نیم نگاهی به سریال «طلسم شدگان»

ایجاد حس تعلیق و کنجکاوی در طول مدت زمان پخش یک سریال به گونه ای که مخاطب را جذب خود و او را وادار به پیگیری روایت کند، از مهمترین و در عین حال پیچیده ترین حرفهای روایی است.
کد خبر: ۴۷۷۱۶

در بسیاری از سریال های تلویزیونی شاهد این نکته بوده و هستیم که یک صحنه ، یک سکانس یا حداکثر یک قسمت ، بیننده را درگیر می کند و سپس با افت شدیدی روبه رو می شود.
به طوری که تماشاگر در حیرت می ماند که آیا کارگردان این دو قسمت یکی بوده یا حاصل کار دوکارگردان متفاوت است.
القای این حس تعلیق ، در تماشاگر یک فیلم بسیار راحت تر است ، چون طول مدت یک فیلم محدود بوده و بیننده در یک نشست می تواند آن را دریافت کند؛ اما این که مخاطب یک هفته به انتظار بنشیند و پس از آن تمایل به پیگیری داستان داشته باشد، کاری نیست که به طور اتفاقی و تنها از روی بخت و اقبال انجام شود؛ بلکه آگاهی و تسلط به این مقوله است که می تواند این حس را به بیننده القائ کند. سریال تلویزیونی «طلسم شدگان» مدتی است که از شبکه تهران پخش می شود.
داریوش فرهنگ کارگردان این سریال تلویزیونی ، «تصمیم نهایی»، «شیک نهایی» را در کارنامه خود دارد، دو سریالی که تا حدودی توانستند نظر مخاطب را به خود جلب کنند؛ اما طلسم شدگان به لحاظ فرم ، روایت و پرداخت شخصیت ها به نظر می رسد که در مرتبه ای بالاتر از کارهای قبلی فرهنگ قرار گیرد.
فرهنگ بخوبی توانسته در این سریال شخصیت ها را طراحی و کنار هم قرار دهد. بالاتر از آن انتخاب بازیگرانی است که قرار است این شخصیت ها را به تصویر کشند.
مهدی هاشمی اگرچه در بیشتر کارهای فرهنگ ایفای نقش کرده ، اما در اینجا به عنوان یک شخصیت منفی توانسته تعلیق را نزد مخاطب دو چندان کند.
از سوی دیگر روایت و شیوه ارائه اطلاعات به تماشاگران از دیگر امتیازهای این سریال است. اطلاعات ، بموقع و در هر قسمت به اندازه ای به بیننده داده می شود تا علاوه بر ارضای حس کنجکاوی وی ، انگیزه ای برای پیگیری داستان در او ایجاد شود.
این موضع بخصوص در قسمتهای اولیه سریال بخوبی قابل مشاهده است ، جایی که مخاطب در ارتباط با داستان باید جذب آن شود که فرهنگ با ارائه پرسشهای متفاوت توانسته او را در دام خود بیندازد.
ارائه تعلیق از طریق شخصیت ها به حدی موثر است که وقتی مادر (نسرین) تصمیم دارد عقد مهشید و دکتر به هر صورت ممکن انجام شود، این ذهنیت در بیننده ایجاد می شود که آیا ممکن است چیزی مانع این کار شود چرا که هنوز خیلی اطلاعات و نکات مبهم است که او از آنها بی خبر است و همین مساله باعث ایجاد نگرانی، دلهره و تشویش می شود.
اوج این تعلیق در جایی صورت می گیرد که عاقد، خطبه عقد را می خواند. در بسیاری از فیلمها و سریال ها دیده شده که خواندن خطبه عقد تنها برای پر کردن زمان صورت می گیرد، اما در اینجا.
فرهنگ از این مورد به عنوان یک عامل ایجاد تعلیق در مخاطب خود استفاده می کند. مدت زمانی که طول می کشد عروس و داماد، بله را بگویند این تعلیق افزایش پیدا می کند و گمان می رود مانند مورد قبل ، این مراسم نیز به هم بخورد، چرا؛
چون اطلاعات و اشخاصی وجود دارند که مخاطب آنها را می بیند، اما نمی شناسد. پیرمرد قفس به دست ، مردی که سوار پاترول است و... همگی جلوی چشم بیننده قرار دارند، ولی هویت آنها کاملا مخفی است.
عدم ارائه این اطلاعات به گونه ای است که نه تنها ذهن مخاطب را مغشوش نمی کند، بلکه او را حریص تر از قبل می کند. به نظر می رسد فرهنگ در القای حس تعلیق و دلهره موفق عمل کرده و توانسته بیننده خود را در دام بیندازد، کاری که بدون تسلط به سینما و زبان فیلم امکانپذیر نیست.

احمد جزایری
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها