طاهره آشیانی / دبیر گروه رادیو و تلویزیون

مسافری که به بهشت نرسید

ساخت فیلم و سریال با موضوعات معنوی کار ساده‌ای نیست. این را می‌توان با نگاهی به آثار معناگرایی که در چند سال گذشته ساخته شده است، فهمید. در سال‌های اخیر فیلم‌هایی در این گونه توانسته‌اند، موفق شوند که هم داستانی متفاوت داشته‌اند و هم در فرم و ساختار مناسبی روایت شده‌اند.
کد خبر: ۴۹۴۹۳۱

در سال‌های اولیه‌ای که تولید این آثار مورد توجه قرار گرفت، داستان‌ها پیچیده و پر رمز و راز بودند و کارگردانان هم فرم‌های پیچیده را برای روایت فیلم‌نامه انتخاب می‌کردند. اما به مرور و با بازخوردهایی که سازندگان آثار معناگرا از مردم گرفتند به این نتیجه رسیدند که مفاهیم معنوی اگر در داستان‌هایی پرفراز و نشیب در عین‌‌حال باورپذیر و در ساختارهای ساده روایت شود، مردم بیشتری را جذب می‌کند و اگر سازندگان هوشمندی کافی داشته باشند، می‌توانند بر مخاطب تاثیر بگذارند و برای مدتی ذهن او را درگیر کنند. حالا دیگر همه آنهایی که می‌خواهند فیلمی با مفاهیم ماورایی بسا زند،می‌دانند که باید از شعار دادن پرهیز کنند،چون مخاطب دوست دارد بعد از دیدن یک اثر خودش به معنای آن پی‌ببرد.در واقع مخاطب امروزی از غذای آماده استقبال نمی‌کند.او دوست دارد، ذهنش را درگیر داستان کند و راز و رمز مفاهیم را خودش کشف کند.

اما با نگاهی به فیلم «مسافر بهشت» ساخته فریدون جیرانی که پنج‌شنبه شب از شبکه سه سیما پخش شد، می‌توان به این نتیجه رسید که این کارگردان کارکشته سینما در تلویزیون آنقدرها هم موفق نیست. مسافر بهشت داستان چند آدم بود که گرفتاری‌های خاص خود را داشتنداما سرنوشت آنها در جایی به‌هم گره می‌خورد و آنها را مجبور می‌کرد که یا به هم کمک کنند یا مفهومی انسانی را به دیگری القا کنند. تم این داستان سال‌هاست که در سینما و تلویزیون ایران مورد استفاده قرار می‌گیرد. برای موفقیت این‌گونه سوژه‌ها نوع روایت در فیلم‌نامه و کارگردانی باید بدیع و تازه باشد. اما داستان مسافر بهشت در روایت کاملا تکراری بود. آدم‌های مسافر بهشت تفاوتی با آدم‌های دیگر سریال‌ها و فیلم‌های معناگرا ندارند. شبیه این شخصیت‌ها را بینندگان تلویزیون بارها و بارها در مجموعه «شاید برای شما هم اتفاق بیفتد»، دیده‌اند. فریدون جیرانی در سریال «مرگ تدریجی یک رویا» از تمهید در کنار هم قرار دادن چند تصویر برای بیان داستان خود استفاده کرد. این تمهید در زمان خود به دلیل نو بودن مورد استقبال مردم قرار گرفت.اما اکنون به روایتی تکراری تبدیل شده است که کارگردانان زیادی از آن استفاده می‌کنند. جیرانی اما در مسافر بهشت بارها و بارها از این روش و فرم استفاده کرده است. فرمی که روایت مسافر بهشت را بیهوده، پیچیده کرده است. جیرانی سال‌هاست در سینما بدون این‌که شعار بدهد، فیلم می‌سازد اما در مسافر بهشت او بلندگویی به دست گرفته و مدام شعارهای اخلاقی و انسانی را فریاد می‌زند. یکی از این شعارها در سکانسی بود که پیرزن رو به مرگ شروع به ذکر گفتن با صدای بلند می‌کند. ذکر گفتنی که اگر به صورت زمزمه بود، می‌توانست مخاطب را متاثر کند. اما انگار پیرزن همانقدر در متاثر کردن مخاطب شتاب داشت که نوه‌اش در سکانس انباری و مواجه شدن با عکس‌های قدیمی مادربزرگ!

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها