یادی از فرمانده خندان جبهه ها

سردار شهید رجبعلی محمدزاده از جمله فرماندهان شجاعی‌ است که بسیاری از رزمندگان دوران دفاع مقدس هنوز خطرات کاملا روشنی از حضور او در صحنه‌های جانبازی دارند.بعد از شهادت این فرمانده دلاور خراسانی در کنار سردار شهید شوشتری، خاطراتی از او نقل‌شد که هریک می‌تواند گوشه‌هایی از زندگی سراسر رشادت او را به تصویر بکشد.
کد خبر: ۵۰۹۲۶۱

آنچه در پی می‌آید گزیده‌ای از خاطرات نزدیکان و همرزمان و هم‌ولایتی‌های اوست: «حیدر اصلانی» شوهرخواهر سردار شهید محمدزاده که همچنان از او با عنوان صمیمی‌ «آقارجب» یاد می‌کند، او را فردی بسیار بی‌ریا و خاکی توصیف می‌کند.

وی که از نظر سنی دو سال از شهید کوچک‌تر است، از ویژگی این شهید والامقام می‌گوید: از همان بچگی و نوجوانی شهید را «آقا رجب» صدا می‌زدیم که وی به دلیل همان مردمی‌ بودن و صمیمیت حتی در دوران فرماندهی در جبهه‌های جنگ نیز هیچگاه از این لقب فاصله نگرفت و همرزمان او را «آقا رجب» خطاب می‌کردند.

اصلانی افزود: رجب از همان نوجوانی در نماز و روزه هیچگاه و در هیچ شرایطی غفلت نمی‌کرد. او در زمان حضور در محفل و مجلسی هرگز در بالای مجلس نمی‌نشست و با همه متواضع و خودمانی بود. رجب هر وقت که به بجنورد می‌آمد مثل شمعی در جمع خانواده بود و همه دورش جمع می‌شدیم و احوال همه را می‌پرسید.

وی اظهارداشت: حضور بر مزار دوستان شهید، دیدار با خانواده و فرزندان آنها، از دیگر ویژگی‌های این شهید والامقام بود که با گذشت سال‌ها از پایان جنگ فراموشش نشده بود. شهید محمد زاده هرگز اجازه نمی‌داد کاری برایش انجام دهیم ولی او به همه به ویژه به پدر و مادرش کمک می‌کرد.

اصلانی در بیان ویژگی سردار شهید محمدزاده می‌گوید: او به بسیاری از نیازمندان هم کمک می‌کرد اما کمتر کسی از آن خبر داشت که ما بعد از شهادتش و با مراجعه برخی افراد متوجه این ماجرا شدیم.

اگر شهید نمی‌شد، عجیب بود

«منصور» برادر کوچک‌تر شهید محمدزاده، می‌گوید: 28 ماه با شهید در جبهه‌های نبرد همرزم بودم و چنان که او را دیدم شهادت برایش از عسل شیرین‌تر و گواراتر بود و همیشه برای نیل به شهادت لحظه شماری می‌کرد.

وی افزود: اگر جز شهادت نصیبش می‌شد عجیب بود زیرا 30 سال دوران انقلاب اسلامی‌ را به امید شهادت گذراند و من وقتی با پیکر مطهرش روبه رو شدم گفتم برادر! شهادت حق تو بود و آخرین و بالاترین مزدی را که لایق تو بود از خدا گرفتی.

منصور محمدزاده می‌گوید: شهید در عملیات «کربلای 4» روی مین رفت، در بیت المقدس دو طرف بدنش ترکش خورد، بخشی از پایش قطع شده بود اما همیشه جراحت پا و جانبازی اش را از دیگران مخفی نگه می‌داشت.

وی افزود: آقارجب که در دوران دفاع مقدس، فرماندهی گردان «نصرالله» لشکر پنج نصر را به عهده داشت، در هنگام عملیات شجاعت و چالاکی خاصی داشت و من که بیسیم‌چی او بودم، در هنگام عملیات با همه تلاشم به گرد او که از ناحیه پا دچار مجروحیت هم بود نمی‌رسیدم و او همیشه از این بابت از من شاکی بود.

بردار شهید محمدزاده خاطره‌ای دیگر از شهید در ‌زمان جنگ تعریف می‌کند و می‌گوید: در مقطعی از جنگ بالای تپه‌ای رفته بودیم و سه گلوله «آر پی‌ چی» بیشتر همراه نداشتیم، آقارجب به من گفت که بی سیم را بگذار و با آرپی جی به پاسگاه دشمن شلیک ‌کن! من که از ترس داشتم می‌لرزیدم گلوله اول را شلیک کردم که بسیار دور از هدف خورد. او رو به من کرد و با زبان کرمانجی خودمان گفت: «جوانمرگ شده! دقیق‌تر بزن»! گلوله دوم دورتر از اولی فرود آمد. رجب آرپی جی را خود به دست گرفت و با آخرین گلوله ای که مانده بود، پاسگاه دشمن را به هوا فرستاد. و من می‌شنیدم که آیه «و ما رمیت اذ رمیت و لکن الله رمی» را زمزمه می‌کرد.

منصور ادامه می‌دهد: در منطقه چادری با عنوان گروه «اخلاص» برپا کرده بودند که ویژه برگزاری نماز، نیایش و نماز شب بود و من چند بار که رجب را تعقیب کردم دیدم که در نیمه‌های شب در این چادر با خدایش نجوا کرده و اشک می‌ریزد.

وی گفت: رجب در کربلای 4، 5 و 10 و بیت المقدس دو و سه حضوری فعالانه داشت. او با اشاره به صحنه مجروح شدن رجب می‌افزاید: رجب فرمانده گردان بود، وقتی مجروح شد و او را روی برانکارد گذاشتند که عقب ببرند، من هم که بیسیم چی او بودم،  می‌ترسیدم و خواستم به بهانه بردن او به عقب برگردم. اما فرمانده گفت: برای بردن من دیگران هستند تو با بی‌سیمت همراه شهید «نوری» بمان!

وی گفت: رجب علاقه‌ای به ورود به کارهای سیاسی و گرفتن پست و مسئولیت نداشت و می‌گفت: یک روز خدمت در سپاه را با سال‌ها استانداری و فرمانداری عوض نمی‌کنم.

او در خصوص ولایت‌مداری سردار شهید نیز افزود: رجب همیشه تاکید داشت که رهبری را تنها نگذارید و قدر رهبری را بدانید، اگر ولایت را نداشته باشیم کارهایمان جلو نمی‌رود.

یکی دیگر از برادران شهید نیز در خصوص تبسم همیشگی او می‌گوید: همیشه خنده بر لبش بود. وقتی هم که عادی صحبت می‌کردیم آقارجب متبسم و خندان بود و با همه با روی خوش و خوش خلقی رفتار می‌کرد. وی به ایمان و خلوص او اشاره می‌کند و می‌گوید: هنوز اذان تمام نشده، آقارجب آستین‌ها را بالا زده و وضو گرفته بود. همیشه نمازش را اول وقت می‌خواند و با عمل خود دیگران و به خصوص نوجوانان و جوانان را به دین و اعتقادات دعوت می‌کرد.

او تکیه کلام سردار محمدزاده را «طلب عاقبت بخیری» از خدا عنوان کرد و گفت: او همیشه و حتی در مکالمه‌های تلفنی نیز برای همه آرزوی عاقبت به‌خیری می‌کرد و خدا نیز او را عاقبت به‌خیر کرد.

او می‌گوید: در دوران حضور در روستا در دوران انقلاب در مبارزه و راهپیمایی علیه رژیم طاغوت حضوری فعال داشت و در نخستین روزهای حضور در شهر بجنورد که برای تحصیل آمده بود به خیل بسیجیان و سپس پاسداران انقلاب اسلامی‌پیوست.

وی از این فرمانده دلاور جبهه‌های نبرد به عنوان مطیع محض ولایت یاد کرد و گفت: رجب همیشه همه و به خصوص خانواده را به مراعات مشی و منویات رهبری سفارش می‌کرد و در انتخابات مختلف نیز از ما می‌خواست به کسانی رای بدهیم که آرمان‌های امام و رهبری را مدنظر داشته باشند.

مرد میدان‌های سخت

«محمدباقر قالیباف» فرمانده لشکر پنج نصر در دوران دفاع مقدس که سردار شهید محمدزاده فرماندهی گردان «نصرالله» از یگان‌های تحت امر وی را بر عهده داشته نیز در گفت وگویی با بیان خاطراتی از شهید محمدزاده از این سردار به عنوان مردی یاد کرد که در همه عرصه‌های خطر حضوری جدی داشت. وی شهادت را زیبنده شهید محمدزاده دانست و افزود: شهادت کمترین پاداش برای این بزرگ‌مرد عرصه‌های دفاع از کشور و ارزش‌های انقلاب بود. شهردار تهران افزود: شهید محمدزاده در وقار، خوش خلقی، ارتباط و فرمانده دوستی نمونه و در نزد همه افراد لشکر و همرزمان در کار و فعالیت زبان‌زد بود.

قالیباف، شهید محمدزاده را در اخلاص و شجاعت مثال زدنی خواند و افزود: هرجا ماموریت سختی بود به شهید محمدزاده می‌سپردیم و مطمئن بودیم که کار را جمع می‌کند و کسی بهتر از او برای به سامان رساندن کارهای پرخطر نبود.

شهردار تهران با اشاره به خستگی ناپذیری سردار شهید محمدزاده یادآور شد: حتی زمانی که قبل از عملیاتی وی از ناحیه پا مجروح شده بود، وقتی بیسیم چی ماجرای جراحت ایشان را به من اطلاع داد این شهید عزیز ناراحت شده و برآشفت و به او پرخاش کرد که نباید این قضیه را می‌گفت که مبادا شرکتش در عملیات، تحت‌الشعاع این ماجرا قرار گیرد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها