از نگاه رسانه های غربی

حمله به ایران و پیامدهای آن

همزمان با مذاکرات بین ایران و گروه 5+1 در باره برنامه هسته ای کشورمان، رسانه های غربی به حل و فصل مسالمت آمیز اختلافات تاکید می نمایند، آنها توسل به گزینه نظامی را بسیار پر هزینه و دارای پیامد های ناگوار قلمداد می کنند.
کد خبر: ۴۶۷۲۲۲

به گزارش جام جم آنلاین به نقل از مرکز امور بین الملل صدا و سیما، موضوع دیگر، عقب نشینی ایالات متحده و اسرائیل از مواضع قبلی خود می باشد که رسانه های غربی بدان توجه نموده اند.

در این نوشتار تلاش می شود پیآمد های حمله نظامی به ایران که بیشتر از سوی رزیم صهیونستی پی گیری می گردد بررسی شود.

«ارکی تئومیا» و«کارل بیلدت»، وزرای امور خارجه فنلاند و سوئد درنوشتاری مشترک  درباره تبعات حمله نظامی به ایران می نویسند: ما به شدت نگران هیاهوی به راه افتاده در خصوص احتمال حمله نظامی به ایران به بهانه افزایش نگرانی از برنامه هسته ای این کشور هستیم.

این حمله نه تنها ناقض مفاد مصوبات سازمان ملل است بلکه می تواند موجی از تبعات منفی را در منطقه به راه انداخته و تاثیرات منفی بر تلاش های ما برای رسیدن به اهدافمان در قبال ایران باشد.

 هیچ عاملی به اندازه حمله نظامی به تهران نمی تواند دولتمردان ایرانی را در نیل به تسلیحات هسته ای مصمم سازد. زمانی که ایرانی ها در خصوص اتخاذ این تصمیم به قطعیت برسند تنها بحث زمان بندی برای تحقق کابوس ایران هسته ای مطرح خواهد بود و لاغیر.

این نوشتار به معنای درخواستی برای فرصت دادن به دیپلماسی نیست بلکه به رسمیت شناختن این حقیقت است که تنها گزینه غرب و آمریکا مقابل ایران دیپلماسی است. سایر گزینه ها مقدماتی برای جنگ و البته مصمم کردن تهران برای هسته‌ای شدن هستند. صبر و اراده قوی لازمه های دیپلماسی هستند. اما پیش از آنها تمام طرفین درگیر در این پرونده باید به این باور برسند که دیپلماسی تنها راه است.


دیدگاه گری سیک

«گری سیک» استاد مشهور روابط بین الملل آمریکایی در مقاله ای ویژه برای خبر گزاری سی ان ان با عنوان «اگر اسرائیل ایران را بمباران کند چه می شود؟» می نویسد: تصور کنید که فردا صبح از خواب بیدار می شوید و در می یابید که در شب قبل جنگنده های اسرائیلی ایران را بمباران کرده اند. دنیای شما چگونه تغییر خواهد کرد؟.

در آن نخستین صبح شورای امنیت سازمان ملل جلسه ای اضطراری تشکیل خواهد داد تا در محکومیت حمله اسرائیل قطعنامه ای به تصویب برساند. در صورتی که ایالات متحده این قطعنامه را وتو کند آنگاه هر گونه تردیدی در مورد همدستی با اسرائیل از بین می رود.

البته شاید حمایت اروپا از این قطعنامه از اهمیت بیشتری برخوردار باشد. چرا که در این صورت روند شکست ائتلاف برای تحریم ایران آغاز خواهد شد. این ائتلاف در طول سال های گذشته همواره وجود داشته است. هم آمریکا و هم اروپایی ها بر این باورند که تحریم ها می توانند جایگزینی برای جنگ باشند. اما در صورتی که جنگی در بگیرد آنگاه این باور نیز از بین خواهد رفت.

اما ایران چه خواهد کرد؟ باید گفت که همه انتظار پاسخ نظامی خواهند داشت. آنها ممکن است غافلگیر شوند. ایران از فرجه 90 روزه برای اطلاع دادن به آژانس بین المللی انرژی اتمی به منظور خروج از پیمان منع اشاعه هسته ای استفاده خواهد کرد البته مقامات تهران اعلام نمی کنند که به دنبال تولید سلاح هسته ای هستند اما بر این نکته تاکید خواهند کرد که یک کشور غیر هسته ای از سوی کشوری مجهز به سلاح هسته ای مورد حمله قرار گرفته است. از سوی دیگر تمامی ذخایر اورانیوم غنی شده از مهر و موم آژانس خارج شده و تمامی دوربین های مدار بسته نیز جمع آوری خواهند شد.

در صورتی که ایران موفق به هدف قرار دادن یک یا چند جنگنده اسرائیلی شود آنگاه اوضاع پیچیده تر خواهد شد. در صورتی که یک یا چند خلبان اسرائیلی در ایران اسیر شوند، ریسک درگیری وسیع تر از سوی ایالات متحده یا اسرائیل وجود خواهد داشت.

از نقطه نظری کلی تر بازار نیز شوک ناشی از قطع صادرات نفتی ایران را احساس خواهد کرد و به این ترتیب قیمـت ها افزایش می یابند.

این در حالی است که صندوق بین المللی پول پیش بینی افزایشی 20 تا 30 درصدی در قیمت نفت را در صورت قطع ناگهانی صادرات نفتی ایران، مطرح کرده است.

اما این تازه آغاز ماجراست. تصور این موضوع دشوار نیست که در روزهای پس از حمله، انفجار هایی در خطوط لوله عراق صورت گیرد که در این صورت صادرات نفتی عراق که حدود یک میلیون بشکه در روز است نیز متوقف خواهد شد و به این ترتیب بازار با شوک جدی تری مواجه می شود.

همچنین احتمال حمله به خاط لوله باکو، تفلیس، جیحان که از دریای خزر به مدیترانه می رود نیز وجود دارد. علاوه بر این اختلال در بارگیری محموله های نفتی در بنادر عربی حوزه خلیج فارس از طریق حملات سایبری نیز دور از ذهن نیست. در این شرایط حجم قابل توجهی از منابع نفتی کاهش می یابد و در صورتی که این روند برای چند هفته ادامه دار باشد، بهای نفت به طور غیر قابل انتظاری افزایش می یابد.

به این ترتیب هزینه سنگینی بر اقتصاد های جهان تحمیل می شود آن هم در شرایطی که نشانه هایی از بهبود شرایط اقتصادی پس از رکودی طولانی، مشاهده می شود. اقتصاد های آسیب پذیری مانند اقتصاد های جنوب اروپا با ورشکستگی مواجه می شود و به طور همزمان هزینه های حمله و نقل و تولید نیز بالا می رود. این درواقع سلاح واقعی ایران برای کشتار عام است.

جدا از اینکه ایران به طور علنی درگیری با آمریکا یا اسرائیل را بر گزیند یا خیر، این برای ایالات متحده بسیار دشوار خواهد بود که از ورود به جنگی که اسرائیل آن را آغاز کرده، خودداری کند. به همین دلیل شماری از مقامات پنتاگون نسبت به وقوع این حمله هشدار داده اند اما در سال انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، ایستادگی در مقابل ایران ستیزی و دفاع از خود دشوار خواهد بود.

اغلب کارشناسان بر این باورند که برنامه های هسته ای ایران بدون اقدام نظامی یا مهیا کردن زمینه تغییر رژیم متوقف نمی شود اما افکار عمومی آمریکا با توجه به دو جنگی که در دهه اخیر از سوی ایالات متحده در خاورمیانه انجام شده یعنی حمله به افغانسان و عراق، چندان با گزینه اقدام نظامی علیه ایران موافق نیست به خصوص که این اقدام هزینه و پیامد های بیشتری به همراه خواهد داشت.

همین نگرانی یکی از دلایلی است بحث منافع مشترک آمریکا و اسرائیل را نیز مورد توجه قرار داده است.


واکنش روسیه

از پیامد های دیگر حمله احتمالی نظامی به ایران واکنش روسیه در این زمینه می باشد،اندیشکده «جیمزتاون»، در مقاله‌ای به قلم «پاول فلگنهاور» ضمن اعلام تصمیم ارتش روسیه بر واکنش نظامی در صورت حمله آمریکا به ایران، به بررسی آن پرداخته است.

منابع وزارت دفاع روسیه به خبرگزاری «اینترفکس» این گونه گفته‌اند که طبق تصمیمات نهایی، روسیه به حمله نظامی به ایران، واکنش نشان خواهد داد. طبق «محاسبات» ستاد کل نیروهای مسلح روسیه، اقدام نظامی علیه ایران، «در تابستان» سال 2012 آغاز خواهد شد.

ارتش روسیه بر این باور است که با توجه به این نکته که اسرائیل برای شکست استحکامات دفاعی ایران از سرمایه کافی برخوردار نیست، به تبع دخالت ارتش آمریکا در چنین برخوردی، اجتناب‌ناپذیر خواهد بود.

فلنگهاور می‌نویسد: خرده اطلاعاتی که از گوشه و کنار به دست می‌رسد، می‌تواند ماهیت واکنش ارتش روسیه را تا حدودی برای ما آشکار کند. در دسامبر گذشته خانواده اعضای ارتش روسیه، از پایگاه‌های نظامی این کشور در ارمنستان به روسیه بازگردانده شدند و در همین حال، ارتش به طور مشخصی در حال جابه‌جا کردن نیروهای خود در ارمنستان، از ایروان، پایتخت این کشور، به سمت شمال و گیومری - نزدیک‌تر به مرزهای گرجستان و ترکیه - است. روند آماده‌سازی نیروهای روسی در ارمنستان، با هدف دست به عمل شدن در صورت وقوع حمله نظامی به ایران، از «دو سال پیش» آغاز شده است.

طبق برنامه‌ریزی‌ها، قرار است مانور عظیم نظامی و «راهبردی» قفقاز-2012 در سپتامبر آینده به اجرا درآید، اما آن طور که گزارش شده است، به علت تهدید احتمالی وقوع جنگ در ایران، روند آماده‌سازی و آرایش نظامی این مانور از همین اکنون و بسیار پیش از موعد شروع شده است.

به علاوه، تجهیزات جدیدی برای کنترل و فرماندهی، با قابلیت بهره‌برداری از داده‌های ردیابی «گلوناس» (جی. پی. اس. روسی) نیز در منطقه مستقر شده است.

به طور قطع، شکست انتخاباتی ساکاشویلی می‌توانست مایه خشنودی مسکو را فراهم کند، اما در حال حاضر برای روسیه، مساله جنگ در ایران، موضوع بسیار مهم‌تری است.

برای همین به نظر می‌رسد که تکاوران روسی آماده شده باشند تا با حمله به جنوب مانع از استقرار پایگاه‌های احتمالی آمریکا در قفقاز جنوبی شده، و ضمن حفظ خط ارتباطی خود با نیروهای مستقر در ارمنستان، کنترل راهروی انرژی قفقاز جنوبی را که از مسیر آن آذری، ترکمن، و دیگر انواع گازهای طبیعی و نفت دریای خزر به بازارهای اروپا می‌رسد، به دست گیرند.


تهدید اسرائیل و ابراز تردید کارشناسان نظامی

روزنامه تلگراف انگلیس نیز در گزارشی به نقل از کارشناسان دفاعی نوشت: کارشناسان امور نظامی و دفاعی معتقدند اسرائیل با توان کنونی گزینه‌های محدود و با درصد ریسک بسیار بالایی برای برخورد با ایران پیش رو دارد. این گزینه‌ها شامل به کارگیری موشک‌ها دور برد و یا استفاده از نیروهای نظامی برای نفوذ به داخل ایران و تأسیسات هسته‌ای این کشور است.

تلگراف با اشاره به هفته نامه نظامی معتبر «جین دیفنس» با ابراز تردید نسبت به توان اسرائیل برای انجام عملیات موفق آمیز بر ضد ایران نوشت: در صورت انجام چنین حمله‌ای اسرائیل با مشکلات بسیار اساسی مواجه خواهد شد.

گزارش تلگراف در ادامه با تحلیل شرایط احتمالی حمله اسرائیل به ایران می‌نویسد: مسافت بسیار زیاد تا مراکز هسته‌ای ایران و امنیت و مقاومت قابل توجه این تاسیسات در برابر تهدیدات احتمالی، میزان ریسک انجام حمله هوایی پیش‌دستانه و یکجانبه از سوی اسرائیل را به شدت افزایش می‌دهد.

به گزارش تلگراف مقامات ارشد انگلیس به اسرائیل هشدار داده‌اند که اسرائیل با هرگونه حمله متحدان خود را از دست خواهد داد. انجام چنین حمله‌ای بسیار پرخطر است و اسرائیل با بکاگیری تمام توان نیروی هوایی خود تنها می‌تواند به یکی از سایت‌های غنی سازی اورانیوم – فردو قم – حمله کند که آن هم در اعماق زمین و در منطقه کوهستانی قرار دارد که هدف قرار دادن آن از هوا بسیار دشوار است.


هشدار ایالات متحده به اسرائیل

برخی منابع هم پیامد های حمله نظامی به ایران را به گونه ای خطر ناک می دانند که ایالات متحده به هر وسیله در پی منصرف کردن اسرائیل از اقدام احتمالی در این زمینه است.

در این باره اندیشکده «هادسن» در مقاله‌ای با عنوان «چه کسی طرح حمله اسرائیل به ایران را فاش کرد» به قلم «لی اسمیت» این سوال را مطرح می‌کند که آیا آمریکا در حال فاش کردن اطلاعات به منظور منصرف کردن اسرائیل از حمله به تاسیسات هسته‌ای ایران است؟  اسمیت در مقاله خود آورده است: این موضوعی است که برخی از کارشناسان پس از انتشار مقاله‌ای جنجالی که هفته گذشته در مجله «فارین پالسی» منتشر شد، مطرح کردند که در آن گزارش شده بود اسرائیل ممکن است قصد استفاده از جمهوری آذربایجان به عنوان پایگاهی برای حمله علیه تاسیسات هسته‌ای ایران را داشته باشد.

تعدادی از روزنامه‌نگاران اسرائیلی به رهبری «ران بن-ییشای» که یکی از خبرنگاران مشهور اسرائیل در زمینه امنیتی است، مدعی شدند که مقاله «مارک پری» نشانه‌ای آشکار از این مسئله است که کاخ سفید در حال فاش کردن اطلاعات مهم درباره راهبرد اسرائیل است تا اسرائیل را مجبور به دست کشیدن از طرح‌های جنگیش و انتظار کشیدن برای اثرگذاری تحریم‌های دولت آمریکا علیه تهران کند. مقامات آمریکایی درباره خطرات حمله اسرائیل به ایران به روشنی صحبت کرده‌اند، نکته‌ای که در خفا نیز درباره آن حرف‌هایی زده شده است. به گفته بن-ییشای، هدف همه این کارها «دشوار کردن دستور تصمیم‌گیران اسرائیلی به وزارت دفاع برای انجام حمله است.»


سرمشق اوزیراک

 روزنامه گاردین نیز در مطلبی در جهت زنهار از حمله نظامی به ایران می نویسد: ایران را بمب بارن کنید آنگاه این کشور به یقین  به دنبال کسب تسلیحات هسته ای بر خواهد آمد.

حمله به اوزیراک (تاسیسلات هسته ای عراق) همواره یک سر مشق نظامی علیه ایران مورد اشاره قرار می گیرد.

«آموس یادلین» مدیر موسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل و یکی از خلبانای که اوزیراک را بمباران کرد اظهار می دارد:«برنامه هسته ای عراق هرگز پس از این حمله از سر گرفته نشد. این اقدام می تواند همان نتیجه را  نیزدر قبال ایران در بر داشته باشد».

در مقابل این گفته ها «ریچارد ویلسون»، فیزیکدان هسته ای در دانشگاه هاروارد گفت: عراقی ها نمی توانستند در اوزیراک سلاح هسته ای بسازند و من هر دانشمندی در جهان را که به من نشان دهد چگونه آنها می توانستند این کار را انجام دهند، به چالش می کشم.

ویلسون افزود: حمله اسرائیل نشانه پایان برنامه هسته ای صدام نبود، بلکه شروع آن محسوب می شد.صدام که از حادثه اوزیراک دیوانه شده بود و آسیب پذیر  بودن عراق در برابر حملات خارجی را دریافته بود، سه  ماه بعد ازاین حمله، یک برنامه تسلیحات هسته ای زیر زمینی و سریع را با هزینه ای قابل توجه و خارج از نظارت آژانس به راه انداخت و 9 ماه بعد ازحمله به اوزیراک در آستانه ساخت سلاح هسته ای قرار گرفت.

ویلسون می گوید در چهارچوب بحران هسته ای کنونی ایران، آن درسی که می توان از اوزیراک  فراگرفت این است که باید چنان مراقب باشید که شرایطی را که در صدد اجتناب از آن هستید، به وجود نیاورید و سریع ترین راه برای کمک به ایرانی ها در تصمیم گیری، حمله به آنها است.


عقب نشینی آمریکا و رژیم صهیونستی از مواضع خود

آمریکا و رژیم صهیونیستی در خصوص برخی مسائل درباره برنامه هسته‌ای ایران قبل از برگزاری نشست آتی مذاکرات 1+5 با ایران، توافق کرده‌اند اما این توافق حاکی از عقب‌نشینی آشکار آمریکا و این رژیم از خواسته‌های قبلی آنان است.


توافق واشنگتن و تل آویو


پایگاه تحلیلی-اطلاعاتی «دبکافایل» در این باره نوشت، واشنگتن و تل‌آویو توافق کرده‌اند که ایران 1000 دستگاه سانتریفیوژ را برای خود حفظ کند.این دو همچنین توافق کرده‌اند که ایران 1000 کیلوگرم اورانیوم غنی‌شده 3.5 درصد را نیز حفظ کند در حالی که در مذاکرات قبل جبهه غرب خواستار خروج کامل اورانیوم غنی‌شده ایران از خاک این کشور بود.

بنا بر این گزارش، واشنگتن و رژیم صهیونیستی همچنین توافق کردند که ایران، هیچ میزان اورانیوم 20 درصد غنی‌شده را در خاک خود نگاه ندارد.


راهکار هایی برای تجدید نظر آمریکا

مجله «تایم» نیز در این زمینه در گزارشی به شکست دیپلماسی «باراک اوباما» رئیس جمهوری آمریکا در قبال ایران اشاره کرده و راهکارهایی برای تجدید نظر در راهبرد آمریکا و موفقیت اوباما در مذاکره هسته‌ای با ایران پیشنهاد کرد.

اوباما که از وارد شدن جنگ با ایران در خصوص مسائل هسته‌ای این کشور ناامید شده و ظاهرا توانسته اسرائیل را هم از این کار باز دارد، قصد دارد گزینه دیگری را امتحان کند و این یعنی این که او اکنون باید تمام توانش را به کار بگیرد تا در فرایند دیپلماتیک جدیدی که قرار است او و متحدان غربی‌اش با ایران داشته باشند کاملا موفق باشد.

مجله تایم در ادمه این گزارش به گفت‌وگو با «تریتا پارسی»، استادیار روابط بین‌الملل دانشگاه جان‌هاپکینز و رئیس شورای ملّی ایران- آمریکاپ نج راهکارهایی ارائه می‌دهد که به زعم وی می‌تواند امریکا را در بهبود روابط دیپلماتیک با ایران یاری دهد.

راهکار اول، مقامات آمریکا می بایستی از دخالت دادن تغییرات داخلی سیاسی در مذاکره با ایران خوددداری کنند؛  تلاش‌های سابق اوباما برای مذاکره با ایران جای این که محدودیتی بر ایران اعمال کنند برای خود آمریکا محدودیت آور بودند زیرا مواردی که این تلاش‌ها دنبال می‌کردند گستردگی نداشتند و تنها به تمایل ایران برای پذیرش مطالبات غرب و سازمان ملل در خصوص برنامه هسته‌ایش محدود می‌شدند؛ ضمن این که چارچوب زمانی تعیین شده برای چنین مذاکراتی نیز به عمد کوتاه در نظر گرفته شده بودند تا از انتقادهای گسترده‌تری که ممکن بود ادعا کنند دولت آمریکا به ایران اجازه داده است تا زمان را بخرد، جلوگیری کنند.

راهکار دوم، دستور کار مذاکره با ایران را تنها به مسئله هسته‌ای محدود نکنند و آن را به موضوعات دیگری که در آنها یافتن زمینه مشترک با تهران ساده‌تر است، گسترش دهند.

راهکار سوم، از ظرفیت بازیگران میانجی نظیر ترکیه و برزیل که روابط مساعدی با هر دو سو دارند، استفاده کند.

راهکار چهارم، استفاده از گزینه تحریم تنها زمانی می‌تواند کارگر واقع شده و برگ ‌برنده آمریکا در «زورآزمایی» با ایران تلقی شود که آمریکا همان‌طور که این تحریم‌ها را وضع می‌کند توان برداشتن آنها را نیز داشته باشد.

در صورتی که آمریکا نتواند در قبال درخواستی که از ایران دارد امتیازاتی به این کشور اعطا کند که از نظر آن مهم و خواستنی است، تهران تمایلی برای دست کشیدن از چیزی که آن را مهم می‌داند نخواهد داشت.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها