گفت‌وگو با بازیگر سریال میلیاردر:

شخصیت بهادر مثل‌ خودم ساده است

سامان گوران با بازی در مجموعه طنز «خنده بازار» با تیپ‌سازی از افرادی همچون مهران مدیری، علی دایی، رضا صادقی، مهدی فخیم‌زاده و عادل فردوسی‌پور و... معروف شد.
کد خبر: ۵۲۵۴۳۱

استعداد گوران در تقلید صدای افراد مختلف، او را در زمره یکی از بهترین تیپ‌سازان قرار داده است.

گوران دانش‌آموخته تئاتر است و در حال حاضر در سریال «میلیاردر» ساخته علیرضا امینی بازی می‌کند.

او در نقش بهادر پسر نابغه‌ای که پایش به یک شرکت خانوادگی باز شده توانسته بازی خوبی از خود به جا بگذارد.

با گوران درباره این نقش به گفت‌وگو نشستیم...

سریال «میلیاردر» اولین حضور جدی شما در زمینه آثار نمایشی است.

البته این سریال اولین حضور جدی من در یک سریال داستانی است، اما پیشتر‌ها کار تئاتر انجام می‌دادم. مثلا در نمایش‌هایی همچون «بوی انار می‌دهد» سید جواد هاشمی و «یرما» به کارگردانی رضا گوران بازی داشتم، البته تاکنون پیشنهاد‌های زیادی برای بازی در فیلم‌های سینمایی یا حتی سریال‌ها داشته‌ام، اما همیشه سعی می‌کنم نقش‌هایی را بپذیرم که بهتر و جذاب‌تر از کارهای قبلی‌ام باشد و بتوانم در آنها بهتر ظاهر شوم. به همین سبب در پذیرفتن نقش‌ها عجله ندارم. زیرا بازیگری که ابتدای کار است، نباید از ابتدا با نقش‌های ضعیف در ذهن مردم جا بیفتد. البته چند وقت پیش قرار بود در فیلم «نارنجی‌پوش» داریوش مهرجویی در نقش مکمل حامد بهداد بازی کنم، اما به لطف برخی از دوستان این نقش از دستم رفت و کل شخصیت از متن حذف شد. حتی یادم می‌آید بهداد برای آرام کردن من می‌گفت تنها رنگ سینمای ایران نارنجی نیست.

چه شد که به میلیاردر دعوت شدید؟

پیشنهاد سپردن این نقش به من توسط محمدرضا شریفی‌نیا صورت گرفت. خود او هم نقش را برای من توضیح داد. به من گفت قرار است در نقش یک جوان نابغه اما بسیار ساده و مهربان بازی کنم. راسش را بخواهید همان ابتدا متوجه شدم بهادر شباهت زیادی به من دارد. او خیلی ساده و صمیمی است. در مقابل بدی‌ها سکوت می‌کند و تنها پاسخ او به طرف مقابلش این است که با لبخند به آنها بفهماند کارشان اشتباه است. گاهی دلم برای او می‌سوزد. هنوز امیدوار است بتواند جلوی کارهای بد اطرافیانش را بگیرد.

یعنی می‌خواهید بگویید بهادر شباهت زیادی به سامان گوران دارد؟

تا حدی بله. من از خیلی‌ها ضربه‌خورده‌ام و از سادگی‌ام سوءاستفاده شد. حتی برای پذیرفتن همین نقش هم مورد هجوم این نارفاقتی‌ها قرار گرفتم. بسیاری از همکاران قبلی‌ام با درست‌کردن پاپوش برای من می‌خواستند این قرارداد با من بسته نشود.

آنها تلاش زیادی برای ایجاد ذهنیت نادرست درباره من در ذهن کارگردان کردند، اما از آنجا که دوز و کلک هیچ‌گاه به نتیجه نمی‌رسد، در هدفشان موفق نشدند و من توانستم نقش بهادر را از آن خودم کنم.

شما در تقلید صدای افراد شناخته‌شده‌ای همچون فردوسی‌پور یا علی دایی نیز موفق هستید. این استعداد ذاتی است یا آموزش خاصی هم دیدید؟

من از رضا شفیعی‌جم کمک زیادی می‌گرفتم. به نظرم او یکی از با استعدادترین تیپ‌‌سازان کشور است. وی کمک زیادی در این زمینه به من کرد. البته خود من هم تلاش زیادی در این زمینه کردم. مثلا با این که استقلالی هستم، اما برای ایجاد تیپ علی دایی شش ماه مداوم بر سر تمرین آنها حاضر شدم و به خاطر دوستان زیادی که داشتم از نزدیک با دایی در ارتباط بودم و او را به دقت زیر نظر می‌گرفتم. تا بتوانم بخوبی تیپ او را بازآفرینی کنم. در ضمن باید بگویم که تقلید صدا عبارت درستی برای بیان این هنر نیست.

چرا؟

چون ما تقلید صدا انجام نمی‌دهیم ما تیپ‌سازی می‌کنیم. تیپ‌سازی یعنی این که بیایی تیپ یک شخصیت را با رعایت امانت در بیاوری. تقلید صدا یعنی درآوردن صدایی شبیه به فلان شخصیت. در صورتی که من توانستم هم در رفتار هم در اخلاق و هم در حرکات دست و صورت یک تیپ را خلق کنم. ضمن این که کار بسیار حساسی است و چون مردم با این افراد در ارتباطند، کمی تخطی ممکن است مورد اعتراض قرار بگیرد.

مثل همان اعتراضی که دایی کرد؟

گوران: پیشنهاد سپردن این نقش به من توسط محمدرضا شریفی‌نیا صورت گرفت. خود او هم نقش را برای من توضیح داد. به من گفت قرار است در نقش یک جوان نابغه اما بسیار ساده و مهربان بازی کنم

اتفاقا بعد از آن موضوع نه‌تنها من، بلکه بیشتر کسانی که باعث حضور من بر سر تمرین تیم پرسپولیس شده بودند نیز توبیخ شدند و از فهرست این تیم خط خوردند. می‌دانید اطلاعات غلطی به دایی داده بودند و ماجرا را به او بد منتقل کرده بودند. او هم تحت تاثیر قرار گرفته بود و دفعتی عمل کرده بود. ما نمی‌خواستیم ادای کسی را دربیاوریم یا او را تحقیر کنیم. به ایشان بی‌احترامی هم نکردیم. همیشه در همه جای دنیا شخصیت‌های محبوب و مشهور مورد توجه قرار می‌گیرند و از آنجا که بینندگان با آنها در ارتباط هستند و آنها را می‌شناسند، با این افراد شوخی می‌کنند. البته شوخی باید سالم باشد و در قاعده، که به نظرم کار من این ویژگی را داشت.

فکر می‌کنید بهادر هم یک تیپ است؟

بله. به نظر من تیپ است. شاید یک چنین آدمی ما به ازای واقعی هم داشته باشد. ما خیلی چیزها به او افزودیم تا تیپ مخصوص به خود را پیدا کند. باور نمی‌کنید من حتی خنده‌هایش را دوست دارم.

یک اتفاق مثبت دیگری که افتاد این بود که علیرضا امینی، کارگردان سریال نیز دست بچه‌ها را باز می‌گذاشت. ایده‌های خوبی هم به بچه‌ها می‌داد. مثلا خود من بداهه‌پردازی زیادی دارم. چیزهای زیادی به نقش اضافه کرده‌ام و از تیپ‌هایی که قبلا ساخته بودم نیز بهره برده‌ام.

اما به نظر من میلیاردر داستان خاصی ندارد. جوری که بیننده بخواهد پیگیر آن شود.

اصولا بسیاری از سریال‌های ما آغاز خوبی ندارند. مردم نمی‌توانند بسرعت با سریال ارتباط برقرار کنند، اما میلیاردر از همان اول تکلیفش با بیننده مشخص بود. ما حتی در آنونس‌های پیش از شروع سریال هم به بیننده نشان دادیم قرار است مخاطب چه سریالی با چه داستان‌ و شخصیت‌هایی باشد. ‌مهم این است که یک سریال بتواند با بازی‌ها و داستان‌هایی که به وجود می‌آورد با مخاطب ارتباط لازم را برقرار کند. جذابیت میلیاردر هم به این است که در عین این‌که تکلیفش با مخاطب مشخص است و بیننده می‌داند قرار است چه اتفاقی بیفتد، اما بازی‌های جذاب و روان او را پای سریال نگه می‌دارد.

شما در سری اول و دوم خنده بازار حضور داشتید و خیلی هم خوب درخشیدید. چه شد از این مجموعه جدا شدید و جایتان را به شخص دیگری دادید؟

با آن گروه به مشکل برخوردم. من حتی فرصت نکردم کت و شلوار قهوه‌ای‌ام را که اتفاقا خیلی دوستش داشتم، از استودیوی خنده بازار پس بگیرم.

اما در مصاحبه‌هایی که با برخی از افراد گروه خنده بازار شده بود، آنها ادعا کرده بودند شما منظم نبودید و سر وقت حاضر نمی‌شدید و همین دلیل ترک شما بود.

در یک حجم کاری روزانه ،‌ یکی دو بار دیر آمدن موضوعی نیست که بتوان آن را به عنوان یک ایراد تلقی کرد. فقط بهانه بود.

به نظر من در یکی از بهترین تیپ‌سازی‌هایی که انجام داده‌اید نقش عادل فردوسی‌پور بود که اتفاقا تیپ سختی هم دارد. خودتان چطور فکر می‌کنید؟

من نمی‌توانم به این پرسش پاسخ دهم، اما بیشتر هنرمندانی که من را می‌دیدند، می‌گفتند این تیپ را خوب ساخته‌ام. اگر خنده بازار، خنده بازار شد به دلیل سوژه‌هایی بود که در «90 درصد» به کار می‌بردیم.

ما در آن زمان تنها تیپ‌سازی نمی‌کردیم بلکه حتی داستان‌هایی واقعی از برخی جنجال‌ها در فوتبال هم در برنامه بازسازی می‌کردیم. مثلا ماجرای دعوای دایی و کاشانی که سه روز بعد از این ماجرا آن را سوژه 90 درصد قرار دادیم. این که خیلی به روز اتفاقات را منعکس می‌کردیم.

آیا سامان گوران را از این به بعد در نقش‌های جدی هم می‌بینیم؟

علاقه شخصی خودم این است که در نقش‌های جدی ظاهر شوم و بتوانم از پس اجرای آنها بربیایم.

مهراوه فردوسی - گروه رادیو و تلویزیون

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها