قلب مهسا آهنگ زندگی را زمزمه کرد

در پی ایثار یک زوج معلم ورامینی، قلب، دو کلیه و کبد دختر دانشجوی آنها که در پی یک حادثه تصادف دچار مرگ مغزی شده بود، در بیمارستان مسیح دانشوری تهران به چهار بیمار نیازمند پیوند زده شد.
کد خبر: ۵۰۹۸۲۳

به گزارش جام‌جم، مهسا، دانشجوی ترم آخر رشته مهندسی معماری در مهدی‌شهر سمنان بود و خانواده‌اش در ورامین زندگی می‌کردند.

او برای چند روزی به دیدن خانواده‌اش آمد و قرار بود شنبه به دانشگاه بازگردد. عصر جمعه بیست و یکم مهر پس از خداحافظی با خانواده‌اش، مهسا همراه برادرش عازم شریف‌آباد شدند که ناگهان یک خودروی زانتیا که با سرعت بالایی در حرکت بود، وارد لاین حرکت خودروی آنها شد و آن را از جاده منحرف کرد که باعث واژگونی این خودرو‌شد.

مردم بلافاصله برای نجات آنها اقدام کردند و متوجه شدند فقط کیسه هوای سمت راننده باز شده، اما دختر جوان بر اثر واژگونی خودرو و باز نشدن کیسه هوا بی‌هوش شده است. با گزارش این سانحه به پلیس و اورژانس و عزیمت ماموران به محل حادثه، دختر زخمی و برادرش به بیمارستان زعیم پاکدشت انتقال یافتند.

پزشکان تلاش برای نجات آنها را آغاز کردند، اما موفق به نجات دختر جوان نشدند و وی را به بیمارستان امام حسین(ع) تهران منتقل کردند.

تائید مرگ مغزی دختر جوان

پزشکان پس از بررسی وضع دختر جوان، نظر دادند وی دچار مرگ مغزی شده و دیگر امیدی برای نجاتش وجود ندارد و خانواده‌اش در صورت تمایل می‌توانند با اهدای اعضای بدن وی، به چند بیمار زندگی دوباره هدیه کنند.

پدر و مادر مهسا با این‌که باورشان نمی‌شد دیگر مهسا را نمی‌بینند، به پزشکان گفتند دخترشان کارت اهدای عضو داشته است. بنابراین مهسا به بیمارستان مسیح دانشوری تهران منتقل شد و قلب، دو کلیه و کبد او به چهار بیمار نیازمند اهدا شد.

در پی این ایثار، پدر مهسا که خود و همسرش معلم هستند، روز گذشته به خبرنگار ما گفت: مهسا دومین فرزندمان بود؛ دختری مهربان و معتقد، صبور و سختکوش.

پدر با اشاره به آخرین دیدارش با مهسا چنین می‌گوید: روز جمعه وقتی برای خواندن نماز بیدار شد، مرا هم بیدار کرد و نمازمان را خواندیم. مادرش بیمار بود، بنابراین خودش صبحانه را آماده کرد و همگی کنار هم صبحانه خوردیم.

وی اضافه کرد: آن روز خیلی عجله داشت که زودتر به دانشگاه بازگردد. من و مادرش از وی خواستیم روز بعد با قطار به مهدی‌شهر سمنان سفر کند؛ اما قبول نکرد و گفت 10 صبح شنبه کلاس دارد و باید در کلاس درس حضور داشته باشد.

پدر مهسا گفت: لباس‌هایش را آوردم و او با عجله از من و مادرش خداحافظی کرد و سوار خودرو شد و با برادرش خانه را ترک کردند.

دقایقی پس از رفتن آن دو، من و همسرم کمی دلشوره داشتیم تا این‌که ساعتی بعد مردی که پدر یکی از هم‌دانشگاهی‌های مهسا بود، با ما تماس گرفت و حادثه را خبر داد. شوکه شده بودیم و بلافاصله به محل حادثه رفتیم؛ اما آنها را به مرکز درمانی برده بودند.

مهسا می‌خواست اهداکننده عضو باشد

پدر به داشتن کارت اهدای عضو دخترش اشاره می‌کند و می‌گوید: سه، چهار سال پیش بود که در سایت اهدای عضو ثبت‌نام کرده بود و مادرش هم موضوع را می‌دانست. داشتن این کارت نشان‌دهنده همان وصیتش بود که در صورت مرگ مغزی، اعضای بدنش را اهدا کنیم. وقتی دخترمان برای همیشه از پیشمان رفت، تصمیم گرفتیم خواسته‌اش را عملی کنیم.

من و مادرش خوشحالیم که قلب دخترم در سینه یک هموطن در شهرستان بم می‌تپد و پیوند دو کلیه و کبدش به سه بیمار نیازمند، باعث نجات آنها شده است. احساس می‌کنم این کار بخشی از غم‌هایمان را التیام بخشیده است. خوشحالم از این‌که خواسته دخترمان را عملی کردیم.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها