وقتی توی خواب شیرین دم صبح هستی ، حاضری تمام دنیا را بدهی ، ولی دل از رختخواب گرم و نرمت نکنی ، ولو به قیمت دیر رسیدن به محل کار و دانشگاهت باشد، اما درست در همان لحظات ، آنها خودشان را از نقاط مختلف تهران به استودیوی ضبط برنامه می رسانند تا مقدمات یک برنامه زنده را آماده کنند.
کد خبر: ۵۶۰۵۶
«صبح آمد» برنامه جدیدی نیست ، ولی این برنامه تولید گروه اجتماعی شبکه سه سیما بعد از مدتها یعنی درست از روز 30 آبانماه با یک قالب و گروه جدید روی آنتن رفت.
وقتی قرار می شود سری به پشت صحنه آن بزنم ، انتظار دارم نشانی یکی از استودیوهای جام جم را بدهند، ولی آدرسی که می دهند، جایی است کیلومترها دور از سازمان صدا و سیما.
آنجا که می رسم ، حدود 40 دقیقه است که برنامه شروع شده. شنیده بودم تهیه کننده و کارگردان سری جدید «صبح آمد» شخصی به نام کاشانی است ، ولی وقتی آنجا رفتم ، متوجه شدم که این کاشانی همان محمد کاشانی ، تهیه کننده مجموعه های طنز تلویزیونی مثل «بدون شرح» است.
دیدن او برایم جالب است. برنامه در فضای باز تهیه و اجرا می شود، صرف نظر از احسان علیخانی و بهزاد کاویانی و کسانی که قرار است مقابل دوربین حاضر شوند، عوامل پشت صحنه از شدت سرمای هوا تا می توانند، پوشیده اند؛ از کت و کاپشن و دستکش گرفته تا کلاه و شال گردن و هدبند.
با این حال بازهم صورت ها سرمازده است. به مناسبت فرارسیدن اولین سالگرد وقوع زلزله بم ، برنامه کاملا حال و هوای خاص به خود گرفته است.
خبری از اقبال واحدی یکی دیگر از مجری های «صبح آمد» نیست. بعد متوجه می شوم به مناسبت سالگرد زلزله بم برای تهیه گزارش به آنجا رفته ، دلم می خواست از او می پرسیدم چه شد بعد از چند سال دل از «صبح بخیر ایران» کند و راهش را به سمت «صبح آمد» شبکه 3 کج کرد و این که اصولا تا کی می خواهد یک پای ثابت اجرای برنامه های صبحگاهی تلویزیون باشد؛
همه از بهزاد کاویانی که برای تهیه گزارش از حواشی بازی 2تیم پرسپولیس - ابومسلم برای برنامه 90به مشهد رفته بود، سراغ آب و هوا، آخرین اخبار حواشی بازی و البته سوغاتی های مشهد را می گیرند.
پسرهای ایرونی را فراموش کردم
به سراغ احسان علیخانی می روم که ظاهرا چند دقیقه ای بیکار است. شاید خیلی از شماها علیخانی را به واسطه اجرای خوبش در برنامه «پسرهای ایرونی» که تابستان از شبکه یک سیما پخش می شد، به خاطر داشته باشید؛ همان اجرایی که چشم کاشانی تهیه کننده و کاگردان برنامه را گرفت و امروز او یک پای ثابت برنامه «صبح آمد» است.
آقای علیخانی چطور به عرصه اجرای برنامه های تلویزیونی آمدید؛
من بازیگر تئاتر بودم و تئاتر کار می کردم. بعد در چند سریال دستیار کارگردان بودم. کم کم برای گروه اجتماعی شبکه یک شروع به ساخت آیتم کردم تا این که دوستان پیشنهاد کردند که اگر دوست داری کار اجرا را هم تجربه کنی ، بیا و انجام بده که من رفتم و جواب داد و خوششان آمد.
چه شد که به عنوان مجری «صبح آمد» انتخاب شدید؛
محمد کاشانی اجرای مرا در «پسرهای ایرونی» دیده بود و به واسطه شناختی که از آنجا داشت ، دعوتم کرد و من چون هم خود کاشانی را دوست داشتم و هم شبکه 3 سیما را، قبول کردم و آمدم.
تجربه ای که در اجرای برنامه زنده «پسرهای ایرونی» دارید، چقدر به شما کمک می کند؛
ببینید، این دو برنامه خیلی فضاهای متفاوتی با یکدیگر دارند. روزهای اول بچه ها بخصوص آقای کاشانی خیلی با من صحبت کردند، تا کم کم قالب «پسرهای ایرونی» را فراموش کردم ، ضمن این که مخاطب برنامه «صبح آمد» عام است و هر تیپ و هر نسلی این برنامه را نگاه می کنند، ولی پسرهای ایرونی این طور نبود، بلکه یک برنامه کاملا اسپورت و مال جوان ها بود.
به همین دلیل یک مقدار از تیپ اجرا حرف زدن و ارتباط برقرار کردن با بیننده در این 2 برنامه با هم متفاوت است ، اما اجرای آن برنامه قبل از این که به برنامه «صبح آمد» بیایم ، برایم یک حسن داشت و آن این که برنامه زنده کار کرده بودم و با تمام اتفاقات ، شرایط و حواشی ای که ممکن است در برنامه زنده اتفاق بیفتد، کاملا آشنا بودم.
برای همین استرس نداشتم.
فقط می خواستم با یک شاکله و شمایل جدید شکل بگیرم. بنابراین کمکی که «پسرهای ایرونی » اینجا به من کرد، ارتباط برقرار کردن خوب با نسل جوان یعنی به هم سن و سال های خودم بود و این که برنامه زنده هیچ استرسی به دلم راه ندهد.
با این حساب ، فکر می کنید در قالب جدید جا افتادید یا هنوز فرصت دارید؛
معمولا این جور مواقع می گویند، باید دیگران نظر بدهند، ولی خودم فکر می کنم تقریبا جا افتادم. حالا بستگی دارد به این که چقدر مخاطب این قضیه را بپذیرد و این که آنها مرا به عنوان مجری «صبح آمد» پذیرفته اند، یا نه.
آن انرژی و شور و هیجانی که موقع اجرای برنامه از خودت نشان می دهی واقعا طبیعی است یا چون تئاتر کارکردی ، بازی می کنی؛
نه ، من اصلا بازی نمی کنم. بزرگترین انتقادی هم که در این برنامه به من می شود، این است که می گویند انرژی ام زیادی است و بیش از حد تحرک دارم به طوری که آدم را عصبی می کند، یا زیاد دستم را تکان می دهم ، ولی فکر می کنم اغلب از این شیوه اجرا استقبال کردند. اصلا هم بازی نمی کنم ؛ چرا که کلا آدم انرژیک ، پرتحرک و شیطان و پر نشاطی هستم.
اجرایتان چقدر بداهه است؛
تقریبا بیشترش ؛ چون برای یک برنامه 3 ساعته شما نمی توانید متن داشته باشید. یک سری پلاتوی موضوعی داریم که موضوع هفتگی برنامه است و یک موضوع خاص است که درباره آنها با نویسنده برنامه هر روز صحبت می کنیم و گرنه اجرای آیتم هایی چون ، مسابقه ، ورزش ، آشپزی و بحث های کارشناسی و... بداهه است ، اما راجع به موضوعات خاص و محوری حتما نویسنده های برنامه تعیین می کنند که چه صحبتی کنیم.
البته درباره قسمتهای مختلف هم همین طور است. نمی خواهم بگویم همه اش بداهه است. یک محور را از آقای کاشانی می گیریم که محدوده و شکل آن مشخص است و ما در همان خط حرکت می کنیم.
گزارش های ارسالی واحدی از بم
زمانی که واحدی برای ارسال گزارش هایش از بم در اختیار داشت ، به پایان می رسد و با خداحافظی او این ارتباط مستقیم به پایان می رسد و این یعنی علیخانی باید برای اجرای بخش بعدی برنامه که اختصاص به مروری برخبرهای مطبوعات آن روز دارد، خودش را آماده کند.
بخشی که با تحلیل های خاص و ویژه علیخانی و البته با اعتماد به نفس تمام و مهارت کامل اجرا می شود همان طور که بخشهای متنوع و مختلف برنامه پشت سرهم و بی وقفه اجرا و پخش می شوند.
فرزاد سهرابی مربی آشپزی برنامه با دقت و آرامش خاصی سرگرم آماده کردن سوپ دریایی اش در آشپزخانه برنامه است. بوی غذا بد جوری در فضای باز استودیو پیچیده است.
بالاخره نوبت به بخش آشپزی می رسد و سهرابی کارش را شروع می کند. همان طور که او سرگرم آموزش سوپ دریایی اش است ، اکبر مالکی کارشناس ورزشی برنامه هم درحالی که لباس و کفش ورزشی پوشیده از راه می رسد.
آنچه مسلم است این که دراین سوز و سرمای فضای استودیو فقط خود مالکی می تواند حرکات ورزشی را با هیجان و نشاط خاصی انجام دهد.
کبری شیرازی نژاد مجری سابق برنامه «تصویر زندگی» شبکه 2و یکی دیگر از مجری های برنامه «صبح آمد» که هفته ای 3روز اجرای بخشهای کارشناسی با موضوعات هنری و روان شناسی را بر عهده دارد، با خانم دکتر گوهرشادی کارشناس دکور و طراح صحنه که اتفاقا طراحی دکور برنامه را هم انجام داده ، زیر آلاچیق نشسته اند تا یکی دیگر از آیتم های برنامه را اجرا کنند و این فرصتی است برای علیخانی و کاویانی که به قول خودشان چند دقیقه زندگی کنند.
این بخش که به پایان می رسد، گوهر شادی که 6 سال هم طراح صحنه برنامه «صبح بخیر ایران» بود درباره دکوری که طراحی و اجرای آن گویا چیزی حدود 2 ماه و نیم به طول انجامیده می گوید: «به طور کلی ، دکوری که اجرا شد، حالتی مدرن و فضایی دارد؛ یعنی شما اگر یک قارچ را از وسط نصف کنید، مقطعی ایجاد می شود که من از چنین طرحی ، برای طراحی صندلی ها و مبل ها ایده گرفتم که 4 تا درخت روی آنها قرار گرفتند و روی آنها یک چتر بزرگ باز شده.
از محاسن این دکور این است که در برابر سرما و گرما خیلی مقاوم است. ضمن این که بازبودن فضا و سرما و گرمای هوا کاملا در آن احساس می شود. برای طراحی فضای آشپزخانه هم از برشی از کدو و از فلفل دلمه ای هم برای فضای جلوی آشپزخانه استفاده کردم و بیشتر هم سعی شده از رنگ های لیمویی در دکور آشپزخانه استفاده کنیم. این کار در اصل زحمات کامبیز ملکی بوده که سازنده این طرح بودند و خیلی به من کمک کردند.»
چند دقیقه بیشتر به پایان برنامه ای که از ساعت 7صبح شروع شده ، باقی نمانده ساعت از 10گذشته است. سوپ دریایی فرزاد سهرابی هم آماده شده.
علیخانی و کاویانی که کنار سهرابی در آشپزخانه ایستاده اند، به امید رسیدن فردا و اجرای یک «صبح آمد» دیگر خداحافظی می کنند و کات... برنامه تمام می شود.
عوامل پشت و مقابل دوربین برای چشیدن دستپخت سهرابی به سمت آشپزخانه می روند، تا با خوردن سوپ داغ او گرم شوند، هرچند خیلی ها به خاطر وجود ماهی در این سوپ در خوردنش دچار تردید هستند.
کاشانی با صدای بلند می گوید: «فرزاد امروز هیچ کس جلو نمی آید، چون بوی ماهی می دهد. مشتری اش فقط خودتی » و فرزاد سهرابی می گوید: «نه به خدا بوی ماهی نمی دهد. بیایید بچشید.»
همان طور که عوامل در شش و بش خوردن و نخوردن این سوپ دریایی هستند، از سهرابی که سابقه اجرا در برنامه به خانه برمی گردیم و شبکه آموزش را هم دارم درباره اجرای بخشی که برعهده دارد می پرسم و این که در انتخاب غذاهایی که آموزش می دهد، چه نکاتی را در نظر می گیرد
. او پاسخ می دهد«اول این که باید همه چیز آن در دسترس باشد و به بودجه آن فکر می کنیم. البته بعضی غذاها گران درمی آید، ولی چون از ما می خواهند مجبوریم آن را آموزش دهیم ؛ مثلا غذاهای جمعه ها چون انواع کباب هاست ، واقعا پرهزینه است ، ولی تمام سعی مان این است که از غذاهای کم هزینه برای آموزش در برنامه استفاده کنیم و غیر از آن برنامه دوشنبه هایمان آموزش غذاهای محلی است.»
همه عوامل ، یکی یکی خداحافظی می کنند و می روند و این بهترین فرصتی است که می توانیم با محمد کاشانی حالا که خیالش حداقل بابت برنامه امروز راحت شده ، گفتگویی کنیم.
دو برنامه در یک برنامه
آقای کاشانی چی شد که تهیه کنندگی برنامه های طنز تلویزیون را رها کردید و مسوولیت تهیه کنندگی و کارگردانی یک برنامه روتین صبحگاهی را برعهده گرفتید؛
من یک سالی است که به دلیل ناراحتی قلبی و جراحی قلبی که انجام دادم ، نتوانستم کار کنم. بعد تصمیم گرفتم با یک کار سبک شروع کنم.
بنابراین به پیشنهاد مدیر گروه اجتماعی شبکه سه آقای میرحسینی سری جدید برنامه «صبح آمد» را شروع کردم. این برنامه قبلا در دو بخش اجرا می شد، یکی صبح آمد و دیگری طعم زندگی که ما دو برنامه را با هم ترکیب کردیم و الان یک برنامه مستقل با نام «صبح آمد» با هویتی جدید و اجرای جدید از حدود یک ماه پیش صبح ها از ساعت 7تا 10 10/30 دقیقه پخش می شود.
شاید آنچه در سری قبل برنامه «صبح آمد» بیشتر به چشم می آمد، رویکرد ورزشی آن بود، اما در سری جدید در کنار بخش های ورزشی به موضوعات اجتماعی ، خانوادگی و ... نیز پرداخته می شود.
صبح زمانی است که شاید خیلی ها به دیدن تمام بخش های برنامه نرسند. بنابراین ما برنامه را در قالب یک مجله تصویری که به همه چیز اعم از موضوعات ورزشی ، اجتماعی ، تفریحی و خانوادگی نگاهی دارد، طراحی کردیم.
نگاهمان هم بیشتر متوجه جوانان بوده مثلا جوانان به ورزش علاقه دارند و زوج های جوان پیگیر موضوعات و مباحث روان شناسی ، تربیتی ، بهداشتی هستند.
بنابراین سعی کردیم برنامه ای جامع باشد، به طوری که هر لحظه برنامه را می بینند، برایشان مفید باشد و بتوانیم کل مخاطبان را راضی کنیم.
چون ساعت پخش برنامه ساعتی است که بیننده ثابت ندارد و مردم برای خرید، رفتن به محل کارشان ، مدرسه و... از منزل خارج می شوند.
تمام قصدمان در طول برنامه این است که اطلاع رسانی کنیم. در هر زمینه که باشد، فرقی نمی کند.
گنجاندن بخش آشپزی در برنامه به چه منظور بوده است؛
خانم های خانه دار و زوج های جوان بخصوص معمولا صبح که می شود، مشکل تهیه ناهار ظهر را دارند. این بخش یک جور پیشنهاد به آنها است که امروز ناهار چی درست کنند.
به خاطر همین عنوان این بخش ، «ناهار امروز» است. غذاها هم معمولا به صورت Fast Food است و خیلی سریع آماده می شود و کم هزینه است و سعی کردیم با همان موادی که همیشه در خانه ها هست ، غذاهایی را آموزش دهیم که تنوع لازم را هم داشته باشد.
ضمن این که در تهیه غذاها کارشناسان تغذیه ما طبق برنامه نظر می دهند. برنامه هایی که به نوعی مجله تصویری هستند و معمولا هم تمامشان یک جور و با یک سری بخش های آموزشی مشترک تهیه و پخش می شوند در تلویزیون کم نداریم.
برای این که «صبح آمد» به لحاظ شکل و ماهیت با آنها متفاوت باشد، چه تمهیداتی در نظر گرفتید؛
ببینید، من روی بار و جنبه آموزشی برنامه خیلی تاکید دارم. «صبح آمد» برنامه ای صرفا صبحگاهی نیست. حدود 12سال پیش با همکاری خانم معصوم زاده برنامه ای با عنوان «علم و زندگی» را برای رادیو اجرا می کردیم که در آن مقطع هم مورد توجه قرار گرفته بود.
الان سعی کردیم همان اطلاعات را با شیوه ای تلویزیونی به بینندگان ارائه دهیم. تفاوت «صبح آمد» هم با دیگر برنامه های تلویزیون که در قالب مجله تصویری ارائه می شوند، دقیقا به خاطر بار آموزشی آن است ؛ یعنی لحظه به لحظه برنامه به شما اطلاعات می دهد.
با در نظر گرفتن این که مخاطبان ما فقط جوانها هستند و آنها را در تمام بخشهای برنامه اعم از بحثهای روان شناسی ، تربیتی ، آشپزی ، ورزشی ، موضوعات هنری و... در نظر می گیریم ؛ چرا که اصولا طراحی برنامه مال جوان هاست.
ملاکتان برای انتخاب مجری های برنامه چه بود؛
اقبال واحدی سالها برنامه «صبح بخیر ایران » را اجرا کردند و ما سعی کردیم در این برنامه از اطلاعات و تجربیات او استفاده کنیم.
احسان علیخانی مجری ای بود که من کارش را در برنامه «پسرهای ایرونی» به عنوان گزارشگر دیده بودم و خیلی از اجرایش خوشم آمده بود و فکر می کردم استعدادش را دارد که به عنوان مجری یک برنامه مستقل کار کند و الان هم نشان داده که هم استعدادش را دارد، هم توانایی اش را.
مطمئنم از احسان علیخانی در آینده بیشتر خواهید شنید. چرا این محل را برای استودیوی برنامه در نظر گرفتید. حداقل من انتظار داشتم این استودیو در «جام جم» باشد؛ لوکیشن های «جام جم» دیگر خیلی تکراری شده بود. خواستیم تنوعی بدهیم به خاطر همین یک لوکیشن جدید پیدا کردیم ، دکور برنامه را هم خانم گوهر شادی با انتخاب خوبشان یک طرح جدید پیشنهاد کردند که اجرا شد.
در این که لوکیشن حتما در فضای باز باشد، اصرار داشتید؛
اگر بخواهیم نشاط صبحگاهی را منتقل کنیم ، باید در فضای باز برنامه را اجرا کنیم. اگر ما خودمان برویم و در یک اتاق گرم بنشینیم ، مسلما نمی توانیم به مردم برای شروع روزشان انرژی دهیم ، چون می گویند خودشان جای گرم نشستند و شعار می دهند.
از آنجا که بچه ها برای ارائه یک برنامه خوب شور و اشتیاق دارند، باعث شده سرمای هوا در این فصل برایشان قابل تحمل تر باشد.
واقعا هوا سرد است ، ولی به خاطر عشق و علاقه ای که در تمام بچه ها از عوامل فنی گرفته تا محققان و کارشناسان و... وجود دارد، سختی هایش را تحمل می کنند. این که از خواب ناز ساعت 6 صبح بیدار شوی و خودت را به اینجا برسانی تا ساعت 7 صبح برنامه روی آنتن باشد واقعا کار سختی است ، ولی هیچکس تا به حال گله ای نکرده با وجود سردی هوا آن هم به خاطر علاقه ای است که به مردم دارند.