فیلم به مثابه تصویری از برتری هنر انسانی در عصر معاصر، جایگاهی بیبدیل و ویژه دارد و به شکلی نمادین به الگویی رایج برای درک ویژگیهای هنر مدرن بدل شده است.
فیلم، دستاورد انسان در دوران مدرنیسم است و حالا که دنیا به عصر پست مدرنیسم گام میگذارد، بلوغ و اعتلای فیلم بیشاز همیشه دیده میشود.
در عرصه تلویزیون، مخاطب مهمترین رکن است. در واقع برنامههای تلویزیونی همیشه حیات خود را وامدار توجه و جذب مخاطبند و بدون داشتن بیننده هویتی پیدا نمیکنند.
هم از این رو، تلویزیونیها همواره کوشیدهاند با هدف قراردادن نیازهای مخاطب و ایجاد جذابیت حداکثری، در بازی دشوار جذب مخاطب جا نمانند.ترکیب این نیاز با محبوبیت فیلم، ژانر جدیدی از فیلمسازی را پدید آورده است به نام فیلم تلویزیونی.
فیلمهای تلویزیونی یا چنان که در کشور ما مرسوم است تلهفیلمها، نوعی خاص از فیلمها هستند که با ویژگیهایی مشخص و خاص ساخته و صرفا برای مخاطبان تلویزیونی عرضه میشوند و مشکل دقیقا از جایی شروع میشود که در کشور ما این ویژگیها برای تولید فیلم تلویزیونی هرگز درست تعریف نشدهاند.
تلهفیلمهای وطنی، معمولا آثاری کمهزینه و در سطح هستند؛ بدون در نظر گرفتن قواعد بازی. برای نمونه، در کشور آمریکا سالانه حدود 2000 فیلم تلویزیونی در شبکههای مختلف ـ نزدیک به 500 شبکه! ـ تولید میشوند.
این فیلمها عموما آثاری خانوادگی، جذاب و با تجربههایی جدید در ساختار و مضمون هستند. جالب آن که بسیاری از کارگردانهای برتر هالیوود از دل همین تلهفیلمها شناسایی و جذب شدهاند.
به معنای دیگر، در کشورهای صاحب سینما، فیلمهای تلویزیونی محملی هستند برای تجربههای جدید، نوآوری، پرهیز از تکرار و زدودن ملال و بیهودگی از قامت فیلمها. در کشور ما اما روایت دیگری برقرار است!
تلهفیلمهای ایرانی عموما آثاری معمولی هستند. گرچه در سالهای اخیر با کمک برخی سینماگران کیفیت تلهفیلمها بسیار بهتر شده، اما هنوز هم تعدادی از آنها را آثاری تشکیل میدهند بشدت بیقاعده. مقصر کیست؟
بیشک سیماییها بسیار مایلند آثاری که تولید میکنند همگی سطح کیفی برجسته و قابلقبولی داشته باشد، اما تلهفیلمهایی که تولید میشوند از معضلاتی آشکار زجر میکشند که گاه ریشه در شیوههای مدیریتی دارد و البته بسیاری مواقع هم به مشکلات عمومی دامنگیر هنر و حتی جامعهها مربوط است.
اولین مشکل تلهفیلمها، بودجه است. هزینهای که برای ساخت یک فیلم تلویزیونی در نظر گرفته میشود هنوز هم پایین است.
در این میان اولین کسی که ضربه میخورد، فیلمنامهنویس نگونبخت است که باید با دستمزدی خندهدار، فیلمنامه بنویسد! مرحله نگارش هم که تمام میشود، همچنان مصائب ادامه دارد و از تهیهکننده گرفته تا بازیگر و کارگردان و منشی دفتر و... همه در فیلمنامه اعمال نظر میکنند.
این مرحله هم که رد میشود معمولا سروکار با تهیهکنندهای است که به کمترین هزینه فکر میکند و کارگردانی که... بگذریم!
سازمان صداوسیما مدتی است روندی درست و هوشمندانه را در عرصه تولید فیلمهای تلویزیونی در پیش گرفته است.
استفاده از نخبهها و امتحانپسدادهها، توجه کامل به سطح کیفی آثار و هزینه کردن رقمهای معقولتر برای فیلمهایی که پیداست آثار متفاوتی میشوند، سبب شده به شکلی آشکار کیفیت فیلمها ارتقاء یابد.
در عین حال، تلهفیلمها میتوانند و باید محملی برای عرصه نبوغ جوانترها باشد و فرصتی به منظور کشف و معرفی پدیدهها. فیلمسازان جوان ما میتوانند در این حوزه با هزینههایی کمتر، تجربه کسب کنند و بعد وارد حوزههای مهمتر فیلمسازی هم بشوند.
تلهفیلم، یک شکل مهم و کارآمد از فیلمسازی است که هم میتواند خوراک فرهنگی مناسب و کاملی برای مخاطبان تلویزیون فراهم کند و هم دستاوردهایی مهم در حوزه پیشرفت هنر فیلمسازی برای ما داشته باشد.
ساخت فیلمهایی که سطح سلیقه مخاطب را بالا ببرد و او را به کیفیت برتر عادت بدهد، گامی موثر و کاربردی در ارتقای سطح کیفی سریالها و برنامههای نمایشی سازمان صدا و سیما خواهد بود و بیشک ساخت فیلمهایی در خور شأن و جایگاه ویژه و مهم صدا و سیما میتواند بانی اتفاقاتی خوشایند و دلنشین باشد. (جام جم - ضمیمه قاب کوچک)
حمید سلیمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم