نیم نگاهی به سریال «بچه محل»

در یک سامانه اجتماعی ، آدمها موثرترین عامل در رشد و تکوین اخلاقیات و زیرساخت های تربیتی اند. در نگاه به کانون کوچکتر ساختار توده های اجتماع به خانواده می رسیم که شالوده و محرک آدمی به سوی تکامل یا سقوط است.
کد خبر: ۵۰۶۹۲

بشر از زمان گام نهادن بر گیتی در معامله دوجانبه با خانواده و محیط بر یک سیکل بسته راه می پیماید و در این مسیر کوتاه مدت عمر آدمی گاه بر طبل چالش می کوبد و گاه ، راه تعامل و همزیستی مسالمت آمیز در تمام امور را چراغ راه مسیر زندگی خود می کند. یک روستای نقلی و جمع وجور با آدمهایی ساده و ساعی محور ماجراهای مجموعه داستانی «بچه محل» است.
کانون مرکزی حوادث سریال به نوعی به درمانگاه دکتر گیلدرپیر پیوند می خورد که اینک با بازگشت تام پسرش (جانشین او) در صدد کنار کشیدن و بازنشستگی است.
چالشهای پدر و پسر در امور درمانی بیماران روستایی محرک ثانویه حرکت قصه و آدمها رو به جلوست. از سوی دیگر اعتماد یا عدم اطمینان برخی اهالی روستا نسبت به دکتر جوان خودبارورکننده قصه ای فرعی جذابی در تکمیل ماجراهای جداگانه هر قسمت سریال است.
آنچه بچه محل را سر پا نگه داشته ، داستان های ساده و متنوعی است که در هر قسمت در منظر دید بیننده قرار می گیرد. درمانگاه به عنوان کانون مرکزی جغرافیای قصه به درستی با دیگر جزییات تناسب دارد.
طنز رفتاری و گفتاری برخی پرسوناژها از تلخی ماجراها کاسته و مخاطب را در پیگیری روند موضوعی به نیکی به دنبال خود می کشاند. نمود دیگری که در داستان و سلسله حوادث بچه محل عیان است ، تزریق و تقویت روحیه جمعی در حل معضلات فردی و گروهی اهالی روستاست.
هر چند لجبازی ها و کنش و واکنش های برخی شخصیت های درگیر در قصه ها نمایانگر کله شقی و یکدندگی آدمهاست ، اما آنچه در پایان هر قسمت به سرانجام خوش منتج می شود، تاکید و تمرکز بر تعامل و همیاری اهالی روستاست . سادگی و بدویت شیرینی آدمها رنگ و لعاب دروغ و ریا ندارد و تعامل و گاه چالش اهالی با یکدیگر و با محیط در منظرگاه کلی ، قابل پذیرش و باور است.
شاید از نگاه دیگر بچه محل یک مجموعه سهل و ساده به نظر برسد، اما در آوردن همین سادگی و باورپذیری آدمها کار شاقی است که سازندگان اثر از آزمون آن روسپید بیرون آمده اند.
از آنجا که همگان یک شناخت نسبی و اولیه از چنین محیطهای روستایی دارند، تزریق طراوت و جذابیت دراماتیک به روابط عللی معلولی آدمهای درگیر ماجرا نیرو و توانایی مضاعفی را می طلبد تا بیننده در عین دیدار روابط ساده و روزمره دچار رخوت و دلزدگی موضوعی نشود.
از سوی دیگر جدال دکتر گیلدر با فرزندش تام که به نوعی سردمدار طبابت جدید است ، بخوبی چالشهای صنفی و عاطفی پدر و پسر را پررنگ کرده و در هر قسمت این رو کم کنی حرفه ای بین 2 طرف درگیر ماجرا ادامه دارد. بچه محل در شمایل بصری خود بسان چارچوب دراماتیک داستان هایش ساده و بی ادا و اطوار است ؛ هرچند فضای دیداری روستا با پوشش سرسبز و درختانش ، شائبه تصاویر کارت پستالی را در ذهن متبلور می کند، اما نمود بصری سریال با شخصیت ها همگون و مماس شده و به گونه ای نیست که گل درشتی و پررنگی آن توی ذوق بزند.
بچه محل در شمای کلی ، قصه هایش را بدون لکنت و تپق برای بیننده تعریف می کند و این اندک هم برای یک مجموعه ، ارزش کمی نیست.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها