در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
جنبشی که بر پایه اصول احترام به تمامیت ارضی و حاکمیت ملی کشورهای عضو، عدم تجاوز، عدم دخالت در امور داخلی یکدیگر، برابری و امتیازات متقابل و همزیستی مسالمتآمیز در دهه 1950 شکل گرفت در حال حاضر به عنوان یک تشکل مهم بینالمللی محسوب میشود.
این جنبش به مثابه نشانهای از پایان دوران استعمار، اعلام مخالفت با پذیرش سلطه قدرتهای بزرگ و تریبونی آزاد برای اعلام نظرات و مواضع کشورهای جهان سوم و در حال توسعه بوده و هست و عضویت در آن به منزله دستیابی به استقلال سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی به شمار میآید.
پس از گذشت حدود 32 سال از عضویت جمهوری اسلامی ایران در جنبش عدمتعهد و در مقطعی که فرآیند بیداری اسلامی و محور مقاومت بهصورت خاصی باعث به چالش کشیده شدن قدرتهای استکباری در دنیا شده ایران ریاست این جنبش را برعهده گرفت و با برگزاری موفق اجلاس و در نهایت تهیه سند و بیانیه این گردهمایی پاسخ بسیاری از ادعاهای کشورهای غربی را داد.
محمدرضا فرقانی سخنگوی اجلاس جنبش غیرمتعهدها در تهران در گفتوگو با جامجم از دستاوردهای این اجلاس و همچنین میزان برآوردهشدن انتظارات داخلی از این نشست میگوید.
سطح برگزاری اجلاس جنبش عدمتعهد در تهران را در قیاس با اجلاسهای قبلی چگونه ارزیابی میکنید؟
سطح مشارکت و حضور هیاتهای کشورهای عضو جنبش عدمتعهد در شانزدهمین اجلاس تهران بسیار خوب و در حد بالایی بود. شانزدهمین اجلاس از نظر تعداد کشورهای شرکتکننده، رکورددار تمامی اجلاسهای گذشته به حساب میآید؛ چرا که حضور 125 کشور از مجموعه کشورهای عضو جنبش و ناظر در این اجلاس حدنصابی جالب توجه بود و رکورد جدیدی به حساب میآید. از نظر سطح مشارکت نزدیک 40 کشور در سطح عالی اعم از رئیسجمهور، پادشاه، نخستوزیر، معاونان رئیسجمهور و روسای مجلس حضور داشتند که خود نشاندهنده شأن و جایگاه جمهوری اسلامی ایران در میان کشورهای عضو است. ما در اجلاسهای قبلی شاهد حضور سران سیاسی اعضای جنبش در این سطح نبودهایم؛ به همین جهت ارزیابی صورت گرفته نشان میدهد اجلاس تهران از معدل خوبی به لحاظ مشارکت مقامات بلندپایه سیاسی کشورهای عضو جنبش غیرمتعهدها برخوردار است که باعث حیرت بسیاری از رسانهها و سیاسیون دنیا شد.
به نظرتان چه عاملی باعث شد با وجود تلاشهای فراوان آمریکا و رژیم صهیونیستی، اجلاس تهران در سطح مطلوبی برگزار شود؟
چند عامل باعث حضور مناسب کشورها و استقبال خوب سران سیاسی کشورها در اجلاس غیرمتعهدها در تهران شد. اولین عامل، محل برگزاری اجلاس بود، آن هم به دلیل اینکه جمهوری اسلامی ایران در عرصه سیاست بینالمللی به عنوان یک کشور تاثیرگذار و موثر مورد توجه است. به همین جهت کشورها تمایل بسیاری داشتند که از نزدیک و با شرکت در این اجلاس، با جمهوری اسلامی ایران و دیدگاههای کشورمان در حوزههای مختلف بینالمللی و منطقهای و در مسائل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی آشنا شوند. دومین عامل، فضای بینالمللی موجود بود. طی سه سال اخیر ـ یعنی بعد از اجلاس پانزدهم که در شرمالشیخ مصر برگزار شد ـ ما شاهد تحولات بسیار بزرگ و قابل توجهی، هم در سطح مناطق مختلف جهان و هم در سطح منطقه حساس و استراتژیک خاورمیانه بودیم. به عنوان مثال، انقلابهایی که در کشورهای عربی و اسلامی منطقه و خاورمیانه و شمال آفریقا روی داد، باعث شد بسیاری از معادلات نظام سلطه در سطح خاورمیانه به هم بخورد و عملا بسیاری از منافع آنها به خطر بیفتد. این یکی از عوامل تغییر نظام جهانی و معادلات آن به شمار میرود. عامل سوم، مخالفتهایی را که کشورهای معاند و مخالف جمهوری اسلامی ایران برای شرکت بسیاری از اعضای جنبش ترتیب داده بودند ، شامل میشود. هدف آمریکا و رژیم صهیونیستی از مخالفت با شرکت اعضای اجلاس این بود که این اجلاس به شکست کشیده شود و عملا ایران در دیپلماسی بینالمللی ضربه مهلکی را متحمل شود. این تلاشها نتیجه معکوس داد و باعث شد هیاتهای خارجی تمایل زیادی برای شرکت در اجلاس تهران پیدا کنند و به اصطلاح به این کار ترغیب شدند.
در خصوص حضور مرسی و بانکیمون، شاهد تلاش ویژهای از سوی مقامات آمریکا و اسرائیل برای منصرف کردنشان از حضور در تهران بودیم. مشخصا در مورد این دو نفر چرا تلاشهای آمریکا و اسرائیل نتیجه نداد. آیا اهمیت ایران و جنبش عدم تعهد و ضرورت حضور این دو نفر به عنوان دبیر کل سازمان ملل و رئیس قبلی جنبش عدم تعهد باعث شدکه آنها به ایران بیایند یا این که ما اقدام ویژهای انجام دادیم که باعث خنثی شدن تلاشهای آمریکا و رژیم صهیونیستی شد؟
بنده میخواهم سوال شما را تا حدودی اصلاح کنم، این فشار نهتنها به این دو مقام سیاسی صورت گرفت بلکه به تمام مقامات کشورهای عضو صورت گرفته بود. من با تعداد زیادی از هیاتهایی که در تهران حضور داشتند صحبت کردم، همه آنها بدون استثنا گفتند با ما از سوی لابیهای صهیونیستی تماس گرفته شده و در این رابطه فشار آوردهاند و از ما خواستهاند که در اجلاس تهران شرکت نکنیم یا حداقل در سطح پایین و با نفرات عادی شرکت کنیم. حتی یکی از وزرای خارجه کشورها به بنده گفت که ما بنا نداشتیم در این اجلاس در سطح بالا شرکت کنیم و تصمیم داشتیم با نفرات معمول و در سطحی پایین حضور داشته باشیم، اما فشارهای رژیم صهیونیستی باعث شد که ما تصمیم بگیریم در سطحی بالا در این اجلاس شرکت کنیم. جالب است که این کشور علاوه بر رئیسجمهور، چند نفر از وزیران خود را هم به اجلاس آورده بود.
این کشور از حوزه خاورمیانه است؟
خیر، بنا به مصالحی نمیتوانم اسم این کشور را ببرم. همین را عرض میکنم که این کشور عضو فعالی در جنبش به حساب نمیآید و کلا کشور فعالی در سطح منطقه و دنیا به شمار نمیآید.
ما خبرهای دیگری هم قبل از برگزاری اجلاس داشتیم که رژیم صهیونیستی به سفیران خودش در کشورهای عضو جنبش مخصوصا کشورهای آفریقایی ماموریت ویژه داده بود تا مقامات آن کشورها را ترغیب به عدم حضور در اجلاس تهران یا حداقل کاهش سطح هیات آنها (در مقام سفیر یا نماینده) کنند که البته در این راه هم موفق نبودند و نهتنها این خواسته به ثمر ننشست، بلکه نتیجه معکوس برای آنها به همراه داشت و عاملی شد تا اعضای جنبش حضوری حداکثری در اجلاس تهران داشته باشد، آن هم در سطحی بسیار مناسب و بالا. در ارتباط با بانکیمون و مرسی بایدبا توجه به حساسیتهای ویژهای که در ارتباط با این دو نفر بود عرض کنم که اولا به دلیل این که مصر ریاست دوره گذشته اجلاس نهم را به عهده داشته، لابیهای صهیونیستی حساسیت خاصی را برای مرسی قائل شده بودند، چرا که اگر وی در تهران حضور پیدا نمیکرد رسانههای دنیا میتوانستند بر جدایی و افتراق دو ملت مصر و ایران مانور دهند. باید این را هم مورد توجه قرار داد که مصر یکی از بنیانگذاران اصلی این جنبش به حساب میآید و عدم حضور مقامات بلندپایه آن میتوانست دستاورد بزرگی در جهت تضعیف این اجلاس و تخطئه روابط دیپلماتیک ایران و مصر به حساب آید. عامل دیگر در رابطه با تلاش برای عدم حضور مرسی از سوی غربیها این است که مصر کشور بزرگ اسلامی ـ عربی است و میتواند نقش تاثیرگذار و مهم و مثبتی را بر اوضاع منطقه خاورمیانه و همینطور بر جهان عرب داشته باشد و نیامدن مرسی به اجلاس میتوانست وضع جهان عرب را به همان شکل سابق نگه دارد که این همان خواسته آمریکاست. در ارتباط با بانکیمون هم باید گفت که ایشان به عنوان دبیرکل سازمان ملل یک شخصیت جهانی و بینالمللی محسوب میشود که رهبری بزرگترین سازمان جهان را به عهده دارد، بنابراین حضور وی در تهران میتوانست اعتبار، ارزش و اهمیت اجلاس تهران را بالا ببرد. آمریکا و رژیم صهیونیستی تمامی تلاشها را به عمل آوردند که مانع سفر بانکیمون به تهران شوند، اما مطابق با آنچه در پاسخ به سوالات قبل عرض کردم این تلاشها نتیجه معکوس داشت و بانکیمون هم مانند بسیاری از افراد در این گردهمایی حضور پیدا کرد.
شما از نزدیک در جریان برگزاری این اجلاس بودید، اگر قرار باشد به موردی اشاره کنید که این اجلاس را از اجلاسهای اینچنینی متمایز میکرد، به کدام مورد اشاره میکنید؟
فرقانی: اجلاس تهران گرچه در بعد اجرایی و شکل هم بسیار خوب و ارزنده برگزار شد و امکانات خوبی فراهم شده بود اما موضوعات محتوایی نقش اساسی در برجسته کردن اجلاس تهران نسبت به سایر اجلاسهای بینالمللی داشت
اجلاسهای بینالمللی از نظر برگزاری ظاهری به همین نحوی است که در تهران برگزار شد و البته شاید اندک تفاوتهایی وجود داشته باشد. آنچه باعث تمایز ویژه شانزدهمین اجلاس جنبش غیرمتعهد ها در تهران نسبت به سایر اجلاسهای این جنبش و حتی نسبت به سایر اجلاسهای سازمانهای بینالمللی شد، بحث محتوا و سیاستهاست. اجلاس تهران گرچه در بعد اجرایی و شکل هم بسیار خوب و ارزنده برگزار شد و امکانات خوبی فراهم شده بود (و خوشبختانه میتوان گفت تقریبا بدون عیب و نقص برگزار شد) اما موضوعات محتوایی نقش اساسی در برجسته کردن اجلاس تهران از سایر اجلاسهای بینالمللی داشت.
علاوه بر مواردی که در پاسخ به سوالات قبل عرض کردم (و مبتنی بر وضعیت جهانی، منطقهای و بحرانهای بینالمللی بود) این اجلاس از جهتهای دیگری هم حائز اهمیت بود و این نشست را با سایر نشستها متمایز میکرد و از جمله آن آوردن موارد و بندهایی در سند اجلاس بود که بسیار قابل اعتنا و راهبردی بود. در کنار این مساله، بیانیه تهران که در حقیقت میتوان گفت خط کلی و محتوایی این اجلاس را ترسیم میکرد و از حساسیت بالایی برخوردار بود یکی از مسائل ارزشمند اجلاس به شمار میآمد، چرا که جمهوری اسلامی ایران دارای دیدگاههای نو و کاملا متمایزی با قدرتهای جهانی و منطقهای در رابطه با مدیریت جهان، نحوه حضور کشورها در مدیریت مشترک جهانی است و این در بیانیه تهران لحاظ شده بود.
مورد دیگری که بسیار قابل اهمیت بود، شعار انتخاب شده برای اجلاس بود، شعاری که توسط جمهوری اسلامی ایران برای این اجلاس انتخاب شده بود، عبارت بود از «صلح پایدار در پرتو مدیریت مشترک جهانی». این یک شعار بسیار جذاب و پر از معنا و مفهوم بود که خود این اولین نقطه برای متمایز کردن این اجلاس از سایر اجلاسها به شمار میآمد؛ چرا که نشان میداد جمهوری اسلامی ایران به دنبال کنار زدن تسلط قدرتهای برتر و سلطهگر در جهان و همچنین به دنبال کنار گذاشتن یکجانبهگرایی در اداره جهان است. این شعار نشان میداد که ایران به دنبال رهبری کشورهای در حال توسعه و مشارکت دادن آنها در مدیریت دنیاست.
چه عواملی در ارائه پیشنهادها برای بندهای سند و بیانیه نهایی اجلاس نقش داشت؟ علاقه کشورهای عضو در این امر دخیل است یا منافع؟ روند بررسی و تهیه این سند را توضیح دهید.
روند تهیه سند اجلاس جنبش عدمتعهد به این صورت است که معمولا در اجلاسی که در سطح وزیران خارجه، چهار یا پنج ماه قبل از اجلاس سران در یکی از کشورهای عضو (معمولا این میزبانی برای کشوری است که در آن زمان ریاست اجلاس را برعهده دارد) برگزار میشود، پیشنویس سند تهیه میشود. برای اجلاس شانزدهم تهران هم حدود چهار ماه پیش در شرمالشیخ مصر اجلاس وزیران خارجه کشورهای عضو جنبش عدم تعهد برگزار شد و در آن اجلاس بندها، موارد و پیشنویس اولیه سند اجلاس تهران (اجلاس شانزدهم) آماده شد، آن هم به اتفاق آرا و با نظر مثبت اکثریت اعضا. بعد از این مرحله، پیشنویس سند با نظرات و دیدگاههای کشورها به دبیرخانه هماهنگی جنبش عدمتعهد که در نیویورک فعالیت دارد، تحویل و ارائه میشود.
طی مدتی که تا زمان برگزاری اجلاس سران عدمتعهد در تهران وجود داشت، همه کشورها با مراجعه به دبیرخانه جنبش در نیویورک، نظر و دیدگاه خودشان را مطرح کرده و سند مدون شده را تائید کردهاند. بالاخره این پیشنویس با نظرات و ملاحظات کشورهای عضو آماده میشود (که این هم صورت گرفت) و در نهایت یک هفته قبل از برگزاری اجلاس کارشناسان ارشد به کشور میزبان ارائه میشود تا در جلسه این کارشناسان ارشد، این پیشنویس تهیه و نیمهنهایی شده در دستور کار قرار بگیرد تا نهایی شود؛ اگر در جلسه کارشناسان ارشد، نظرات مخالف حل نشــود به جلسه وزیران واگذار میشود تا در آن جلسه مورد ارزیابی و بررسی قرار گیرد و حل و فصل شود. همین روند در اجلاس تهران شکل گرفت و سند تهیه شده که به تائید اجلاس وزیران رسیده بود. نهایتا در اجلاس سران فقط مطرح شد و به تائید نهایی رسید.
سند نهایی تهیه شده برای اجلاس از بخشهای مختلف و متعددی تشکیل شده است. کدام یک از آنها از بیشترین حمایت و تائید اعضا برخوردار بود؟
تقریبا آنچه امروز به عنوان سند تهران مطرح است و منتشر شده، تمامی بندهای آن و همه موارد آن به تائید نهایی تمامی اعضا رسیده است، اگر غیر از این بود و مثلا فلان بند مورد اختلافی بود هیچگاه به تائید نهایی نمیرسید و به عنوان موضوعی اختلافی و نهایی نشده باقی میماند. آنچه به عنوان سند تهران مطرح است به تائید نهایی آرا آن هم با رای همه اعضا رسیده است.
به عبارتی، سند اجلاس با اجماع آرا نهایی شده است نه با اکثریت آراء. (برخی از رسانهها به اشتباه اکثریت آرا را درج کردهاند که این اشتباه است و باید گفت اجماع آرا). همه بندهای سند تهران با اجماع آرا نهایی شده و بندی را سراغ نداریم که غیر از این عمل شده باشد؛ اگر مورد اختلافی وجود داشته اصلا در سند نیامده و به عبارتی حذف شده است.
به صورت کلی آیا اجماع کشورها بر سند اجلاس، مطابق آنچه ما انتظار داشتیم، بود؟
در یک سازمان بینالمللی و در یک نهاد بینالمللی معمولا اختلاف دیدگاهها و اختلافنظرات وجود دارد و این یک امر کاملا طبیعی است. بنابراین نباید توقع داشته باشیم تمامی بندها و تمامی موضوعاتی که در سند میآید مطابق با خواست ما یا یک کشور یا یک مجموعه باشد؛ بنابراین اگرچه شاید اختلافات نظرها و اختلاف دیدگاههایی در بعضی از موارد قبل از این که سند نهایی شود وجود داشته، اما نهایتا آنچه که اعضا به تصویب نهایی میرسانند و تصویب میکنند در چارچوب سند و در قالب سند که به اجماع آرا رسیده، مطرح و ارائه شده است.
یکی از موضوعات که جمهوری اسلامی ایران از طریق جنبش عدمتعهد به دنبال آن بوده است اصلاح ساختار سازمان ملل و دموکراتیزه کردن شورای امنیت بوده است و در این اجلاس نیز بار دیگر این مساله از سوی مقامات کشورمان مطرح شد. نگاه سایر اعضای جنبش عدمتعهد به این مساله چگونه است؟ درخصوص بعد حقوقی این مساله نیز توضیح میدهید که اساسا آیا امکان تغییر ساختار سازمان ملل وجود دارد؟
بزرگترین امتیاز اجلاس جنبش عدم تعهد در تهران این موضوع است که بیشترکشورهای عضو، اصلاح ساختار سازمان ملل و دموکراتیزه کردن شورای امنیت این سازمان را خواستار شدند و در مواضع و سخنرانیهای خود به صورت جدی روی آن تاکید داشتند.
بزرگترین امتیاز یا وجه تمایز اجلاس تهران همین موضوع بود که در سوال شما هم مطرح بود. اکثریت قاطع اعضای جنبش عدمتعهد، مواضع جمهوری اسلامی ایران در این رابطه را در سخنانشان مطرح کردند و هم آن را مورد حمایت و تائید قرار دادند. بحثی که رهبر معظم انقلاب در سخنرانی افتتاحیه مطرح فرمودند که همان ضرورت تغییر ساختار سازمان ملل و شورای امنیت بود و با حمایت اکثریت سخنرانان اعضای جنبش همراه بود و توانست انعکاس خوبی در سطح رسانههای دنیا هم داشته باشد و قطعا در تغییر این سازمان موثر واقع خواهد شد. درخواست تغییر در سازمان ملل، یک پدیده نو و جدیدی بود که در این اجلاس ما شاهد آن بودیم.
من فکر میکنم با توجه به شرایط کنونی جهان این دیدگاه جمهوری اسلامی ایران نشان داد که کشور ما طرفداران بسیار زیادی دارد و بسیاری از کشورهای جهان که تا حالا یا جرات نمیکردند یا ملاحظاتی را در این رابطه داشتهاند، الان آن ملاحظات را کنار گذاشتهاند و با کمال شجاعت و با کمال صراحت و شفافیت این موضوع را مطرح میکنند. بسیاری از اعضا اعلام کردند ساختار کنونی سازمان ملل باید تغییر پیدا کند، چراکه ناکارآمد است و این ساختار مربوط به 70 سال پیش است و دیگر کارایی لازم را ندارد و متعلق به جهان آن زمان بوده، بر این اساس این کشورها هم لزوم تغییر آن را مطرح و هم بر عدم کارایی آن تاکید کردند.
و از همه اینها مهمتر کشورهای عضو، ساختار غیردموکراتیک شورای امنیت (به عنوان تصمیمگیرنده اصلی سازمان ملل) را زیر سوال بردند که همان حق وتو بود. نکته جالب این که حتی دبیرکل سازمان ملل هم به این موضوع اعتراف و اذعان کرد که باید ساختار سازمان ملل تغییراتی داشته باشد.
از بعد حقوقی اساسا این تغییر ساختار امکانپذیر است؟
در خصوص تغییر ساختار سازمان ملل از بعد حقوقی باید عرض کنم که این تغییر قطعا از نظر حقوقی قابل تحقق و پدیدار شدن است و هیچ منافاتی با روح قانون حاکم بر نظام بینالملل ندارد. باید گفت که از نظر حقوقی هم هر سازمان و هر تشکیلات، مرجعی برای ایجاد تغییرات در خود دارد و میتواند تغییرات را ایجاد کند. در خود سازمان ملل هم این از نظر حقوقی کاملا شدنی است و دور از دسترس هم نیست. زمانی که خود سازمان ملل یا اکثر اعضا یا کل اعضا به این نتیجه برسند که دیگر این ساختار کارایی ندارد نسبت به تغییر آن اقدام خواهند کرد و اما این که این تغییرات چه خواهد بود بحثی است که مربوط به آینده میشود.
در سند اجلاس، کشورهای عضو نسبت به هر گونه اقدامات خصمانه اقتصادی برای تحمیل برخی مسائل به دیگر کشورها واکنش نشان دادهاند. این مساله تا چه حد میتواند بر تحریمهای اقتصادی ایران تاثیر بگذارد؟
فرقانی: من با تعداد زیادی از هیاتهایی که در تهران حضور داشتند صحبت کردم، همه آنها بدون استثنا گفتند با ما از سوی لابیهای صهیونیستی تماس گرفته شده و از ما خواستهاند که در اجلاس تهران شرکت نکنیم
امروزه متاسفانه آمریکا و کشورهای غربی از حربه تحریم برای اعمال فشار برای کشورهای در حال توسعه مخصوصا کشورهایی که با نظرات و دیدگاههای آنها مخالفند، سوءاستفاده میکنند و از آن به عنوان اهرم فشاری برای پیشبرد مقاصد غیرحقوقی و غیرقانونی و نامشروع خودشان بهرهبرداری میکنند. امروزه در دنیا، جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک نماد مقاومت در برابر تحریمهای این کشورها شناخته شده و کشوری است که قهرمانانه در برابر این تحریمها ایستاده و مقاومت میکند و عدم کارایی این تحریمها را به کشورهای بزرگ و قدرتمند و همین طور همه کشورها نشان داده است.
برگزاری خود این اجلاس بهترین شاهد و بهترین فرصتی بود که جمهوری اسلامی ایران به کشورها نشان بدهد که جمهوری اسلامی ایران با وجود سالها تحریم یکجانبه آمریکا و با وجود چند سال تحریم اتحادیه اروپا، آمریکا و شورای امنیت همچنان با قدرت و بانشاط به رشد و توسعه خودش ادامه میدهد و این گونه تحریمها هیچ گونه خللی در راه پیشرفت و توسعه ایران ایجاد نکرده است. به همین جهت این موضوعی است که تمامی کشورها از آن رنج میبرند و اجلاس تهران فرصت مناسبی بود که کشورها این را مطرح کنند، اگرچه در قلبشان و در ذهنشان شاید از سالهای قبل هم بوده، اما اجلاس تهران به دلیل همان ویژگی خاص خود که عرض کردم فرصتی بود که کشورها توانستند این موضوع را خیلی صریح و علنی مطرح کنند و آن تحریمها را شدیدا محکوم کنند. این را هم میشود یکی از دستاوردهای مهم اجلاس تهران به شمار آورد؛ چــــــراکه تازگی و خصیصه نو بودن داشت و در اجلاسهای گذشته به آن اشارهای صریح و بیپرده نشده بود. باید گفت که دستاوردهای این اجلاس در چند بند و سطر قابل بررسی و نمایان شدن نیست و باید در مورد آن بسیار سخن گفت.
با توجه به این که کشورهای عضو جنبش عدمتعهد از نظر منابع و جمعیت از کشورهای غنی هستند و به نظر میرسد که اگر بخواهند میتوانند در ارتباط با یکدیگر، تحریمهای اقتصادی غرب را بیاثر کنند، آیا چنین ارادهای در میان این کشورها دیده میشود و آیا جمهوری اسلامی ایران به عنوان رئیس جنبش غیرمتعهدها برنامهای برای استفاده از این ظرفیت دارد؟
شما مطمئن باشید که صحبتهایی که مطرح شده قطعا برنامههای اجرایی و عملی برای آن تدارک دیده شده و اندیشیده شده است. این موضوع بدون اندیشه و برنامه قبلی، قطعا مطرح نشده و نمیشود. من بهترین شاهد در این خصوص را برنامههای اقتصادی کشور میدانم چراکه ما برای تمامی تصمیمات خصمانه و دشمنانه مخالفانمان و دشمنانمان در سطح جهانی در ارتباط با تحریمهای اقتصادی برنامه داشتهایم و خوشبختانه برنامههای دولت جواب خوبی داده و ما توانستهایم این را به عنوان یک مدل مطرح کنیم. بزرگترین و بهترین شاهد این موضوع را من خدمت شما عرض میکنم که در ملاقاتهایی که روسای جمهور و نخستوزیرهای کشورها با رهبر معظم انقلاب داشتند ایده معروف ایشان در بحث اقتصاد مقاومتی را مورد استقبال قرار دادهاند و گفتهاند که این نظریه بسیار دقیق و کارشناسی شده است و سایر کشورها میتوانند آن را پیادهسازی کنند.
آنها ابراز کردهاند که ما به دقت در حال پیگیری این موضوعی که شما مطرح کردهاید، هستیم و خود این نشاندهنده این است که جمهوری اسلامی ایران برنامه دارد و کشورها هم چشمشان به جمهوری اسلامی ایران است تا ما شاهد اعلام این برنامهها باشیم. برای این که آنها هم بتوانند این حربه دشمن را از کار بیندازند بنابراین طی این سه سالی که جمهوری اسلامی ایران ریاست جنبش را بر عهده دارد، انشاءالله ما برنامههای عملی خودمان را برای این موضوع پیگیری خواهیم کرد که مدت نسبتا خوبی هــم است. انشاءالله خواهیم توانست به سازو کارهای مناسب و مطلوبی در بین کشورهای عضو جنبش عدمتعهد دست یابیم.
در مورد سوریه، کشورهای عضو جنبش تنها به مسائلی از جمله واکنش به هرگونه مداخله خارجی بسنده کردند و در مورد راهکارهای پیشنهادی برای حل و فصل این بحران در سند اجلاس صحبتی نشد. در بیانیه هم اصلا اشارهای به موضوع سوریه نشد. آیا اساسا این موضوعات در دستور کار نبود یا این که روی آنها بحث شد و اختلاف کشورها باعث شد که در سند اجلاس چیزی در این زمینه گنجانده نشود؟
شما اطلاع دارید که موضوع سوریه یک موضوع کاملا اختلافی است. کشورهای عربی عضو جنبش عدمتعهد و همینطور اکثریت کشورهای اسلامی به دلیل اطلاعات غلطی که دارند، به دلیل تاثیراتی که از سوی بعضی کشورهای اسلامی و عربی میگیرند و تحت تاثیر آنها قرار دارند، متاسفانه موضع درست و منطقی درخصوص بحران سوریه ندارند و تعدادی از کشورهای عربی و اسلامی در ارتباط با بحران سوریه، نظرهای متفاوتی با تعدادی دیگر از کشورهای عربی و اسلامی دارند.
تعدادی از کشورها از مخالفان حمایت میکنند، آن هم حمایت خیلی شدید و تند، در حالی که تعداد دیگری از کشورهای اتحادیه عرب و سازمان همکاری اسلامی معتقدند که بحران سوریه را باید بدون هرگونه دخالت خارجی توسط خود مردم و در یک پروسه سیاسی حل و فصل کرد. این اختلافات باعث شد که اعضای جنبش عدمتعهد متاسفانه در ارتباط با سوریه به یک جمعبندی اساسی و جدی نرسند.
به همین جهت میتوان گفت که در ارتباط با بحران سوریه آنچه که منطبق بر اصول اولیه و بنیادی جنبش عدمتعهد هم بود، آورده شد که آن عبارت بود از ضرورت تاکید بر عدم دخالت کشورها در امور داخلی یکدیگر و ضرورت حل مسائل و مشکلات از راههای مسالمتآمیز و راههای سیاسی و این که از هرگونه خشونت و کشتار پرهیز شود و این به صورت کلی آورده شده است که حتی کشورهای مخالف دولت سوریه و کشورهایی که از معارضان حمایت میکردند و حتی پول، سلاح و نیرو به سوریه میفرستادند هم در برابر این اصول دیگر نمیتوانستند حرفی بزنند و منکر آن شوند.
به همین جهت به صورت کلی به این موضوع پرداخته شد و من فکر میکنم کشورها باید هر چه سریعتر به اصول اولیه جنبش احترام بگذارند و در عمل به آن معتقد باشند، چراکه در غیر این صورت همانگونه که رهبر معظم انقلاب فرمودند اگر قرار بر این باشد که کشورها راه مداخله نظامی در امور یکدیگر را پیش بگیرند آن موقع هیچ کشوری روی ثبات و آرامش نخواهد دید.
عزم کشورهای عضو برای خلع سلاح جهانی و مقابله با تروریسم از سوی رژیم صهیونیستی را چگونه دیدید؟
موضوع خلع سلاح جهانی، موضوعی است که کشورهای عضو جنبش عدمتعهد از گذشته هم مطرح میکردند و پیگیر بودند، اما امسال با توجه به برگزاری اجلاس در تهران ، تاکید ویژه ای بر این موضوع شد.
شعار اصلی و اساسی جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک کشور توانمند و قدرتمند در منطقه و حتی در سطح جهانی، این است که باید خلع سلاح عمومی صورت بگیرد، سلاحهای کشتارهای جمعی که عامل کشتار مردم بیگناه در هر جایی خواهد بود، از بین برده شود و هیچ کشوری به دنبال تولید و انباشته یا استفاده کردن از این سلاحها نباید برود.
این شعار جمهوری اسلامی ایران خوشبختانه مورد تائید اعضای جنبش عدمتعهد بوده و هست و با حدت و شدت بیشتر و تقریبا به همان صورت که جمهوری اسلامی ایران مد نظر داشت، پیگیری شد و به همین جهت به موضوع خلع سلاح عمومی خیلی خوب پرداخته شد و این موضوع با اجماع آرا تصویب شد و جنبش عدمتعهد از خلع سلاح عمــــومی و از بین بردن سلاحهای کشتار جمعی حمایت کرد.
با توجه به توافقی که در میان کشورهای عضو جنبش عدمتعهد درخصوص مسائلی از قبیل آنچه در سوال قبل مطرح شد، وجود دارد و با توجه به تعداد زیاد این کشورها، چرا تاکنون آنها نتوانستهاند در این زمینه توفیقی داشته باشند. آیا نبودن ضمانتهای اجرایی در قبال بیانیهها و قطعنامههای جنبش عدمتعهد باعث چنین موضوعی است یا این که اساسا کشورهای عضو جنبش عدمتعهد پس از پایان اجلاس این جنبش به دلیل نفوذ و فشار های کشورهای غربی، از پیگیری خواستههایشان در دیگر مجامع بینالمللی منصرف میشوند؟
جواب این سوال شما به دو صورت قابل پاسخ دادن است. یکی این که اولا، متاسفانه جنبش عدمتعهد تاکنون بیشتر بیانیههایش و اسنادش صرفا حالت سیاسی داشته و دارد و هیچگونه ضمانت اجرایی برای آنها وجود ندارد؛ یعنی در ساختار جنبش عدمتعهد ضمانت اجرایی برای بیانیهها و مصوبات و اسناد این جنبش دیده نشده است.
دوم این که تاکنون تفکر جدی برای این که باید تغییرات و تحولاتی حتی در خود جنبش هم به وجود بیاید، برای این که این جنبش از حالت کنونی خارج شود و به یک نهاد بینالمللی موثر و تاثیرگذار در معادلات سیاسی و بینالمللی تبدیل شود، وجود نداشته که خوشبختانه آنچه که ما در اجلاس تهران شاهد آن بودیم، بروز تفکری در جهت تاثیرگذاری هرچه بیشتر جنبش عدمتعهد بود و شاهد اوجگیری آن بودیم. همانطور که گفته شد بیشتر کشورها نسبت به این موضوع حساسیت نشان دادند و دیدگاهها و مواضع خوبی را مطرح کردند در این که جنبش باید فعالتر باشد و باید جایگاهش ارتقا پیدا بکند و از حالت کنونی که صرفا فقط بیانیه صادر کند و سند ارائه دهد؛ خارج شود و به یک جنبش تاثیرگذار تبدیل شود، مطرح شد و این تفکر که مطرح شود و رشد پیدا کند قطعا به دنبالش راهکارهای اجرایی را دنبال خواهد کرد.
یکی از مواردی که جنبش عدمتعهد همواره بر آن تاکید کرده است ضرورت استفاده همه کشورها از انرژی صلحآمیز هستهای و حمایت از جمهوری اسلامی ایران در این زمینه بوده است. این مساله چقدر میتواند بر معادلات حاکم بر گفتوگوهای ایران و1+5 تاثیر بگذارد؟
من فکر میکنم اجلاس تهران دستاوردهای بسیار مثبت و قابل توجهی هم برای جنبش و هم برای جمهوری اسلامی ایران به عنوان میزبان داشت. یکی از این دستاوردهای بسیار قابل توجه حمایت خیلی قاطع کشورهای عضو جنبش عدمتعهد از حق مسلم همه کشورها از جمله جمهوری اسلامی ایران در داشتن انرژی هستهای بود و آنچه که باز به عنوان یکی از وجوه تمایز اجلاس تهران میتوانیم مطرح کنیم اذعان و اعتراف به این موضوع و بیان این موضوع از طرف شخص بانکیمون به عنوان دبیر کل سازمان ملل بود و ایشان در سخنرانی خودشان بر حق مسلم جمهوری اسلامی ایران در بهرهمندی از فناوری هستهای تاکید کردند و آن را جزو حقوق و حق مسلم ایران دانستند و به آن اعتراف کردند.
شاید ما تا حالا اعترافی در سطوح بینالمللی به این صورت یا به این شفافیت نداشتهایم. ما در مذاکرات هستهای با آژانس و 1+5 همواره خواستار این بودهایم و هستیم که آنها قبل از این که مذاکرات را پیش ببرند باید بر حق مسلم ایران بر داشتن انرژی مسالمتآمیز هستهای اعتراف کنند که متاسفانه از پرداختن به آن و از این اعتراف خودداری کردهاند، ولی با اعتراف بانکیمون و همینطور بیانیه اجلاس جنبش عدمتعهد که به اجماع به تصویب و تائید رسیده، وزنه سنگینی را به نفع جمهوری اسلامی ایران در مذاکرات آینده با 1+5 یا همینطور در مذاکرات آژانس بینالمللی انرژی اتمی ایجاد خواهد کرد.
محمد اسماعیلی - جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: