی متنوع، برنامههایی مثل دیالوگ، کارنامه و پرانتز باز را تدارک دیده که به نقد و بررسی اتفاقات و آثار هنرهای نمایشی میپردازند. دسته دیگر برنامههای این شبکه کارهایی است که با هدف پخش گونه خاصی از نمایشهای رادیویی طراحی شده است. «صورتک» را باید در ردیف اینگونه برنامهها قرار داد. این برنامه فقط آثار فاخر در حوزه طنز را به نمایش رادیویی بدل میکند. شنل، نوشته نیکلای گوگول، پایان آغاز اثر شون اوکیسی، خانههای منحصربهفرد، مرگ در میزند اثر وودیآلن، بابابزرگ و مجسمه، عطسه، دفاع شخصی، دشمنها، قرار ملاقات و کلهپوکها عناوین نمایشهای طنزی است که تاکنون از برنامه صورتک پخش شده است.
نمایش خانههای منحصربهفرد اثر گروچو درباره یک گزارشگر برنامه رادیویی در آمریکاست که سراغ افرادی میرود که در خانههای عجیب و غریب و منحصربهفردی زندگی میکنند. نمایش مثل آنتی اثر مرتضی میرزازاده نیز درباره کارگردانی است که با هزار دردسر مجوز اجرای نمایش ادیپ را گرفته و اکنون به دلیل مشکل بازیگر اصلی در میانه راه مجبور به اجرای نمایش آنتیگون ژان آنوی میشود. نمایش لافکادیو نوشته شل سیلور استاین نیز چندی پیش از صورتک تقدیم شنوندگان شد. لاف کادیو ماجرای شیری در جنگل است که با دیدن شکارچیهای شیر تصمیم میگیرد خودش هم یک شکارچی شود. در ابتدا و انتهای صورتک معرفینامهای از نویسنده و مشخصات داستانش نیز خوانده میشود.
مکبثی که به تلفن همراه مجهز است
امیر زندهدلان، یکی از سردبیران این برنامه در گفتوگو با جامجم میگوید: ما بیشتر سراغ متنهای طنز میرویم. البته در دو مورد هم متنهای تراژدی را تبدیل به «پارودی» کردیم. این اتفاق برای دو نمایشنامه «لیدی مکبث» اثر ویلیام شکسپیر و «دماغ» اثر نیکولای گوگول افتاد.
وی با بیان این که به بهانه پارودی از موقعیتهای کنونی انتقاد میکنیم، توضیح میدهد: پارودی نوعی اقتباس طنز از آثار تراژدی است. مثلا ما بیان میکنیم که مکبث از تلفن همراه استفاده میکند یا این که دستش جراحتی برمیدارد و از محل جراحت آن قدر رب بیرون میآید که تبدیل به یک کارخانه ربسازی میشود. ممکن است خود متن تراژدی باشد، ولی پارودی کارش این است که همان تراژدی را با لحنی شیرین روایت کند. در پارودی ما از دنیای نمایش بیرون میآییم و نوعی فاصلهگذاری برشت را انجام میدهیم.
زندهدلان در پاسخ به این پرسش که بیشتر سراغ چه منابعی میرود، میگوید: ماده خام برنامه ما میتواند هر متنی شامل داستان کوتاه، رمان و نمایشنامه باشد. البته فیلمهای سینمایی را به نمایش رادیویی نمیکنیم، چون این کار در برنامه رادیو فیلم انجام میشود. ما بیشتر از نویسندگان خارجی استفاده میکنیم، اما تا به حال دوبار با بهرهگیری از نوشتههای طنز احمد عربلو و مجموعه داستان «غیرقابل چاپ» نوشته سیدمهدی شجاعی نمایشهایی را تهیه کردهایم. کتاب غیرقابل چاپ همانی است که فیلم «همیشه پای یک زن در میان است» ساخته کمال تبریزی براساس داستانهایش ساخته شد. در بین آثار داخلی کتاب «چرند و پرند» نوشته دهخدا نیز متنی است که میشود روی آن کار کرد.
وی ادامه میدهد: احساس کردم جای آثار فاخر ادبیات و تئاتر در رادیو خالی است. من در پی برنامهای بودم که در آن مخاطب با کارهای طنز همراه شود و برایش جنبه سرگرمی هم داشته باشد. به گفته زندهدلان در این مجموعه هفت بازیگر حضور دارند که نقشهای نمایش طنز را ایفا میکنند و ضبط هر نمایش نیم ساعته حدود یک ساعت و نیم زمان میبرد.
نوازندهای که به شخصیت داستان بدل میشود
ازجمله تفاوتهای این برنامه رادیویی استفاده از موسیقی زنده در استودیوی ضبط نمایش است که آهنگساز، همزمان با اجرای بازیگران، هم مینوازد و هم میخواند.
ژاله محمدعلی، تهیهکننده صورتک درباره موسیقی متن برنامه توضیح میدهد: از ویژگیهای صورتک، اجرای موسیقی زنده در حین ضبط است که این کار سابقه کمی دارد. بقیه تهیهکنندگان از موسیقیهای آرشیوی استفاده میکنند و استفاده از موسیقی زنده و بداههکاری کمسابقه است.
وی ادامه میدهد: موسیقی زنده به فضاسازی کمک میکند. مثلا وقتی یک گربه به صحنه میآید، نوازنده به صدای گربه واکنش نشان میدهد یا مثلا وقتی صحبت از روح سرگردان میشود او ترس و دلهره را نشان میدهد و با خودش آواز میخواند. این نوازنده هم موسیقی تیتراژ و هم قطعات فاصلهای ما را مینوازد. او بصورت بداههکار میکند و براساس خلاقیتش و دریافتی که از صحنه دارد گیتار میزند و میخواند. این نوازنده همراه شخصیتهای کار وارد داستان میشود. از این تهیهکننده میپرسم مخاطبی که با ادبیات جهان آشنایی ندارد، چطور میتواند با برنامه شما ارتباط برقرار کند و او پاسخ میدهد: ذهن مخاطب ما خالی نیست و نباید مخاطب را دستکم گرفت. ضمن این که ما در مدت 5 دقیقه درباره منبع نمایش صحبت میکنیم.
محمدعلی درباره منابع اقتباسی نمایشها میگوید: ما از اجرای نمایشنامههایی که نویسندههای خودمان نوشتهاند، پرهیز داریم، چون شرطمان در طرح اولیه این بوده است که از متنهای فاخر قبلا نوشته شده استفاده کنیم. بنابراین برای این برنامه تولید متن صورت نمیگیرد و متنهای موجود در ادبیات ایران و جهان تنظیم رادیویی میشود.
محمدعلی درباره ضرورت ساخت برنامه صورتک تاکید میکند: پرداختن به طنز بخشی از نیاز جامعه است؛ چون تلخی زندگی روزمره را با طنز و شوخی میتوان برطرف کرد. البته هدف طنز صرفا خنداندن مخاطب نیست. ما بعضا نمایشهایی پخش کردهایم که طنزشان خیلی تلخ بوده است. مثلا نمایش «ترس و نکبت رایش سوم» درباره دوران آلمان نازی است و پدر و مادری که در این دوران به پسرشان تحکم میکنند. پسربچه از خانه بیرون میرود تا شکلات بخرد و در بیرون از خانه درگیر ماجراهایی میشود. پدر و مادر میترسند که پسر برود آنها را لو بدهد و از آنها شکایت کند. ترس آنها از این است که جیره غذاییشان قطع بشود. به همین دلیل در را به روی فرزندشان قفل میکنند تا او از خانه خارج نشود. این نمایش نشان میدهد که در دوران هیتلر مردم چه اضطرابی را تحمل میکردهاند.
وی با بیان این که طنز رادیویی جمعه ایرانی مخاطب عام را هدف قرار میدهد، میگوید: قرار نیست که همه برنامههای طنز به جمعه ایرانی شبیه باشند. ما میخواهیم گونه دیگری از طنز را ارائه بدهیم. وظیفه رسانه این است که سلیقه مخاطبش را ارتقا و به او یاد بدهد که به یک موضوع میشود از زوایای مختلف نگاه کرد.
صورتک هر یکشنبه ساعت 15 و 30 دقیقه به مدت نیم ساعت از شبکه نمایش پخش میشود. شنوندگان تکرار این برنامه را میتوانند جمعهها ساعت 16 بشنوند. پخش صورتک تا خرداد سال آینده ادامه خواهد داشت.
احسان رحیمزاده / گروه رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: