شانس، بخش عمده‌ای از فوتبال

ویسنته دل‌بوسکه در سایه قهرمانی اسپانیا در پیکارهای جام ملت‌های اروپا 2012 عنوان مربی برتر سال فوتبال جهان را در انتخابات اخیر فیفا کسب کرد و با این که خیلی‌ها معتقدند تیم ملی خارق‌العاده سال‌های اخیر اسپانیا ـ مثل تیم بارسلونا ـ اصلا به مربی نیاز ندارد و بدون آن نیز اول خواهد شد، اما برخی بداعت‌ها و ریسک‌های سرمربی سابق رئال‌مادرید نیز در پیشتازی اسپانیا در این رقابت‌ها در اکراین و لهستان بی‌تاثیر نبود و تاکید او روی بازی‌کردن اسپانیا بدون یک مهاجم نوک‌ سنتی و استفاده از مهاجم کاذب سرآمد آنها بود.
کد خبر: ۵۳۲۷۱۱

مردی که اسپانیا را فاتح جام‌جهانی 2010 هم کرده و با رئال هم دو بار در لالیگا و دو مرتبه در جام باشگاه‌های اروپا در سال‌های پایانی دهه 1990 و اوایل دهه 2000 قهرمان شد، اینک کارنامه‌ای دارد که خیلی‌ها غبطه‌اش را می‌خورند.

هافبک تهاجمی همین باشگاه در دهه 1970 حتی اگر همین حالا بازنشسته شود، افسوس هدف دست‌نیافته‌ای را در دل نخواهد داشت، هر چند در لیگ ترکیه موفق نبود و قبل از مربی‌شدن در عصر نخست کهکشانی‌ها در برنابئو، در حرفه مربیگری در هیچ تیم دیگری دستاورد خاصی نداشت.

در سال‌های اخیر موفقیت‌های زیادی داشته‌اید، اما آیا پیش آمده طی مسیر به تردیدهایی درخصوص برنامه‌هایتان برخورد کنید؟

قطعا چنین وقایعی را داشته‌ایم، جدیدترین نمونه آن در جام ملت‌های اروپای 2012 در اکراین و لهستان بود، وقتی آنجا بدون نوک حمله سنتی و با یک سانتر فوروارد کاذب و به واقع هافبکی که تبدیل به مهاجم پیشانی می‌شد، بازی کردیم. آنقدر از ما انتقاد شد که خودم نیز در مقاطعی به تردید افتادم. هیچ‌کس نمی‌تواند همیشه نسبت به صحت برنامه‌هایی که دارد، مطمئن باشد و خود من بارها از نو به طرح‌هایم فکر کرده‌‌ام.

بعد از این همه موفقیت، چگونه با این انتقادها کنار می‌آیید؟

بر عکس تصورات رایج انتقادها را می‌شنوم و راجع به آن فکر می‌کنم. نمی‌توان گوش‌ها را روی تمام حرف‌های اطراف بست، بخصوص که بارها پیش می‌آید این صحبت‌ها صحیح هستند و منفعت آدم در آنها نهفته است. در زمان بروز مشکلات و انتقادها، ما خبری از وقایع آینده نداریم و درست یا غلط‌بودن اقدامات‌تان فقط با گذشت زمان روشن می‌شود. در رقابت‌‌های چندی پیش «یورو» وقتی در دیدار اول‌مان با ایتالیا بازی کردیم. بعضی حرکات‌مان موثر از آب درنیامد و روز بدی را با تساوی یک‌ بر یک سپری کردیم و انتقادهای زیادی از تیم شد. اما همان تیم با جرح و تعدیل‌هایی اندک در نوع بازی‌اش و بدون تغییر نفرات خود با همان وضع فینال را نیز در برابر ایتالیا برگزار کرد و این بار 4 بر صفر برنده شد. به خاطر این بود که ما در طول برگزاری رقابت‌ها روی ویژگی‌های خودمان کار کردیم و به حرف‌های پیرامون خود ترتیب اثر دادیم.

پیشتر چند بار گفته‌اید بعد از هدایت تیمی در اندازه‌های تیم ملی اسپانیا دیگر حاضر نیستید به کار در سطح باشگاهی برگردید. آیا هنوز همان اعتقاد را دارید؟

من الان 62 سال دارم و قراردادم با فدراسیون فوتبال اسپانیا یک سال و نیم دیگر تمام می‌شود و در 64 سالگی آغاز کردن همه چیز از نو در سطح باشگاهی بسیار سخت خواهد بود. من اصولا آدمی هم نیستم که تا 70 یا 72 سالگی کار کنم و به همین سبب نیز فکر می‌کنم به نفعم باشد بعد از اتمام کارم در تیم ملی اسپانیا به کلی بازنشسته شوم.

آیا به سبب تفاوت‌های فراوان بین مربیگری در سطح باشگاهی و کار در سطح ملی، این دو مورد، حرفه‌هایی کاملا متفاوت جلوه نمی‌کنند؟

شاید همین‌طور باشد. ما در سال 2012 که سال پرکار و پرمسابقه‌ای هم در سطح ملی بود، 16 بازی دوستانه و رسمی داشتیم، حال آن که در حالت معمول یک تیم ملی معمولا در طول سال 10 تا 13 بازی بیشتر انجام نمی‌دهد، ولی تیم‌های مطرح باشگاهی طول یک‌سال، 55 تا 62 بار به میدان می‌آیند و تفاوت بین این ارقام وسیع و عظیم است. در باشگاه باید هر روز کار کنید تا به سطحی از کارایی برسید که تیم‌تان و خود شما به آن نیاز دارید، اما تیم ملی معمولا فقط دو روز قبل از مسابقه‌اش گرد هم می‌آید و نفرات آن بعد از بازی می‌روند. درست است که به دلیل ساعات طولانی‌تر حضور در باشگاه و هر روز 12 تا 16 ساعت کار، تفاهم‌ها و هماهنگی‌ها بالاتر می‌رود، اما به همان میزان نیز امکان برخوردها و دعواها و اصطکاک‌ها بیشتر است. در تیم ملی وقت برای دعوا کمتر است و اصولا زمان برای این کار ندارید. حتی نوع دعواها هم در این دو تیم فرق می‌کند و توقعات متفاوت است.

وقتی یک بازیکن برای اولین بار به اردو و جلسه تمرینی می‌آید، به او چه می‌گویید؟

اولین چیزی که به او می‌گویم این است که نترسد و راحت باشد و استرس را کنار بگذارد و چیزی را که در توانش هست ارائه کند. به وی تاکید می‌کنم خودش باشد. او تنها نیست و برعکس حمایت لازم از او می‌شود و مشکل خاصی هم برایش پیش نمی‌آید، زیرا مطمئنم که شاگردان پرسابقه نیز همین برخورد را با بازیکن تازه‌وارد خواهند داشت و به جای کوبیدن او، از وی حمایت خواهند کرد.

بسیار جالب است که نفرات تازه‌وارد تیم ملی اسپانیا مثل یوردی البا از بارسلونا بسیار زود جذب تیم ملی و با آن هماهنگ می‌شوند.

شاید برای همه تازه‌واردان اینچنین نباشد و بیشتر برای کسانی روی می‌دهد که انطباق‌پذیری بیشتری دارند و زود می‌فهمند نقش و وظایف‌شان در اردوی ملی چیست. از طرف دیگر هر بازیکن جدیدی باید خودش هم راه و روش کار را بشناسد و به قدیمی‌های تیم احترام بگذارد و با شرایط موجود راه بیاید و نه این که انتظار داشته باشد هنوز نیامده، همه در برابر او کرنش کنند. از این طریق مربیان نیز اطمینان فزون‌تری جهت استفاده هر چه سریع‌تر از آنها می‌یابند و کارها زودتر ردیف می‌شود. یوردی البا که نامش را آوردید، نمونه خوبی است و به محض آمدن وی مشخص شد ما در قبال پست پیستون چپ چه انتظارهایی باید داشته باشیم و دست به کدام تغییرات بزنیم.

شما با فرانسه در مرحله مقدماتی جام‌جهانی 2014 همگروه هستید و با این که همگان صعود اسپانیا به مرحله نهایی را قطعی می‌دانند، اما فرض کنیم شما به دست فرانسه ناکام شدید و در نهایت به برزیل 2014 راه نیافتید. آیا این مساله با توجه به قدرت عظیم فوتبال اسپانیا قابل تصور و باور است و آیا می‌توان جام‌جهانی‌ را تصور کرد که مدافع عنوان قهرمانی در آن غایب باشد؟

به هر حال، اینها قواعد و فرمول برگزاری این پیکارهاست و باید آن را قبول و براساس آن حرکت کرد. تا همین جای کار هم آینده‌مان در گروه نهم انتخابی اروپا مشخص نیست. ما در زمین‌مان برابر فرانسه متوقف شده‌ایم و بازی در پاریس اصلا آسان نخواهد بود و مهم‌تر از آن امکان خلق خطرها و دردسرهایی از جانب سایر تیم‌های گروه برای ما و فرانسه وجود دارد. گرجستان یکی از آنهاست که ما آنان را فقط با گلی دیرهنگام بردیم.

در ماه ژوئن 2013 جام کنفدراسیون‌ها را هم در برزیل خواهیم داشت. نگاه اسپانیا به این پیکارها چقدر جدی است؟

البته ما در این لحظه فقط به دور مقدماتی جام‌جهانی بیستم فکر می‌کنیم و زمان پرداختن به جام کنفدراسیون‌ها فقط همان موقعی است که آن پیکارها برگزار می‌شود. ما در اواخر مارس 2013 (اوایل فروردین 92) دو بازی متوالی در برابر فرانسه و فنلاند در ادامه پیکارهای مقدماتی جام‌جهانی داریم که برای حفظ ما در راه صعود بسیار مهم خواهند بود و بدیهی است من اینک به آنها بیندیشم و نه به جام کنفدراسیون‌ها که از ما دور است و ربطی هم به صعود یا عدم راهیابی ما به جام‌جهانی بیستم ندارد.

البته هدف ما حضور قوی در جام کنفدراسیون‌های 2013 و فتح آن است بخصوص که در جام قبلی (2009) به رتبه سومی اکتفا کردیم.

اکثر تیم‌ها در جام کنفدراسیون‌ها وقت خود را صرف کسب هماهنگی و تمرین گروهی و رساندن خود به سطح لازم برای درخشش در جام‌جهانی می‌کنند، اما با توجه به این که اسپانیا همین حالا نیز در این مدارج و چنین مرتبتی قرار دارد، ایام برگزاری این رقابت‌ها را چطور خواهید گذراند؟

شاید برآورد شما صحیح باشد، اما در فوتبال اسپانیا دائما نفرات و نیروهای جوان در حال روآمدن هستند و این جام فرصت خوبی برای محک‌زدن آنها در میدانی بزرگ خواهد بود. تعدادی از بزرگسالان ما بتازگی یا مصدوم بوده یا در سطح مورد نظر ظاهر نشده‌اند و این امر کمکی به حال جوان‌ترهاست تا با درخشش در مسابقات پیش‌رو جای این مهره‌های قدیمی را بگیرند. با این حال، این جوانان باید ذره‌ذره و قدم به قدم وارد چرخه کاری تیم ملی شوند و بی‌مقدمه در ترکیب فیکس قرار نگیرند. در نهایت فقط کسانی را به میدان می‌فرستیم که مطمئن باشیم با آنها شانس پیروزی‌مان در جام کنفدراسیون‌ها بیشتر است.

توقع شما از برزیل به عنوان یک غول جهانی در این ورزش و میزبان هر دو جام پیش رو ـ کنفدراسیون‌ها و جهانی ـ چیست؟

توقع ما و سایرین مبرهن و بدیهی است. ما به کشوری می‌رویم که ریشه‌ای عمیق در این ورزش دارد و غنی و قوی است و فرهنگ فوتبال را در حد کمال می‌شناسد و طبیعی است با وظایفش در این زمینه هم کاملا آشنا باشد. من شکی ندارم که ما یک میزبان فوق‌العاده را از برزیل در هر دو جام خواهیم دید و به جای این که نگران آنها باشیم، بهتر است به خودمان بیندیشیم و ابتدا مسئولیت‌های خودمان را طراحی و هماهنگ و اجرا کنیم.

اما اسپانیا در سال‌های اخیر به قدری پیروز بوده که به یک الگو برای سایرین تبدیل شده و در زمینه اجرای مسئولیت‌های مورد اشاره‌تان لغزشی نداشته است.

به لحاظ فنی و نوع اجرای فوتبال تردیدی در صحت گفتارتان ندارم. ما به واقع بازیکنانی داریم که می‌توانند الگوی سایرین و دیگر کشورها باشند. برخی می‌گویند روش ما مورد تقلید همگان قرار دارد، اما فراموش نکنیم دلیل کثرت تقلیدها از ما موفقیت‌های ماست و اگر اینقدر نتیجه نمی‌گرفتیم، کسی پی ما نمی‌آمد. وقتی قهرمان مسابقات بزرگ می‌شوید همه شما را زیر ذره‌بین می‌برند تا ببینند چطور بازی می‌کنید و همان را الگو قرار می‌دهند و اصولا رسم است در مسابقات بزرگ همه به دنبال اسلوب‌ها و سیستم‌های جدید باشند و از روی آن الگوبرداری کنند و ما نیز گریزی از این مساله نداریم. فوتبال، ورزش ارتباط‌ها و الگوبرداری‌هاست و امیدوارم آنقدر خوب کار کنیم که ارزش تقلید از سوی دیگران را داشته باشیم.

تعدادی از پیروزی‌های اسپانیا هم به خاطر اقبال بلندش بوده است. اگر آری‌ین روبن در فینال جام‌جهانی 2010 آن فرصت‌های عالی و تک به تک را برای تیم ملی هلند گل می‌کرد، الان شما در مقام قهرمان جهان نبودید و در جایگاه فعلی نایستاده بودید.

همین طور است و اصولا بخش قابل توجهی از فوتبال و نتایج آن روی شانس است. در نیمه نهایی یورو 2012 که کار ما و پرتغال به ضربات پنالتی کشید، ضربه برونو الوز به تیر افقی خورد و بیرون رفت، اما ضربه سسک فابرگاس، هافبک ما به تیر عمودی برخورد کرد و به درون دروازه غلتید. این فوتبال است با همه مهربانی‌ها یا بی‌رحمی‌هایش و یکی از آنها شامل حالتان می‌شود. با این حال، مهم‌ترین مساله این است که هیچ‌گاه و حتی روزی که روی شانس بد هستید توانایی فنی و بازی زیبایتان را از دست ندهید و به آنچه انجام می‌دهید، شک نکنید زیرا تا زمانی که خوب بازی می‌کنید، شانس پیروزی خواهید داشت و امکان ندارد اقبال بد بتواند سد راه یک تیم که خوب بازی می‌کند، در تمامی روزها شود.

فیفا - مترجم: وصال روحانی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها