خوبی های زندگی ام بی شمارن

استاد دانشگاه صنعتی شریف ، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی ، رئیس پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی. اینها چندی از حوزه های فعالیت این روزهای دکتر مهدی گلشنی است که به عنوان «چهره ماندگار» فیزیک ایران سال 81از خدماتش تجلیل و قدردانی شد.
کد خبر: ۵۱۸۷۸

پیش درآمد مصاحبه های ویژه جام جم همیشه عطر و شخصیت خاصی داشته. حالا پس از چند فصل وقفه ناخواسته ، از شما مخاطبان گرامی می پرسیم واقعا چه کلماتی می توان از توفیق خدمتگزاری دوباره به شما گرامیان گفت:
شادانیم و شاکر! از حضرت خواجه مدد می گیریم که فرمود: آن عالیه خط گر سوی ما نامه نوشتی
گردون ورق هستی ما در ننوشتی
هر چند که هجران ثمر وصل برآرد
دهقان جهان کاش که این تخم نکشتی.


رنگ سیدی (سبز) لباستون قربه الی اللهه؛
نه قربه الی الله نیست. من رنگهای متنوع را دوست دارم.

از حساسیت های سلیقه؛
به رنگ حساسیت دارم. غیر از سبز، بعضی رنگهای دیگر را نیز خیلی دوست دارم.

رنگی که شاید علاقه ندارین؛
به چیزهایی که بی رنگه ، شاید علاقه نداشته باشم.

تاثیر «رنگی» ازدواج در سلیقه تون؛
اتفاقا محیط زندگی ما بعد ازدواج از خیلی جهات الهام بخش بوده ، ولی خودم هم از تنوع خوشم می آد.

سلیقه همسرتون چطور؛
ذوق هنری خاصی دارند، بسیار خوش سلیقه اند.

در انتخاب شما هم سلیقه به خرج دادن؛
من نباید قضاوت کنم.

جمله ای که همیشه درباره شما می گن؛
«عزیزم »، و من نیز همین لفظ را به کار می برم.

کادوهایی که شما براشون تهیه می کنین؛
متفاوته ، از لباس تا جواهر.

کادوهایی که ایشان...؛
بیشتر لباس بوده.

فضای منزلتان در یک زمان بخصوص مثلا روز مادر؛
با همه بچه ها دور هم جمع می شیم، هدیه هامونو می دیم و عکس می گیریم.

چی فکر می کنین ، خوش عکسین؛
بعضی وقت ها خوبه ، بعضی وقت ها نه.

شیوه امپراتوری شما در منزل؛
امپراتوری در کار نیست همه توی یک اتاق کار می کنیم و در همه کارها با یکدیگر مشورت داریم.

وقتی بقیه بچه ها هم هستن و تلویزیون روشنه...؛
من مطالعه می کنم ، علی الاصول تلویزیون نمی بینم. گاهی استثناست.

آخرین بحث ، مثلا دیشب؛
دیشب کامپیوترمون خراب شده بود. براشون توضیح دادم که ویروسی ظاهرا اذیت کرده.

این شعر حضرت حافظ: قدر وقت ارنشناسد دل و کاری نکند؛
نمی تونم بگم واقعا. وقت تلف شده نمی بینم.

دوستایی که ازشون الهام گرفتین؛
باید فکر کنم ، الان حضور ذهن ندارم.

بیشترین فعالیتتون کار گروهی بوده یا...؛
بوده. من خیلی ازش لذت می برم.

تکلیف لحظات خلوت چی می شه؛
من لحظه خلوت ، کم می بینم. ذهنم این روزها و سالها بیشتر مشغول مسائل علمی و ملی بوده.

مساله مهم ملی که ذهنتون درگیرشه؛
تضعیف هویت علمی و ملی یه. اقبال بیش از اندازه بعضی ها به غرب و ندانستن این که خودمون چه ذخایری داریم.

مساله مهم بعدی؛
مساله بی نظمی که در همه سطوح محیط ما حاکمه.

مساله مهم دیگه ای که در سالهای اخیر تشدید شده؛
در بسیاری برنامه ها اولویت مطرح نیست. بی توجهی به منافع جامعه.

نخبه کشی؛
توی محیطمون بشدت هست.

از حسادتها و حسودها؛
خودم نمی تونم قضاوت کنم ، ولی در موردم حق کشی بسیار شده.

نتیجه این وضعیت وحشتناک؛
عدم حاکمیت شایسته سالاری.

درباره چی خیال تون راحته؛
دغدغه هایم را تمام نکرده ام.

ازجمله دغدغه ها؛
یکیش مدلی یه که علم در این مملکت ترویج شده.

فریاد کردن «درد مشترک»؛
افکار مسموم در این قضیه زیاده و ذهن دانش پژوهان ما آشفته است.

چه چیزی راه نجات نیست؛
صرفا پیاده کردن الگوهای غربی ؛ چون نه تنها علم ما پیشرفت نمی کند، بلکه فرهنگ اصیلمان نیز از دست می رود.

یک «باید» اصولی؛
باید حکمت را به نحو حداکثر فرابگیریم.

توجه به خویشتن خویش؛
فکر کنیم می توانیم نظریه پردازی جدید بکنیم و آن تمدن درخشانی را که داشتیم ، در سطح روز پیاده کنیم.

جایگاه ما در این جهان پرتلاطم خطرناک؛
به نظرم باید تغییری اساسی در نگرشمان به علم و اولویت های مملکت حاصل شود.

و... اگر نشود؛
محو خواهیم شد. اکتاویو پاز می گوید: ما از تاریخ به بیرون پرتاب شده ایم! دقیقا ما همان طوری شده ایم. این بازگشت به خویشتن شعار مطلوبیه واقعا.

یک معیار برای علم آموزی؛
در اسلام یه چارچوب جهان بینی داریم که باید حکمت را حتی از مشرکان و اهل نفاق بگیریم.

مشکل کار کجاست؛
{چیزهایی} به اسم علم غربی تزریق شده ، اما حقایق علمی نیست. فلسفه های اضافه شده به علم است.

این روزها: فضای علوم انسانی ما؛
بشدت تحت تاثیر مد.

علوم انسانی ما اگر از بین بره؛
علوم محض هم رشد نخواهد کرد.

فضیلت و شان علوم انسانی؛
فرهنگ سازه. با فرهنگی که می سازه باعث می شه علوم محض شکوفا بشه.

ریاست پژوهشگاه علوم انسانی چطور؛
به علت وجود بعضی شرایط که شاید تشخیص داده اند مناسبه. من به علوم انسانی علاقه مندم.

انسان؛
موجود چند بعدی.

علوم انسانی؛
علوم محض را بدون علوم انسانی واقعا ناقص می دانم.

آخرین کار فکری دیشب؛
آماده کردن مقاله برای کنفرانس اندونزی. حتما با بحث ما موضوعیتی داره: این که کار علمی را بدون توجه به انسان یا با عنایت به او دنبال می کنید.

انسان مولوی آیا یافتنی یه؛
بله ولی کمیابه. النادر کالمعدوم! انسان های خوب هستند ولی کمتر شناخته می شوند، چون ریاکار نیستند.

انسان شما؛
فکر می کنم انسان یک موجود بسیار عظیم است ، اگر از ظرفیت هایش استفاده بکند.

چیزی که درباره انسان همواره در ذهن شماست؛
می تواند از چارپایان پست تر بشه . انسان یک موجود غیرعادی یه ، ولی متاسفانه غافله.

آیه «لفی خسر»؛
علی الاصول ، انسان ها بازنده اند، مگر این که دنبال حق و... باشند.

شعر بار دیگر از ملک پران شوم؛
به نظرم نهایتی برای عروج انسان نیست.

انسان و دستاوردهایش؛
مسلمه که عالم ، عالم مکافاته.

از پاداش های رفتار انسان؛
ذخایری در انسان ها هست که اگر قدرش را ندانند خدا از آنها می گیره.

امکاناتی که شما قدرش را دانسته اید و خدا برکت داده ؛
همواره امیدوار بوده ام ، نگاه روشنی به آینده داشته ام.

با وجود نامطلوب بودن فضای اجتماعی در بعضی شرایط. قضاوت خودتان از خودتان؛
راضی هستم از مسیری که طی کرده ام.

وقتی ناملایمات آنقدر سنگینه که...؛
چاره ای جز صبر نیست.

درباره مواقعی که به طور ناگهانی شرایط تغییر کرده؛
پشت نومیدی های موقت همواره نور امیدی بوده.

از دوستانتان در عالم ملکوت؛
نمی دونم. ارزیابی ما با خداونده.

گزینش همنشین آخرت؛
صالحین.

اسم نمی برین؛
چرا امیدوارم بتوانم از پرتو امیرالمومنین بهره هایی بگیرم. من علاقه خاصی به امام علی ع دارم.

آن بزرگواران شگرف؛
اینها غیرعادی هستن.

وقتی کلام ائمه (و امام علی ع) را می خوانید، سلوک شان را در می نگرید؛
اصلا نمی بینید بشر معمولی را و از آن حسابها کنید اصلا نمی توانید.

الگویی برای تبعیت ، ولو یک در هزار؛
واقعا امیرالمومنین. تمام زندگی شون استثنایی یه.

فریادی از زلال احساس؛
آنچه خوبان همه دارند تو تنها داری.

فلاش بک به فضای خانواده؛
یکی شان دکتری علوم سیاسی می خواند. دیگری داروسازی ، یکی تحصیل دکتری آمار و یکی تازه تحصیل پزشکی را شروع کرده است.

چقدر از شما حرف شنوی دارند؛
خیلی. ما خیلی محیط صمیمانه خودمانی داریم.

از خصوصیات شون؛
با کمال شجاعت هر حرفی دارند می زنند. استدلال می کنند.

تاثیر شما در انتخاب رشته شان؛
آزادشون گذاشتم. البته مشورت کردند.

مد؛
اصلا اعتقاد ندارم.

و... بچه ها؛
نه اهل مد، نه اهل خارج رفتن.

و چرا از ایران نرفتن؛
فرهنگی که درش بار آمدند، علاقه به فرهنگ دینی و ملی بوده.

حتی در حد یک ایده هم مطرح نشده؛
اصلا یک بار هم صحبت رفتن نبوده.

سابقه توپ و تشر شما به آنها؛
تذکر ممکنه ، ولی کمال احترام را برایشان قائل بوده ام.

آنها هم حرمت پدری را حفظ کرده اند. رفتارشان در منزل ؛
خوب بوده.

مهمترین حادثه خوب زندگی؛
خیلی حوادث خوب بوده. غیر قابل شمارشه.

حوادث بد؛
معمولا فوت اقوام و آشنایانه واقعا و حوادث غیر طبیعی. شخصا حادثه بدی نداشته ام.

اینها را در اثر توفیق یا شانس می دانید؛
شانس نمی دانم. توفیق خدا می دانم.

این که می گویند اصفهانی ها خسیس اند؛
کلیت ندارد.

راز دوستی با شما؛
صداقت.

می شه در چند کلمه خودتونو خلاصه کنین؛
علاقه به ارتقای معنوی خویش و استقلال و سربلندی جامعه اسلامی مان دارم و حق را بر اشخاص ترجیح می دهم.

یک قضاوت (از زبان دوستان) درباره خودتان؛
از خودشان بپرسید.

ناراحت نشدین از این که سوال فیزیکی نکردم؛
خیر، هر سخن جایی و هر نکته مقامی دارد.

معیار آدم بد؛
عدم تقید به اخلاق و بد رفتاری با دیگران.

مشخصه آدم خوب؛
اخلاق نیک ، رفتار نیک و پندار نیک.

تشخیصی که بعد فهمیدین اشتباه بوده؛
گاهی اتفاق افتاده است. الان مورد خاصی را به خاطر ندارم.

شما را با کی مقایسه می کنن؛
نمی دانم.

دلتون می خواد با کی مقایسه بشین؛
مسلما دوست ندارم با افراد خودخواه ، شقی و ظالم مقایسه شوم.

چیزی که اذیت کننده است؛
خودخواهی و بی توجهی به دیگران ، همچنین بی نظمی حاکم در جامعه.

ایران چی داره که هیچ کجای دنیا نداره؛
ایران خیلی نعمت ها داره که قدرش را نمی دونه.

اگر کسی از شما برنجه ، چه جوری دلش را به دست می آرین ؛
اگر خطایی کرده باشم ، با صراحت عذرخواهی می کنم.

در مقام دوستی ، چه جوری ابراز محبت می کنین؛
با ابراز صداقت و مهر.

اگر کدامیک از ژنها را نداشتید، مهدی گلشنی نمی شدین؛
نمی دانم.

نصیحت یک بزرگتر به جوانترها؛
قدر خودشان را بدانند، فکر کنند و تابع مد نباشند.

اصفهان و رنگ آبی؛
به هر دو علاقه دارم.

این شعر: اصفهان پر از طنین کاشی آبی بود؛
نمی دانم.

از شباهت های شما به دیگران؛
نمی دانم.

و تفاوت هایتان؛
نمی دانم.

اگر دوران باستان بود، چه کاره می شدید؛
نمی دانم ، ولی احتمالا زندگی علمی را انتخاب می کردم.

شهری برای زندگی به انتخاب خودتان؛
فقط به زندگی در ایران فکر می کنم. هر کجا که شرایط کار علمی و انجام وظیفه میسر باشد، برایم قابل قبول است.

ربط اصفهان و نصف جهان؛
نصف جهان که خیلی حرف زیادیه ، ولی هر خارجی که دیده تحسین کرده.از جمله هایزنبرگ معتقد است که این آثار تصویر و تصوری توحیدی می ده. هر کدام از شهرهای ایران ، بوی خاصی داره. مثلا شیراز، شهر تخت جمشید و حافظ و سعدی است.

جاهایی که متعلق به شما نیست؛
کشورهای غیراسلامی.

مکه؛
احساس معنوی خیلی شدید، فارغ از دنیا.

الهام گرفتن از غرب؛
غرب یه چیزش برای من مطلوب بوده و آن نظم حاکم بر زندگی شان است.

یک حسرت؛
همواره غبطه خورده ام چرا در دیار ما چنین نیست ، در صورتی که توی فرهنگ ما هست.

این فرهنگ کی فعال می شه؛
تا وقتی اصالت ملی حاکم نشه ، جلو نمی ریم.

از راه هاش؛
باید افراد بتونن برای خودشون تصمیم بگیرن.

تا حالا تونستین مثلا با یک راننده یا... همکلام و هم صحبت بشین؛
بله. صرف شغل ، فرهنگ را تعیین نمی کنه. وقتی فرهنگش را داره لزومی نداره هم سطح شما باشه.

شده هزار تومن کرایه بدین و بقیه اش برنگرده؛
زیاد، ولی هیچ وقت بحث نکرده ام. ولی به هر حال ، یک مساله ای هست!مساله اینه که سست شدن ضوابط اخلاقی را می بینید.

بزرگترین تاسف؛
در مدارس و دانشگاه های ما تربیت فراموش شده. تعلیم بیشتر تاثیر روی محیط ما داشته.

و... بزرگترین خوشحالی شخصی؛
برنامه های مثبتی که داشته ام به نتیجه رسیده است.

و خوشحالی بزرگترتان برای جامعه؛
ببینم ، چیزی پیش آمده که به نفع جامعه است.

بزرگترین سپاسگزاری تان از خدا؛
مواهبی که بهم داده ، فرصتهایی که فراهم کرده ، تا بعضی کارهایی که فکر می کنم موثره ، انجام بدم ، همسر و فرزندان صالح.

از بزرگترین مواهب الهی؛
مسلما همسر خوب یکی از مهمترین چیزها بوده ؛ پدر و مادر خوب ، اولاد خوب.

شما و پدرتان؛
خیلی توجه به تربیت من داشت و انجام کارهایی که دلم می خواست.

یک ادای دین؛
خیلی خودم را مدیون ایشان می دونم. همواره به یادشونم. قرآن و فاتحه... در هر زیارتی هیچ وقت فراموششان نمی کنم.

شغلشان؛
تجارت.

بزرگترین پشتوانه؛
ایمان دینی.

چه سوالی نپرسم؛
چیز خاصی به ذهنم نمی رسه.

دوست دارین چه چیزی را فراموش کنین؛
درباره آن فکر نکردم.

الان روی چی فکر می کنین ، خداحافظی یا...؛
می گفتن یکی دو نفر وقت نوبتشونه ، ولی به خداحافظی فکر نمی کردم.

علی اکبر مظاهری
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها