در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
هر کس مشغول کاریست. یکی وصیت نامه اش را می نویسد، دیگری وسایلش را آماده می کند و آن یکی وضو می گیرد و لباس و صورتش را معطر می کند.
فرمانده از جبار که در حال خمیازه کشیدن است، می خواهد تا دستی به سر و رویش بزند. وقتی جبار با تعجب از فرمانده علت حرفش را می پرسد، علی خنده کنان به موهای جبار اشاره می کند.
جبار با اخم از علی می خواهد که سرش گرم کار خودش باشد؛ یعنی صلاح مملکت خویش خسروان دانند.
جبار را همه با قدی دراز، بدن لاغر و سر و وضع ژولیده می شناسند. با وجود این اوصاف، در جنگیدن شجاع و دلیر است. مشکل اصلی موهای جبار است که همیشه ژولیده است و هر کدام به یک طرف شاخ می شود و حتی یک شانه هم به آن ها نمی زند.
عملیات شروع می شود، نیروها از ارتفاعات حاج عمران بالا می روند و یکی از ارتفاعات صعب العبور، فتح می شود. ناگهان از فرماندهی تماس می گیرند و نام ارتفاع فتح شده را سوال می کنند.
فرمانده همانطور که سرش را می خاراند، بر روی نقشه نام آن ارتفاع را نمی یابد. علی خنده کنان می گوید: از آنجایی که همچون سر جبار دامنه اش شاخ شاخ است، بگذارید "پس کلۀ جبار". جبار که از بچه ها فاصله دارد، متوجه موضوع نمی شود.
چند ساعت بعد، صدای مارش عملیات از رادیو پخش می شود و گوینده با هیجان فتح ارتفاعات مهم و سوق الجیشیِ پس کله جبار را اعلام می کند. بچه ها با شنیدن نام آن ارتفاع از خنده ریسه می روند و جبار با عصبانیت فریاد می زند که کدام بی معرفت نام اینجا را پس کلۀ جبار گذاشته؟ (نوید شاهد)
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: