در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم

بعد از بازگشت امثال روبرتو کارلوس، رونالدو و رونالدینیو به لیگ برزیل طی دو سه سال اخیر (دو تای اول اینک بازنشسته شدهاند) حالا آدمهایی همچون کلارنس سیدروف هم در لیگ سراسری برزیل (موسوم به برازیلیرو) توپ میزنند و اگر انگیزههای این هلندی سی و هفت ساله و نظایر او از استقرار در این لیگ براحتی قابل تشخیص و فهم باشد (جای بهتری آنها را نمیخواسته است) اینکه چرا باشگاههای درجه اول برزیل باید مسنهای نزدیک به خط پایان و اروپاییهای ولو زبدهای را که با خط و ربط بازی در لیگ این کشور ناآشنا هستند بخواهند، یک راز نشان میدهد.
سیدورف اینجا چه میکند؟
چه راز و چه بدون ابهام، کلارنس سیدورف بعد از 15 سال بازی دور از وطنش و تجربه کردن حضور در رئال مادرید و گذراندن فصولی متعدد در لیگ ایتالیا و پوشیدن پیراهن هر دو «بزرگ» میلان و همچنین سمپدوریا وقتی در کوچ بزرگ روی داده در آث.میلان در تابستان 2012 از این تیم جدا شده، در میان حیرت ناظران لیگ برزیل را برگزید و سر از بوتافوگو درآورد. گفته میشود سیدورف پیشنهاد باشگاههای پرشمار اروپایی را در راه حضور در بوتافوگو رد کرد، اما بعید به نظر میرسد آن تیمها از درجه اولهای قاره سبز بوده باشند. آنچه دور از تردید است استقبال تمامعیار برزیلیها و هواداران بوتافوگو از سیدورف و جا افتادن این هافبک مدبر و بازیساز در این تیم در اسرع وقت بوده است.
سران اوفوگائو (لقب بوتافوگو) میگویند، هم به لحاظ شهرت و هم به سبب اعتبار شغلی سیدورف بزرگترین خرید تاریخ این باشگاه به شمار میآید. حال آن که در 50 سال اخیر بیش از 50 ملیپوش و ستاره برزیلی در این باشگاه عضویت داشتهاند، اما همانطور که پیشتر آمد، سیدورف تنها مهره میانسال خارجی نیست که در یک سال اخیر به لیگ برزیل پیوسته و همسو با او دیهگو فورلان اروگوئهای ستاره و آقای گل جام جهانی 2010 و مردی که در منچستریونایتد و اتلتیکو مادرید هم بازی کرده، به اینترناسیونال پورتو الگره دیگر تیم مشهور برازیلیرو پیوسته و پائولو گوئررو پرویی که در سال 2011 آقای گل کوپا آمهریکا شد و سالها در لیگ آلمان درخشیده، سر از کورینتیانس درآورده و این تیم همان باشگاهی است که بعد از پایان سفرهای طولانی اروپایی روبرتو کارلوس و رونالدو آنها را با آغوش باز پذیرفت.
بنیه مالی قویتر باشگاهها
آنها که دوست دارند به لیگ برزیل و امکانات آن با دیدی مثبت بنگرند، مدعیاند رویکرد به این ستارههای اغلب مسن (فورلان سی و چهار ساله شده و گوئررو نیز وارد سی و یک سالگی شده است) بیش از آن که محصول پایان عصر جوانگرایی و پرورش پدیدهها در فوتبال این کشور باشد، خبر از بنیه مالی قویتر شده باشگاههای برزیلی میدهد که آنها را قادر ساخته با پیشنهاداتی حداقل برابر با پیشنهادات تیمهای سایر کشورها، نامداران را جذب تیم خویش کنند.
اما این فقط یک سوی قضیه است و بسیاری از کارشناسان برزیلی میگویند در ازای آمدن هر سیدورف تازهای به کشورشان یک فرصت شغلی و یک موقعیت برای شکوفایی از جوانان برزیلی گرفته میشود.
زی روبرتو که در سی و هشت سالگی یکی دیگر از مسنهای دوباره جذبشده به لیگ کشور زادگاهش بعد از حدود 15 سال بازی در اروپا ـ بویژه آلمان ـ است، طبعا از کسانی است که مساله قدرت مالی رو به افزایش باشگاههای برزیل را عامل و دلیل اصلی در این رویکرد تازه میداند و آمدن خود و همتاهایش را یک عقبگرد برای فوتبال برزیل نمیداند. زیروبرتو که مدتی کوتاه در لیگ حرفهای قطر هم بختآزمایی کرد، اما در روزهای اوجش در دو مقطع برای بایرن مونیخ بسیار خوب بازی کرد، میگوید: «لیگ برزیل حالا بیش از تمام دو سه دهه اخیر مطرح و برای جهانیان معتبر و جالب است، زیرا اگر تا چند سال پیش فقط بازیکنان جوان را به اقصی نقاط دنیا صادر میکرد، حالا بزرگان جذب آن میشوند.
افراد نامآوری که در سالهای اخیر به لیگ برزیل آمدهاند، لاجرم کلاس بازی آن را بالاتر میبرند و حالا تعداد تیمهای صاحب توان و ظرفیت قهرمانی بیشتر از گذشته و تشخیص سیمای قهرمان سختتر است. به این ترتیب، ما اینک لیگی را در برزیل داریم که نهتنها برای مردم این کشور، بلکه خارجیها هم جذاب است و باید رویدادهای آن را تعقیب کرد.»
این روال ادامه مییابد
شاید از یک منظر حرفهای زیروبرتو درست باشد و آن، مطرحتر شدن نام باشگاههای برزیلی در فاصله فقط یک سال تا برگزاری جامجهانی بیستم در این کشور است که خواهناخواه نوعی تبلیغ مثبت برای کشور میزبان این جام هم به حساب میآید. زیروبرتو که عضوی از تیم نایبقهرمان جامجهانی 1998 بود، اما جایی در تیم فاتح جام جهانی بعدی (2002) نیافت و در بازگشت به برزیل پیراهن گرمیو را بر تن کرده است، میافزاید: «خواهناخواه روند موفق دو سه سال اخیر و پیوستن ستارههای برزیلی و خارجی به لیگ برزیل که پیشتر هرگز در خور نامداران تلقی نمیشد، ادامه این روال و استمرار آن در سالهای پیشرو را موجب خواهد شد و خواهید دید بازیکنان مشهور جدیدی در تابستان امسال و حتی بعد از جامجهانی 2014 به کشور ما خواهند آمد، زیرا لیگ برزیل نام و اعتبار تازهای را برای خود دست و پا کرده است.»
البته الحاق ستارههای سایر کشورهای آمریکای جنوبی به لیگ برزیل نه رسمی تازه بلکه پروسهای است که در 10، 12 سال اخیر اغلب برقرار بوده و قبل از این که فورلان و گوئررو بیایند، امثال اندرس دیالساندرو، خورگه والدیویا، والتر مونتیو، پابلو گویینازو، مارچلو مورهنو، خسوس داتولو، هرنان بارکاس، لوییز رامیرز و الهخاندرو مارتینوچیو نیز همین راه را طی کرده بودند.
برزیلیها در خانههایشان
پیشتر هم گفتیم رویکرد وسیع آدمهای مشهور به لیگ برزیل فقط ستارههای مسن خارجی را شامل نمیشود و نامداران سابق تیم ملی این کشور هم مدتی است یاد زادگاه خود افتاده و دوباره برای باشگاههای آن به میدان میآیند. یکی از آنها ژوان، مدافع وسط سابق آ.اس.رم است که حالا عضو اینتر ناسیونال است و دیگران، آدریانو، لوییز فابیانو، جونینیو پرنام بوکانو، الانو و گیلبرتو سیلوا و البته رونالدینیو هستند که این آخری سه سال و نیم است به زندگی اروپاییاش پایان داده و فلامنگو اولین خانه او بعد از جداییاش از آث.میلان بود. او دیگر آن رونالدینیوی ایام بارسلونایی خود نیست، اما لوئیس فیلیپه اسکولاری که دوباره سرمربی تیم ملی برزیل شده، به وی میدان داده است تا اشتیاق و توانایی احتمالیاش را برای عضویت مجدد در این تیم به وی ثابت کند.
جستجوی فرصتهای تازه
به واقع یک دلیل جنبی دیگر برای ظهور دوباره این ستارههای مسن در لیگ برزیل زندگی و بازی در مقابل چشمان «فیل بزرگ» و دستیارانش در تیم ملی برزیل است و باور آنها این است که اگر قرار باشد بختی برای حضور در جامجهانی 2014 ـ که در خاک خود برزیل برگزار میشود ـ داشته باشند، این موضوع با شرکت در لیگ برزیل محتملتر میشود و استقرار در لیگهای اروپایی و حتی لیگهای مطرح آن سامان از بختهایشان میکاهد، زیرا بعید است اسکولاری بجز شماری از ستارههای عمده برزیلی ساکن اروپا، برزیلی دیگری را از آن قاره در زمان برگزاری جامجهانی بیستم مورد امتحان و استفاده قرار بدهد.
لوئیس فابیانو که به مدت دو سال بالاتر از فردریک کانوته، برترین گلزن سویای اسپانیا شده بود و در آث.میلان هم بازی کرده و هنوز سی و سه ساله نشده و نمیتوان او را یکی از پیرهای به اجبار دیپورتشده به کشور زادگاهش تلقی کرد، میگوید: «درست نیست که پرشدن لیگ برزیل از نامداران داخلی و خارجی را فقط انباشت مهرههای زاید و از کار افتاده در این محل تلقی کنیم، زیرا حتی سیدورف هم آنقدر خواستار در اروپا داشت که اگر میخواست آنجا بماند برایش امکانپذیر بود. از نظر من این اجتماع نامداران بیشتر یک موقعیتشناسی و جستجوی فرصتهای تازه در کشور میزبان جام کنفدراسیونها و جامجهانی بعدی است.»
اینجا بختتان باز میشود
«فرد» نیز که چند سالی در پیشانی خط حمله لیون فرانسه میدرخشید و حالا باز در لیگ برزیل حضور دارد، بدون شک پیراهن زرد و طلایی معروف این کشور و همراهی سلهسائو در جامجهانی سال آینده را در این ارتباط مدنظر داشته و باورش این است که ادامه بازی در لیون و باشگاه دیگری از این قبیل در اروپا او را به مقصودش نمیرساند. وی میگوید: «لیگ برزیل قطعا از پنج، شش سال پیش شرایط اقتصادی بهتر و وجهه کاری بیشتری دارد و بنابراین چه ایرادی دارد که دوباره در آن بختآزمایی کنیم؟ اگر در یک سال منتهی به جامجهانی در کشور خودتان توپ بزنید، بخت شرکتتان در این جام بسیار بیشتر خواهد بود و در این قضیه هیچ شکی نداشته باشید.
ساکرنت/ مترجم: وصال روحانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: