در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
هر موقع تیم آسیبدیده و دو اخطاره داشت، علی انصاریان تازهترین و جوانترین فدایی خود را به صحنه کارزار میفرستاد و مطمئن بود با او هر حریفی را به خاک و خون میکشد و با این که یکی دو سال بعد یحیی گلمحمدی هم آمد، اما «دوز» یاغیان این خط آشکارا بر دانش آکادمیک افشین و حجب وحشتناک یحیی میچربید.
این که علی پروین با زرنگی و سیاست هر چه بیشتر بازوبند کاپیتانی و مقام لیدری آن خط دفاعی مخوف را به دستهای افشین مدبر و باادب و مردمدار بست نشان میداد که او چطور سعی در مهار توفانها دارد.
او هاشمینسب، رهبریفرد و انصاریان ناآرام را برای بازی درگیرانه و کوبنده و حتی گلزنی میخواست و افشین را به مقابل داور میفرستاد تا با رفتار متین خود وی را از دادن تمامی کارتهای زرد و قرمز عمرش به یاغیان تندرفتار پرسپولیس باز دارد.
عشق به فوتبال فیزیکی
زمان، سالهای 1377 تا 1382 بود. موقعی که پروین به همت عابدینی از تبعید خودخواسته پنج ساله خارج شده و ابتدا مدیر فنی پرسپولیس شده و سپس در کودتایی سریع و دو هفتهای متکوویچ کروات و ناموفق را از سرمربیگری خلع کرده و خودش، خودش را به سرمربیگری پرسپولیس منصوب کرده بود.
او عاشق فوتبال فیزیکی بود و تیمش را سرشار از دعواییها کرد. او «پایان رافت» را از ملوان به تهران آورد که هر برخورد فیزیکیاش با رقبا راه را برای گلزنی باغمیشه کوچولو و سراج شکننده باز میکرد. او استیلی را از بهمن گرفت که از شب تا صبح میدوید تا حریفان ذله شوند؛ پروین کارش را بلد بود.
کسب سه عنوان از چهار عنوان قهرمانی لیگ دسته اول فوتبال ایران که بعدا به لیگ برتر تغییر نام داد، در حد فاصل 1378 تا 1381 نشانه و محصول همین کار بلدی بود.
درست است که هاشمینسب بعد از بالا رفتن نرخش راه خود را کج کرد و به اردوی دشمن(!) رفت، اما انصاریان «سلطان بخیهها» بر سر و صورت مجروحش شد و از هر حرکت رهبریفرد خون و گل میبارید.
او 10 بار با پروین دعوا و هر بار با بردن دسته گل و شیرینی به تمرینات با وی آشتی کرد تا شیرینترین یاغی دنیا برای قرمزها و سینهچاکان پرسپولیس باشد.
چرخدندههای متفاوت
اینها آخرین بارقههای زمانی بودند که فوتبال در کشورمان هنوز با خون و پوست و حس و غیرت بازی میشد و چرخدنده بازیکنان، اسکناسی نشده بود.
پس از آن پول زبان حاکم بر فوتبال و پروینیسم و تئوری حرکت براساس همت محو شد. رهبریفرد غروب کرد، علی انصاریان راه هاشمینسب را رفت و او هم مدتی آبی شد و پایان رافت سر از لیگ امارات درآورد و افشین و یحیی که مامور جمع کردن ویرانههای ناشی از جنگهای یاغیان بودند خسته از سالهای سرمربیگری کمثمر بگوویچ و امثال او به آرامی بازنشسته شدند و امروز یکیشان ـ یحیی ـ در پرسپولیس مامور جمع کردن خرابیهای یک خارجی تازهوارد به فوتبال ما (مانوئل ژوزه) است!
انصاریان که از بقیه جوانتر بود هنوز بازی میکند و رهبریفرد که چهار، پنج سالی است بازنشسته شده بعد از دیدن نمایش بشدت لرزان مدافعان میلیاردی این فصل پرسپولیس بتازگی گفته است اگر نسل یاغیها همین حالا برگردند، در این سن بالا هم پایینتر از سطح نفرات فعلی پرسپولیس بازی نمیکنند. چیزی که متاسفانه رد کردنش قدری سخت است و چندان هم دور از حقیقت نیست!
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: