لطفا کتاب راهم تبلیغ کنید،مثل پفک!

چند روزی بیش از برگزاری دوازدهمین دوره هفته کتاب نمی گذارد. این دوره در حالی سپری شد که فارغ از تمام آمارها فرهنگ کتابخوانی چنان که باید، در میان ما نهادینه نشده است.
کد خبر: ۵۳۶۰۲

این نکته از تیراژ کتابهایی - که در بهترین حالت به 3هزار جلد می رسند- بخوبی هویداست. اما صدا و سیما و به طور خاص تلویزیون ، به عنوان فراگیرترین رسانه عمومی کشور برای گسترش فرهنگ مطالعه ، اضافه کردن کتاب به سبد هر خانوار و کمک به بالا بردن آمار ناچیز سرانه مطالعه برای هر ایرانی ، چقدر به وظیفه اش عمل کرده است؛
در این گزارش ، علاوه بر پاسخ به این پرسش بدیهی ، از زبان برنامه سازان و کارشناسان این وادی به راهکارهای موجود، بایدها و نبایدها و نیز موانع و مشکلات برنامه سازی در این زمینه اشاره شده است.
«کتاب»، عنوان برنامه ای است درباره کتاب که یکشنبه شب ها از شبکه چهار سیما پخش می شود و دوشنبه عصر هم شاهد تکرار آن هستیم.
تهیه کننده این برنامه جعفر فریدزاده عقیده دارد صدا و سیما به هیچ وجه درباره فرهنگ سازی مطالعه موفق عمل نکرده و کارنامه پر باری نداشته است:
«صدا و سیما به عنوان اصلی ترین رسانه به اندازه کافی به رسالتش در این زمینه توجهی نداشته است. وقتی با یک کار طنز سطحی می توانیم جمله ها و تکیه کلامهای خاصی را سرزبان چندین میلیون مخاطب جوان بیندازیم، چه دلیلی دارد که در وادی کتاب به عنوان یک مساله فرهنگی ، کار کارشناسی خوب و دقیقی انجام ندهیم. طبیعی است چون کاری نکرده ایم ، نتیجه اش را هم نمی بینیم».
سیدعلی اکبر محمودی مهریزی ، تهیه کننده برنامه «کتابخانه در بیرون» که روزهای دوشنبه از شبکه چهارم سیما پخش می شود، اعتقاد دارد رادیو و تلویزیون نقش خودشان را در این زمینه خوب بازی نکرده اند.
رسانه ، بچه های ما را کتابخوان بار نمی آورد و خیلی کم به این موضوع می پردازد. تازه وقتی هم یاد این موضوع می افتد، می رود سراغ کتابهای علمی و فلسفی که خیلی خاص هستند و طبعا مخاطبان خاص خودشان را دارند.
تهیه کننده برنامه مجله تصویری «آفاق» که در بخش «یک کتاب با یک نویسنده» هر قسمت برنامه اش همراه با معرفی یک اثر با نویسنده آن نیز به گفتگو می نشیند، دلیل این ماجرا را در نگاه متفاوت رسانه های تصویری به مسائل مختلف می داند. محمود اسعدی می گوید:
«به طور کلی دو نگاه متفاوت به رسانه ای مثل تلویزیون وجود دارد. نظر یک گروه این است که این رسانه به عنوان یک رسانه عامه پسند که بخش اعظم رویکردش سرگرمی سازی و جلب توجه عموم جامعه است نمی تواند کار چندانی درباره وسعت اندیشه آدمها انجام بدهد.
به گمان آنها تلویزیون یک رسانه سطحی است که با مردم عادی سروکار دارد و حتی ممکن است وقتی به حیطه مسائل جدی مثل اندیشه وارد می شود، نقش منفی ایفا کند. در کنار آن نظر عده دیگری را داریم که معتقدند از این مشکل گزیر و گریزی نیست و در کنار برنامه های عمومی ، می توان از طریق این رسانه با فرهیختگان و نخبگان و قشر تحصیلکرده هم ارتباط برقرار کرد».
این نویسنده و محقق ادامه می دهد: «هدف از تاسیس شبکه 4، ارتباط بهتر با اقشار خاص یعنی فرهیختگان و نخبگان بود. کتاب و کتابخوانی هم این وسط نقش و جایگاه بسیار ویژه ای داشت و به همین منظور، برنامه های مختلفی برای ارتباط با مخاطب و اطلاع رسانی به جامعه در نظر گرفته شد».
اسعدی در حالی این سخنان را بر زبان می آورد، که خودش هم می داند شبکه 4 آنچنان که باید و شاید، این موضوع را پوشش نمی دهد. برای این کار، کافی است یک بار جدول پخش هفتگی این شبکه را مرور کنید، تا بدانید مجموع برنامه هایی که به طور خاص یا حتی به عنوان یک مساله فرعی در کنار مسائل دیگر موضوع کتاب و کتابخوانی را مطرح می کنند، به تعداد انگشتان یک دست هم نمی رسد.
بنابراین ، شاید همین ماجرا باعث می شود سخنانش را با این دو جمله تکمیل کند: «تلویزیون ، رسانه مخاطب محوری است و نقش مخاطبان بمرور در آن پررنگ تر می شود. برای همین است که می بینیم بعضی سریال ها، با استقبال بسیار زیادی روبه رو می شوند.
کتاب موضوعی است که در آزمون مخاطب محوری شکست می خورد، ولی اگر مردم طالب این موضوع باشند، می توانند با فشارهای مستقیم و غیرمستقیم به هدفشان برسند».

اطلاع رسانی و آموزش
به اعتقاد محمودی مهریزی ، رسانه می تواند برای کتاب 2نقش اساسی بازی کند؛ اول اطلاع رسانی و ایجاد ترغیب در مخاطب و دوم آموزش.
او با توجه به موضوع برنامه اش که علاوه بر بررسی سیر تاریخی کتابخانه در ایران و معرفی کتابخانه های قدیمی سراسر کشور، به بررسی علم کتابداری هم می پردازد بر نقش اطلاع رسانی رسانه تاکید می کند.
اگر رسانه بتواند نقش یک پایگاه اطلاعاتی و یک کتابدار خوب و امین را بازی کند و مثل یک پزشک یا مشاور حقوقی یا در مثال ساده ترش ، مسوول اطلاعات یک ساختمان ، آنها را به هر جا که می خواهند راهنمایی کند، کار بزرگی را در این زمینه به انجام رسانده است.
وی ادامه می دهد: «هر ماه ، چندین هزار کتاب در زمینه های مختلف منتشر می شود. اگر رادیو و تلویزیون این کارکرد خود را جدی بگیرند، علاوه بر این که مردم را از سردرگمی نجات می دهند، می تواند در خوانده شدن یا نشدن بعضی کتابها تاثیر گذارد و تعیین کننده باشد و دست کم با مرور زمان ، این مفهوم را به مخاطب تفهیم کند که کتابهایی که جلد خوب و قشنگی دارد، متن آن هم خوب و قشنگ باشد».
مهریزی درباره نقش آموزشی و فرهنگ سازی رسانه اضافه می کند: «رسانه می تواند بمرور زمان سلیقه ما را هم شکل بدهد، تا یاد بگیریم همان طور که سر فلان ساعت به تماشای فلان سریال پلیسی ، کمدی یا عاشقانه می رویم ، سر فلان ساعت هم برویم سراغ کتاب خواندن ؛ بخصوص درباره کودکان و نوجوانان.
این گونه می توان مطالعه را در جامعه و بویژه در میان بچه ها نهادینه کرد و این کاری است که مسلما از صداوسیما و بخصوص تلویزیون برمی آید».
او در این زمینه ، به تجربه های پیشین تلویزیون در زمینه های دیگر اشاره و یادآوری می کند، تلویزیون بود که توانست شیر مادر را به جایگاه اصلی اش برگرداند و ماکارونی را به جای برنج جا بیندازد، در عین این که برای جا انداختن سویا به جای گوشت توفیقی پیدا نکرد.

برنامه سازان
از کاستی هایی که در این زمینه وجود دارد، چه میزان آن به تهیه کنندگان ، برنامه سازان و استقبال نکردن آنها از توجه به مسائلی از این دست برمی گردد؛
اگر بخواهیم این مقوله را از نقطه نظری دیگر و از منظر آسیب شناسی مورد توجه قرار بدهیم ، به چه نکاتی بر خواهیم خورد؛
محمودی مهریزی ، در پاسخ به این سوال به مخاطب گریزی این گونه برنامه ها اشاره می کند. به عقیده او، برنامه هایی که در این وادی ساخته شده اند، به دلیل ضعیف بودن ، مخاطبان خاص خودشان را هم پس زده اند و سابقه بدی از چنین برنامه هایی به جا گذاشته اند.
اما همین ضعیف بودن هم دلایل خاص خود را دارد که تهیه کنندگان و کارشناسانی که برای این گزارش با آنها گفتگو کرده ایم ، به چند مورد از آن اشاره می کنند.
محمود اسعدی - که شاید بسیاری او را پیش از تهیه کنندگی مجله تلویزیونی «آفاق»، به خاطر «دبیر همایش چهره های ماندگار» بودنش می شناسند - می گوید: «نقد کتاب در همه رسانه ها بخصوص در تلویزیون با مشکل روبه رو بود، کتابهای خارجی تقریبا خیلی خوب نقد و بررسی می شوند، ولی مجموع مسائلی مثل موقعیت فرهنگی نویسنده ها و منتقدان باعث می شود کمتر به نقد آنها توجه شود.
این مشکل در حوزه شعر و داستان و ادبیات بیشتر خودش را نشان می دهد. این البته همه مساله نیست ، تجربه نشان داده است تحمل نویسندگان ما بسیار کم است و نقد آثارشان را برنمی تابند. برای همین شاهد فعالیت همان تعداد محدود منتقدانمان هم نیستیم. معلوم است که تا نقد نباشد، اتفاق خاصی نمی افتد.»

چه باید کرد؛
تهیه کننده «کتاب» تعداد محدود نویسنده ها، مولفان و کتابهایی را که اجازه صحبت درباره اینها وجود دارد، اصلی ترین مشکل برنامه سازی در این زمینه می داند؛ در حالی که باید اهل علم و کتاب را - حتی آنها که با این رسانه رابطه خوبی ندارند - با آن آشتی داد و اگر از حضورشان استفاده نمی شود، از فکر و آثارشان در برنامه ها باید استفاده کرد.
جعفر فریدزاده ادامه می دهد: «دایره مباحث فرهنگی محدود است و طبعا در زمینه برنامه سازی درباره مسائل فرهنگی هم این مشکل وجود دارد ؛ اما می شود امیدوار بود که با تغییر و تحولات انجام شده در سازمان ، دست ما بازتر می شود.
دیگر این که تهیه کننده ها در ارائه طرح ها، نقش بسیار کمی دارند و بیشتر طرحها از بالا می آید.»
وی اضافه می کند: «در بخش برنامه سازی فرهنگی باید کار را به کاردان سپرد.
همان طور که مثلا یک مستندساز در ساخت یک فیلم سینمایی چندان موفق نیست ، یک تهیه کننده برنامه های مثلا اقتصادی هم نمی تواند یک برنامه فرهنگی خوب و موفق بسازد و در جلب مخاطب موفق عمل کند.»
از منظر کارشناسی دکتر یونس شکرخواه ، مدرس ارتباطات و استاد دانشگاه به چند نکته در زمینه کارهایی که تلویزیون می تواند بیشتر روی آنها سرمایه گذاری کند، اشاره می کند.
«تلویزیون به عنوان یک وسیله ارتباط جمعی باید به گونه های دیگر ارتباط و از جمله ارتباط مکتوب بپردازد و مسلما موسسه انتشاراتی ای به نام سروش با همین دیدگاه متولد شده است.
شاید منطقی تر باشد که این ناشر فقط ادبیات تلویزیونی و همچنین سینما و تئاتر را پوشش بدهد، اما متاسفانه بخش زیادی از آنها را کتابهایی تشکیل می دهد که مربوط به این مقوله نیست.
دیگر این که تلویزیون می تواند به معرفی کتابهای این حوزه که حتی خودش آنها را تولید نکرده ، توجه بیشتری نشان بدهد.
نکته دیگر انتشار کتابهایی است که به دنبال بعضی فیلمهای سینمایی یا سریال های تلویزیونی متولد می شوند. مسلما استقبال از کتاب ارباب حلقه ها یا هری پاتر از فیلمهایشان کمتر نیست.
تولید کتاب از میزگردهای مفهومی مهم در حوزه های مختلفی مثل کتاب ، ورزش یا هنر نیز از کارهایی است که می شود انجام داد».
اولین نکته ای که در میان صحبتهای وی به طور مستقیم به حیطه وظایف تلویزیون برمی گردد، پوشش دادن اخبار حوزه کتاب به عنوان یک حوزه خبری کلان و مهم است.
به عقیده او، تلویزیون باید همان طور که به طور دقیق آخرین خبرهای ورزشی را در برنامه های ریز و درشت ورزشی اش به سمع ونظر بینندگانش می رساند، درباره کتاب و آخرین آثار منتشر شده هر روز هم این کار را انجام دهد ؛ حتی می توان از اینجا شروع کرد که مثلا به اخبار کتابهای مربوط به هر حوزه مثلاورزش در پایان اخبار مربوط به آن توجه شود.
وی در پایان به نکته ظریف دیگری اشاره می کند: «در میان آگهی های تلویزیونی ، درباره چیزهایی مثل پفک نمکی ، پودر ظرفشویی ، حلوا و خلاصه از شیر مرغ گرفته تا جان آدمیزاد، آگهی پخش می شود، چه اشکالی دارد تلویزیون با کتاب هم مثل کالا برخورد کند و درباره خودش و خدمات مربوط به آن مثل شرکتهای توزیع و پخش و همین طور نشریات مختلف آگهی پخش کند، تا شاید همین میزان اطلاع رسانی ، تیراژ محدود و فقیر نشر ما را تکان بدهد.
البته تلویزیون باید میان تعرفه آگهی کتاب و نشریات ، به عنوان یک محصول فرهنگی با آگهی رب گوجه فرنگی و چیپس تفاوت قابل توجهی قائل باشد.»
او سخنانش را اینگونه به پایان می برد که: «در میزان توجه رسانه به مولفان در مرحله اول و مترجمان در مرحله دوم هم خلا قابل توجهی احساس می شود و این از آنجا ناشی می شود که تلویزیون نگاه مولتی مدیایی و چند رسانه ای به خود نداشته است.»

جابر تواضعی
tavazoee@jamejamonline.ir

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها