در المپیک قبلی، حسین عسگری با رسیدن به جمع 50 نفر برتر المپیک دست به کار بزرگی زده بود و این بار اگرچه کاپیتان تیم ملی در المپیک حضور نداشت، ولی امیر زرگری به همراه مهدی سهرابی و علیرضا حقی مثلثی بودند که در جادههای لندن میخواستند به یاری یکدیگر بشتابند تا رکوردی بهتر برای رکابزنان ایران در قیاس با المپیک قبل رقم بزنند.
زرگری در کیلومتر 90 مسابقه دچار حادثه شد و کارش به بیمارستان کشید و حقی هم که به زمین خورده بود در نیمههای راه کنار کشید تا مهدی سهرابی با رکوردی نهچندان خوب به خط پایان برسد.
این خلاصهای بود که بر دوچرخهسواری ایران در بخش جاده بازیهای المپیک لندن گذشت. در بازگشت تیم ملی به تهران، گروه منتقد فرصت خوبی برای تاخت و تاز به فدراسیون و سه ورزشکار المپیکی پیدا کرد؛ انتقادهایی که زرگری میگوید شنیدن آن گاه از حادثهای که رویایش را در المپیک بر باد داد هم تلختر است.
هنوز هم در حال و هوای المپیک و آن حادثهای که برای شما رخ داد به سر میبرید؟
من یک بدشانسی بزرگ آورده بودم. از وقتی هم به تهران برگشتیم دنبال دوا و درمان هستم. حادثه در ورزش معمولا پیش میآید، ولی فکر میکنم این دیگر خیلی بدشانسی بود که کارم به بیمارستان کشید.
مسوولان پزشکی کاروان ایران عنوان کردند مصدومیت شما چندان جدی نبوده.
مصدومیتم شدید بود که نتوانستم ادامه بدهم وگرنه بلند میشدم و به مسیر ادامه میدادم. چند روزی هم که برگشتیم ایران پایم در آتل بوده و تمرین هم نکردهام؛ پس مصدومیتم کوچک نبوده. چند روز دیگر تیم فرانسوی که در آن عضویت دارم در یک مسابقه شرکت میکند که نمیدانم به آن مسابقه میرسم یا نه. دنبال این هستم هر چه سریعتر خودم را درمان کنم و به تیم ملحق بشوم. اگر هم نشد که همینجا میمانم و به درمان میپردازم.
واکنش مسوولان تیم فرانسوی در قبال مصدومیت شما چطور بود؟
مربیانم در لندن بودند و خودشان دیدند که دچار حادثه شدم. آنها از شرایطم باخبر هستند و همه چیز را به اطلاع تیم میرسانند. مربیام به من دلداری داد و گفت از این اتفاقها در دوچرخهسواری زیاد رخ میدهد و باید به روزهای بهتر فکر کنم.
به نظر میرسد با گذشت زمان و رسیدن به آرامش حالا منطقیتر از شرایط مسابقه صحبت میکنید.
امسال برنامهریزی خیلی خوبی داشتم و قرار بود بهترین نتیجه را کسب کنم. این را نه برای خودم که برای حیثیت دوچرخهسواری ایران میگویم. ما خیلی خوب تمرین کردیم و با آمادگی فوقالعادهای هم در مسابقه شرکت کردیم. تا حالا تمرین 220 کیلومتری نداشتم، ولی یک هفته مانده به المپیک 1500 کیلومتر رکاب زدیم.
در تهران تمریناتمان خوب بود. دو روز هم در جاده هراز تمرین داشتیم. میرفتیم ساری و برمیگشتیم. در محدوده کرج هم تمرینات خیلی خوبی داشتیم و با این شرایط در مسابقه حضور پیدا کردیم که آن اتفاق افتاد و زحماتمان بر باد رفت.
یعنی روز مسابقه، روز شما بود؟
من چهار جلسه بالای 250 کیلومتر تمرین کردم و آمادگیام هم خیلی خوب بود. وقتی استارت زده میشود بعد از پنج کیلومتر دوچرخهسوار از شرایط کلی باخبر شده و همه چیز دستگیرش میشود. آن روز انگار اصلا پدال را احساس نمیکردم. شرایط من خیلی خوب بود و میتوانستم جزو 30 یا نهایتا 40 نفر اول قرار بگیرم.
واقعا یک تماشاچی باعث شد تصادف رخ دهد و دوچرخهسواران به یکدیگر برخورد کنند؟
شما از روی سایت مسابقهها و حتی فدراسیون جهانی میتوانید آمار تماشاچی را دربیاورید. بالای 1.5 میلیون نفر در طول مسیر ایستاده بودند تا مسابقه را تماشا کنند. مردم اروپا خیلی به دوچرخهسواری علاقهمند هستند و درکل مسیر مردم ایستاده دوچرخهسواران را تشویق میکردند. فکر میکنم یکی از تماشاچیان آمده بود که عکس بگیرد، نفر جلویی حواسش نبود و تصادف کرد که بعد دو نفر جلویی من هم به یکدیگر برخورد کردند. ازدحام دوچرخهسواران زیاد و راهی برای فرار نمانده بود. آنجا بود که با بدشانسی آسیب دیدم و به بیمارستان انتقال داده شدم.
پس باید خیلی بدشانس باشید که نتوانستید به مسیر ادامه بدهید.
زرگری: من سابقه تصادف با دوچرخه را داشتم. از این اتفاقها زیاد رخ میدهد، ولی هر بار بلند شدم و به کارم ادامه دادم، اما این بار قضیه جور دیگری بود. یک لحظه استخوان پایم طوری صدا داد که فکر کردم شکسته است
من سابقه تصادف با دوچرخه را داشتم. از این اتفاقها زیاد رخ میدهد، ولی هر بار بلند شدم و به کارم ادامه دادم، اما این بار قضیه جور دیگری بود. یک لحظه استخوان پایم طوری صدا داد که فکر کردم شکسته است. فعلا هم تا خوب نشود نمیتوانم روی دوچرخه بنشینم. البته این جزئی از ورزش است و کاری هم نمیتوان کرد. ممکن است در تمرین جاده با ماشین تصادف کنیم یا هر اتفاق دیگر. همین «کانسرالا» که یک قهرمان بزرگ جهان به حساب میآید در 12 کیلومتر آخر المپیک لندن به زمین خورد و قهرمانی را از دست داد.
مسیر مسابقه با رقابتهای دیگر چه تفاوتهایی داشت؟
یک روز برای تمرین، مسیر در اختیار ما قرار گرفته بود ولی دیدیم ترافیک خیلی سنگین است و قید آن را زدیم! مسیرها را البته معمولا نمیرویم. مسیر المپیک پیچ و خم زیادی داشت. ما روز قبل از آن پروفایل را بخوبی آنالیز کردیم. در این پروفایل جاهای خطرناک و شیبها کاملا مشخص است.
به نظر شما حقی و سهرابی عملکرد خوبی داشتند؟
قرار ما این بود که اگر برای من اتفاقی افتاد، سهرابی حمایت کند. در واقع گروه به عقب برگردد و پشتیبانی کند. چون در المپیک حق استفاده از بیسیم را نداشتیم، سهرابی نمیدانست برای من چه اتفاقی افتاده است. او البته آمد عقب تا اوضاع را بررسی کند ولی تا خواست برگردد فشار مسابقه به قدری بالا بود که دیگر انرژی برایش باقی نگذاشت. سهرابی در گروه پیشتاز بود و حتی میتوانست جزو 40 نفر اول باشد. به نظرم او یکی از بهترینهای تاریخ دوچرخهسواری ایران است.
امسال وینوکوروف قزاقستانی قهرمان شد. با این که او خیلی سرشناس است، ولی دو سال را به خاطر دوپینگ بیرون نشست و سن بالایی هم دارد.
امسال من در تیم فرانسویام با وینوکوروف خیلی مسابقه دادم. وضعیت تیم ما به گونهای است که در بالاترین سطح اروپا حضور دارد و من نیز با نفرات سرشناس دنیا رکاب زدهام. امسال وینوکوروف در هیچ مسابقهای نتیجه نگرفته بود و برای همین هم کسی در المپیک به او امیدوار نبود. در این که او از نظر هوشی یک دوچرخهسوار بزرگ در دنیاست هیچ تردیدی نیست و از همین نبوغش برای المپیک استفاده کرد. معلوم بود که او امسال روی یک مسابقه بزرگ برنامهریزی کرده بود که آن را فتح کند و آن مسابقه ظاهرا المپیک بود. بیجهت نیست که همه دنیا به این دوچرخهسوار نگاه ویژه دارد.
به نظر میرسد میزبان، ناکام بزرگ مسابقه جاده در دوچرخهسواری بود.
انگلیس تیم میزبان این مسابقه بود. اصلا مسیرها را برای دوچرخهسواران این کشور طراحی کرده بودند تا قهرمان شوند. در واقع 99 درصد کارشناسان شانس را به انگلیس میدادند. آنها مارک کاوندیش را داشتند که قهرمان جهان است. نفرات اول و دوم امسال توردوفرانس مال انگلیس بودند. بدون تردید این تیم بهترین تیم دنیا است. کاوندیش در این مسابقهها بیست و نهم شد در حالی که از قبل مدال طلا را برای او کنار گذاشته بودند. نفر دوم توردوفرانس هم در رده 109 المپیک قرار گرفت. فردای مسابقه روزنامههای انگلیسی نوشتند که این بزرگترین ناکامی بریتانیا در المپیک بود.
بعد از مسابقههای جاده المپیک بحثهای زیادی صورت گرفت و انتقادهای فراوانی از نفرات تیم ایران به گوش رسید. چقدر از این انتقادها را درست میدانید؟
دوچرخهسواری مثل دوومیدانی و شنا یا مثل تکواندو، تنیس و خیلی از رشتههای دیگر نیست که فقط چند ثانیه یا چند دقیقه طول بکشد. وقتی مسیر250 کیلومتر باشد شما با ماشین هم بخواهید بروید خیلی سخت است چه برسد به این که مسیر را رکاب بزنید. متاسفانه از خیلی از حرفهایی که مطرح شده ناراضی هستم. ناراحتی این روزهای من به خاطر از دستدادن المپیک نیست به خاطر حرفهای برخی کارشناسان است.
فدراسیون بهترینها را انتخاب کرد ولی حرف و حدیثها زیاد است. شرایط هر مسابقه با مسابقه دیگر فرق میکند ولی برخی کارشناسان ورزش حرفهایی میزنند که واقعا ناراحتکننده است. بهترینهای دنیا و قهرمانان توردوفرانس در المپیک جزو صد نفر برتر نشدند، ولی برخیها در اینجا نمیخواهند واقعیتها را بپذیرند.
علی رضایی - جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم