در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
او اوایل فصل پیش به طور اضطراری و به قصد پر کردن خلأ ناشی از غیبت دو دروازهبان آبیهای شالکه یعنی رالف فارمن و لارس اونراشتال جذب این باشگاه شد.
در آن زمان هر دو سنگربان فوق از فرط بداقبالی شالکه به طور همزمان آسیبدیده بودند و این تیم کسی را میطلبید که بسرعت جای آنان را پر و مشکل مذکور را حل کند.
اینک که در شروع فصل جدید هر سه دروازهبان فوق سالم و در صحنه حاضرند بدیهی است که رقابت و ستیز مستقیمی بین آنان بر سر پیراهن شماره یک تیم برقرار شده باشد و باور هیلده براند 34 ساله این است که باید برنده این نبرد تلقی شود و صلاحیت خود را در این زمینه بیشتر میداند.
او در آغاز فصلی طولانی میگوید: «ما در تیمی بزرگ در اندازههای شالکه حضور داریم و در چنین تیمی بحثهایی مانند رقابت بر سر پیراهن ثابت هیچگاه طولانی نمیشود و سران و مربیان تیم بسرعت به نتیجه لازم میرسند و این در مورد من و دو رقیبم نیز صدق میکند.
بحث ما یک بحث کاملا حرفهای است. مربی نگاهی به دروازهبانهایش میاندازد و انتخابهایش را میکند و ریکی فیکس و سایرین ذخیره میشوند. من فکر میکنم حتی اگر شرط تجربه را ملاک قرار دهیم و سایر امور و الزامها را نادیده بگیریم، من از رالف فارمن و لارس اونراشتال پیش هستم.»
در عین حال، هیلده براند معترف است دعوت وی به شالکه و حضورش در «گیلزن کرشن» از اوایل فصل پیش به این سو، یک واقعه فوقالعاده و محصول خوشاقبالی او بوده است.
وی میگوید: «دو سه مساله نقش نخست را در جذب من به شالکه ایفا کردند؛ یکی البته آسیبدیدگی دو دروازهبان این تیم بود که چارهای جز رویکردی سریع به سنگربانی تازه برای شالکه باقی نگذاشت و دیگری رفتن رالف رانگ نیک از این تیم. با توجه به پیشینه همکاری نهچندان مثمرثمر ما در تیم هافنهایم، اگر وی در گیلزن کرشن میماند بسیار بعید بود که سنگربان انتخابیاش برای گرفتن جای نفرات مصدوم شالکه من باشم.»
با این حال، این رانگ نیک بود که ابتدا به هیلده براند فرصت درخشش در اشتوتگارت به سال 1999 را داد و وی با درخشش فراوان در آن تیم حتی ملیپوش هم شد و باز در سال 2008 وقتی حضور هیلده براند در والنسیا با نتایجی بسیار منفی همراه شد، وی را از لالیگا جدا و با الحاق به هافنهایم دوباره بازیگر بوندس لیگا کرد.
اینبار همکاری هیلده براند و رانگنیک جواب نداد و این دروازهبان خوشاستیل در پایان آن فصل (2009 ـ 2008) از هافنهایم جواب رد شنید.
او سپس به پرتغال رفت و یک سال در اسپورتینگ لیسبون دروازهبانی کرد و سپس ماجرای جذب اضطراری او به شالکه در اوایل مهر 90 پیش آمد.
در فاصله نهچندان زیادی تا مهر 91 هیلده براند معتقد است ایستادن او درون دروازه شالکه ـ که اینک مربیگری آن با هاب استیونس هلندی است ـ نیازی به مصدوم بودن سایرین ندارد و او باید تحت هر شرایطی و در حضور هر کسی نفر شماره یک انگاشته شود.
فصل جدید بوندس لیگا و اتفاقات آن، وی را به حقایق این امر و به پاسخ این پرسش که او بهتر است یا رقبایش، واقف خواهد ساخت.
منبع: خبرگزاری آلمان
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: