گزارشی از پشت صحنه مجموعه تلویزیونی «دولت مخفی» از شبکه دو سیما

تراژدی ماندن و انتظار

گاهی برای تهیه گزارش از یک مجموعه تلویزیونی، فیلم یا برنامه‌ای خاص، خبرنگاران سر و دست می‌شکنند و داوطلب می‌شوند گزارشش را بنویسند. اما برای رفتن به پشت صحنه برخی سریال‌ها کسی داوطلب نیست، بخصوص ‌که مسیر دور باشد و ندانی قرار است چطور به آنجا برسی.
کد خبر: ۵۰۷۲۹۹

اولین‌بار که با علیرضا جلالی، یکی از تهیه‌کنندگان سریال «دولت مخفی» تماس گرفتم تا برای نوشتن گزارشی از پشت صحنه این مجموعه تلویزیونی بروم، چند ماه پیش بود که استقبال کرد و گفت هر وقت بخواهم می‌توانم به شمال کشور بروم. مسافت طولانی بود و ترجیح دادم منتظر بمانم.

حالا گروه به تهران آمده‌ و در شهرک دفاع مقدس کار می‌کند. لوکیشن در تهران است، اما رسما در بیابان قرار دارد. خواستم عقب‌نشینی کنم و در لوکیشن‌های دیگر همراهی‌شان کنم که فهمیدم گروه برای ادامه کار به عراق می‌رود. بسختی خود را به شهرک سینمایی دفاع مقدس، آن‌طرف‌تر از اسلامشهر و جایی در اتوبان قم رساندم.

تجربه خوبی بود. به محض ورود به شهرک، صدای خمپاره نظرمان را به انتهای جاده‌ای که از در شهرک شروع می‌شد و معلوم نبود تا کجا ادامه داشت، جلب کرد. پس از آن، دودی در هوا پخش شد. نگهبان جلوی در شهرک اشاره کرد که گروه فیلمبرداری همان‌جا مستقر است.

کمی به راه آسفالتی که انتهایش معلوم نبود و عبور و مروری در آن نمی‌شد نگاه کردم و تصمیم گرفتم به نشانی‌ای که دود به ما می‌داد بروم. دو کیلومتری راه رفتم. در مسیرم تانک‌ها روی تپه‌ها و با فاصله‌های تقریبا نامنظمی ایستاده بودند.

چند ماشین سوخته نیز اطراف تانک‌ها به چشم می‌خورد. صدای موتوری از دور می‌آمد که با سرعت به من نزدیک می‌شد. خودم را از جاده کنار کشیدم. موتور هوندایی با دو سرنشین از کنارمان رد شد. کم‌کم به جایی رسیدم که تقریبا گروه را در حین کار می‌دیدم.

موتور دوباره برگشت. پشت موتور پژمان بازغی نشسته بود. این را بعد به من گفت که زیر سایبان نشسته بودیم و درباره کار با هم صحبت می‌کردیم.

بالاخره به گروه رسیده بودم. کمی آب خوردم و به سمت خرابه‌هایی رفتم که در یکی از آنها عبدالحسین برزیده، کارگردان سریال با دستیارانش نشسته بود و صحنه‌ای را می‌گرفت که باید یک سرباز عراقی، سرباز دیگری را که مرده بود به داخل خرابه‌ها می‌کشاند.

با این‌که هماهنگی‌های لازم برای رفتن به شهرک و حضور در پشت‌ صحنه صورت گرفته بود، با کارگردان هماهنگ نکرده بودند و منتظر ماندم تا وی نیز اجازه گفت‌وگو با عوامل و بچه‌های گروه را صادر کند. روی چند صندلی که زیر سایبان قرار داشت، نشستیم.

کاوه خداشناس و پژمان بازغی نیز آمدند و روی صندلی‌ها نشستند. خداشناس مجله‌ای دست گرفته بود و می‌خواند. بازغی پرسید از کجا آمده‌ام و در همین حین محمدرضا رهبری به ما اضافه شد. دو هنرور نیز روی صندلی‌ها نشستند. تقریبا زیر سایبان پر شده بود.

پژمان بازغی از وضعیت مصاحبه‌هایی که تاکنون با وی شده است به ما گفت و از سوال‌های غیرکارشناسانه برخی خبرنگارهای حوزه سینما گله‌مند بود. در حین همین گلایه‌ها، مجله‌ای را که دست همکارمان بود گرفت، عکسی را نشان داد و از ما خواست احساسمان را در چند کلمه نسبت به آن بگوییم. ناخودآگاه یاد برخی مصاحبه‌های سرگرم‌کننده مجلات خانوادگی افتادم.

رهبری حواسمان را به این جمع کرد که «شما تازه آمده‌اید و عادت ندارید... الان خمپاره می‌زنند. بهتر است گوش‌هایتان را بگیرید.» اعتقاد بچه‌ها بر این بود که کار خیلی کند پیش می‌رود و پلان‌هایی هست که 90 بار تکرار شده تا به آنچه می‌خواستند نزدیک شده‌اند.

در این مدت که صحبت می‌کردیم صحنه داخل خرابه کشیدن عراقی کشته شده تکرار می‌شد. پرسیدم کی عراق می‌روید؟ بازغی گفت: شاید نرویم. می‌گویند آنجا خیلی امن نیست. فعلا دارند رایزنی می‌کنند.

بعد یکی از هنرورها را آورد و معرفی کرد و گفت: سینما یعنی این! منظورش حسن نقوی بود که به گفته خودش 15 سال بود هنروری می‌کرد. خیلی پر جنب و جوش بود و حتی برای شادی دل بچه‌های پشت صحنه پشتک‌‌وارو می‌زد و صدای بچه درمی‌آورد و دیالوگ چندتا از فیلم‌هایی را که در آنها نقش‌آفرینی کرده بود، می‌گفت.

نقوی دست‌هایش را نشانمان داد که به‌خاطر پشتک‌‌وارو‌هایی که زده پر از تیغ شده است. او نقش بیسیم‌چی پژمان بازغی را بازی می‌کند که در این مجموعه فرمانده است.

رفتن به عراق منتفی نیست

مجموعه تلویزیونی دولت مخفی، داستان سه جوان است که در شمال کشور زندگی می‌کنند و با هم دوست هستند. وضع و شرایط زندگی هر یک از آنها به حدی خوب است که تصورات ذهنی هر یک از کسانی را که گمان می‌کردند جوانان برای فرار از سختی‌هایی که گرفتار آن هستند به جبهه رفته‌‌اند، به‌هم می‌ریزد.

به همین دلیل صحنه‌های خانوادگی و آغازین فیلم در شمال کشور و بهترین منطقه آب ‌و هوایی آن فیلمبرداری شده است. قصه آن در دهه‌های 60 و 70 می‌گذرد. پژمان بازغی در این سریال در نقش سعید، فرمانده‌ای است که پس از شهادت پدرش، خانواده‌اش را از جنوب به شمال کشور آورده و با پروانه (لاله اسکندری) نامزد می‌کند.

مجموعه تلویزیونی دولت مخفی، داستان سه جوان است که با هم دوست هستند. وضع و شرایط زندگی هر یک از آنها به حدی خوب است که تصورات ذهنی هرکس را که فکر می‌کند برای فرار از سختی‌ها به جبهه رفته‌‌اند به‌هم می‌ریزد

او در جریان این مجموعه زخمی و سپس اسیر می‌شود. پس از ده سال بازمی‌گردد، اما با بازگشت سعید از جبهه، ماجراهای دراماتیکی در روند داستان اتفاق خواهد افتاد.

از دیگر بازیگران اصلی دولت مخفی کاوه خداشناس (اصغر)، محمدرضا رهبری (رحیم)، امیر آتشانی (غفور)، مهتاج نجومی (فروغ)، مریم بوبانی (صفورا)، هادی قمیشی (حاج نایب)، ابراهیم برزیده (پرویز)، مریم سلطانی (پرستو)، کریم خودسیانی (اشکان) و... هستند.

فیلمنامه اولیه این سریال با حمایت موسسه فرهنگی پیام آزادگان توسط رحمان سیفی‌آزاد و داریوش ربیعی نوشته و به قلم عبدالحسین برزیده و سیدمجید امامی بازنویسی نهایی شده است.

دولت مخفی، به کارگردانی عبدالحسین برزیده و تهیه‌کنندگی حمید ‌آخوندی و علیرضا جلالی است.

علیرضا جلالی، تهیه‌کننده این مجموعه می‌گوید: این مجموعه درباره اسرای ایرانی در عراق است و در بخشی به خانواده آنان پرداخته شده که کمتر از اسرا عذاب نکشیده‌اند و آنان نیز اسیران این وضع به‌حساب می‌آمدند.

در بخشی از این مجموعه به اسارت حجت‌الاسلام سید علی‌اکبر ابوترابی نیز اشاره می‌شود.

وی اشاره می‌کند که درباره شخصیت ابوترابی بسیار تحقیق شده و همه تاکید داشته‌اند که او در آن دوران بسیار تاثیر‌گذار بوده و حتی با رفتارش روی عراقیان نیز اثر می‌گذاشته است. جلالی اضافه می‌کند: این مجموعه قرار است روایتگر گذراندن لحظه‌های دوران اسارت از سوی اسرا و خانواده‌های چشم انتظار آنها باشد و در قالبی داستان‌گونه، صبر، اراده و استقامت این هموطنان را به تصویر بکشد.

در بخش دیگر نیز به آزادی آنان و استقبال مردم از ایشان می‌پردازیم. جلالی به نقش عبدالحسین برزیده در تغییرات مثبت ایجاد شده در فیلمنامه اشاره می‌کند و ادامه می‌دهد: این تغییرات برای بهتر شدن روند سریال بوده و با فیلمنامه‌نویسانش هماهنگی ‌لازم صورت گرفته است.

به گفته این تهیه‌کننده، دولت مخفی در 26 قسمت تولید می‌شود که همزمان با تولید در حال تدوین است. حمید آخوندی، دیگر تهیه‌کننده سریال نیز اکنون به عراق رفته تا رایزنی‌های لازم را برای انتقال بازیگران و عوامل صحنه به آنجا انجام دهد.

جلالی مدت کار در لوکیشن عراق را 15ـ10 روز می‌داند و به روند کند کار اشاره می‌کند. او طرح کلی مجموعه را جریانی عام در رزمندگان می‌داند و می‌گوید: سه فرزند دارم که زمان به‌دنیا آمدن هیچ‌یک از آنها بالای سر همسرم نبودم و این امر خیلی میان رزمندگان آن دوره رایج بود. باید گفت خیلی‌ها از روی بیکاری و بدبختی به جبهه نرفتند، بلکه نوعی وظیفه بود که آنها را به جبهه می‌کشاند.

تهیه‌کننده این سریال درباره مشکلات هزینه‌ای که طولانی‌شدن کار برایشان پیش‌ آورده معتقد است اگر از شهرک بیرون بیایند، قسمت اعظمی از مشکلات را پشت سر گذاشته‌اند. او می‌گوید: هنوز به دلیل نبود تمرکز، درباره تیتراژ و موسیقی سریال تصمیم نگرفته‌ام و فعلا عزم خود را جزم کرده‌ام تا تولید خوبی داشته باشیم.

وی در پایان به همکاری‌هایی که ارتش جمهوری اسلامی در ساخت فیلم «روز سوم» کرده اشاره کرد و گفت: ارتش برای فیلم روز سوم امکانات، تشکیلات، نیروی انسانی، هلیکوپتر خود را در اختیار ما گذاشت و برای کار به ما گردان معرفی ‌کرد که هر چه بهتر کار پیش رود. چیزی که در ساخت این فیلم‌ها با این که کار بسیار دشواری است با آن کمتر روبه‌روییم. جلالی خود را مدیون ارتش می‌داند و امیدوار است کاری در خور آنان تهیه کند.

تصویربرداری دولت مخفی اسفند 90 آغاز شده و با گرفتن صحنه‌هایی از شمال کشور (رامسر) و بخش‌های خانوادگی سریال شهریورماه به نیمه خود رسیده است.

مشکلات نفس‌بُر شهرک

ظهر است و با گروه برای خوردن ناهار به استراحتگاه‌ها می‌روم. بچه‌ها درباره روند کار و مشکلات آن صحبت می‌کنند و همه دوست‌ دارند زودتر کار در شهرک دفاع مقدس تمام شود، چون امکانات خوبی ندارد. با توجه به این که چند نفر به دلیل طولانی شدن کار از گروه جدا شده و عده‌ای دیگر جای آنان به گروه پیوسته‌اند محمود ریحان‌صفت، مدیر تولید فعلی سریال می‌گوید: بیشتر افرادی که از گروه جدا شده‌اند دلایل شخصی داشته و هیچ یک اخراج نشده‌اند. او این روند را درباره طرحی که طول می‌کشد عادی می‌داند. وی می‌گوید: 25 ـ 20 لوکیشن در شمال فیلمبرداری شده است و هنوز کار آنجا ادامه دارد. از آنجا که کار فصل پاییز در شمال جلوی دوربین رفت، با طول کشیدن آن به گرما خوردیم و با مشکلات پوشیدن لباس‌های زمستانی در تابستان و پاک شدن گریم‌ها به خاطر شرجی بودن هوا روبه‌رو و مجبور شدیم به تهران بیاییم و مجدد اواسط پاییز برای ادامه کار به شمال بازگردیم.

سریال پس از این در آبادان و پرند که اردوگاه اسرا خواهد بود، ادامه خواهد یافت. ریحان‌صفت می‌افزاید: بیشترین سختی‌های کار در بخش شهرک دفاع مقدس است. شاید شهرکی‌ها خود مقصر نباشند، اما اینجا همواره مشکل حرکتی و... داریم که بازه کاری را بسیار پایین آورده است.

داستان عشق، رفاقت و دوستی

کاوه خداشناس، بازیگر نقش اصغر در مجموعه دولت مخفی سریال را دارای رنگ‌آمیزی خوب و موفقی می‌داند که نویسندگان و کارگردان برایش به‌وجود آورده‌اند و معتقد است: موفقیت چنین‌ کارهایی که همدلی میان عوامل آن بسیار زیاد است تضمین شده است. او که یکی از سه رزمنده‌ای است که از شمال راهی جبهه شده و در پایان این مجموعه شهید خواهد شد، می‌گوید: این داستان با محوریت عشق، رفاقت و دوستی است و قسمت‌هایی از آن در شمال فیلمبرداری می‌شود. این مجموعه پر از تصاویر کارت‌پستالی است که متحرک شده‌اند.

اصغر سریال دولت مخفی ادامه می‌دهد: عبدالحسین برزیده سعی کرده تصاویری خاکستری از شخصیت‌ها ارائه کند و این از هوشمندی قصه است که بخش عاطفی و خانوادگی مجموعه به شکلی پررنگ شده که بخش‌های جبهه آن تاثیرگذارتر جلوه کند.

کاوه خداشناس درباره این پرسش که دولت مخفی هم خاصیت اغراق‌آمیز بودن فیلم‌هایی را که در حوزه جبهه و جنگ ساخته می‌شود، دارد یا خیر توضیح می‌دهد: آدم‌هایی که در این حوزه کار می‌کنند و می‌نویسند چون بسیار وابسته به آن محیط و شرایط هستند، هرچقدر هم بخواهند برخی ارزش‌ها را برایشان کمرنگ کنند، به آن تن نمی‌دهند و از منظر دیگری به قصه نگاه می‌کنند.

باید به آنها حق داد، چون جوان بوده و تاثیری که شرایط در ذهن‌شان داشته بسیار زیاد است، اما ما به فراخور آدمی که 20 سال از جنگ گذشته به آن نگاه می‌کنیم. این بازیگر ادامه می‌دهد: در کل، جنگ ذاتا فرآیند اغراق‌ شده‌ای است و در تمام دنیا فیلم‌هایی که در این‌باره ساخته می‌شود اغراق‌شدگی را در خود دارند و رفاقت، نفرت، از خودگذشتگی و... در آن بسیار بالاتر از حد معمول است.

اما محمدرضا رهبری، دیگر بازیگر سریال می‌گوید: با وجود کارگردانی مانند عبدالحسین برزیده و این که متن کار بارها بازنویسی شده است، تصور می‌کنم مجموعه تلویزیونی خوب و منحصر به فردی از آب درآمده باشد.

خوشبختانه ارتباط عوامل، چه پشت صحنه و چه جلوی دوربین بسیار عالی است. اینجا اختلاف سلیقه و عقیده‌ای وجود ندارد. محمدرضا رهبری که کار تصویر را با مجری‌گری در برنامه «موج» آغاز کرده نسبت به بازیگری در سریال‌های تلویزیونی خوشبین است و می‌گوید: من تلویزیون را دوست دارم چون در آن می‌توان به جای مشهور شدن، محبوبیت را تجربه کرد. برخی سوپراستارهای سینما در مجموعه‌های تلویزیونی حاضر نمی‌شوند، چون سینمای ما به این که گیشه را با وجود آنها تکان دهد عادت کرده است.

اما من اگر در سینما به جایگاه خیلی بهتری هم برسم دوست دارم باز با تلویزیون همکاری ‌کنم. تلویزیون به فراخور نوع رسانه‌ایش بیشتر دیده می‌شود، در حالی که سینما، بخصوص سینمای بحران‌زده این روزها، دچار فضاهای تخصصی و در عین‌حال محدودتر است.

این بازیگر که در نقش سینا در مجموعه تلویزیونی «میوه ممنوعه» دیده شد، دولت مخفی را یکی از بهترین تجربه‌های بازیگری خود می‌داند و در این باره اضافه می‌کند: بازی در دولت مخفی به دلیل گرمای تابستان لوکیشن شهرک سینمایی دفاع مقدس و مشکلات کار با اسلحه و جنگ‌افزارها می‌تواند برای بازیگران دشوار باشد و چه‌بسا برخی توانایی تحمل این مشکلات را نداشته باشند.

رهبری که در دولت مخفی نقش رحیم، یکی از نقش‌های اصلی را ایفا می‌کند درباره قصه مجموعه معتقد است: داستان بیش از آن که دربرگیرنده مضامین صرف دفاع مقدس باشد، می‌خواهد دغدغه نسلی را که همزمان با جنگ دچار مشکلات عدیده دیگر بوده بپرورد.

سه جوان از یکی از شهرهای شمال راهی جبهه می‌شوند، اصغر (کاوه خداشناس) شهید و سعید (پژمان بازغی) اسیر می‌شود و رحیم (من) برمی‌گردم و به خانواده‌ها اطلاع می‌دهم. ولی این اطلاع‌رسانی مشکلاتی به‌وجود می‌آورد، اما متن مدام بازنویسی می‌شود و ممکن است تغییراتی در آن پیش بیاید.

با توجه به این که به‌ عقیده رحیم، این مجموعه تلویزیونی بنا به شرایط ویژه تولید و قصه تراش‌خورده‌اش تجربه‌ای موفق خواهد بود امیدوار است شبکه دو سیما وقت مناسبی را در کنداکتور خود برای پخش آن در نظر گرفته باشد.

گرمه، خاکه؛ سینماست دیگه

حسن نقوی، هنروری که در نقش بیسیم‌چی در این سریال بازی می‌کند، می‌گوید: مانند دیگر هنروران از طریق موسسه معرفی شده است.

او که تا پیش از این در فیلم‌هایی چون «فقر و فحشا» و «رسوایی» مسعود ده‌نمکی، «سرزمین کهن» کمال تبریزی، «زیر هشت» و «تا ثریا» سیروس مقدم، «حریم» و «نردبان آسمان» محمدحسین لطیفی، «دنده معکوس» حسن فتحی، «کلاه پهلوی» ضیاء‌الدین دری و... بازی کرده است مشکلات بازی در این مجموعه تلویزیونی را گرما، خاک و امکانات کم می‌داند، اما در عین‌حال معتقد است همه اینهاست که سینما را می‌سازد.

نقوی اضافه می‌کند: باید هر چه را کارگردان می‌گوید انجام داد و در آن کمتر چون و چرا کرد تا کار سریع‌تر انجام شده و صمیمیت میان گروه حفظ شود. او که از همین راه امرار معاش می‌کند گاهی در مدارس و جشن‌ها برنامه اجرا می‌کند و این را از مشکلات بازیگران کمتر در ویترین می‌داند.

این هنرور معتقد است باید همه دیالوگ‌ها را حفظ کرد تا کمتر در کار مشکل ایجاد شود. او که دیالوگ فیلم‌هایی را که بازی کرده است هنوز به یاد دارد می‌گوید از بازی کنار بازیگران خوب همیشه لذت برده و این را از لذت‌های کارش می‌داند. ‌

دیگر عوامل این مجموعه عبارتند از مدیر تولید: محمود ریحان‌صفت، جانشین شهرام دانشپور، مدیر تصـویربرداری: ایرج عاشوری، طراح صحنه و لباس: سعیـد آهنگرانی، طراح گریـم: مهدی شیرازی، مدیر صدابرداری: هادی معنوی‌پور، منشی صحنه: مهدی آقایی، تدوین: سیدمجید امامی، مجید حسنی و مریم جلالی، عکاس: مهدی صادقی.

یک شبانه‌روز کار برای ضبط 50 ثانیه

گرچه این سریال هنوز نوبت پخش نگرفته است، اما همچنان همه امیدوارند با توجه به حساسیت‌های کارگردان مورد توجه بینندگان قرار گیرد.

مشغول گفت‌وگو با محمدرضا رهبری بودیم که بچه‌ها سر صحنه رفتند، اما حالا به انتهای جاده که نگاه می‌کنم نه دودی به چشم می‌آید و نه صدایی به گوش می‌رسد.

در سکوت کامل رزمنده عراقی همرزم مرده‌اش را به داخل خرابه می‌کشد و ما می‌دانیم تائید صحنه‌ها چقدر برای برزیده حساس است؛ آنقدر که از یک صبح تا شب فقط ممکن است 50 ثانیه از این مجموعه تلویزیونی فیلمبرداری شود. کارگردانی که در ساخت سریالی برای اهل ویژه، بارها کات می‌دهد.

شهرک با وجود گرما، خاک و امکانات نداشته‌اش برای ما خاطره‌ای شد از بچه‌هایی که با امید برای رونق دادن به قاب کوچک خانواده‌ها تلاش می‌کنند.

نگار حسین‌خانی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها