در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
دکتر عشایری که سابقه سالهای طولانی تحصیل، تحقیق، مطالعه و تدریس در کشور آلمان را داشته است اکنون سالهاست به کشور خود بازگشته تا با مداوا، تدریس و تالیف به هموطنانش یاری برساند.
دغدغههای همیشگی این پزشک آگاه و دلسوز در خصوص ورزش و ورزشکاران کشورمان، ما را بر آن داشت تا در مورد مسائلی نظیر شکل اهدای جوایز و پاداشها به ورزشکاران، تناسب داشتن آنها با میزان شایستگی و عملکرد آنها و تناسب این جوایز با دریافتیهای فوتبالیستها به گفتوگویی علمی با وی بنشینیم و ماحصل آن را تقدیم خوانندگان «جامجم» کنیم.
از دیدگاه علمی، پاداش چه نقشی در بهبود عملکرد ورزشکار ایفا میکند؟
از نظر روانشناسی، افزایش و بهبود مهارت ورزشی نیازمند عاملی تقویتی با عنوان پاداش است که حتما باید با آن فعالیت تناسب داشته باشد که اگر این تناسب به وجود نیاید ورزشکار دچار بیتعادلی و اختلال در ابعاد عاطفی ـ هیجانی میشود و لطمه میخورد. در حقیقت، پاداش، بیشتر سیستم عاطفی ـ هیجانی را تقویت میکند و سطح هیجان هم قابل اندازهگیری و بر اساس این فرمول محاسبه میشود: هیجان مساوی است با اطلاعاتی که در مغز تغییر میکند ضرب در تابعی از نیازها. یعنی در صورتی که هیجان با نیازها همگام و متناسب باشد این تشویق مثبت خواهد بود.
در این فرمول، تفاوتی بین نیازهای اساسی انسان (نظیر نیازهایی که در هرم آبراهام مازلو درج شده است) با نیازهای کاذب در نظر گرفته شده است؟
بله. موقعی یک ورزشکار به نیازهای ضروری نظیر سرپناه و زندگی روزمره احتیاج دارد که باید همه تلاش کنند تا آنها تامین شوند و او با دغدغه کمتر و تمرکز بیشتر به موفقیتهای بالاتر دست پیدا کند، ولی بعضی از نیازها میتواند کاذب باشد. نیازهای کاذب اکتسابی است و در تعامل با جامعه درست میشود.
برای رفع نیازهای ضروری، فرد باید تشویق شود یا به تعبیر دیگر پاداش دریافت کند که لزومی ندارد این پاداش حتما مادی باشد، بلکه این میتواند به صورت کلامی، تحصیلی و... نیز ارائه شود. در عین حال حتما این پاداشها باید به روز و زمان باشد.
با این اوصاف، آیا پاداشهای مالی که به قهرمانان ورزشی ما تعلق میگیرد در مقایسه با ارزش عملکرد آنها و در قیاس با دریافتیهای مالی فوتبالیستها (به عنوان ورزشکاران کموبیش متمول جامعه ما) متناسب است؟
خیر. با اطمینان میتوانیم بگوییم اصلا اینگونه تشویقها متناسب نیست.
صادقانه بگویم با وجود اینکه فوتبال، ورزشی هیجانانگیز، دارای ابعاد پررنگ بینالمللی، اقتصادی و سیاسی است پرداختیهای آن به ورزشکارانش متناسب نیست و از لحاظ علمی، نه برای ورزشکارانش انگیزشزاست و نه به سلامت و ترقی جامعه ورزش کمک میکند. در واقع، ترازوهایمان برای ارزیابیها تنظیم شده نیستند.
منظورتان این است که فوتبالیستها بیشتر از شایستگی خود دریافت میکنند و بقیه ورزشکاران کمتر؟
بله، بخشی از واقعیت همین است و بخش مهمی از این اتفاق به کم توجهی رسانهها و افراط و تفریط در تبلیغات برمیگردد. مثلا در پارالمپیک هم اتفاقات و صحنههای زیبای زیادی وجود دارد که رسانهها چندان آنها را برجسته نمیکنند و فقط به گزارش کلی این رویداد میپردازند. در ورزشهای غیر فوتبالی دیگر هم همینطور.
من، خود با وجود آنکه هویت حرفهایام را بیشتر مرهون فوتبال میدانم، ولی همواره نقد شما را مطرح کرده بودم با این حال میپذیرید که رسانههای ما هم به گونهای فوتبال را راز بقای خود تصور میکنند؟
متاسفانه مساله ملیت و سیاست روز به فوتبال چنین جایگاهی داده است. چون بنابر تحقیقات علمی، تنها ورزشی است که در سیستم هیجانی به صورت لبهای عمل میکند. در این زمینه کتابها نوشته شده مبنی بر اینکه به دلیل وجود همین زمینه (یعنی وجود سیستم هیجانی لبهای یا مرزی در فوتبال) اینگونه همذات دپنداری سریعی که در فوتبال بین بیننده و ورزشکاران به وجود میآید در ورزشهای دیگر دیده نمیشود ولی این عامل نیز دلیلی نمیشود که بازیکنان بیش از سطح ظرفیتشان مطرح شوند تا دچار مشکلات شخصیتی و رفتاری شوند البته این قضیه در سطح فوتبال بینالمللی نیز صدق میکند و شما بخوبی بازیکنی را در جهان فوتبال میشناسید که از فرط تمجید و تعریف، راه به دوپینگ ، اعتیاد، قاچاق مواد مخدر و هر گونه بزه و خلاف دیگری هم برد و هر از گاهی برای مداوای بیماریهای روانی خود در مرکزی درمانی بستری شده است. در هر صورت واقعیت را باید با شایستهترین رنگ، رنگآمیزی کرد و نه پررنگتر یا کمرنگتر.
دیگر عوارض اعطای پاداش نامتناسب چیست؟
در مجموع، پاداش باید کاملا با فعالیت و عملکرد فرد متناسب باشد و اگر اینگونه نباشد، به عاملی برای القای تبعیض تبدیل میشود؛ که تبعیض در همه جهان آسیبی جدی و بزرگ به شمار میرود.
در بازیهای آسیایی هیروشیما این تبعیض را از نزدیک بطور کامل شاهد بودم، وقتی ورزشکاران رشتههای دیگر در خوابگاههایی مثل سربازخانه استراحت میکردند، ولی فوتبالیستها در بهترین هتلها استقرار داشتند! اینگونه تبعیضها، با روحیه فردگرای ایرانی اصلا سازگاری ندارد و میتواند کاملا مخرب عمل کند.
آیا پاداشها باید صرفا مالی باشند؟
نه ! به هیچوجه نباید تنها عامل پاداش، سرمایه پول و طلا باشد. در این صورت ورزشکار به یک ماشین ماهیچهای که سرعت، دقت و قدرت تنها شاخصههای او هستند، تبدیل میشود. در حقیقت، شخصیت چند بعدی ایشان از بین میرود و یکبعدی میشود. بازی جوانمردانه یا فرپلی مساوی است با اخلاق منهای خشونت و پاداش صرفا مالی محرک کاذبی میشود برای رسیدن به اهداف مادی. قرار نیست پاداشها صرفا ورزش را در مسیری کاذب و غیراخلاقی قرار دهد. تشویقهای دیگری باید باشد که متاسفانه هنوز به آنها ارجی نمینهند.
از بعد فرهنگی چه؟
فرهنگ تشویق هم مطرح است. در جامعهای که با مشکلات ورزشی روبهرو هستیم باید ورزش را به فرهنگ و فرهنگ را به فضیلت تبدیل کنیم، در حالی که در جامعه ورزش ما دچار کمبود فرزانه هستیم. داشتن فرزانه خیلی مهمتر از داشتن قهرمان است، ولی ما با اقدامات خود فرزانهپروری را میشکنیم. وقتی ما همه چیز را از زاویه مادی و مالی نگاه کنیم و کالا ببینیم هم به ورزشکار قهرمان خود آسیب میرسانیم هم به ورزشکاران دیگر و هم به جامعه. بنابراین باید در کنار پرداخت جوایز مالی متناسب با زحمات کشیده شده حتما و حتما پاداشهای مکمل غیر مالی متناسبی نیز در در نظر بگیریم تا از عوارض جانبی خطرناک پیشگیری کرده باشیم.
مجید عباسقلی- گروه ورش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: