حضور بازیگران در مقام مجری تلویزیونی مدتی است که رواج یافته و در حال حاضر برنامه های زیادی را می توان با چنین مجریانی از تلویزیون مشاهده کرد.
کد خبر: ۴۷۹۵۹
یکی از این برنامه ها «نان و نمک » است که بخشی از سیمای خانواده شبکه یک را تشکیل می دهد؛ برنامه ای که قصد دارد هم آشپزی آموزش دهد و هم جذاب باشد و از یک مجری آشنا برای مخاطب استفاده کرده است؛ رامبد جوان ، بازیگر شوخ و شنگی که بارها و بارها او را در سینما و تلویزیون در نقشهای کمدی دیده ایم.
رامبد جوان این بار نیز رفتاری کمیک دارد، اما قرار نیست فقط بازی کند بلکه باید اجرا کند، در نتیجه بهتر است بگوییم هم بازی می کند و هم اجرا. با این مجری بازیگر در همین باره به گفتگو نشستیم:
همان سوال همیشگی؛ چه شد که اجرای این برنامه را پذیرفتید؛
از آنجا که من اصولا دوست دارم همیشه در برنامه های جذاب و تازه حضور داشته باشم و به دلیل این که احساس می کردم این برنامه می تواند برنامه ای جذاب و نو باشد و مثل همه آدمها دوست دارم در برنامه ای شرکت کنم که موفق باشد، حضور در این برنامه را پذیرفتم. مضاف بر این که تهیه کننده این برنامه یکی از دوستان بسیار خوب من است و گروهی که قرار بود با آنها کار کنم گروه بسیار خوبی بود؛ بنابراین برنامه جذاب و نو، تهیه کننده توانا و گروهی صمیمی و دوست داشتنی باعث شد رامبد جوان ، مجری برنامه نان و نمک شود و از این کار خودش لذت ببرد.
معیارهای شما از جذابیت چیست؛
فضای شاد و ریتمیک و بداهه ای که در کار وجود داشت باعث می شد برای منی که تا به حال این کار را نکرده ام ، یعنی یا بازی کرده ام یا پشت دوربین بوده ام ، ولی حالا با وجود آن که جلوی دوربین قرار گرفته ای ، متنی و نقشی نیست تا آن را بازی کنی و همه چیز بر معیار بداهه است و این که تو باید از هر اتفاقی که می افتد به نوعی برای پیشبرد کار بهره برداری کنی ، جذاب بود و در این بداهه پردازی هم همه چیز باید به صورتی ظریف اتفاق می افتاد؛ مثل اتفاقی که رخ می دهد و تو فی البداهه از آن برای شوخی بهره می گیری و نباید به نحوی باشد که به کسی بر بخورد یا مسیر اصلی برنامه را مختل نکند یا تماشاچی حوصله اش سر نرود یا خودت لوس جلوه نکنی و خیلی از این دست مسائل که باعث می شد این کار برایم جذاب جلوه کند و از حضور در آن ضمن کسب تجربه ، لذت ببرم.
اما این مسائلی که شما عنوان کردید، بیشتر سختی های کار است تا بهانه ای برای لذت بردن؛
خب ، سختی های کار هم جزوی از کار هستند و گاهی اوقات شرایطی فراهم می شود تا شما از این سختی ها لذت ببرید.
نون و نمک از این دست کارها بود؛
بله. چون همه چیز مثل صحنه تئاتر بود. شما وقتی در تئاتر روی سن می روید، دیگر نمی توانید کار را کات کنید.
اینجا هم تقریبا همین شرایط وجود داشت ، چراکه غذایی در حال پخت بود و مسابقه ای در این خصوص داشت برگزار می شد که شما نمی توانستید دایم کار را قطع کنید.
به هیچ عنوان کار را قطع نمی کردید؛
گاهی اوقات شرایطی پیش می آمد که به ناچار کار را قطع می کردیم ، اما عموما کار بدون قطع ضبط می شد.
بتازگی حضور بازیگران به عنوان مجری در برنامه های تلویزیونی ، زیاد شده است ، شما به عنوان یکی از همین افراد، این مساله را چطور می بینید.
معتقدم که امروز کار خوب کم شده است ، به همین علت بازیگران برای کارهای خوب کمتر دعوت می شوند؛ بنابراین خیلی از آنها مجبورند کنار بازیگری کار اجرا نیز انجام دهند.
شاید خیلی از آنها هم دوست داشته باشند کنار کار بازیگری ، تجربه اجرا نیز داشته باشند. چراکه به طور کلی کار اجرا به مراتب راحت تر از بازیگری است و چندان وقتی از آدم نمی گیرد.
برای شما هم این مساله صدق می کند؛
من بیشتر به دنبال تجربه بودم. راستش را بخواهید پیش از این ، همیشه نسبت به این کار منع داشتم و معتقد بودم کار بازی چیزی است و کار اجرا چیزی دیگر و ربطی به هم ندارد.
الزامی هم نبود تا من که کار بازی می کردم کار اجرا هم بکنم ؛ اما پیش خودم فکر می کردم اگر روزی قرار باشد چنین کاری را انجام بدهم باید از هر لحاظ کاری نو و جذاب باشد. بنابراین وقتی مساله نون و نمک پیش آمد، احساس کردم شرایط این تجربه فراهم شده ، پس پذیرفتم ، ولی همین جا اعلام می کنم که دیگر این کار را نمی کنم.
چرا؛
چون دیگر لزومی ندارد. معتقد بودم نباید این کار را بکنم. حالا اگر یک بار به عنوان تجربه این کار را کرده ام ، دیگر قرار نیست پایم به این ماجرا باز شود.
حالا که یک بار برای همیشه این کار را کردید، چه چیزی عایدتان شد؛
بهترین تمرین این کار افزایش قدرت بداهه پردازی من بود. فکر نمی کنید حضور شما در یک مسابقه آشپزی ، آن هم به عنوان مجری در روند بازیگری شما تاثیر منفی بگذارد.
نه ، چرا که اگر همه کارها درست انجام شود، چنین اتفاقی نمی افتد. امروز در همه جای دنیا، همه بازیگران در همه نوع کاری حضور پیدا می کنند، حتی عکسهایشان در بیلبوردهای تبلیغاتی چاپ می شود یا در یک تیزر تبلیغاتی ظاهر می شوند، ولی پس از آن در اثری استاندارد هم بازی می کند و هیچ کس هم ، دیگری را به خاطر این عملکرد نکوهش نمی کند، چون همه چیز درست و سر جای خودش اتفاق می افتد؛ بنابراین فکر می کنم حضور من در یک مسابقه آشپزی با فضای شاد، پرانرژی و ریتمیک باعث شود از این به بعد، مخاطب دیگر مرا جدی نگیرد.
پس سوابق پیش از این من چه می شود. نه. من یک بازیگرم و تماشاچی نباید این را فراموش کند.
با توجه به این مباحثی که مطرح کردید، پس چرا غالب بازیگران از این گونه حرکتها پرهیز می کند و اصولا این منعی که در خود شما هم وجود داشته از کجا ناشی می شود؛
از آنجا که در بسیاری از کشورها، هر حرکتی یک استاندارد دارد و همه تلاش می کنند از حد آن استاندارد پایین تر نیایند، پس همه چیز یک کیفیت مطلوب دارد؛ به عنوان مثال ، تیزرسازی خارج از کشور، یک استاندارد بالا دارد و از نظر ماهیت و اهمیت ، هیچ چیز از یک فیلم سینمایی کم ندارد.
علاوه بر این ، بازیگر نیز دستمزد خوبی می گیرد که بسیاری از دغدغه ها را رفع می کند. از اینها گذشته ، بازیگر در فیلم تبلیغاتی کالایی حضور دارد که آن کالا هم کالای محبوب و معتبری است ، بنابراین حضور او در تیزر آن کالا نه تنها از محبوبیت بازیگر کم نمی کند، بلکه برایش اعتبار هم می آورد؛ ولی از آنجا که در کشور ما این استانداردها زیاد اجرا نمی شود یا در کارهای کمی اجرا می شود بنابراین همواره برای بازیگر این نگرانی وجود دارد که مبادا حضور او در این گونه آثار به حیثیت بازیگری اش لطمه بزند.
گذشته از اینها تا چندی قبل ، سیاستی وجود داشت که از حضور چهره ها در تبلیغات ممانعت می کرد. مجموعه این عوامل باعث شده درخصوص حضور بازیگران در کارهای تبلیغاتی ، چنین فرهنگی پدید آید.
به نظر من این فرهنگ غلط است و ما باید برای عوض کردن آن قدم برداریم ، چرا که معتقدم همه این کارها می تواند با یک استاندارد انجام شود و به حیثیت کسی هم لطمه نزند.
فکر نمی کنید اگر در کشور ما نوعی استاندارد پایین در تبلیغات وجود دارد، همین استاندارد در سینما هم هست ، یعنی به قول معروف همه چیزمان به همه چیزمان می آید؛ بنابراین چرا باز هم بازیگران ما از حضور در تبلیغات پرهیز دارند.
در سینما، نوعی متد و استاندارد جهانی داریم که کم و بیش باید به آن پایبند بود؛ ولی از آنجا که تبلیغات جوان تر از سینماست ، شاید هنوز چندان پایبندی در آن پدید نیامده و هنوز تعریف خودش را پیدا نکرده است . از این هم نمی توان گذشت که تلویزیون ، امروز در زمینه تبلیغات چندان تعریف مشخصی ارائه نکرده است ، مثلا در تبلیغات تلویزیونی هیچ متد و معیار و استانداردی وجود ندارد.
به همین علت شما یک تبلیغ بسیار خوب را کنار یک تبلیغ کاملا مزخرف می بینید، چرا که متد مشخصی وجود ندارد و متاسفانه تلویزیون در این زمینه مخاطب خود را خیلی دست کم گرفته است یا مخاطب به عنوان شخصی مریض تصور شده است که به چیزی جز برداشت منفی فکر نمی کند.
براستی چرا ما مخاطب را فردی تصور می کنیم که ممکن است ابلهانه فکر کند و چرا تنها با همین تصور بسیاری از کارها را رد و از نمایش آنها جلوگیری می کنیم. می دانید چرا؛ چون استاندارد مشخصی وجود ندارد و بیشتر درگیر حواشی هستیم تا اصل موضوع و این فرهنگ جا افتاده است. دقت کنید، خاله زنک ترین مسائل خیلی زود بین مردم می پیچد، اینقدر که درباره مسائل شخصی بازیگران صحبت می شود در خصوص کار آنها بحث نمی شود.
این که فلان بازیگر از زنش طلاق گرفت یا نامزد فلان بازیگر فلان شد برای مخاطب ما جذاب تر از اصل موضوع است.
ما این فرهنگ را به او القا کرده ایم والا به کسی چه ربطی دارد که فلان بازیگر چطور زندگی می کند. ما او را سرگرم حواشی کرده ایم ، بنابراین هدف گم شده و برای رسیدن به مقصر هیچ تلاشی نمی کنیم ، چون آن را گم کرده ایم.
رامبد جوان مجری مسابقه نان و نمک چقدر به خود رامبد جوان نزدیک است.
مگر من دیوانه ام که در زندگی واقعی ام این طور برخورد کنم. اگر روزی چنین رفتارهایی از من سر بزند، مطمئن باشید، همسرم بادمپایی می زند توی دهنم.