کسی که پس از کسب مدال طلای جهانی 2010 مالزی و نقره پاراآسیایی گوانگجو گام به لندن گذاشت و همچون دیگر اعضای تیم ملی وزنهبرداری فراتر از انتظار ظاهر شد.
مرادی هر چند در 30 سالگی به افتخار فتح بالاترین قله قهرمانی ورزش معلولان نایل آمده، اما همچنان قصد دارد به حضور خود در عرصه قهرمانی ادامه دهد چرا که معتقد است توانایی این کار و ادامه افتخارآفرینی برای خود و کشورش را دارد؛ دو هدف بزرگی که با انگیزه غلبه بر معلولیت معنای دیگری یافته است.
مصاحبه با قهرمان معلولی که فرزند 9 ماهه خود را در بغل داشت و در اوج قهرمانی همراه خوبی برای همسرش نشان میداد، جالب توجه بود. ماحصل این گفتوگو در پی میآید:
درخشش تیم ملی وزنهبرداری در رقابتهای پارالمپیک غیرمنتظره بود، به عنوان کسی که با کسب مدال طلا سهم قابلتوجهی در این درخشش داشتید، رمز و راز این موفقیت را چه میدانید؟
ما در لندن واقعا نتیجه درخشان و بینظیری کسب کردیم، قهرمانی پارالمپیک آن هم با کسب چهار مدال طلا کار کوچکی نبود، چرا که در پارالمپیک 2008 پکن و 2004 آتن تنها دو مدال طلا کسب کرده بودیم و این رشد صددرصدی واقعا ارزشمند بود و حاصل زحمات خود، مربیان و فدراسیون را گرفتیم. شک نکنید که این موفقیت به هیچ عنوان تصادفی نبود و در یک سال منتهی به اعزام به لندن زحمت زیادی کشیدیم. چند مرحله اردوهای بیست و سه روزه که با استراحتهای یک هفتهای همراه بود را با جدیت تمام پشتسر گذاشتیم. البته آخرین اردوی ما به دلیل همزمانی با ماه مبارک رمضان 47 روز به طول انجامید و در شهرهای رشت، قزوین و میگون تمرینات پرفشاری انجام دادیم و از همه اینها مهمتر روح وحدت و یکدلی بود که در بین همه اعضای تیم وجود داشت. روحیهای که همه ما را به سمت کسب مدال طلا سوق میداد.
این روحیه همدلی هر وقت در ورزش ما و در تیمهای مختلف به معنی واقعی کلمه و خارج از شعار شکل گرفته نتایج درخشانی به دنبال داشته است. در تیم وزنهبرداری این روحیه چگونه شکل گرفت؟
ما در یک سال گذشته و حتی پیش از آن در اردوهای آمادهسازی به حدی با هم صمیمی شدیم که نمود این صمیمیت را در روزهای مسابقه در لندن به خوبی میدیدیم. تکتک اعضای تیم با همه وجود میخواستند طلا بگیرند و از موفقیت هم خوشحال میشدند و در ناراحتیها نیز یار و غمخوار خویش بودند. چون احساس رفاقت و برادری بین ما به اوج خود رسیده بود. دلیل این مساله هم هدفی بود که برای خود تعریف کرده بودیم. از روز آغاز اردوهای آمادهسازی با توجه به اهمیت بازیها و همچنین حساسیتی که نسبت به کشور میزبان وجود داشت همه سعی و تلاش خود را به کار گرفتیم تا برای قهرمانی بحنگیم، اتفاقی که در نهایت رخ داد و از بابت آن بسیار خوشحالیم.
اما پیش از اعزام تیم ملی به لندن گلایههایی جسته و گریخته از اردوی تیم ملی وزنهبرداری شنیده میشد و برخی اعضای تیم نسبت به یکنواخت بودن تمرینات معترض بوده و معتقد بودند شرایط خشک رشتهای مثل وزنهبرداری میطلبد که برنامههای جانبی مفرح برای اعضای تیم در نظر گرفته شود، داستان چه بود؟
گلایهها بحق بود. جایی که همه سر و کار ما با فولاد سرد است، لازم بود اردوهای تدارکاتی بانشاطتر دنبال شده و با در نظر گرفتن برنامههای تفریحی مناسب روحمان شاد شود، اتفاقی که بنا به هر دلیل نیفتاد. با وجود این فارغ از شرایط اردوهای آمادهسازی، سختیها را به جان خریدیم تا به هدفمان برسیم.
برخی معتقدند برابر شدن جوایز مدالآوران پارالمپیک با المپیک و پرداخت 200، 150 و 100 سکه به دارندگان مدالهای طلا، نقره و برنز این بازیها، انگیزه بالایی در کاروان اعزامی به لندن ایجاد کرد و این درخشش را به نوعی با این جوایز مرتبط میدانند، همینطور بود؟
مرادی: شک نکنید کسب چهار مدال طلا توسط تیم ملی وزنهبرداری در پارالمپیک لندن بههیچعنوان اتفاقی نبود و بیانگر توان تیم ایران بود
اگر بگویم این موضوع تاثیری در روحیه بچهها نداشت دروغ گفتهام. اما حالا که صحبت از انگیزههای افتخارآفرینی در لندن شد لازم میدانم بگویم کسب افتخار برای خود، خانواده و کشورم و لحظه به اهتزاز درآمدن پرچم ایران عزیز کم افتخاری نیست و خود به خود میل و اشتیاق قهرمان شدن را در ما ایجاد کرد. جدا از این مساله من به عنوان یک ورزشکار معلول میخواستم ثابت کنم که معلولیت، محدودیت و پایان زندگی نیست و میتوان با وجود معلول بودن کارهای سخت را انجام داد و همچون افراد سالم برای کشور افتخار کسب کرد، کاری که بخوبی آن را انجام دادیم.
اما شما در روزی که صاحب مدال طلا شدید، به طور کامل از عملکرد خودتان راضی نبودید دلیل این مساله چه بود؟
راستش من هدفی برای خودم در لندن ترسیم کرده بودم که بر مبنای آن میخواستم علاوه بر کسب مدال طلا، رکورد پارالمپیک را نیز به نام خود ثبت کنم. پیشتر در رقابتهای جهانی آیواز رکورد 5/203 کیلوگرم را به نام خودم ثبت کرده بودم، اما متاسفانه اسفند سال گذشته در جریان تمرینات از ناحیه آرنج دچار آسیبدیدگی شدم و این آسیبدیدگی تا مرداد همچنان اذیتم کرد و به همین دلیل نتوانستم وزنه 203 کیلویی را در لندن لیفت کنم و در نهایت با همان 196 کیلو قهرمان شدم.
اما قضیه رکورد نزدن برای سیامند رحمان هم در دسته فوقسنگین پیش آمد، او گرچه رکورد 280 کیلو را به نام خودش ثبت کرده بود، اما نتوانست به درستی وزنه 301 کیلویی را مهار کند و یک رکورد افسانهای به نام خود ثبت کند، دلیل این مساله چه بود، برخی میگفتند او تمرکزش را از دست داده است، همینطور بود؟
سیامند رحمان با دو بدشانسی هنگام وزنه زدن مواجه شد، اول این که هر ده وزنهبردار این دسته در گروه A با هم به رقابت پرداختند و در نتیجه فواصل زمانی وزنه زدن برای سیامند رحمان طولانی شد و از طرف دیگر اعتراض وزنهبردار کرهای و بازیبنی فیلم وزنه زدن او توسط داوران باعث شد فاصله وزنه دوم و سوم سیامند به 20 دقیقه برسد، همین مساله باعث شد بدن او سرد شود. واقعا تنها دلیل این مساله سرد شدن بدن سیامند بود وگرنه او در تمرینات وزنه 310 کیلویی را هم لیفت کرده بود.
به عنوان سوال آخر معمولا برخی قهرمانان پس از کسب مدال طلا در المپیک یا پارالمپیک ترجیح میدهند به دوران قهرمانی خود خاتمه دهند، شما چطور، حالا که 30 سال دارید و به طلای المپیک دست یافتید همچنان در صحنه باقی خواهید ماند؟
مطمئنا در وزنهبرداری به عنوان یک رشته سنگین سن و سال بسیار مهم است، اما خوشبختانه من فعلا این توان را در خودم میبینم که همچنان به صورت حرفهای وزنهبرداری را ادامه دهم، در نتیجه فعلا قصد خداحافظی ندارم و امیدوارم بتوانم باز هم با کسب مدالهای ارزشمند، دل مردم کشورم را شاد کنم.
امید توفیقی - گروه ورزش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم