در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
از آغاز فعالیتتان در زمینه بازیگری بگویید. آیا این آغاز از برنامههای کودک بود؟
ابتدا فعالیتم را در زمینه تئاتر برای کودکان شروع کردم که فکر میکنم اولین آن هم تئاتر «در پوست گربه» بود تا این که سالها بعد به شبکه یک آمدم و در جنگ بعد از خبر با هوشنگ هدایتی کارم را ادامه دادم.
علاقه به کار برای بچهها از کجا شکل گرفت؟
از کودکی. از همان زمان ارتباط خوبی با بچهها داشتم و دائم با بچههای همسن و سال خودم بازی میکردم و همین عشق و علاقه را با خودم به دنیای بعد از کودکیام آوردم و در کارم از آن استفاده کردم.
حالا چرا بیشتر در کارهای طنز حضور پیدا میکنید؟ فکر نمیکنید در این زمینه دچار کلیشه شوید؟
خیر. من این ژانر را بشدت دوست دارم و فکر میکنم در موقعیت طنز راحتتر میتوانم با مخاطبم ارتباط برقرار کنم.
داوود منفرد را با نقش پیرمرد میشناسند. چطور در این قالب قرار گرفتید؟
همیشه از خودم میپرسیدم چرا با بالا رفتن سن، آدم دچار افسردگی و بیحوصلگی میشود، بنابراین وقتی برای اولین بار این نقش به من پیشنهاد شد، سعی کردم یک پیرمرد پرانرژی و بذلهگو را به نمایش بگذارم که خب این اتفاق افتاد و خیلی هم مورد استقبال قرار گرفت؛ پس در این نقش باقی ماندم که بسیار هم از آن راضی هستم.
آیا فکر میکنید برنامههایی که در ارتباط با کودکان ساخته میشوند استاندارد لازم را دارند یا خیر؟
خیر به هیچ عنوان استاندارد لازم را ندارند. به نظر من کار کودک به روانشناس مخصوص نیاز دارد. حتی گاهی خود من هم از نوشتههایی که به دستم میدهند تا بخوانم هیچ چیز نمیفهمم وای به حال کودکان. به هر حال متاسفانه آن طور که باید به این مساله اهمیت نمیدهند و برنامهها را باری به هر جهت میسازند که این کار در نهایت به نفع بچهها و مخاطبان نیست. از طرفی باید بگویم کار کودک ساختن اصلا راحت نیست و نسبت به کار بزرگسال زمان و دقت بیشتری میطلبد و متاسفانه به برنامههای کودک کمترین اهمیت را میدهند.
فکر میکنید مثلا جای چه چیزی در برنامههای کودک ما خالی است؟
خیلی چیزها جایشان خالی است، مثل موسیقی. قبلا بچهها خیلی خوب شعرهایی را که ما در برنامههایمان میخواندیم، حفظ میکردند (البته به واسطه خواندن عروسکها) اما حالا همان موسیقی و اشعار هم از برنامههای ما حذف شده که من علتش را نمیدانم. اما امیدوارم در آینده به این مساله توجه بیشتری شود، چون بچهها دنیای موسیقی را دوست دارند و خیلی خوب با آن ارتباط برقرار میکنند.
راستی چه شد دایی برنامه رنگین کمان شدید؟
سال 84 از طرف امیر قمیشی (تهیهکننده) برای بازی در این مجموعه دعوت شدم. البته ابتدا فقط حدود 10 روز مهمان برنامه بودم، اما پس از آن قرار شد به طور دائم در آن حضور داشته باشم.
تا به حال شده از این تیپ خسته شوید؟
بله، گاهی این اتفاق برایم افتاده، اما از نظر مخاطبان و حتی عوامل سازنده برنامههای طنز، این نقش جای کار دارد، بنابراین گویا این پیرمرد حالاحالاها باقی است.
فکر میکردید بچهها با نقش دایی ارتباط برقرار کنند؟
بله، خوشبختانه از همان اول بچهها این نقش را باور کردند و دوست داشتند.
با توجه به اینکه فصل تابستان را پیشرو داریم آیا میتوانیم امیدوار باشیم برنامههای مطلوبی را در شبکههای سیما برای مخاطبان کودک ببینیم؟
امیدوارم، اما در حال حاضر ما همین جوری کار میکنیم بدون این که از مباحث روانشناسی استفاده کنیم، اما شاید در تابستان اتفاقات خوبی بیفتد.
راستی حضور بچهها در استودیو آن هم در یک برنامه زنده سخت نیست؟
خیر. برای من که خیلی شیرین است. حتی بارها شده بعد از اتمام برنامه بچهها بسختی از استودیو رفتهاند.
چرا؟
گریه میکردند و میگفتند میخواهیم پیش دایی باشیم.
آیا در اجرای این برنامه سلیقه مخاطب بزرگسال را هم در نظر میگیرید؟
بله، چون به هر حال بزرگترها هم مخاطب برنامههای کودکان هستند. بنابراین همیشه سعی میکنم هر دو مخاطب را راضی نگه دارم.
شما در رادیو هم فعالیت میکنید و جمعهها برنامه «جمعه ایرانی» را دارید. از فعالیتتان در این رسانه بگویید.
کارم را در رادیو با برنامه «قند و نمک» که محمود شهریاری مجریاش بود، شروع کردم. البته ابتدا تجربه زیادی نداشتم، ولی به مرور جایم را پیدا کردم. بعد از آن هم در برنامه جمعه ایرانی به تهیهکنندگی سعید توکل فعالیتم را ادامه دادم که به نظرم این برنامه یکی از جذابترین برنامههای رادیوست و دوست دارم این برنامه تا سالهای سال ادامه داشته باشد.
دوست ندارید سینما را هم تجربه کنید؟
اتفاقا پیشنهادهای زیادی در این زمینه دارم، اما به این فکر میکنم که این تیپ یعنی دایی را خراب نکنم. دوست دارم همین جوری دست نخورده باقی بماند.
بازی و ارائه تیپ در تلویزیون چقدر با همین کار در رادیو تفاوت دارد؟
طبیعتا خیلی فرق میکند، چون در رادیو همه چیز در بیان خلاصه میشود و تمام حسها را باید از طریق صدا انتقال داد، ولی در تلویزیون این طور نیست و عواملی مانند دوربین، صدابرداری، گریم و... به کمک بازیگر میآیند تا او راحتتر نقش را ارائه کند.
و رنگینکمان در یک جمله...؟
رنگینکمان همان دنیای دوستداشتنی بچههاست.
محبوبه ریاستی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: