هنوز هم شب بخیرکوچولو!

خط و خطوط صورت و سپیدی موهایش خبر از کوله باری تجربه از عمری طولانی دارد؛ اما صدایش نه خط و خطوطی برداشته و نه براثر گذر زمان رنگ باخته است. کودکی خیلی از ما و حتی پیش از ما با صدای شب بخیر کوچولو آشناست.
کد خبر: ۴۷۷۱۵

آن هم با صدای مریم نشیبا. گرچه او خود را دوبلور نمی داند و معتقد است که یک نریتور است ، اما... «نشیبا» متولد 13 اردیبهشت 1325 و لیسانس جغرافیای اقتصادی از دانشگاه تهران است و این روزها صدای او را در برنامه سینما یک ، گلبانگ ، دیار یادها، سرافرازان و... می شنویم.


رشته جغرافیا و تحصیل در این رشته چگونه شما را ترغیب به کار دوبله و گویندگی کرد؛
ابتدا در دبیرستان به شیوه کار معلم جغرافیا (آقای عبدالرضا دریابیگی) علاقه مند شدم. یادم می آید اولین معلمی بود که می گفت: اجازه ندهید سر جلسه امتحان ممتحن بالای سر شما بایستد، مگر شما دزد یا خائن هستید.
متعاقب ایشان من نیز 25 سال خدمت کردم و سال 74، بازنشسته شدم.

و جرقه اولیه کار گویندگی چطور زده شد؛
همین معلم جغرافیا اولین کسی بود که می گفت نشیبا، صدا و بیان خوبی داری ، من اگر جای خانواده تو بودم...
آن زمان من می گفتم ، یعنی بروم سراغ کار مطربی و به من برخورد.

بعد از آن چگونه وارد عرصه گویندگی شدید؛
رادیو و تلویزیون گوینده می خواست. امتحان دادم و از بین 2 هزار نفر 200 نفر و از میان 20 نفر، 5 نفر انتخاب شدند، که من یکی از این 5 نفر بودم.
کارم را با خبر شروع کردم ، اما از آنجا که آدم احساساتی بودم ، خبر را با احساسات منعکس می کردم.
4 سال در کارم وقفه انداختم. حتی در تحریریه خبر هم کار انجام دادم، تا این که آمدم میدان ارگ ، تست دادم و قبول شدم.

«شب بخیر کوچولو» از کجا سراغ شما آمد؛
این شاخص ترین برنامه من است که سال دوم تیرماه 69همزمان با زلزله منجیل کار را شروع کردیم.
به من گفتند قصه خاله پیرزن را بخوان. وقتی شروع کردم کارگردان برنامه آقای باقری گفت: ایشان همانی است که من می خواهم.

اما برنامه شب بخیر کوچولو با وقفه ای شاید طولانی مواجه شده است ، چرا؛
چون 6 ماه اول ، یک ساعت عقب و جلو می شود. ما ساعت یک ربع به 9 برنامه داریم و 6 ماه دوم راس ساعت 9.
6 ماه دوم ما مشکلی نداشتیم ، یعنی بدون وقفه این برنامه راس ساعت 9 پخش می شد، اما ماه اول که یک ربع به 9 است ، تقریبا اواخر اردیبهشت و اوایل خرداد اذان به این برنامه نزدیک می شود و جای این برنامه را می گیرد.
با این حال برای بچه ها در حد یک قصه داشتیم. بعد از آن و یک چیزی حدود 80 روز قصه نداشتیم ، تا این که برنامه قطع شد.

«گلبانگ » برنامه ای است که مشابه آن در شبکه های رادیو زیاد بوده ، چرا این برنامه پرطرفدارترین برنامه رادیو شده؛
اگر بگویم شاید تعریف از خود باشد، ولی اغلب می بینیم ، خیلی ها که تماس می گیرند و نسبت به صدای من ابراز محبت می کنند، می گویند که صدای شما آرامش بخش است و نیاز به پخش آهنگ نیست و... مضاف براین که نوشته های زهرا معلم در ساخت گلبانگ خیلی موثر است.

و این مسیر تا کجا طی شد که به دوبله رسیدید؛
اینجا باید یادی بکنم از خانم معصومه جدلی ، تهیه کننده گلبانگ. یک روز در میدان ارک در اتاق گوینده ها نشسته بودم ، که خانم شعشعانی همکار سابق گفت تلفن با تو کار دارد.
پشت تلفن خانمی بود که از من دعوت به کار می کرد. گفتم: شما مرا از کجا می شناسید گفت: زنگ زدم و گفتم یک خانم خوش صدا معرفی کنید. شما را معرفی کردند.

از آن به بعد کار دوبله شروع شد؛
کار دوبله به آن مفهوم که جای هنر پیشه صحبت کنم ، نه. فقط یک فیلم سینمایی بود که اصلا نمی خواهم از آن یاد کنم ، ولی من بیشتر نریتور هستم تا دوبلور.
من در وزارت فرهنگ و هنر قبول شدم و مراحل دوبله را طی کردم. آن زمان فیلمها طوری بود که من تمایلی نداشتم در آنها صحبت کنم.
به همین خاطر سراغ کارتون و کودک رفتم ؛ اما بعد که قصه تغییر کرد. نریشن را برای مطالب علمی ، مستند و... کار کردم.
درگذشته برنامه سینما 4 را می خواندم اما در حال حاضر پنج شنبه ها شبکه یک برنامه دارم.

خانم نشیبا مقدمه ها و موخره های شب بخیر کوچولو را فی البداهه مطرح می کنید، یا از قبل نوشته شده است؛
به حال و احوال خودم بستگی دارد. کلماتی مثل قربونتون برم ، راستی شام چی خوردید. امیدوارم شما را عروس یا داماد کنم و... نه واقعیت این است که من عاشق بچه ها هستم و این کار را هم خودم انجام می دهم.

چطور یک صدا می تواند ماندگار باشد؛
صدا انعکاس درون است. محال است شما صدای مهربانی را از کسی بشنوید که آدم لطیفی نباشد. در این میان ممکن است کسی بخواهد بازی کند، ولی بالاخره در صحنه ای و جایی کم می آورد و من اعتقاد دارم صدا در جایی به دل مردم می نشیند که به حقیقت نزدیک باشد.
جدا از صدای خوب داشتن فن بیان ، لازم است تا گوینده بتواند متون سیاسی ، اجتماعی را بخواند.

خانم نشیبا زندگی در استودیو چطور است؛
چون من کارم را دوست دارم ، واقعا زندگی می کنم از شب قبل از این که به استودیو بروم ، فکر این هستم که صبح چندنفر از بچه ها می آیند، هنداونه ، پنیر، نان ، گردو، خرما و تنقلات دیگر، را آماده می کنم.
فردا همه بچه ها که می آیند، اول می گویند برویم سراغ چمدان نشیبا.

به عنوان سوال آخر آیا کار گویندگی و دوبله را به جوانها توصیه می کنید؛
نه، چون نوع کار ما از نظر درآمد خوب نیست. با این حال اگر کسی به این کار عشق می ورزد، بیاید.

مریم درستانی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها