در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
نادیده گرفتن اهمیت فیلمنامه، نتیجهاش دیدهنشدن اثر نهایی است. این همان مشکلی است که امروزسینما و تلویزیون ایران با آن سر و کار دارد.
مشکل سینمای ایران تا حدودی مرتبط با فیلمنامه است و این مشکل از نداشتن درک و فهم درست از داستان ناشی میشود که دلیل آن به پیشینه اندک داستاننویسی در ایران بازمیگردد. یکی دیگر از اساسیترین معضلات این حوزه، خود فیلمنامهنویس است.
تولید انبوه و گاهی اوقات عوامل محیطی و شرایط تولید، دست به دست هم میدهد تا این تصور ایجاد شود که فیلمنامهنویسی کار آسانی است.
گاه تزریق همین نگاه به حوزه نگارش فیلمنامه در کشور، فیلمنامهنویسان حرفهای راهم برآن میدارد تا در کمترین زمان ممکن و بدون کمترین وسواسی، دست به قلم برده، به قول معروف کیلو کیلو فیلمنامه تولید کنند.
امروز متاسفانه به غلط، نگارش سریع فیلمنامه به یک امتیاز تبدیل شده و آنچه دراین میانه فدا میشود، کیفیت فیلمنامه و شأن و مقام فیلمنامهنویس است.
مسأله دیگری که باید به آن اشاره کرد، این است که متاسفانه فیلمنامهنویسان خوب ما در این فضا مایوس شدهاند.
هر گاه سخن از موفقیت یک فیلم به میان میآید، بیشترین نگاهها به سمت بازیگران و کارگردانها میچرخد و کمتر به حضور و قوت فیلمنامه و فیلمنامهنویس توجه میشود که این نه از سر کملطفی، بلکه حاصل ناآگاهی نسبت به این مقوله و موقعیت این افراد است.
به گفته جابر قاسمعلی ـ که سالهاست در زمینه نگارش فیلمنامه فعالیت میکند ـ خیلی از مردم فیلمنامه را چهار ورق کاغذ میدانند که هر کس میتواند آن را بنویسد و همین باعث شده، برخی کارگردانان و صنوف دیگر نیز به نوشتن فیلمنامه روی آورند.
او معتقد است: در چنین شرایطی، فیلمنامهنویس هم وقتی میبیند کسی فیلمنامهاش را نمیسازد، سراغ فیلم ساختن میرود و همه چیز دست به دست هم میدهد تا هیچ کس سر جای خودش نباشد.
رابطه دوسویه ادبیات داستانی و ادبیات دراماتیک
رحمان سیفیآزاد، مدیر گروه فیلم و سریال شبکه یک سیما، نبود نگاه تخصصی و دانش بنیان به حوزه فیلمنامهنویسی را مهمترین معضل این حوزه میداند.
نویسنده فیلمنامه قصه پریا میگوید: در ایران رابطهای بین ادبیات داستانی و ادبیات دراماتیک وجود ندارد. در جهان وقتی یک اثر داستانی در حوزه نشر به موفقیت میرسد، به محملی پر ظرفیت برای اقتباس و نگارش فیلمنامهنویسی تبدیل میشود، اما در ایران اینگونه نیست.
وی معتقد است: فیلمنامهنویس، روایتگری است که داستانی را روایت میکند و از آنجا که فیلمنامهنویسان ایرانی در زمینه داستانهای جذاب با کمبود و محدودیت مواجه هستند، آثار تولیدی آنها چنگی به دل نمیزند.
از سوی دیگر، وقتی فیلمنامهنویس داستانی جذاب برای روایت مییابد، ضعف روایتگری، توانمندیهای داستان را از بین میبرد.
سیفیآزاد، دومین معضل حوزه فیلمنامهنویسی را سادهانگاری حرفه فیلمنامهنویسی میداند. او معتقد است: متاسفانه امروز بیشتر فیلمنامهنویسان ما، نویسا هستند، نه نویسنده. وی در تشریح این تقسیمبندی میافزاید: نویسا افرادی هستندکه تنها مینویسند اما نویسنده کسی است که اندیشهای دارد و تفکر خلق میکند.
نویسنده فیلمنامه فیلم سینمایی من مادر هستم، معتقد است: امروز سازمانهای فرهنگی و حتی شرکتهای خصوصی، کمترین هزینه را برای فیلمنامه میپردازند که دلیل آن به دو عامل بستگی دارد؛ عامل اول اینکه فیلمنامهنویسان اثری قابل توجه و اثری ارزشمند تولید نمیکنند تا پرداخت دستمزدی بالا را توجیه کند.
باید فرهنگ بازنویسی بین فیلمنامهنویسان و عوامل تولید باب شود و تا فیلمنامهای به حد استاندارد نرسیده، تولید آن شروع نشود
از طرف دیگر فیلمنامهنویس هم چون دستمزد کمی میگیرد، به ورطه تولید انبوه میافتد تا خسارات مالی خود را جبران کند و اولین چیزی که در این وانفسا فدا میشود، کیفیت است.
برآیند این مسأله دوسویه این است که فیلمنامهنویسان مدام از دستمزد کم مینالند و سفارشدهندگان فیلمنامه از افت کیفیت.
نویسنده سریال آخرین گناه در خصوص راهکارهای حل این معضلات میگوید: چهار راهکار عمده برای این مسأله وجود دارد؛ اول ایجاد رابطه بین حوزه ادبیات داستانی و ادبیات دراماتیک، البته این رابطه باید دوسویه باشد و هردو حوزه باید در جهت اعتلا و پیشرفت دیگری نقش بازی کنند.
به این ترتیب وقتی رمان و داستانی با استقبال مخاطب مواجه میشود، زمینه اقتباس از آن برای ساخت اثری نمایشی فراهم شود و از طرف دیگر، ساخت آثار نمایشی از روی آثار داستانی، به گسترش فرهنگ کتابخوانی و ادبیات داستانی در میان مردم بینجامد.
سیفی آزاد راهکار دوم را تصحیح باورهای اجتماعی درباره جهان داستان میداند و میگوید: به دلایل فرهنگی و باورهای اجتماعی، مردم ایران و جهان داستان را به عنوان واقعیت میپذیرند و این مسأله باعث شده تا حوزه فیلمنامهنویسی با ممیزیها و محدودیتهای بسیاری مواجه شود.
این مدیر فرهنگی معتقد است: بسیاری از تجربههایی که میتواند با هزینههای کمی در جهان غیرواقعی داستان انجام شود و کارکرد الگوسازی تلویزیون و سینما را افزایش دهد متاسفانه در جامعه ایرانی امکانپذیر نیست، زیرا به دلیل باورهای غلط اجتماعی مردم ما جهان داستان را با جهان واقعی یکی میپندارند و این مسأله سبب شده تجربههای جهان داستان همان هزینههای گزاف دنیای واقعی را داشته باشد.
همین ملاحظه، بسیاری از مدیران فرهنگی و شوراهای بررسی فیلمنامه را ناچار ساخته تا حوزه محدودیتها را افزایش دهند.
مدیر گروه فیلم وسریال شبکه یک سیما، سومین راهکار را توجه به تجربهاندوزی در زمینه فیلمنامهنویسی میداند و میافزاید: متاسفانه ما در ایران برای تجربهاندوزی در زمینه فیلمنامهنویسی هزینهای نمیپردازیم، در حالی که همیشه و همه جای دنیا تجربه روی کاغذ ارزانترین نوع تجربه است و ما برای اینکه جلوی خسارت و هزینههای هنگفت تولیدات ضعیف را ـ که بمراتب بیشتر از هزینه تجربه روی کاغذ است ـ بگیریم، چارهای جز پرداخت هزینه تجربهاندوزی در زمینه فیلمنامهنویسی نداریم.
سیفیآزاد آخرین راهکار را کارگاهینویسی میداند و معتقد است: این فرهنگ باید بین فیلمنامهنویسان رایج شود که فیلمنامهنویسی، حوزههای مختلفی همچون موقعیتنویسی، طراحی قصه و دیالوگنویسی دارد که اگر به هر کدام از این حوزهها تخصصی نگاه شود، قطعا نتیجه کار اثری قابل اعتنا خواهد بود.
االبته وی که بسیاری از آثار خود را به صورت مشارکتی نوشته، لازمه اجرای این راهکار را به رسمیت شناختن حقوق مادی ومعنوی همه اعضای گروه و هماهنگی بین اعضا میداند.
کمدانشی، مشکل اصلی فیلمنامهنویسان
نوید میهندوست، نویسنده و کارگردان سینما و تلویزیون، عمده معضل فیلمنامهنویسی را ناآگاهی و نداشتن دانش کافی فیلمنامهنویسان میداند.
کارگردان فیلم هرچی خدا بخواهد، در پاسخ به این سوال که آیا واقعا مشکل سینما و تلویزیون فیلمنامه است یا عوامل دیگری در این ارتباط دخیلند، میگوید: نهتنها در ایران، بلکه درتمام دنیا مشکل اصلی آثار نمایشی، فیلمنامه و متن است. میهندوست میافزاید: فیلمنامه اساس یک اثر است و هر مشکلی در اثر وجود داشته باشد، قطعا به این اساس برمیگردد.
سرپرست نویسندگان سریال در حال ساخت میلیاردر در تبعید، درباره مهمترین مشکل حوزه فیلمنامهنویسی میگوید: متاسفانه بسیاری از فیلمنامهنویسان ما دانش کافی برای این کار ندارند.
این افراد تصور میکنند اگر مسائل فنی و تکنیکی فیلمنامهنویسی را بدانند، فیلمنامهنویس خواهند شد اما این همه ماجرا نیست، آنها باید دانش عمومی بالایی داشته باشند، چون قرار است اندیشه تولید کنند.
این کارگردان سینما میافزاید: متاسفانه برخی فیلمنامهنویسان ما بسیاری از آثار فاخر ادبیات ایران و جهان را نخواندهاند، فیلم خوب نمیبینند و دانش عمومی آنها در حوزههای مختلف اندک است. به همین دلیل آثار آنها فاقد قابلیتهای یک اثر مناسب است.
میهن دوست در خصوص راهکارهای حل این معضل میگوید: راهکار این مسأله در بلندمدت افزایش دانش فیلمنامهنویسان است. عاملی که پس از مدتی سره را از ناسره جدا کرده، باعث میشود تنها افرادی در زمینه فیلمنامهنویسی فعالیت کنند که واقعا دانش این کار را داشته باشند و دیگر هر کسی به خودش اجازه ندهد فیلمنامه بنویسد.
اما در کوتاهمدت، راهکار حل این مساله افزایش دانش کارگروهی است. میهندوست معتقد است: وقتی فیلمنامهای گروهی نوشته میشود، دانش گروهی به کار تزریق شده و نواقص حاصل از کمبود دانش مرتفع میشود. البته نوید میهندوست راهکار دومی هم برای حل مشکل بیدانشی فیلمنامهنویسان دارد و آن بازنویسی پیدرپی است. او میگوید: باید فرهنگ بازنویسی بین فیلمنامهنویسان و همچنین عوامل تولید باب شود و تا فیلمنامهای به حد استاندارد نرسیده، تولید آن شروع نشود.
این نویسنده معتقد است: بازنویسی به دلیل ضرورتهای تولید فشار تهیهکنندگان و سفارشدهندگان و گاهی اوقات به خاطر مشغله زیاد فیلمنامهنویس یا بیحوصلگی او مورد غفلت قرار میگیرد و به همین دلیل، بسیاری از ایدههای خوب به اثری خوب تبدیل نمیشوند.
فیلمنامه عضوی از یک پیکر است
عباس نعمتی یکی دیگر از فیلمنامهنویسان پرکار تلویزیون، مشکل تلویزیون و سینما را صرفا چگونگی فیلمنامهنویسی نمیداند.
نویسنده سریال تکیه بر باد معتقد است: باید به سینما و تولید اثر نمایشی در تلویزیون نگاهی انداموار داشت. نمیشود یک عضو از این اندام را جدا کرد و در نگاهی مکانیکی همه مشکلات را از آن ناحیه دانست.
نویسنده سریال گمشده میافزاید: در فضایی که کارگردان خوب، بازیگر توانا، طراح صحنه خوشذوق و فیلمبردار صاحبسبک کم دارد، چگونه میتوان توقع داشت فیلمنامهنویس خوب و فیلمنامه قابل قبول زیاد باشد.
چگونه میشود در این سیستم اداری و بروکراسی پیچیده، تنبل و نگران، فیلمنامه خوب تولید کرد؟ بنابراین باید همه سینما و تلویزیون را به عنوان یک اندام به هم پیوسته دید که هر عضوی با عضو دیگر در ارتباط هستند و بر هم تاثیر میگذارند. اگر این گونه نگاه کنیم، نگاهمان درباره مشکلات فیلمنامهنویسی در ایران تغییر خواهد کرد.
عباس نعمتی در ادامه میافزاید: متاسفانه عموم کسانی که امروز درباره فیلمنامه نظر میدهند یا در این زمینه تصمیمگیری میکنند، چه تهیهکننده و چه مدیران فرهنگی، دغدغه اولشان هنر نیست، بلکه هنر برای همه آنها ابزار است.
به همین علت این نگاه وسیله محور و ابزاری باعث شده قدرت ریسک و درک ظرافت یک اثر نزد این افراد پایین بیاید وهمواره در تعارض بین هنر و دیگر مسائل ـ که شاید همه آنها در جای خود مهم باشند ـ هنر است که قربانی میشود.
نویسنده سریالهای پرمخاطب نان وریحان و اولین شب آرامش معتقد است: همین نگاه ابزاری باعث شده است فرقی بین فیلمنامه خوب و کیفی و فیلمنامه معمولی وجود نداشته باشد. به همین سبب، سالهاست سقف پرداخت مادی برای یک فیلمنامه نهتنها ثابت مانده، بلکه یکسان نیز است. بگذریم از این که کل این مبلغ از دستمزد یک بازیگر همان پروژه کمتر است.
نعمتی با بیان این که همین نگاه ابزاری باعث شده است سفارشدهندگان آثار بیشتر به ویترین آثار توجه کنند تا باطن و اندیشه یک اثر، میافزاید: تفاوت هزینه اندکی که برای فیلمنامه میشود با هزینههای بالایی که برای دیگر بخشهای تولید اختصاص مییابد، نتیجه همین نگاه است.
نویسنده سریال شب میگذرد که چند سالی نیز تجربه مدیریت در سیما را داشته، میگوید: متاسفانه تهیهکننده که اولین ناظر تولید یک اثر کیفی است، امروز به تدارکاتچی، مدیر اجرایی و به اسپانسر بیار تبدیل شده است. بنابراین از چنین تهیهکنندهای نباید انتظار تولید اثری فرهنگی داشت و قطعا فیلمنامهنویسی هم که برای چنین تهیهکنندهای کار میکند، نخواهد توانست اثری قابل قبول عرضه کند.
نعمتی در پایان به بیمتولی بودن حوزه فیلمنامهنویسی اشاره میکند و میافزاید: متولی تولید فیلمنامه و فیلمنامهنویسی در ایران کیست؟ چه کسی باید آنها را ساماندهی کند؟ اصلا چه تعداد فیلمنامهنویس داریم؟ چند نفرشان امروز کار میکنند و تخصص هر کدامشان چیست؟
نویسنده مجموعه شاید برای شما هم اتفاق بیفتد، بیمتولی بودن را مشکل دیگر حوزه فیلمنامه میداند و میافزاید: تا این حوزه سر و سامان نیابد و به آن نگاه انداموار نشود، مشکلات فیلمنامه حل نخواهد شد و تا زمانی که فیلمنامه فقط در حرفها مهم باشد و در عمل به آن توجه کافی نشود، این مشکلات همچنان پابرجاست.
امیر شایان مهر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: