جاسوسی در لباس روحانی‌ها

شبانه مرا به طبقۀ دوم اتاق بازجویی بردند. در ان اتاق تصویری ازامام را در قاب مخصوصی به دوار نصب کرده بودندو یک نفر با لباس روحانی‌ها پشت میزی نشسته بود.
کد خبر: ۴۹۴۷۶۸


به مناسبت بزرگداشت ایام مبارک دهۀفجر در "آسایشگاه شماره 13مراسم جشن برگزار کردیم. نگهبان عراقی که متوجه جریان شده بود، برای سرکشی وارد آسایشگاه شدو برادری که مسئول نگهبانی بود، بلافاصله برق را خاموش کرد.

نگهبان عراقی که درتاریکی مطلق قرار گرفته بود، ترسیدو از آسایشگاه بیرون رفت، اما پس از چند لحظه همراه عدۀ دیگر ی از نگهبانان برگشت وآنها برادری را که در خاموش کردن چراغ هیچ نقشی نداشت با خود به زندان انفرادی بردندو تا یک ماه از او خبری نداشتیم و بعد از یک ماه ، بدن تکیده و شکنجه دیدۀ او را به داخل آسایشگاه ه انداختند.

او برای ما تعریف می کردو می گفت: شبانه مرا به طبقۀ دوم اتاق بازجویی بردند. در ان اتاق تصویری ازامام را در قاب مخصوصی به دوار نصب کرده بودندو یک نفر با لباس روحانی‌ها پشت میزی نشسته بود. 

خیلی تعجب کردم، آن روحانی نما گفت: من نمایندۀ امام هستم و با مسئولان اردوگاه در رابطه با مسئلۀ آزادی اسرا ملاقاتی داشته ام. ما قصد داریم برای آزادی اسرا تصمیماتی جدی بگیریم تا شما هر چه زودتر به ایران برگردید. حالا برایم بگو شرایط داخلی اردوگاه چگونه است و رهبران عقیدتی شما در در آنجا چه کسانی هستند؟

وقتی آن مرد این سؤال را مطرح کرد، متوجه شدم که تمام جریانات صحنه سازی از دروغین است تا بتوانند از من اطلاعات کسب کنندو او نیز یک جاسوس است . به همین دلیل سکوت کردم و به هیچ وجه اطلاعاتی ر اختیار او قرار ندادم.

آنها نیز وقتی دیدند که نتوانسته اند مرا فریب بدهند ، مورد ضرب و شتم و شکنجه ام قرار دادند و هر روز به مدت یک ماه این کار ادامه داشت.(نوید شاهد)

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها