فرگوسن، نوازنده پیانومی شود

چنین به نظر می رسد که الکس فرگوسن تا چند سال دیگر سرمربی تیم منچستر یونایتد باقی خواهد ماند. او که در 63 سالگی ، بتازگی برای هزارمین بار تیمش را مربیگری کرده ، در جایگاه هدایت موفق ترین باشگاه 20 سال اخیر فوتبال انگلیس نشسته است.
کد خبر: ۵۳۳۸۷

فرگوسن می گوید پس از این که در فوریه 2004 ضربان قلبش دوباره منظم شد و از ناراحتی قلبی رهایی یافت ، به او احساس نشاط و قدرت تازه ای دست داد و به این نتیجه رسید که می تواند همچنان به حرفه اش ادامه دهد.
فرگوسن که از سال 1986 هدایت منچستر یونایتد را به عهده داشته گاهی تندمزاج است و از کوره در می رود؛ بویژه وقتی با پرسشها و کنجکاوی های اضافی روزنامه نگاران سمج روبه رو می شود.
موضوع نامنظم بودن ضربان قلبش روزنامه نگاران را بر آن داشته بود که بگویند فرگوسن به پایان حرفه مربیگری خود نزدیک شده است ؛ اما وقتی ضربان قلبش دوباره تنظیم شد ، او خوشحالی خود را نشان داد و احساس سلامت کرد.
او گفت : حالا احساس خوبی دارم و خود را توانمند می بینم. وقتی به دهه 60زندگی خود وارد می شوید، سلامت شما تضمین شده نخواهد بود؛ بنابراین اگر ناراحتی قلبی ام ادامه می یافت ، به فکر بازنشستگی می افتادم.

کتابخوانی و موسیقی
هزارمین مسابقه ای که فرگوسن روی نیمکت منچستر یونایتد نشست ، دیدار این تیم مقابل لیون در چارچوب رقابت های لیگ قهرمانان باشگاه های اروپا بود.
او حالا می گوید: زمان بازنشستگی ام را خودم انتخاب خواهم کرد ولی فعلا قصد ادامه کار دارم ؛ البته نتایج تیم هم در تصمیم گیری ام دخیل خواهد بود. راستی فرگوسن کی بازنشسته خواهد شد؛ او در حال حاضر همچنان اشتیاق به کار دارد و خستگی نمی شناسد.
شاید پس از بازنشستگی بخشی از وقت خود را به نواختن پیانو بگذراند، چون این کار را دوست دارد. او می گوید وقتی این خبر که او مشغول یادگیری پیانوست ، منتشر شد، سیل کتابهای آموزش پیانو از طریق پست به منزلش او را غافلگیر کرد و علاقه مندان منچستر یونایتد کتابهای زیادی در این خصوص برایش ارسال کردند.
او می گوید: سعی کردم به صورت خودآموز نواختن پیانو را یاد بگیرم. چه اشتباه وحشتناکی! من فقط چند آهنگ را می نوازم ، اما نمی توانم از دست چپم استفاده کنم . فکر می کنم مجبور شوم معلم خصوصی استخدام کنم.
علاوه بر نواختن پیانو، فرگوسن به مطالعه کتاب هم بویژه زندگینامه ها علاقه مند است و قسمتی از اوقات فراغتش را پر می کند. او کتاب زندگینامه 2 جلدی یک خواننده مشهور را با علاقه مندی مطالعه کرده و همچنین زندگینامه هری ترومن ، رئیس جمهور سابق امریکا را با دقت خوانده است.
زندگینامه وینس لومباردی ، یکی از موفق ترین مربیان فوتبال امریکایی نیز از جمله کتابهای مورد پسند فرگوسن است. فرگوسن درباره لومباردی می گوید: او کسی است که هویت خود را با او می شناسم وسواس ، سختکوشی و توجه او به جزییات در من بسیار تاثیر گذاشت.

نوامبر غم انگیز 86
یک روز بارانی در آکسفورد، شروع بدی برای آغاز کار فرگوسن در منچستر یونایتد بود. در هشتم نوامبر 1986 تیم منچستر یونایتد با مربیگری الکس با 2 گل شکست خورد.
بر بدن این مربی هراس افتاد. در این باره می گوید: می دانستم مقاومت برابر سرزنش ها سخت است ؛ اما چاره ای جز این نداشتم.
تنها کاری که از دستم برمی آمد این بود که به اعضای تیم بگویم سرجایشان باشند و عکس العملی نشان ندهند و فقط به آینده امیدوار شوند. آن موقع همه اسکاتلندی های باشگاه را فراخواندم و حرفهایم را به آنها زدم تا بعد به سراغ بقیه بروم.
گفتم : من بهترین پسر در خیابان را نمی خواهم . بهترین پسر در کشور را می خواهم. بله ، به دنبال بهترین بازیکنان هستم. فرگوسن توضیح می دهد شروع کارش در اولدترافورد واقعا سخت بود و ابتدا این کار را دست کم گرفته بود.

نسل جدید بازیکنان
امضای قرارداد با رایان گیگز جوان در سال 1987 که دانش آموز مدرسه بود اراده و مبارزه جویی فرگوسن را برای استخدام نسل تازه ای از بازیکنان با انگیزه نشان داد. گیگز تحت نظر باشگاه منچستریونایتد قرار داشت و حتی در برنامه های تمرین این باشگاه شرکت می کرد.
درباره جذب این بازیکن ، فرگوسن چنین سخن می گوید: درباره استعداد این بازیکن اطلاعات خوبی به دست آورده بودیم.
بعد من و آرچی ، دستیار آن زمانم هر 2شب یکبار به خانه رایان گیگز می رفتیم تا او را راضی کنیم که به منچستریونایتد بیاید. بسیار خوش اقبال بودیم که به تقاضای ما پاسخ مثبت داد.
او پیشتاز نسل جدید بازیکنان جوان و بااستعداد باشگاه بود. او الگوی خوبی برای بقیه جوانان تیم شد. حالا جوانان کنونی تیم ، رایان را به نوعی پدر خود می دانند که از او درسهای فراوان می آموزند.

قطار سریع السیر منچستر
فرگوسن که به بازیکنانش بسیار وفادار بود، در سالهای آغازین کارش نگران فعالیت های تجاری بود که فوتبال حرفه ای مدرن را احاطه کرد و شخصیت بازی فوتبال را تغییر می داد.
فرگوسن نقطه عطف کارش را فینال جام حذفی سال 1990می داند که تیمش بر کریستال پالاس پیروز شد: پس از آن ، تیم در مسیری هموار افتاد. پیتر اشمایکل به تیم ما پیوست.
پل پارکر و آندره کانچلسکی هم که جوان بودند، به اولدترافورد آمدند و به پیشرفت تیم خیلی کمک کردند. گویی منچستریونایتد به قطاری سریع السیر تبدیل شده بود.
لکوموتیو کهنه و فرسوده که فرگوسن آن را دسامبر سیاه 1989 نامید کنار گذاشته و قطار جدید جایگزین آن شد. فرگوسن 3 سال نخست کارش در اولدترافورد را سالهای سخت و بحرانی می داند که تحت انتقادهای شدید قرار گرفت.
او از انتقادها آگاه بود و قصد داشت به هر صورت که شده آن دوران را پشت سر بگذارد. فرگوسن با برخورد گوناگون هواداران پس از هر بازی خانگی کاملا آشناست و می داند همیشه از او خوب استقبال نمی کنند.
خاطره ای از هواداران در دوران سخت کاری اش دارد که این گونه تعریف می کند: شیلا و جورج گودیر، یک زوج هوادار تیم بودند که پس از هر بازی در ورزشگاه می ماندند و مرا به مقاومت و ادامه کار تشویق می کردند. آنها می گفتند: مقاومت کن و تسلیم نشو. نباید کارت را ترک کنی و کنار بکشی.
پس از آن ، موفقیت های زیادی نصیب فرگوسن و تیمش شد که 8 مقام قهرمانی لیگ برتر، 5 فتح جام حذفی انگلیس و یک قهرمانی در لیگ قهرمانان باشگاه های اروپا مهمترین آنهاست.

منبع: آبزرور-27 نوامبر 2004
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها